تفسیر نمونه

Sure الكهف, Verse 57–59, آیت الله العظمی مکارم شیرازی

Zurück zu den Versen

57وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُکِّرَ بإِ یاتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنْها وَ نَسِیَ ما قَدَّمَتْ یَداهُ إِنّا جَعَلْنا عَلى قُلُوبِهِمْ أَکِنَّةً أَنْ یَفْقَهُوهُ وَ فِی آذانِهِمْ وَقْراً وَ إِنْ تَدْعُهُمْ إِلَى الْهُدى فَلَنْ یَهْتَدُوا إِذاً أَبَداً

58وَ رَبُّکَ الْغَفُورُ ذُو الرَّحْمَةِ لَوْ یُؤاخِذُهُمْ بِما کَسَبُوا لَعَجَّلَ لَهُمُ الْعَذابَ بَلْ لَهُمْ مَوْعِدٌ لَنْ یَجِدُوا مِنْ دُونِهِ مَوْئِلاً

59وَ تِلْکَ الْقُرى أَهْلَکْناهُمْ لَمّا ظَلَمُوا وَ جَعَلْنا لِمَهْلِکِهِمْ مَوْعِداً

ترجمه:

57 ـ چه کسى ستمکارتر است از آن کس که آیات پروردگارش به او تذکر داده شد، و از آن روى گرداند، و آنچه را با دست هاى خود پیش فرستاد فراموش کرد؟! ما بر دل هاى اینها پرده هائى افکنده ایم تا نفهمند; و در گوش هایشان سنگینى قرار داده ایم; و از این رو اگر آنها را به سوى هدایت بخوانى، هرگز هدایت نمى شوند.

58 ـ و پروردگارت، آمرزنده و صاحب رحمت است; اگر مى خواست آنان را به خاطر اعمالشان مجازات کند، عذاب را هر چه زودتر براى آنها مى فرستاد; ولى براى آنان موعدى است که هرگز از آن راه فرارى نخواهند داشت!

59 ـ این شهرها و آبادى هائى است که ما آنها را هنگامى که ستم کردند هلاک نمودیم; و براى هلاکتشان موعدى قرار دادیم! (آنها با چشم مى بینند، ولى عبرت نمى گیرند)!

تفسیر:

در مجازات الهى عجله نمى شود

از آنجا که در آیات پیشین، سخن از گروهى از کافران تاریک دل و متعصب در میان بود، آیات فوق نیز همان بحث را تعقیب مى کند.

نخست مى گوید: «چه کسى ستمکارتر است از آنها که به هنگام تذکر آیات پروردگارشان، از آن روى مى گردانند و کارهاى گذشته خود را بدست فراموشى مى سپارند» (وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُکِّرَ بإِ یاتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنْها وَ نَسِیَ ما قَدَّمَتْ یَداهُ).

تعبیر به «تذکر» (یادآورى) گویا اشاره به این است که: تعلیمات انبیاء از قبیل یادآورى حقائقى است که به طور فطرى در اعماق روح انسان وجود دارد و کار پیامبران پرده برداشتن از روى آن است.

این معنى در خطبه اول «نهج البلاغه» نیز آمده است، آنجا که مى فرماید: لِیَسْتأْدُوهُمْ مِیثاقَ فِطْرَتِهِ وَ یُذَکِّرُوهُمْ مَنْسِیَّ نِعْمَتِهِ وَ یَحْتَجُّوا عَلَیْهِمْ بِالتَّبْلِیغِ وَ یُثِیرُوا لَهُمْ دَفائِنَ الْعُقُولِ:

«هدف از بعثت پیامبران آن بوده که انسان ها را وادار به وفا کردن به پیمان فطرت کنند، نعمت هاى فراموش شده خدا را به یاد آنها بیاورند، از طریق تبلیغ بر آنها اتمام حجت کنند و گنجینه هاى پنهانى عقل ها را آشکار سازند»!.

جالب این که: در این آیه، از سه طریق به این کوردلان درس بیدارى مى دهد: نخست این که: این حقائق با فطرت و وجدان و جان شما کاملاً آشناست.

دیگر این که: از سوى پروردگار خودتان آمده (آیاتِ رَبِّهِ).

و سوم این که: فراموش نکنید شما خطاهائى انجام داده اید که برنامه انبیاء براى شستشوى آنهاست (نَسِىَ ما قَدَّمَتْ یَداهُ).

ولى این عده با همه اینها هرگز ایمان نمى آورند; «چرا که ما بر دلهایشان پرده افکنده ایم تا نفهمند! و در گوش هایشان سنگینى قرار داده ایم تا صداى حق را نشنوند» (إِنّا جَعَلْنا عَلى قُلُوبِهِمْ أَکِنَّةً أَنْ یَفْقَهُوهُ وَ فِی آذانِهِمْ وَقْراً).(1)

«و لذا اگر آنها را به سوى هدایت بخوانى هرگز هدایت را پذیرا نخواهند شد» (وَ إِنْ تَدْعُهُمْ إِلَى الْهُدى فَلَنْ یَهْتَدُوا إِذاً أَبَداً).

شاید، محتاج به تذکر نباشد که: خداوند اگر حس تشخیص و قدرت درک و شنیدن را از آنها گرفته، به خاطر همان «ما قَدَّمَتْ یَداهُ» و اعمالى است که قبلاً انجام داده اند، و این کیفر اثر مستقیم اعمال خود آنهاست، بلکه، به تعبیر دیگر همان اعمال زشت و ننگین، تبدیل به «پرده» و «سنگینى» (کنان و وقر) بر دل ها و گوش هایشان، شده است، و این حقیقتى است که: بسیارى از آیات قرآن از آن سخن مى گوید، مثلاً در آیه 155 سوره «نساء» مى خوانیم: بَلْ طَبَعَ اللّهُ عَلَیْها بِکُفْرِهِمْ فَلا یُؤْمِنُونَ إِلاّ قَلِیلاً:

«خداوند به خاطر کفرشان بر دل هاى آنها مهر نهاده، لذا جز گروه اندکى ایمان نمى آورند».

اما آنها که از هر بهانه اى براى اثبات مکتب جبر، بهره گیرى مى کنند بدون این که، جمله هاى دیگر این آیه را در نظر بگیرند، و سایر آیات قرآن را که مفسر آن است در کنار آن بگذارند، به ظاهر تعبیر فوق چسبیده، و از آن براى اثبات مکتب خود کمک گرفته اند، در حالى که پاسخ آن، همان گونه که گفتیم کاملاً روشن است.

* * *

و از آنجا که برنامه تربیتى خداوند، نسبت به بندگان چنین است که: تا آخرین مرحله، به آنها فرصت مى دهد، و هرگز مانند جباران روزگار، فوراً اقدام به مجازات نمى کند، بلکه «رحمت واسعه» او همیشه ایجاب مى کند: حداکثر فرصت را به گناهکاران بدهد، در آیه بعد مى گوید:

«پروردگار تو آمرزنده و صاحب رحمت است» (وَ رَبُّکَ الْغَفُورُ ذُو الرَّحْمَةِ).

«اگر مى خواست آنها را طبق اعمالشان مجازات کند، هر چه زودتر عذاب را بر آنها مى فرستاد» (لَوْ یُؤاخِذُهُمْ بِما کَسَبُوا لَعَجَّلَ لَهُمُ الْعَذابَ).

«ولى براى آنها موعدى است که با فرا رسیدن آن، راه فرارى نخواهند داشت» (بَلْ لَهُمْ مَوْعِدٌ لَنْ یَجِدُوا مِنْ دُونِهِ مَوْئِلاً).(2)

غفران او ایجاب مى کند: توبه کاران را بیامرزد، و رحمت او اقتضاء دارد در عذاب غیر آنها نیز تعجیل نکند، شاید به صفوف توبه کاران بپیوندند ولى عدالت او هم اقتضاء مى کند، وقتى طغیان و سرکشى به آخرین درجه رسید، حسابشان را صاف کند و اصولاً، بقاء چنین افراد فاسد و مفسدى که امیدى به اصلاحشان نیست، از نظر حکمت آفرینش معنى ندارد، باید نابود شوند، و زمین از لوث وجودشان پاک گردد.

* * *

و سرانجام براى آخرین تذکر و هشدار، در این سلسله آیات، سرنوشت تلخ و دردناک ستمکاران پیشین را یادآورى کرده، مى گوید: «و اینها شهرها و آبادى هائى است که ویرانه هاى آنها در برابر چشم شما قرار دارد، و ما آنها را به هنگامى که مرتکب ظلم و ستم شدند، هلاک کردیم، و در عین حال، در عذاب شان تعجیل ننمودیم، بلکه موعدى براى هلاکشان قرار دادیم» (وَ تِلْکَ الْقُرى أَهْلَکْناهُمْ لَمّا ظَلَمُوا وَ جَعَلْنا لِمَهْلِکِهِمْ مَوْعِداً).

* * *

1 ـ همان گونه که سابقاً گفته ایم: «أَکِنَّةً» جمع «کنان» (بر وزن کتاب) به معنى پرده یا هر چیزى است که مستور مى سازد، و «وَقْر» به معنى سنگینى گوش است.

2 ـ «مَوْئِل» از ماده «وئل» (بر وزن سرو) به معنى «ملجأ و پناهگاه و وسیله نجات» است.

Quelle und Lizenz dieses Kommentars

Quelle: Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi) · Office of Grand Ayatollah Naser Makarem ShiraziLizenz: Notice of the publisher: use with mention of the source is permitted (not an open licence)

Dieser Kommentar gibt das Verständnis seines Verfassers wieder, nicht die Sicht von Siraj.

Stelle in der Quelle: https://quran.makarem.ir/fa/interpretation?sura=18&verse=57, Textcode 331f6df6070a

Details Quelle und Lizenz dieses Kommentars

Tafsir Nemooneh (تفسیر نمونه), the Persian commentary of the Quran written under Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi with a group of co-authors, as published on https://quran.makarem.ir/, the Quran and tafsir site of the office of آیت الله العظمی مکارم شیرازی: one page per ayah (/fa/interpretation?sura=…&verse=…). Part 03: surah 11 ayah 1 to surah 19 ayah 98, 228 passages. Terms: the footer notice of that site, «استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.» (Use of the content with mention of the source is permitted.); a notice of the publisher, not an open licence. Passages: the site serves one commentary for a passage on the page of each of its ayahs; consecutive ayahs of one surah whose pages serve the same commentary form one record with that range. An ayah whose page serves no commentary of its own joins a neighbouring passage only when that passage quotes it. Changes: only the HTML markup of the commentary block was removed: block elements became paragraphs separated by one blank line, a line-break tag a line feed, inline tags gave their text unchanged; the character references (  « » >) were replaced by the characters they name; white space of the markup was collapsed to one space and dropped at the edges of a paragraph; the footnotes stay where the page has them, after the text, with their markers; nothing else was changed. Not taken: the ayah and its translation shown above the commentary. Retrieved 2026-10-16 to 2026-10-23: 6248 requests one at a time, at least 6 seconds apart (6236 answered 200, one per ayah); the list of the requests (raw/index.jsonl) has SHA-256 ad7f694f4fd24e1501a679a2db6df2c800c78c6d4d0773cf3a1e883e6fe16f4c.

Quelle
Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi)
Herausgeber
Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi
Version der Quelle
retrieved-2026-10-16-to-2026-10-17
Code der Sammlung
makarem-tafsir-nemooneh-2026-10-23-part03
Sprache und Richtung
Persisch, Zwölferschia
Zur Anzeige freigegeben
Anzahl der Texte
228
Quelle öffnen