تفسیر نمونه

Sure الحج, Verse 46–48, آیت الله العظمی مکارم شیرازی

Zurück zu den Versen

46أَ فَلَمْ یَسِیرُوا فِی الأَرْضِ فَتَکُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ یَعْقِلُونَ بِها أَوْ آذانٌ یَسْمَعُونَ بِها فَإِنَّها لا تَعْمَى الأَبْصارُ وَ لکِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِی فِی الصُّدُورِ

47وَ یَسْتَعْجِلُونَکَ بِالْعَذابِ وَ لَنْ یُخْلِفَ اللّهُ وَعْدَهُ وَ إِنَّ یَوْماً عِنْدَ رَبِّکَ کَأَلْفِ سَنَة مِمّا تَعُدُّونَ

48وَ کَأَیِّنْ مِنْ قَرْیَة أَمْلَیْتُ لَها وَ هِیَ ظالِمَةٌ ثُمَّ أَخَذْتُها وَ إِلَیَّ الْمَصِیرُ

ترجمه:

46 ـ آیا آنان در زمین سیر نکردند، تا دل هائى داشته باشند که حقیقت را با آن درک کنند; یا گوش هاى شنوائى که با آن (نداى حق را) بشنوند؟! چرا که چشم هاى ظاهر نابینا نمى شود، بلکه دل هائى که در سینه هاست کور مى شود.

47 ـ آنان از تو تقاضاى شتاب در عذاب مى کنند; در حالى که خداوند هرگز از وعده خود تخلف نخواهد کرد! و یک روز نزد پروردگارت، همانند هزار سال از سال هائى است که شما مى شمرید!

48 ـ و چه بسیار شهرها و آبادى هائى که به آنها مهلت دادم، در حالى که ستمگر بودند; (اما از این مهلت استفاده نکردند،) سپس آنها را مجازات کردم; و بازگشت، تنها به سوى من است!

تفسیر:

سیر در ارض و بیدارى دل ها

از آنجا که در آیات گذشته، سخن از اقوام ظالم و ستمگرى بود که خداوند آنها را به کیفر اعمالشان رسانید، و شهر و دیارشان را ویران ساخت، در نخستین  آیه مورد بحث، به عنوان تأکید روى این مسأله مى گوید: «آیا آنها سیر در زمین نکردند تا دل هائى داشته باشند که با آن حقیقت را درک کنند؟ یا گوش هاى شنوائى که نداى حق را بشنوند» (أَ فَلَمْ یَسِیرُوا فِی الأَرْضِ فَتَکُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ یَعْقِلُونَ بِها أَوْ آذانٌ یَسْمَعُونَ بِها).

آرى، ویرانه هاى کاخ هاى ستمگران و مساکن ویران شده جباران و دنیا پرستان، که روزى در اوج قدرت مى زیستند، هر یک در عین خاموشى هزار زبان دارند و با هر زبانى هزاران نکته مى گویند.

این ویرانه ها، کتاب هاى گویا و زنده اى است از سرگذشت این اقوام، از نتائج اعمال و رفتارشان و از برنامه هاى ننگین و کیفر شومشان.

این زمین هاى خاموش، و آثارى که در این ویرانه ها به چشم مى خورد، چنان نغمه هاى شورانگیزى در جان انسان مى دمند که گاه، مطالعه یکى از آنها به اندازه مطالعه یک کتاب قطور، به انسان درس مى دهد، و با توجه به تکرار تاریخ، که اصل اساسى زندگى انسان ها است آینده را در برابرش مجسم مى کنند آرى، مطالعه آثار گذشتگان گوش را شنوا و چشم را بینا مى سازد.

و به همین دلیل، در بسیارى از آیات قرآن، دستور جهانگردى داده شده است، اما جهانگردى الهى و اخلاقى که دل عبرت بین از دیده بیرون آید و «ایوان مدائن» و قصرهاى فراعنه را آئینه عبرت بداند.

گاهى از راه «دجله» سرى به «مدائن» زند و گاه سیلابى از اشک همچون دجله بر خاک مدائن جارى سازد.

از دندانه هاى قصرهاى ویران شده شاهان جبار، پندهائى نو نو بشنود، و از درون این ذرات خاک، این نغمه را به گوش جان دریابد که: «گامى دو سه، بر ما  نه، اشکى دو سه هم بفشان»!.(1)

آن گاه براى این که حقیقت این سخن آشکارتر گردد، قرآن مى گوید: چه بسیارند کسانى که ظاهراً چشم بینا و گوش شنوا دارند، اما در واقع کوران و کرانند، «چرا که چشم هاى ظاهر نابینا نمى شود، بلکه دل هائى که در سینه ها جاى دارد، بینائى را از دست مى دهد» (فَإِنَّها لا تَعْمَى الأَبْصارُ وَ لکِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِی فِی الصُّدُورِ).

در حقیقت، آنها که چشم ظاهرى خویش را از دست مى دهند، کور و نابینا نیستند و گاه روشن دلانى هستند از همه آگاه تر، نابینایان واقعى کسانى هستند که چشم قلبشان کور شده و حقیقت را درک نمى کنند!.

لذا در روایتى از پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) مى خوانیم: شَرُّ الْعَمى، عَمَى الْقَلْبِ: «بدترین نابینائى نابینائى دل است»!.

وَ أَعْمَى الْعَمى، عَمَى الْقَلْبِ: «نابینائى ترین نابینائى ها نابینائى دل است».(2)

و در روایت دیگرى که در کتاب «غوالى اللئالى» آمده، مى خوانیم: پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: اِذا أَرادَ اللّهُ بِعَبْد خَیْراً فَتَحَ عَیْنَ قَلْبِهِ فَیُشاهِدُ بِها ما کانَ غائِباً عَنْهُ:

«هنگامى که خدا بخواهد در حق بنده اى نیکى کند، چشمان قلب او را مى گشاید تا چیزهائى را که از او پنهان بود، مشاهده کند».3

اما این سؤال که: چگونه نسبت درک حقایق به قلب ها که در سینه ها قرار دارد داده شده است، با این که: مى دانیم قلب جز تلمبه اى براى گردش خون نیست؟

 در جلد اول تفسیر «نمونه»، ذیل آیه 7 سوره «بقره» مشروحاً به آن پاسخ داده ایم و خلاصه و فشرده اش این است:

یکى از معانى «قلب»، «عقل» است و یکى از معانى «صدر»، ذات و سرشت انسان.

به علاوه قلب، مظهر عواطف است و هر گاه برقى از عواطف و ادراک هائى که مایه حرکت و جنبش است در روح انسان آشکار شود، نخستین اثرش، در همین قلب جسمانى، ظاهر مى گردد، ضربان قلب دگرگون مى شود، خون با سرعت، به تمام ذرات بدن انسان مى رسد، و نشاط و نیروى تازه اى به آن مى بخشد، بنابراین، اگر پدیده هاى روحى به قلب نسبت داده مى شود، به خاطر آن است که: نخستین مظهر آن در بدن انسان قلب او است (دقت کنید).

جالب توجه این که: مجموعه ادراکات انسان در آیه فوق، به «قلب» (عقل) و «آذان» (گوش ها) نسبت داده شده است، اشاره به این که: براى درک حقایق دو راه بیشتر وجود ندارد یا باید انسان از درون جانش جوششى داشته باشد و مسائل را شخصا تحلیل کند و به نتیجه لازم برسد.

و یا گوش به سخن ناصحان مشفق، هادیان راه و پیامبران خدا و مردان حق بدهد، و یا از هر دو راه به حقایق برسد.(4)

* * *

دومین آیه مورد بحث، چهره دیگرى از جهالت و بى خبرى کوردلان بى ایمان را ترسیم مى کند، مى گوید: «آنها با عجله از تو تقاضاى عذاب مى کنند و مى گویند: اگر راست مى گوئى پس چرا مجازات الهى دامان ما را نمى گیرد»؟! (وَ یَسْتَعْجِلُونَکَ بِالْعَذابِ).

 در پاسخ به آنها بگو: زیاد عجله نکنید «خداوند هرگز از وعده خود تخلف نخواهد کرد»! (وَ لَنْ یُخْلِفَ اللّهُ وَعْدَهُ).

کسى عجله مى کند که بترسد فرصت از دستش برود و امکاناتش پایان گیرد، اما خدائى که از ازل تا ابد بر همه چیز قادر بوده و هست، عجله براى او مطرح نیست و همیشه قادر بر انجام وعده هاى خود مى باشد.

براى او یک ساعت، یک روز و یک سال، فرق نمى کند: «چرا که یک روز در نزد پروردگار تو همانند هزار سال از سال هائى است که شما مى شمرید» (وَ إِنَّ یَوْماً عِنْدَ رَبِّکَ کَأَلْفِ سَنَة مِمّا تَعُدُّونَ).

بنابراین، آنها چه از روى حقیقت، و چه از روى استهزاء و مسخره، این سخن را تکرار کنند و بگویند: «چرا عذاب خدا بر سر ما نازل نمى شود»؟! باید بدانند عذاب در انتظار آنها است، و دیر، یا زود به سراغشان مى آید، و اگر مهلتى داده شود، فرصتى است براى بیدارى و تجدید نظر، ولى آنها باید توجه کنند که بعد از نزول عذاب، درهاى توبه و بازگشت به کلى بسته مى شود و راهى به سوى نجات نیست.

در مورد جمله «إِنَّ یَوْماً عِنْدَ رَبِّکَ کَأَلْفِ سَنَة مِمّا تَعُدُّونَ»، علاوه بر تفسیر بالا (یکسان بودن یک روز و هزار سال در برابر قدرت خدا،) تفسیرهاى دیگرى نیز ذکر کرده اند.

از جمله این که: ممکن است شما براى انجام دادن کارى یک هزار سال وقت لازم داشته باشید، اما خداوند در یک روز (بلکه کمتر) آن را انجام مى دهد، بنابراین مجازات او مقدمات زیادى نمى خواهد.

دیگر این که: یک روز از ایام آخرت، همانند یک هزار سال در دنیا است (و پاداش و کیفرش نیز به همین نسبت افزایش مى یابد) لذا در روایتى مى خوانیم:  اِنَّ الْفُقَراءَ یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ قَبْلَ الأَغْنِیاءِ بِنِصْفَ یَوْم، خَمْسَمِأَةَ عام: «تهیدستان قبل از ثروتمندان به نصف روز ـ پانصد سال ـ وارد بهشت مى شوند»!.(5)

* * *

در آخرین آیه، بار دیگر روى همان مسأله اى که در چند آیه قبل، تکیه شده بود تأکید مى کند و به کافران لجوج این چنین هشدار مى دهد: «چه بسیار شهرها و آبادى ها که به آنها مهلت دادم در حالى که ستمگر بودند (مهلت دادم تا این که بیدار شوند و هنگامى که بیدار نشدند باز هم مهلت دادم تا در ناز و نعمت فرو روند) اما ناگهان آنها را زیر ضربات مجازات گرفتم» (وَ کَأَیِّنْ مِنْ قَرْیَة أَمْلَیْتُ لَها وَ هِیَ ظالِمَةٌ ثُمَّ أَخَذْتُها).

آنها نیز مثل شما از دیر شدن عذاب، شکایت داشتند و مسخره مى کردند و آن را دلیل بر بطلان وعده پیامبران مى گرفتند، ولى، سرانجام گرفتار شدند و هر چه فریاد کشیدند، فریادشان به جائى نرسید.

آرى، «همه به سوى من باز مى گردند» و تمام خطوط به خدا منتهى مى شود و همه این اموال و ثروت ها مى ماند و وارث همه او است (وَ إِلَیَّ الْمَصِیرُ).

* * *

1 ـ در زمینه بررسى تاریخ گذشتگان از طریق جهانگردى و «سیر در ارض»، در جلد سوم تفسیر «نمونه»، صفحه 101 به بعد، ذیل آیه 137 سوره «آل عمران» بحث مشروحى داشته ایم.

2 و 3 ـ «نور الثقلین»، جلد 3، صفحه 508.

4 ـ اقتباس از تفسیر «المیزان»، جلد 14، صفحه 426.

5 ـ «مجمع البیان»، جلد 7، صفحه 90، ذیل آیه مورد بحث.

Quelle und Lizenz dieses Kommentars

Quelle: Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi) · Office of Grand Ayatollah Naser Makarem ShiraziLizenz: Notice of the publisher: use with mention of the source is permitted (not an open licence)

Dieser Kommentar gibt das Verständnis seines Verfassers wieder, nicht die Sicht von Siraj.

Stelle in der Quelle: https://quran.makarem.ir/fa/interpretation?sura=22&verse=46, Textcode 63778e052238

Details Quelle und Lizenz dieses Kommentars

Tafsir Nemooneh (تفسیر نمونه), the Persian commentary of the Quran written under Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi with a group of co-authors, as published on https://quran.makarem.ir/, the Quran and tafsir site of the office of آیت الله العظمی مکارم شیرازی: one page per ayah (/fa/interpretation?sura=…&verse=…). Part 04: surah 20 ayah 1 to surah 30 ayah 60, 243 passages. Terms: the footer notice of that site, «استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.» (Use of the content with mention of the source is permitted.); a notice of the publisher, not an open licence. Passages: the site serves one commentary for a passage on the page of each of its ayahs; consecutive ayahs of one surah whose pages serve the same commentary form one record with that range. An ayah whose page serves no commentary of its own joins a neighbouring passage only when that passage quotes it. Changes: only the HTML markup of the commentary block was removed: block elements became paragraphs separated by one blank line, a line-break tag a line feed, inline tags gave their text unchanged; the character references (  « » >) were replaced by the characters they name; white space of the markup was collapsed to one space and dropped at the edges of a paragraph; the footnotes stay where the page has them, after the text, with their markers; nothing else was changed. Not taken: the ayah and its translation shown above the commentary. Retrieved 2026-10-16 to 2026-10-23: 6248 requests one at a time, at least 6 seconds apart (6236 answered 200, one per ayah); the list of the requests (raw/index.jsonl) has SHA-256 ad7f694f4fd24e1501a679a2db6df2c800c78c6d4d0773cf3a1e883e6fe16f4c.

Quelle
Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi)
Herausgeber
Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi
Version der Quelle
retrieved-2026-10-17
Code der Sammlung
makarem-tafsir-nemooneh-2026-10-23-part04
Sprache und Richtung
Persisch, Zwölferschia
Zur Anzeige freigegeben
Anzahl der Texte
243
Quelle öffnen