تفسیر نمونه

Sure الحج, Verse 60–62, آیت الله العظمی مکارم شیرازی

Zurück zu den Versen

60ذلِکَ وَ مَنْ عاقَبَ بِمِثْلِ ما عُوقِبَ بِهِ ثُمَّ بُغِیَ عَلَیْهِ لَیَنْصُرَنَّهُ اللّهُ إِنَّ اللّهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ

61ذلِکَ بِأَنَّ اللّهَ یُولِجُ اللَّیْلَ فِی النَّهارِ وَ یُولِجُ النَّهارَ فِی اللَّیْلِ وَ أَنَّ اللّهَ سَمِیعٌ بَصِیرٌ

62ذلِکَ بِأَنَّ اللّهَ هُوَ الْحَقُّ وَ أَنَّ ما یَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ هُوَ الْباطِلُ وَ أَنَّ اللّهَ هُوَ الْعَلِیُّ الْکَبِیرُ

ترجمه:

60 ـ (آرى، مطلب) چنین است! و هر کس به همان مقدار که به او ستم شده مجازات کند، سپس مورد تعدى قرار گیرد، خدا او را یارى خواهد کرد; یقیناً خداوند بخشنده و آمرزنده است!

61 ـ این (وعده نصرت الهى) به خاطر آن است (که او بر هر چیز قادر است; خداوندى) که شب را در روز، و روز را در شب داخل مى کند; و خداوند شنوا و بیناست!

62 ـ این به خاطر آن است که خداوند حق است; و آنچه را غیر از او مى خوانند باطل است; و خداوند بلند مقام و بزرگ است!

شأن نزول:

در بعضى از روایات آمده است: جمعى از مشرکان «مکّه» با مسلمانان روبرو شدند در حالى که فقط دو شب به پایان ماه «محرم» باقى مانده بود، مشرکان به یکدیگر گفتند: یاران محمد(صلى الله علیه وآله) در ماه محرم دست به پیکار نمى زنند و جنگ را حرام مى دانند، و به همین دلیل حمله را آغاز کردند.  مسلمانان نخست با اصرار از آنها خواستند: در این ماه حرام، جنگ را آغاز نکنند، ولى آنها گوش ندادند، ناچار براى دفاع از خود وارد عمل شدند، و مردانه جنگیدند و خداوند آنها را پیروز کرد (نخستین آیه فوق در اینجا نازل گشت).(1)

* * *

تفسیر:

پیروزمندان کیانند؟

در آیات گذشته سخن از مهاجران فى سبیل اللّه بود و وعده هاى پاداش بزرگى که خداوند در قیامت به آنها داده است.

براى این که: تصور نشود وعده الهى، مخصوص آخرت است در نخستین آیه مورد بحث، سخن از پیروزى آنها ـ در سایه لطف الهى ـ در این جهان مى گوید مى فرماید: «مسأله چنین است و هر کس در برابر ستمى که به او شده به همان اندازه دست به مجازات زند، سپس بر او ظلم شود، خداوند او را یارى خواهد کرد» (ذلِکَ وَ مَنْ عاقَبَ بِمِثْلِ ما عُوقِبَ بِهِ ثُمَّ بُغِیَ عَلَیْهِ لَیَنْصُرَنَّهُ اللّهُ).

اشاره به این که: دفاع در مقابل ظلم و ستم، یک حق طبیعى است و هر کس مجاز است به آن اقدام کند.

ولى تعبیر به «مثل» تأکیدى بر این حقیقت است که نباید از حدّ تجاوز کند.

جمله «ثُمَّ بُغِیَ عَلَیْهِ»، نیز اشاره به این است که: اگر شخص در مقام دفاع از خویشتن تحت فشار ظلم قرار گیرد، خدا وعده یارى به او داده است، و به این ترتیب، کسى که از آغاز سکوت کند، و تن به ظلم و ستم در  دهد، و هیچگونه گام مؤثرى در راه دفاع از خود بر ندارد، خدا به چنین کسى وعده یارى نداده است، وعده الهى مخصوص کسانى است که: تمام نیروى خود را براى دفاع در برابر  ظالمان و ستمگران بسیج کنند، و باز هم از طرف دشمن تحت ستم قرار بگیرند.

و از آنجا که همیشه قصاص و مجازات باید با عفو و رحمت، آمیخته شود تا افرادى که از کار خود پشیمان گشته اند و سر تسلیم فرود آورده اند، زیر پوشش آن قرار گیرند در پایان آیه مى فرماید: «خداوند بخشنده و آمرزنده است» (إِنَّ اللّهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ).

این درست به آیات قصاص مى ماند که از یک طرف، به اولیاى دم اجازه قصاص مى دهد، و از سوى دیگر، دستور عفو را به عنوان یک فضیلت (در مورد کسانى که شایسته عفوند) در کنار آن مى گذارد.

* * *

و از آنجا که وعده نصرت و یارى هنگامى دلگرم کننده و مؤثر است که از شخص قادر و توانائى بوده باشد، لذا در آیه بعد، گوشه اى از قدرت بى پایان خدا را در پهنه عالم هستى چنین بازگو مى کند:

«این به خاطر آن است که خداوند شب را در روز، و روز را در شب داخل مى کند» (دائماً از یکى مى کاهد و طبق نظام معینى بر دیگرى مى افزاید، نظامى پایدار و کاملاً حساب شده که هزاران بلکه ملیون ها سال بر قرار است). (ذلِکَ بِأَنَّ اللّهَ یُولِجُ اللَّیْلَ فِی النَّهارِ وَ یُولِجُ النَّهارَ فِی اللَّیْلِ).

«یولج» از ماده «ایلاج» در اصل، از «ولوج» به معنى دخول است، این تعبیر همان گونه که گفتیم، اشاره به دگرگونى هاى تدریجى و کاملاً منظم و حساب شده شب و روز در فصول مختلف سال است که از یکى کاسته، و به دیگرى افزوده مى شود.

اما این احتمال نیز وجود دارد که: اشاره به مسأله طلوع و غروب آفتاب باشد که به خاطر شرائط خاص جوّ (هواى اطراف زمین) این امر، به صورت ناگهانى  انجام نمى گیرد، بلکه از آغاز طلوع فجر، اشعه آفتاب به طبقات بالاى هوا مى افتد و آهسته آهسته، به طبقات پائین منتقل مى شود، گوئى روز تدریجاً وارد شب مى گردد، و لشکر نور، بر سپاهیان ظلمت چیره  مى شود، و به عکس هنگام غروب آفتاب، نخست نور از قشر پائین جوّ، برچیده مى شود و هوا کمى تار مى گردد و تدریجاً از طبقات بالاتر، تا آخرین شعاع خورشید برچیده شود، و لشگر ظلمت همه جا را تسخیر کند.

و اگر این موضوع نبود، طلوع و غروب آفتاب در یک لحظه زود گذر، انجام مى گرفت و انتقال ناگهانى از شب به روز و از روز به شب، هم از نظر جسمى و روحى براى انسان زیانبار بود، و هم از نظر نظام اجتماعى، این تغییر سریع و بى مقدمه، مشکلات فراوان به وجود مى آورد.

هیچ مانعى ندارد که آیه فوق، اشاره به هر دو تفسیر باشد.

و در پایان آیه، مى گوید: «خداوند سمیع و بصیر است» (وَ أَنَّ اللّهَ سَمِیعٌ بَصِیرٌ).

تقاضاى کمک مؤمنان را مى شنود، از حال و کار آنها آگاه است، و در موقع لزوم، لطفش به یارى آنها مى شتابد، همان گونه که از اعمال و نیات دشمنان حق با خبر است.

* * *

آخرین آیه مورد بحث، در واقع دلیلى است براى آنچه قبلاً گذشت، مى گوید: «این به خاطر آن است که: خداوند حق است، و آنچه را غیر از او مى خوانند باطل است، و خداوند بلند مقام و بزرگ است» (ذلِکَ بِأَنَّ اللّهَ هُوَ الْحَقُّ وَ أَنَّ ما یَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ هُوَ الْباطِلُ وَ أَنَّ اللّهَ هُوَ الْعَلِیُّ الْکَبِیرُ).

اگر مى بینید لشکریان حق، پیروز مى شوند، باطل عقب نشینى مى کند، لطف  خدا به یارى مؤمنان مى شتابد، و کافران را تنها مى گذارد، به خاطر آن است که آنها باطلند و اینان حق، آنها بر خلاف نظام عالم هستى، هستند و سرنوشتشان فنا و نیستى است و اینها هماهنگ با قوانین جهان هستى.

اصولاً، خداوند حق است و غیر او باطل است و تمام انسان ها و موجوداتى که به نحوى با خدا ارتباط دارند حقند، و به همان اندازه که از او بیگانه اند باطلند.(2)

کلمه «عَلِىّ» که از ماده «علوّ» گرفته شده، به معنى بلند مقام است، و نیز به کسى گفته مى شود که: قادر و قاهر است و کسى قدرت مقاومت در برابر اراده او را ندارد.

«کبیر» نیز اشاره اى است به عظمت علم و قدرت پروردگار و کسى که داراى این صفات است به خوبى مى تواند دوستان خود را یارى دهد، و دشمنان را در هم بشکند لذا دوستانش باید به وعده هاى او دلگرم باشند.

* * *

1 ـ «مجمع البیان»، جلد 7، صفحه 93، و «درّ المنثور»، ذیل آیات مورد بحث.

2 ـ در تفسیر «المیزان» مى خوانیم: اطلاق «حق» بر خدا و «باطل» بر غیر او یا به خاطر این است که: حقى که به هیچ وجه با باطل آمیخته نیست او است، یا به خاطر این که: حقى که در حقانیتش استقلال دارد و دیگران به خاطر رابطه با او رنگ حق به خود مى گیرند، خدا است.

Quelle und Lizenz dieses Kommentars

Quelle: Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi) · Office of Grand Ayatollah Naser Makarem ShiraziLizenz: Notice of the publisher: use with mention of the source is permitted (not an open licence)

Dieser Kommentar gibt das Verständnis seines Verfassers wieder, nicht die Sicht von Siraj.

Stelle in der Quelle: https://quran.makarem.ir/fa/interpretation?sura=22&verse=60, Textcode d50a863d5be9

Details Quelle und Lizenz dieses Kommentars

Tafsir Nemooneh (تفسیر نمونه), the Persian commentary of the Quran written under Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi with a group of co-authors, as published on https://quran.makarem.ir/, the Quran and tafsir site of the office of آیت الله العظمی مکارم شیرازی: one page per ayah (/fa/interpretation?sura=…&verse=…). Part 04: surah 20 ayah 1 to surah 30 ayah 60, 243 passages. Terms: the footer notice of that site, «استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.» (Use of the content with mention of the source is permitted.); a notice of the publisher, not an open licence. Passages: the site serves one commentary for a passage on the page of each of its ayahs; consecutive ayahs of one surah whose pages serve the same commentary form one record with that range. An ayah whose page serves no commentary of its own joins a neighbouring passage only when that passage quotes it. Changes: only the HTML markup of the commentary block was removed: block elements became paragraphs separated by one blank line, a line-break tag a line feed, inline tags gave their text unchanged; the character references (  « » >) were replaced by the characters they name; white space of the markup was collapsed to one space and dropped at the edges of a paragraph; the footnotes stay where the page has them, after the text, with their markers; nothing else was changed. Not taken: the ayah and its translation shown above the commentary. Retrieved 2026-10-16 to 2026-10-23: 6248 requests one at a time, at least 6 seconds apart (6236 answered 200, one per ayah); the list of the requests (raw/index.jsonl) has SHA-256 ad7f694f4fd24e1501a679a2db6df2c800c78c6d4d0773cf3a1e883e6fe16f4c.

Quelle
Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi)
Herausgeber
Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi
Version der Quelle
retrieved-2026-10-17
Code der Sammlung
makarem-tafsir-nemooneh-2026-10-23-part04
Sprache und Richtung
Persisch, Zwölferschia
Zur Anzeige freigegeben
Anzahl der Texte
243
Quelle öffnen