تفسیر نمونه

Sure يونس, Verse 11–12, آیت الله العظمی مکارم شیرازی

Zurück zu den Versen

11وَ لَوْ یُعَجِّلُ اللّهُ لِلنّاسِ الشَّرَّ اسْتِعْجالَهُمْ بِالْخَیْرِ لَقُضِیَ إِلَیْهِمْ أَجَلُهُمْ فَنَذَرُ الَّذینَ لایَرْجُونَ لِقاءَنا فی طُغْیانِهِمْ یَعْمَهُونَ

12وَ إِذا مَسَّ الإِنْسانَ الضُّرُّ دَعانا لِجَنْبِهِ أَوْ قاعِداً أَوْ قائِماً فَلَمّا کَشَفْنا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ کَأَنْ لَمْ یَدْعُنا إِلى ضُرّ مَسَّهُ کَذلِکَ زُیِّنَ لِلْمُسْرِفینَ ما کانُوا یَعْمَلُونَ

ترجمه:

11 ـ اگر همان گونه که مردم در به دست آوردن «خوبى»ها عجله دارند، خداوند در مجازاتشان شتاب مى کرد، (به زودى) عمرشان به پایان مى رسید (و همگى نابود مى شدند); ولى کسانى را که ایمان به لقاى ما ندارند، به حال خود رها مى کنیم تا در طغیانشان سرگردان شوند!

12 ـ هنگامى که به انسان زیان (و ناراحتى) رسد، ما را (در هر حال:) در حالى که به پهلو خوابیده، یا نشسته، یا ایستاده است، مى خواند; اما هنگامى که ناراحتى را از او برطرف ساختیم، چنان مى رود که گوئى هرگز ما را براى حل مشکلى که به او رسیده بود، نخوانده است! این گونه براى اسرافکاران، اعمالشان زینت داده شده است (که زشتى این عمل را درک نمى کنند)!

تفسیر:

انسان هاى خود رو!

در این آیات نیز، همچنان سخن پیرامون مسأله پاداش و کیفر بدکاران است.

آیه نخست مى گوید: «اگر خداوند مجازات مردم بد کار را سریعاً در این جهان مى داد، همان گونه که آنها در به دست آوردن نعمت و خیر و نیکى عجله دارند، عمر همگى به پایان مى رسید و اثرى از آنها باقى نمى ماند» (وَ لَوْ یُعَجِّلُ اللّهُ لِلنّاسِ الشَّرَّ اسْتِعْجالَهُمْ بِالْخَیْرِ لَقُضِیَ إِلَیْهِمْ أَجَلُهُمْ).

ولى از آنجا که لطف خداوند همه بندگان ـ حتى بدکاران و کافران و مشرکان را نیز ـ شامل مى شود، در مجازاتشان عجله به خرج نمى دهد، شاید بیدار شوند، توبه کنند، و از بیراهه به راه بازگردند.

به علاوه، اگر مجازات با این سرعت انجام مى گرفت، حالت اختیار که پایه تکلیف است تقریباً از میان مى رفت، و اطاعت مطیعان جنبه اضطرارى به خود مى گرفت; چرا که در صورت تخلّف فوراً مجازات دردناکى را در برابر خود مى دیدند.

این احتمال نیز در تفسیر جمله فوق داده شده است که: گروهى از کفار لجوج ـ همان گونه که آیات قرآن کرارا بازگو کرده ـ به پیامبران مى گفتند: اگر شما راست مى گوئید! هر چه زودتر از خدا بخواهید ما را نابود یا مجازات کند، و اگر خدا مى خواست این تقاضاى آنها را بپذیرد، احدى از آنها باقى نمى ماند.

ولى تفسیر اول نزدیک تر به نظر مى رسد.

و در پایان آیه مى فرماید: «براى مجازاتشان همین بس، افرادى که ایمان به رستاخیز و لقاى ما ندارند را به حال خود رها مى کنیم تا در طغیانشان حیران و سرگردان شوند»، نه حق را از باطل بشناسند، و نه راه را از چاه، (فَنَذَرُ الَّذینَ لایَرْجُونَ لِقاءَنا فی طُغْیانِهِمْ یَعْمَهُونَ).

* * *

آنگاه، اشاره به وجود نور توحید در فطرت، و عمق روح آدمى کرده مى فرماید: «هنگامى که به انسان زیانى مى رسد، و دستش از همه جا کوتاه مى شود، دست به سوى ما دراز مى کند، و ما را در همه حال، در حالى که به پهلو خوابیده یا نشسته یا ایستاده است مى خواند» (وَ إِذا مَسَّ الإِنْسانَ الضُّرُّ دَعانا لِجَنْبِهِ أَوْ قاعِداً أَوْ قائِماً).

آرى، خاصیت مشکلات و حوادث دردناک، کنار رفتن حجاب ها از روى فطرت پاک آدمى است، در کوره حوادث، تمام قشرهاى سیاهى که روى این فطرت را پوشانده است مى سوزد، و از میان مى رود، و براى مدتى ـ هر چند کوتاه ـ درخشش این نور توحیدى آشکار مى گردد.

سپس مى فرماید: اما این افراد، چنان کم ظرفیت و بى خردند که: «به مجرد این که بلا و ناراحتى آنها را بر طرف مى سازیم، آن چنان در غفلت فرو مى روند که، گویا هرگز از ما تقاضائى نداشتند» و ما نیز به آنها کمکى نکردیم (فَلَمّا کَشَفْنا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ کَأَنْ لَمْ یَدْعُنا إِلى ضُرّ مَسَّهُ).

«آرى، این چنین، اعمال مسرفان در نظرشان جلوه داده شده است» (کَذلِکَ زُیِّنَ لِلْمُسْرِفینَ ما کانُوا یَعْمَلُونَ).

اجمال سخن در این که: چه کسى اعمال این گونه افراد را در نظرشان جلوه و زینت مى دهد، این است:

زینت دهنده خداوند است، اما از این طریق که این خاصیت را، در اعمال زشت و آلوده آفریده، که هر قدر انسان به آنها بیشتر آلوده شود، بیشتر خو مى گیرد، و نه تنها قبح و زشتى آنها تدریجاً از میان مى رود، بلکه کم کم به صورت عملى شایسته در نظرشان مجسم مى گردد!

و اما چرا در آیه فوق، این گونه افراد به عنوان «مسرف» (اسرافکار)، معرفى شده اند; به خاطر این که: اسرافى از این بالاتر نیست که انسان، مهم ترین سرمایه وجود خود، یعنى: عمر، سلامت، جوانى و نیروها را بیهوده در راه فساد و گناه و عصیان، و یا در مسیر به دست آوردن متاع بى ارزش و ناپایدار این دنیا به هدر دهد، و در برابر این سرمایه چیزى عائد او نشود.

آیا این کار، اسراف نیست؟! و چنین کسانى مسرف محسوب نمى شوند؟!

* * *

نکته:

انسان در قرآن

درباره «انسان»، تعبیرات مختلفى در قرآن مجید آمده است:

در آیات زیادى از او به «بشر» تعبیر شده.

در آیات فراوانى به «انسان».

و در آیاتى نیز به عنوان «بنى آدم».

و عجیب این که: در بسیارى از آیاتى که از او به انسان تعبیر شده، صفات نکوهیده و مذمومى براى او ذکر گردیده است، مثلاً:

1 ـ در آیات مورد بحث، انسان به عنوان یک موجود فراموش کار و حق ناشناس معرفى شده (مَرَّ کَأَنْ لَمْ یَدْعُنا).

2 ـ در جاى دیگر، به عنوان یک موجود ضعیف (خُلِقَ الإِنْسانُ ضَعِیفاً).(1)

3 ـ در مورد دیگر، به عنوان یک موجود ستمگر و کفران کننده (إِنَّ الإِنْسانَ لَظَلُومٌ کَفّار).(2)

4 ـ در مورد چهارم، انسان را بخیل معرفى مى کند (وَ کانَ الإِنْسانُ قَتُوراً).(3)

5 ـ در مورد پنجم، موجودى عجول (وَ کانَ الإِنْسانُ عَجُولاً).(4)

6 ـ در مورد ششم، کفور و کفران کننده (وَ کانَ الإِنْسانُ کَفُوراً).(5)

7 ـ در مورد هفتم، موجودى پرخاشگر (کانَ الإِنْسانُ أَکْثَرُ شَىْء جَدَلاً).(6)

8 ـ در هشتمین مورد، ظلوم و جهول (إِنَّهُ کانَ ظَلُوماً جَهُولاً).(7)

9 ـ در نهمین مورد، کفور مبین و کفران کننده آشکار (إِنَّ الإِنْسانَ لَکَفُورٌ مُبِین).(8)

10 ـ در بار دهم، موجودى کم ظرفیت و دمدمى مزاج، که هنگام نعمت بخیل، و به هنگام بلا پر جزع است (إِنَّ الإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً * إِذا مَسَّهُ الشَّرُ جَزُوعاً * وَ إِذا مَسَّهُ الْخَیْرُ مَنُوعاً).(9)

11 ـ در یازدهمین مورد، مغرور، حتى در برابر خدا (یا أَیُّهَا الإِنْسانُ ما غَرَّکَ بِرَبِّکَ الْکَرِیْمِ).(10)

12 ـ و بالاخره در دوازدهمین مورد، موجودى که به هنگام نعمت طغیان مى کند (إِنَّ الإِنْسانَ لَیَطْغى * أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى).(11)

به این ترتیب، مى بینیم: «انسان» در قرآن مجید، به عنوان موجودى که داراى جنبه هاى منفى فراوان و نقطه هاى ضعف متعددى است، معرفى شده است.

آیا این همان انسانى است که: خدا او را در احسن تقویم، و «بهترین ساختمان»، آفریده است؟ (لَقَدْ خَلَقْنَا الإِنْسانَ فِى أَحْسَنِ تَقْوِیم).(12)

و نیز، آیا این همان انسانى است که: خدا معلم او بوده و آنچه را نمى دانسته است به وى آموخته است؟ (عَلَّمَ الإِنْسانَ ما لَمْ یَعْلَم).(13)

و آیا این همان انسانى است که: خدا بیان به او آموخته؟ (خَلَقَ الإِنْسانَ * عَلَّمَهُ الْبَیان).(14)

و بالاخره، آیا این همان انسانى است که: خدا او را در مسیر پروردگار به سعى و تلاش واداشته؟ (یا أَیُّهَا الإِنْسانُ إِنَّکَ کادِحٌ إِلى رَبِّکَ کَدْحاً).(15)

باید دید چه انسان هائى هستند که، با آن همه کرامت و محبت الهى، این همه نقاط ضعف و نارسائى از خود نشان مى دهند؟!

ظاهر این است که: این بحث ها همه مربوط به انسانهائى است که، تحت تربیت رهبران الهى قرار نگرفته، بلکه به صورت گیاهى خود رو، پرورش یافته اند، نه معلمى، نه راهنمائى، و نه بیدارکننده اى داشته اند، شهواتشان آزاد، و در میان هوس ها غوطهور هستند.

بدیهى است چنین انسان هائى، نه تنها از امکانات فراوان و سرمایه هاى عظیم وجود خویش بهره نمى گیرند، بلکه با به کار انداختن آنها در مسیرهاى انحرافى و غلط، به صورت موجوداتى خطرناک، و سرانجام نا توان و بینوا در مى آیند.

و گرنه، انسانى که با استفاده از وجود رهبران الهى، و به کار گرفتن اندیشه و فکر، و قرار گرفتن در مسیر حرکت تکاملى و حق و عدالت، به مرحله «آدمیت» گام مى نهد، و شایسته نام «بنى آدم» مى شود، به جائى مى رسد که به جز خدا نمى بیند، آن چنان که قرآن مى فرماید: وَ لَقَدْ کَرَّمْنا بَنِى آدَمَ وَ حَمَلْناهُمْ فِى البَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّیِّباتِ وَ فَضَّلْناهُمْ عَلى کَثِیْر مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضِیلاً:

«ما آدمى زادگان را گرامى داشتیم، و صفحه خشکى و دریا را جولانگاه آنها قرار دادیم، و از روزى هاى پاکیزه به او بخشیدیم، و بر بسیارى از مخلوقات خود فضیلت و برتریش دادیم».(16)

* * *

1 ـ نساء، آیه 28.

2 ـ ابراهیم، آیه 34.

3 ـ اسراء، آیه 100.

4 ـ اسراء، آیه 11.

5 ـ اسراء، آیه 67.

6 ـ کهف، آیه 54.

7 ـ احزاب، آیه 72.

8 ـ زخرف، آیه 15.

9 ـ معارج، آیات 19 تا 21.

10 ـ انفطار، آیه 6.

11 ـ علق، آیات 6 و 7.

12 ـ تین، آیه 4.

13 ـ علق، آیه 5.

14 ـ رحمان، آیات 3 و 4.

15 ـ انشقاق، آیه 6.

16 ـ اسراء، آیه 70.

Quelle und Lizenz dieses Kommentars

Quelle: Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi) · Office of Grand Ayatollah Naser Makarem ShiraziLizenz: Notice of the publisher: use with mention of the source is permitted (not an open licence)

Dieser Kommentar gibt das Verständnis seines Verfassers wieder, nicht die Sicht von Siraj.

Stelle in der Quelle: https://quran.makarem.ir/fa/interpretation?sura=10&verse=11, Textcode a24f1b948c73

Details Quelle und Lizenz dieses Kommentars

Tafsir Nemooneh (تفسیر نمونه), the Persian commentary of the Quran written under Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi with a group of co-authors, as published on https://quran.makarem.ir/, the Quran and tafsir site of the office of آیت الله العظمی مکارم شیرازی: one page per ayah (/fa/interpretation?sura=…&verse=…). Part 02: surah 5 ayah 1 to surah 10 ayah 109, 330 passages. Terms: the footer notice of that site, «استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.» (Use of the content with mention of the source is permitted.); a notice of the publisher, not an open licence. Passages: the site serves one commentary for a passage on the page of each of its ayahs; consecutive ayahs of one surah whose pages serve the same commentary form one record with that range. An ayah whose page serves no commentary of its own joins a neighbouring passage only when that passage quotes it. Changes: only the HTML markup of the commentary block was removed: block elements became paragraphs separated by one blank line, a line-break tag a line feed, inline tags gave their text unchanged; the character references (  « » >) were replaced by the characters they name; white space of the markup was collapsed to one space and dropped at the edges of a paragraph; the footnotes stay where the page has them, after the text, with their markers; nothing else was changed. Not taken: the ayah and its translation shown above the commentary. Retrieved 2026-10-16 to 2026-10-23: 6248 requests one at a time, at least 6 seconds apart (6236 answered 200, one per ayah); the list of the requests (raw/index.jsonl) has SHA-256 ad7f694f4fd24e1501a679a2db6df2c800c78c6d4d0773cf3a1e883e6fe16f4c.

Quelle
Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi)
Herausgeber
Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi
Version der Quelle
retrieved-2026-10-16
Code der Sammlung
makarem-tafsir-nemooneh-2026-10-23-part02
Sprache und Richtung
Persisch, Zwölferschia
Zur Anzeige freigegeben
Anzahl der Texte
330
Quelle öffnen