تفسیر نمونه

Sure البقرة, Vers 286, آیت الله العظمی مکارم شیرازی

Zurück zu den Versen

چند تقاضاى مهم

همان گونه که در تفسیر آیه قبل گذشت، این دو آیه ناظر به کسانى است که از شنیدن این جمله که: اگر چیزى را در دل پنهان دارید، و آشکار سازید خداوند آن را محاسبه کرده و مطابق آن جزا مى دهد، نگران شدند و گفتند: هیچ یک از ما  از وسوسه ها و خطورات قلبى خالى نیست.

این آیه مى گوید: «خداوند هیچ کس را جز به اندازه توانایى اش تکلیف نمى کند» (لا یُکَلِّفُ اللّهُ نَفْساً إِلاّ وُسْعَها).

«وُسْع» از نظر لغت به معنى گشایش و قدرت است، بنابراین، آیه، این حقیقت عقلى را تأیید مى کند، که وظایف و تکالیف الهى هیچ گاه بالاتر از میزان قدرت و توانائى افراد نیست و لذا باید گفت: تمام احکام، با همین آیه تفسیر و تقیید مى گردد، و به مواردى که تحت قدرت انسان است اختصاص مى یابد.

بدیهى است: یک قانون گزار حکیم و دادگر، نمى تواند غیر از این قانون وضع کند، ضمناً جمله فوق، بار دیگر این حقیقت را تأیید مى کند که هیچ گاه احکام شرعى از احکام عقلى و فرمان عقل و خرد جدا نمى گردد، و این دو در همه مراحل دوش به دوش یکدیگر، پیش مى روند.

آن گاه مى افزاید: «(هر کس) هر کار (نیکى) انجام دهد براى خود انجام داده و هر کار (بدى) کند به زیان خود کرده است» (لَها ما کَسَبَتْ وَ عَلَیْها مَا اکْتَسَبَتْ).

آرى، هر کسى محصول عمل نیک و بد خود را مى چیند و در این جهان و جهان دیگر با نتایج و عواقب آن روبرو خواهد شد.

آیه فوق، با این بیان، مردم را به مسئولیت خود و عواقب کار خویش متوجه مى سازد و بر افسانه جبر، اقبال، طالع و موهومات دیگرى از این قبیل که افرادى براى تبرئه خویش دست و پا کرده اند، خط بطلان مى کشد.

قابل توجه این که: در آیه شریفه در مورد اعمال نیک «کَسَبَتْ» گفته شده و در مورد اعمال بد «اِکْتَسَبَتْ»، شاید تفاوت در تعبیر به خاطر این باشد که «کَسَبَ» درباره امورى گفته مى شود که انسان با تمایل درونى و بدون تکلف آن را انجام مى دهد و موافق فطرت او است، در حالى که «اِکْتَسَبَ» نقطه مقابل آن است، یعنى: کارهائى که بر خلاف فطرت و نهاد آدمى مى باشد و این خود مى رساند که اعمال نیک مطابق فطرت و نهاد آدمى است و اعمال شرّ ذاتاً بر خلاف فطرت است.

«راغب» در «مفردات» در تفاوت این دو تعبیر، مطلب دیگرى گفته است که آن هم قابل دقت مى باشد، و آن این که: «کَسَبَ» مخصوص کارهائى است که فایده آن منحصر به خود انسان نیست بلکه دیگران را هم در بر مى گیرد. (مانند اعمال خیر که نتیجه آن تنها شخص انجام دهنده را شامل نمى شود، بلکه ممکن است بستگان، نزدیکان و دوستان او هم در آن سهیم باشند)، در حالى که «اِکْتِساب» در مواردى گفته مى شود که اثر کار، تنها دامنگیر خود انسان مى گردد و این در مورد گناه است. (البته باید توجه داشت که این تفاوت ها در صورتى است که «کسب» و «اکتساب» در مقابل هم قرار گیرند).

و به دنبال این دو اصل اساسى، (تکلیف به مقدار قدرت است و هر کسى مسئول اعمال خویش است) از زبان مؤمنان هفت درخواست از درگاه پروردگار بیان مى کند که: در واقع آموزشى است براى همگان، که چه بگویند و چه بخواهند.

نخست مى گوید: «پروردگارا! اگر ما فراموش کردیم یا خطا نمودیم ما را مؤاخذه مکن»! (رَبَّنا لا تُؤاخِذْنا إِنْ نَسینا أَوْ أَخْطَأْنا).

آنها چون مى دانند مسئول اعمال خویش اند لذا با تضرعى مخصوص، خدا را به عنوان ربّ و کسى که لطف ویژه اى در پرورششان داشته و دارد، مى خوانند و مى گویند: زندگى به هر حال خالى از فراموشى، خطا و اشتباه نیست، ما مى کوشیم به سراغ گناه عمدى نرویم، اما خطاها و لغزش ها را تو بر ما ببخش.

بحثى که در اینجا مطرح مى گردد این است که: مگر امکان دارد پروردگار کسى را در برابر لغزشى که از فراموشى یا عدم توجه سرچشمه گرفته، مجازات نماید؟ تا زمینه اى براى این درخواست بماند؟

در پاسخ این سؤال باید گفت: گاهى فراموشى نتیجه سهل انگارى خود انسان است، مسلّم است که این گونه فراموشى ها از انسان سلب مسئولیت نمى کند مانند این که: در قرآن آمده است: فَذُوقُوا بِما نَسیتُمْ لِقاءَ یَوْمِکُمْ هذا: «بچشید عذاب خدا را در برابر آن که این روز را فراموش کردید».(1)

بنابراین، فراموشکارى هائى که زاییده سهل انگارى است قابل مجازات است.

موضوع دیگرى که باید به آن توجه داشت این است که: «نسیان» و «خطا» با یکدیگر فرق روشنى دارد.

«خطا» معمولاً به کارهائى گفته مى شود که از روى غفلت و عدم توجه از انسان سر مى زند، مثل این که کسى به هنگام شکار تیرى مى اندازد، به انسانى، بدون قصد، اصابت مى کند و او را مجروح مى نماید. ولى «نسیان» در جائى گفته مى شود که انسان با توجه دنبال کار مى رود ولى مشخصات حادثه را فراموش کرده، مثل این که کسى بى گناهى را مجازات کند به گمان این که گناهکار است; زیرا مشخصات گناهکار واقعى را فراموش نموده است.

پس از آن به بیان دومین درخواست آنان پرداخته، مى گوید: «پروردگارا! بار سنگینى بر دوش ما قرار مده! آن چنان که بر کسانى که پیش از ما بودند (به کیفر گناهان و طغیانشان) قرار دادى» (رَبَّنا وَ لا تَحْمِلْ عَلَیْنا إِصْراً کَما حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذینَ مِنْ قَبْلِنا).

«اِصْر» در اصل، به معنى نگهدارى و محبوس ساختن است، و به هر کار سنگین که انسان را از فعالیت باز مى دارد، گفته مى شود، و نیز به عهد و پیمان ها که آدمى را محدود مى سازد، اطلاق مى گردد.

به همین دلیل، مجازات و کیفر را نیز گاهى «اِصْر» مى گویند، در این جمله مؤمنان از خداوند تقاضا دارند، از تکالیف سنگین، که گاهى موجب تخلف افراد از اطاعت پروردگار مى گردد، آنها را معاف دارد. و این همان چیزى است که درباره دستورات اسلام از زبان پیغمبر(صلى الله علیه وآله) نقل شده: بُعِثْتُ بِالْحَنِیْفِیَّةِ السَّمْحَةِ السَّهْلَةِ: «من به آیینى مبعوث شده ام که عمل به آن براى همه سهل و آسان است».(2)

در اینجا ممکن است سؤال شود: اگر آسان بودن شریعت و آئین خوب است پس چرا در اقوام پیشین نبوده؟

در پاسخ باید گفت: همان طور که از آیات قرآن استفاده مى شود: تکالیف شاق براى امم پیشین، در اصل شریعت نبوده، بلکه پس از نافرمانى ها به عنوان عقوبت و کیفر قرار داده شده است. همان طور که بنى اسرائیل به خاطر نافرمانى هاى پى درپى، از خوردن پاره اى از گوشت هاى حلال محروم شدند.(3)

در سومین در خواست مى گویند: «پروردگارا! مجازاتهائى که طاقت تحمل آن را نداریم براى ما مقرّر مدار»! (رَبَّنا وَ لا تُحَمِّلْنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ).

این جمله ممکن است اشاره به آزمایش هاى طاقت فرسا یا مجازات هاى سنگین دنیا و آخرت و یا هر دو باشد، و شاید تعبیر به «لاتَحْمِلْ» در جمله قبل و «لاتُحَمِّلْ» (با تشدید) در این جمله، به خاطر همین است; زیرا تعبیر اول، اشاره به مسائل مشکل و تعبیر دوم اشاره به مسائل طاقت فرسا است.

و در چهارمین و پنجمین و ششمین تقاضا مى گویند: «ما را ببخش! و گناهان ما را بپوشان! و مشمول رحمت خود قرار ده» (وَ اعْفُ عَنّا وَ اغْفِرْ لَنا وَ ارْحَمْنا).

«عَفْو» در لغت به معنى محو کردن آثار چیزى است، و غالبا به معنى محو آثار گناه مى آید، که هم شامل آثار طبیعى آن مى شود، و هم شامل مجازات آن.

در حالى که مغفرت تنها به معنى پوشاندن گناه است.

بنابراین، مؤمنان هم از خدا مى خواهند: گناهانشان را بپوشاند، هم آثار وضعى و تکوینى آن را از روح و روانشان بزداید و هم کیفر آن را از آنان بردارد، و سپس، از او مى خواهند رحمت واسعه اش که همه چیز را در بر مى گیرد، شامل حال آنان شود.

و بالاخره در هفتمین و آخرین درخواست مى گویند: «تو مولى و سرپرست مائى، پس ما را بر جمعیت کافران پیروز گردان»! (أَنْتَ مَوْلانا فَانْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْکافِرینَ).

و به این ترتیب، تقاضاهاى آنان شامل دنیا و آخرت و پیروزى هاى فردى، اجتماعى، عفو، بخشش و رحمت الهى مى گردد، و این تقاضائى است بسیار جامع.

* * *

نکته ها:

1 ـ هماهنگى دل و زبان

از آنجا که در این دو آیه خلاصه اى از تمام سوره «بقره» آمده است، و روح تسلیم در برابر آفریدگار جهان را به ما مى آموزد، این نکته خاطرنشان شده که:

 اگر مؤمنان از خدا مى خواهند که از لغزش هاى آنان درگذرد و در برابر دشمنان گوناگون پیروزشان گرداند، باید برنامه «سَمِعْنا وَ أَطَعْنا» را انجام دهند و بگویند: «ما نداى منادیان را از جان و دل پذیرفتیم و در صدد پیروى از آن بر آمدیم» و در این راه از هر گونه تلاش و کوشش باز نایستند و سپس، از خداوند خواستار پیروزى بر موانع و دشمنان گردند.

تکرار نام خدا به عنوان «رَبَّنا» و کسى که لطف خاصى در پرورش آنان دارد این حقیقت را تکمیل مى کند.

لذا رهبران اسلام در ضمن احادیث متعددى، مسلمین را به خواندن این دو آیه ترغیب کرده و ثواب هاى گوناگونى براى آن بیان داشته اند(4) که اگر زبان و دل در تلاوت این آیات هماهنگ گردند، و تنها سخن نباشد بلکه برنامه زندگى گردد، خواندن همین دو آیه، مى تواند کانون دل را با آفریدگار جهان پیوند دهد، روح و روان را صفا بخشد و عامل تحرک و فعالیت گردد.

* * *

2 ـ تکلیف ما لا یُطاق

از این آیه به خوبى استفاده مى شود: «تکلیف ما لا یطاق» وجود ندارد، نه در اسلام و نه در ادیان دیگر و اصل، آزادى اراده است; زیرا مى گوید: هر کس در گرو اعمال نیک و بد خویش است، هر کار نیکى انجام دهد براى خود انجام داده و هر کار بدى انجام دهد به زیان خود کرده است، تقاضاى عفو و بخشش و مغفرت نیز شاهد این مدعا است.

و این امر، هماهنگ با منطق عقل و مسأله حسن و قبح است; چرا که خداوند حکیم هرگز چنین کارى را نمى کند و این خود دلیلى است بر نفى مسأله «جبر»، چگونه ممکن است خداوند بندگان را بر گناه مجبور سازد و در عین حال نهى از گناه کند؟

ولى تکالیف شاق و مشکل، امر محالى نیست همانند تکالیف شاقى که در مورد بنى اسرائیل وجود داشته و آن هم مولود اعمال خودشان و کیفر خیره سرى هاى آنها بوده است.

* * *

پایان سوره بقره(5)

16 / 2 / 1372

1 ـ سجده، آیه 14.

2 ـ «بحار الانوار»، جلد 30، صفحه 548، جلد 64، صفحه 136، جلد 22، صفحه 364، جلد 65، صفحات 319 و 364، جلد 79، صفحه 233، و جلد 87، صفحه 343 ـ «کافى»، جلد 5، صفحه 494، با تفاوت (دار الکتب الاسلامیة) ـ «وسائل الشیعه»، جلد 8، صفحه 116، و جلد 20، صفحه 107 (چاپ آل البیت).

3 ـ انعام، آیه 146 ـ نساء، آیه 160.

4 ـ «مستدرک»، جلد 3، صفحات 391 و 392، و جلد 4، صفحات 401 و 402 (چاپ آل البیت) ـ «بحار الانوار»، جلد 84، صفحات 234، 240 و 241، جلد 86، صفحه 318، جلد 90، صفحه 272، و جلد 94، صفحات 171، 215، 272، 336 و...

5 ـ پروردگارا! توفیق فراگیرى و عمل به دستوراتى که در این سوره آمده است را به ما عنایت فرما!

بار الها! ما را آن چنان مورد لطف خود قرار ده که چون بنى اسرائیل بهانه جو نباشیم!

خداوندا! ما را از مصادیق آیاتِ آخرینِ این سوره قرار ده!

آمِیْنَ یا رَبَّ الْعالَمِیْنَ   15 / 6 / 1383

Quelle und Lizenz dieses Kommentars

Quelle: Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi) · Office of Grand Ayatollah Naser Makarem ShiraziLizenz: Notice of the publisher: use with mention of the source is permitted (not an open licence)

Dieser Kommentar gibt das Verständnis seines Verfassers wieder, nicht die Sicht von Siraj.

Stelle in der Quelle: https://quran.makarem.ir/fa/interpretation?sura=2&verse=286, Textcode 5573a0abacbf

Details Quelle und Lizenz dieses Kommentars

Tafsir Nemooneh (تفسیر نمونه), the Persian commentary of the Quran written under Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi with a group of co-authors, as published on https://quran.makarem.ir/, the Quran and tafsir site of the office of آیت الله العظمی مکارم شیرازی: one page per ayah (/fa/interpretation?sura=…&verse=…). Part 01: surah 1 ayah 1 to surah 4 ayah 176, 372 passages. Terms: the footer notice of that site, «استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.» (Use of the content with mention of the source is permitted.); a notice of the publisher, not an open licence. Passages: the site serves one commentary for a passage on the page of each of its ayahs; consecutive ayahs of one surah whose pages serve the same commentary form one record with that range. An ayah whose page serves no commentary of its own joins a neighbouring passage only when that passage quotes it. Changes: only the HTML markup of the commentary block was removed: block elements became paragraphs separated by one blank line, a line-break tag a line feed, inline tags gave their text unchanged; the character references (  « » >) were replaced by the characters they name; white space of the markup was collapsed to one space and dropped at the edges of a paragraph; the footnotes stay where the page has them, after the text, with their markers; nothing else was changed. Not taken: the ayah and its translation shown above the commentary. Retrieved 2026-10-16 to 2026-10-23: 6248 requests one at a time, at least 6 seconds apart (6236 answered 200, one per ayah); the list of the requests (raw/index.jsonl) has SHA-256 ad7f694f4fd24e1501a679a2db6df2c800c78c6d4d0773cf3a1e883e6fe16f4c.

Quelle
Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi)
Herausgeber
Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi
Version der Quelle
retrieved-2026-10-16
Code der Sammlung
makarem-tafsir-nemooneh-2026-10-23-part01
Sprache und Richtung
Persisch, Zwölferschia
Zur Anzeige freigegeben
Anzahl der Texte
372
Quelle öffnen