تفسیر نمونه

Sure الأنبياء, Verse 95–97, آیت الله العظمی مکارم شیرازی

Zurück zu den Versen

95وَ حَرامٌ عَلى قَرْیَة أَهْلَکْناها أَنَّهُمْ لایَرْجِعُونَ

96حَتّى إِذا فُتِحَتْ یَأْجُوجُ وَ مَأْجُوجُ وَ هُمْ مِنْ کُلِّ حَدَب یَنْسِلُونَ

97وَ اقْتَرَبَ الْوَعْدُ الْحَقُّ فَإِذا هِیَ شاخِصَةٌ أَبْصارُ الَّذِینَ کَفَرُوا یا وَیْلَنا قَدْ کُنّا فِی غَفْلَة مِنْ هذا بَلْ کُنّا ظالِمِینَ

ترجمه:

95 ـ و حرام است بر شهرها و آبادى هائى که (بر اثر گناه) نابودشان کردیم (که به دنیا باز گردند;) آنها هرگز باز نخواهند گشت!

96 ـ تا آن زمان که «یأجوج» و «مأجوج» گشوده شوند; و آنها از هر محل مرتفعى به سرعت عبور مى کنند.

97 ـ و وعده حق (قیامت) نزدیک مى شود; در آن هنگام چشم هاى کافران از وحشت از حرکت باز مى ماند; (مى گویند:) اى واى بر ما که از این (جریان) در غفلت بودیم; بلکه ما ستمکار بودیم!

تفسیر:

کافران در آستانه رستاخیز

در آخرین آیات بحث گذشته، سخن از «مؤمنان نیکوکار و صالح العمل» بود، و در نخستین آیه مورد بحث، به افرادى اشاره مى کند که در نقطه مقابل آنها قرار دارند، آنها که تا آخرین نفس به ضلالت و فساد ادامه مى دهند.

مى فرماید: «و حرام است بر شهرهائى که آنها را به جرم گناهانشان نابود کردیم به دنیا بازگردند آنها هرگز باز نخواهند گشت» (وَ حَرامٌ عَلى قَرْیَة أَهْلَکْناها أَنَّهُمْ لایَرْجِعُونَ).(1)

در حقیقت آنها کسانى هستند که بعد از مشاهده عذاب الهى، یا بعد از نابودى و رفتن به جهان برزخ، پرده هاى غرور و غفلت از برابر دیدگانشان کنار مى رود آرزو مى کنند، اى کاش براى جبران این همه خطاها بار دیگر به دنیا بازمى گشتند ولى قرآن با صراحت مى گوید: بازگشت آنها به کلى حرام یعنى ممنوع است، و راهى براى جبران باقى نمانده است.

این شبیه همان است که در آیات 99 و 100 سوره «مؤمنون» مى خوانیم: حَتّى إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّى أَعْمَلُ صالِحاً فِیْما تَرَکْتُ کَلاّ...:

«این وضع آنها ادامه مى یابد تا یکى از آنان مرگشان فرا رسد، مى گوید: پروردگارا مرا به دنیا بازگردانید، تا اعمال صالحى را که ترک گفتم، انجام دهم...».

در تفسیر این آیه، بیانات دیگرى نیز ذکر شده است که در ذیل صفحه، به بعضى از آنها اشاره مى شود.(2)

* * *

به هر حال، این بى خبران دائماً در غرور و غفلتند، و این بدبختى تا پایان جهان همچنان ادامه دارد.

چنان که قرآن مى فرماید:

«این تا زمانى ادامه دارد که راه بر یأجوج و مأجوج گشوده شود و آنها در سراسر زمین پخش شوند، و از هر بلندى و ارتفاعى با سرعت بگذرند» (حَتّى إِذا فُتِحَتْ یَأْجُوجُ وَ مَأْجُوجُ وَ هُمْ مِنْ کُلِّ حَدَب یَنْسِلُونَ ).

درباره «یأجوج» و «مأجوج» و این که آنها کدام طائفه بودند؟ و در کجا زندگى داشتند؟ و سرانجام چه مى کنند، و چه خواهند شد؟ در ذیل آیات 94 به بعد سوره «کهف» بحث کرده ایم، و همچنین در مورد سدى که «ذوالقرنین» براى جلوگیرى از نفوذ آنها در یک تنگه کوهستانى ساخت مشروحاً بحث شد.

آیا منظور از گشوده شدن راه این دو طایفه، شکسته شدن سد آنها و نفوذشان از این طریق، در مناطق دیگر جهان است؟

و یا منظور نفوذ آنها به طور کلى در کره زمین از هر سو و هر ناحیه مى باشد؟ آیه فوق صریحاً در این باره سخن نگفته، تنها از انتشار و پراکندگى آنها در کره زمین به عنوان یک نشانه پایان جهان و مقدمه رستاخیز و قیامت یاد کرده است.

* * *

و بلافاصله مى گوید: «در این هنگام وعده حق خداوند نزدیک مى شود» (وَ اقْتَرَبَ الْوَعْدُ الْحَقُّ).

«و آن چنان وحشتى سراسر وجود کافران را فرا مى گیرد که چشمهایشان از حرکت باز مى ایستد و خیره خیره به آن صحنه نگاه مى کنند» (فَإِذا هِیَ شاخِصَةٌ أَبْصارُ الَّذِینَ کَفَرُوا).

در این هنگام پرده هاى غرور و غفلت از برابر دیدگانشان کنار مى رود و فریادشان بلند مى شود «اى واى بر ما، ما از این صحنه در غفلت بودیم» (یا وَیْلَنا قَدْ کُنّا فِی غَفْلَة مِنْ هذا).

و چون نمى توانند با این عذر، گناه خویش را بپوشانند و خود را تبرئه کنند با صراحت مى گویند: «نه، ما ظالم و ستمگر بودیم»! (بَلْ کُنّا ظالِمِین).

اصولاً چگونه ممکن است با وجود این همه پیامبران الهى و کتب آسمانى و این همه حوادث تکان دهنده، و همچنین درس هاى عبرتى که روزگار به آنها مى دهد در غفلت باشند، آنچه از آنها سر زده، تقصیر است و ظلم بر خویشتن و دیگران.

* * *

معنى چند لغت:

«حَدَب» (بر وزن ادب) به معنى بلندى هائى است که میان پستى ها قرار گرفته و گاهى به برآمدگى پشت انسان نیز حدب گفته مى شود.

«یَنْسِلُون» از ماده «نسول» (بر وزن فضول) به معنى خروج با سرعت است.

این که در مورد یأجوج و مأجوج مى گوید: آنها از هر بلندى به سرعت مى گذرند و خارج مى شوند، اشاره به نفوذ فوق العاده آنها در کره زمین است.

«شاخِصَه» از ماده «شخوص» (بر وزن خلوص) در اصل، به معنى خارج شدن از منزل، یا خارج شدن از شهرى به شهر دیگر است، و از آنجا که به هنگام تعجب و خیره شدن چشم، گوئى مى خواهد چشم انسان بیرون بیاید، به این حالت نیز، شخوص گفته شده است، این حالتى است که در محشر به گنه کاران دست مى دهد، آن چنان خیره مى شوند که گوئى چشم هایشان مى خواهد از حدقه بیرون بیاید.

* * *

1 ـ مطابق این تفسیر، «حرام»خبر براى مبتداى محذوف است، و جمله «أَنَّهُمْ لایَرْجِعُونَ» دلیل بر آن مى باشد، و در تقدیر چنین بوده: «حرام على أهل قریة أهلکناها ان یرجعوا الى الدنیا، أنهم لایرجعون».

2 ـ بعضى «حرام» را در اینجا به معنى «واجب» گرفته اند! گفته اند: در لغت عرب گاه به این معنى آمده است و کلمه «لا» زائده مى باشد، مفهوم آیه چنین مى شود که بازگشت آنها در آخرت واجب است.

بعضى دیگر گفته اند: «حرام» به همان معنى حرام است ولى «لا» زائده است یعنى: بازگشت آنها به این جهان حرام مى باشد.

بعضى دیگر نیز آیه را به معنى عدم بازگشت به سوى خدا و توبه گرفته اند (تفسیر مجمع البیان و فخر رازى، ذیل آیه مورد بحث).

بعضى دیگر نیز گفته اند: آیه از قبیل نفى در نفى است و مى گوید محال است که آنها در قیامت بازگشت نکنند، یعنى بازگشت مى کنند (تفسیر منهج الصادقین، ذیل آیه مورد بحث) ولى آنچه در متن آوردیم از همه مناسب تر به نظر مى رسد.

براى اطلاع بیشتر مى توانید به کتاب «اعراب القرآن الکریم و بیانه» نوشته «محى الدین الدرویش»، جلد 6، صفحه 361 مراجعه فرمائید.

Quelle und Lizenz dieses Kommentars

Quelle: Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi) · Office of Grand Ayatollah Naser Makarem ShiraziLizenz: Notice of the publisher: use with mention of the source is permitted (not an open licence)

Dieser Kommentar gibt das Verständnis seines Verfassers wieder, nicht die Sicht von Siraj.

Stelle in der Quelle: https://quran.makarem.ir/fa/interpretation?sura=21&verse=95, Textcode 2099d58a71e0

Details Quelle und Lizenz dieses Kommentars

Tafsir Nemooneh (تفسیر نمونه), the Persian commentary of the Quran written under Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi with a group of co-authors, as published on https://quran.makarem.ir/, the Quran and tafsir site of the office of آیت الله العظمی مکارم شیرازی: one page per ayah (/fa/interpretation?sura=…&verse=…). Part 04: surah 20 ayah 1 to surah 30 ayah 60, 243 passages. Terms: the footer notice of that site, «استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.» (Use of the content with mention of the source is permitted.); a notice of the publisher, not an open licence. Passages: the site serves one commentary for a passage on the page of each of its ayahs; consecutive ayahs of one surah whose pages serve the same commentary form one record with that range. An ayah whose page serves no commentary of its own joins a neighbouring passage only when that passage quotes it. Changes: only the HTML markup of the commentary block was removed: block elements became paragraphs separated by one blank line, a line-break tag a line feed, inline tags gave their text unchanged; the character references (  « » >) were replaced by the characters they name; white space of the markup was collapsed to one space and dropped at the edges of a paragraph; the footnotes stay where the page has them, after the text, with their markers; nothing else was changed. Not taken: the ayah and its translation shown above the commentary. Retrieved 2026-10-16 to 2026-10-23: 6248 requests one at a time, at least 6 seconds apart (6236 answered 200, one per ayah); the list of the requests (raw/index.jsonl) has SHA-256 ad7f694f4fd24e1501a679a2db6df2c800c78c6d4d0773cf3a1e883e6fe16f4c.

Quelle
Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi)
Herausgeber
Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi
Version der Quelle
retrieved-2026-10-17
Code der Sammlung
makarem-tafsir-nemooneh-2026-10-23-part04
Sprache und Richtung
Persisch, Zwölferschia
Zur Anzeige freigegeben
Anzahl der Texte
243
Quelle öffnen