تفسیر نمونه

Sure العنكبوت, Verse 8–9, آیت الله العظمی مکارم شیرازی

Zurück zu den Versen

8وَ وَصَّیْنَا الإِنْسانَ بِوالِدَیْهِ حُسْناً وَ إِنْ جاهَداکَ لِتُشْرِکَ بِی ما لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما إِلَیَّ مَرْجِعُکُمْ فَأُنَبِّئُکُمْ بِما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ

9وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ لَنُدْخِلَنَّهُمْ فِی الصّالِحِینَ

ترجمه:

8 ـ ما به انسان توصیه کردیم که به پدر و مادرش نیکى کند، و اگر آن دو (مشرک باشند و) تلاش کنند که براى من همتائى قائل شوى که به آن علم ندارى، از آنها پیروى مکن! بازگشت شما به سوى من است، و شما را از آنچه انجام مى دادید با خبر خواهم ساخت.

9 ـ و کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام دادند، آنها را در زمره صالحان وارد خواهیم کرد!

شأن نزول:

روایات مختلفى در شأن نزول آیه فوق آمده است که عصاره همه آنها یکى است و آن این که: بعضى از مردانى که در «مکّه» بودند ایمان و اسلام را پذیرفتند،(1) هنگامى که مادران آنها از این مسأله آگاه شدند، تصمیم گرفتند که غذا نخورند، آب ننوشند، تا فرزندانشان از اسلام بازگردند! گرچه هیچ کدام از این مادران به گفته خود وفا نکردند و اعتصاب غذا را شکستند، ولى آیه فوق نازل  شد، و خط روشنى در برخوردِ با پدر و مادر در زمینه مسأله ایمان و کفر به دست همگان داد.

* * *

تفسیر:

برترین توصیه نسبت به پدر و مادر

از مهمترین آزمایش هاى الهى، مسأله «تضاد خط ایمان و تقوا، با پیوندهاى عاطفى و خویشاوندى» است، قرآن در این زمینه تکلیف مسلمانان را به روشنى بیان کرده است.

نخست، به عنوانِ یک قانون کلى، که از ریشه هاىِ عواطف و حق شناسى سرچشمه مى گیرد، مى فرماید: «ما به انسان توصیه کردیم نسبت به پدر و مادرش نیکى کند» (وَ وَصَّیْنَا الإِنْسانَ بِوالِدَیْهِ حُسْناً).

گرچه، این یک حکم تشریعى است، ولى این مسأله پیش از آن که یک حکم تشریعى باشد، به صورت یک قانونِ تکوینى در نهاد همه انسان ها وجود دارد، و مخصوصاً تعبیر به «انسان» در اینجا جلب توجه مى کند; چرا که این قانون مخصوص به مؤمنان نیست، بلکه هر کس شایسته نام انسان است، باید در برابرِ پدر و مادر حق شناس باشد، و احترام و تکریم و نیکى به آنها را در تمام عمر، فراموش نکند، هر چند با این اعمال، هرگز نمى تواند دَینِ خود را به آنها اداء کند.

پس از آن، براى این که کسى تصور نکند: پیوند عاطفى با پدر و مادر مى تواند بر پیوند انسان با خدا و مسأله ایمان حاکم گردد، با یک استثناءِ صریح، مطلب را در این زمینه روشن کرده، مى فرماید: «و اگر آن دو (پدر و مادر) تلاش و کوشش کنند و به تو اصرار ورزند که براى من شریکى قائل شوى، که به آن علم ندارى، از آنها اطاعت مکن»! (وَ إِنْ جاهَداکَ لِتُشْرِکَ بِی ما لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ  فَلاتُطِعْهُما).

تعبیر به «جاهَداک»، مفهومش به کار گرفتن نهایت تلاش و کوشش و اصرار آنها است.

و تعبیر به «ما لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ» (چیزى که به آن علم ندارى) اشاره به منطقى نبودن شرک است; چون اگر واقعاً شرک صحیح بود، دلیلى بر آن وجود داشت، و به تعبیرِ دیگر، جائى که انسان علم به چیزى نداشته باشد، باید از آن پیروى نکند، چه رسد به این که: علم به بطلان آن داشته باشد.

پیروى از چنین چیزى، پیروى از جهل است، اگر پدر و مادر تو را وادار به پیروى از جهل کنند، اطاعت آنها مکن! اصولاً تقلید کورکورانه، غلط است حتى اگر در مورد ایمان باشد، تا چه رسد به شرک و کفر.

همین توصیه، در مورد پدر و مادر در سوره «لقمان» آیه 15 نیز آمده، با این اضافه که در آنجا مى فرماید: وَ صاحِبْهُما فِی الدُّنْیا مَعْرُوفاً: «در عین این که دعوت آنها را به شرک مپذیر، اما در امور دنیا نسبت به آنها ارفاق کن و در معاشرت با آنها به نیکى عمل نما» مبادا کسى، چنین تصور کند که: مخالفت با پدر و مادر در مورد دعوت به شرک، دلیل بر بد رفتارى با آنها است، و این نهایتِ تأکید اسلام را در مورد احترام به پدر و مادر را ثابت مى کند.

به این ترتیب، از اینجا یک اصل کلى استفاده مى شود که: هیچ چیز نمى تواند بر ارتباط انسان با خدا حاکم گردد، که آن مقدم بر همه چیز است، حتى بر پیوندِ با پدر و مادر که نزدیکترین پیوندهاى عاطفى است.

حدیثِ معروف لا طَاعَةَ لِمَخْلُوق فِی مَعْصِیَةِ الْخَالِقِ: «اطاعت مخلوق در عصیان خالق روا نیست» که از «امیرمؤمنان على»(علیه السلام) نقل شده، معیار روشنى را  در این مسائل به دست مى دهد.(2)

و در پایان آیه مى افزاید: «بازگشت همه شما به سوى من است و من شما را از اعمالى که انجام مى دادید آگاه مى سازم» و پاداش و کیفر آن را بى کم و کاست در اختیارتان خواهم گذاشت (إِلَیَّ مَرْجِعُکُمْ فَأُنَبِّئُکُمْ بِما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ).

این جمله، در حقیقت، تهدیدى است براى کسانى که راه شرک را مى پویند، و کسانى که دیگران را به این راه دعوت مى کنند; زیرا صریحاً مى گوید: خداوند حساب همه اعمال آنها را نگاه مى دارد، و به موقع تحویل آنها مى دهد.

* * *

آیه بعد، بار دیگر حقیقتى را که قبلاً ـ در مورد کسانى که ایمان و عمل صالح دارند ـ بیان شد تکرار و تأکید مى کند، مى فرماید: «کسانى که ایمان آورده و عمل صالح انجام مى دهند آنها را در زمره صالحان داخل خواهیم کرد» (وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ لَنُدْخِلَنَّهُمْ فِی الصّالِحِینَ).

اصولاً، عملِ انسان، به انسان رنگ مى دهد، عمل صالح، انسان را از نظر روحى به رنگ خود در مى آورد و در زمره «صالحان» وارد مى کند، و عمل سوء در زمره بدان و «ناصالحان».

در این که: این تکرار، به چه منظور است، بعضى گفته اند: در آیات قبل اشاره به کسانى بود که راه حق را مى سپرند، و در اینجا اشاره به کسانى است که هادیان این راه و دلیلان طریق توحیدند; زیرا تعبیر به «صالِحِین» در مورد بسیارى از انبیاء، آمده است که از خدا مى خواستند آنها را به صالحان ملحق کند.

این احتمال، نیز وجود دارد که در آیات قبل، سخن از بخشش گناهان و جزاى شایسته این گروه مؤمنان بود، ولى، در اینجا اشاره به مقامِ والاى آنها است  که خود پاداشى است دیگر، آنها در صف صالحان، در صف پیامبران و صدیقین و شهدا قرار مى گیرند، و همدم و همنشین آنهایند.

* * *

نکته:

نیکى به پدر و مادر

این نخستین بار نیست که قرآن به این مسأله مهم انسانى، اشاره مى کند، قبلاً در سوره «اسراء»، آیه 23 اشاره کرده و بعداً در سوره «لقمان»، آیات 14 و 15 و «احقاف» آیه 15 نیز به این موضوع مهم اشاره خواهد کرد.

در حقیقت، اسلام برترین احترام را براى این دو تن قائل است، که حتى در صورت مشرک بودن، و دعوت به شرک کردن ـ که منفورترین کارها در نظر اسلام است ـ باز حفظ احترام آنها را ـ در عینِ عدم پذیرش دعوت آنها به شرک ـ واجب مى شمرد.

این، در واقع یکى از آزمایشهاى بزرگ الهى است که در آغاز این سوره به آن اشاره شده; چرا که گاهى آنها به سال هائى از عمر مى رسند که نگهدارى و تحملشان مشکل مى شود، اینجا است که: باید فرزندان، امتحان خود را در زمینه حق شناسى و اطاعت فرمان خدا بدهند، و از پدران و مادران به بهترین وجه نگاهدارى کنند.

در حدیثى مى خوانیم: شخصى خدمت پیامبر(صلى الله علیه وآله) آمد و عرض کرد: من به چه کسى نیکى کنم؟ فرمود: به «مادرت»، دو باره سؤال کرد: بعد از او به چه کسى؟ فرمود: به «مادرت»، بار سوم سؤال کرد: بعد از او به چه کسى؟ باز فرمود: به «مادرت»! و در چهارمین بار، توصیه پدر، و سپس سایر بستگان را به ترتیبِ  نزدیکى آنها با انسان فرمود.(3)

در حدیث دیگرى که در بسیارى از کتب آمده پیامبر (صلى الله علیه وآله) فرمود: اَلجَنَّةُ تَحْتَ أَقْدامِ الاُمَّهاتِ: «بهشت زیر قدم مادران است» (و تنها از طریق خضوع، و همچون خاکِ راه بودن در برابر آنها، مى توان به بهشت برین راه یافت).(4)

* * *

1 ـ در پاره اى از روایات، نامِ «سعد بن ابى وقاص» آمده و در پاره اى دیگر، نامِ «عیاش بن ابى ربیعه مخزومى».

2 ـ «نهج البلاغه»، کلمات قصار، جمله 165.

3 و 4 ـ «مجمع البیان»، جلد 8، صفحه 274، ذیل آیات مورد بحث.

Quelle und Lizenz dieses Kommentars

Quelle: Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi) · Office of Grand Ayatollah Naser Makarem ShiraziLizenz: Notice of the publisher: use with mention of the source is permitted (not an open licence)

Dieser Kommentar gibt das Verständnis seines Verfassers wieder, nicht die Sicht von Siraj.

Stelle in der Quelle: https://quran.makarem.ir/fa/interpretation?sura=29&verse=8, Textcode 59df963afbd3

Details Quelle und Lizenz dieses Kommentars

Tafsir Nemooneh (تفسیر نمونه), the Persian commentary of the Quran written under Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi with a group of co-authors, as published on https://quran.makarem.ir/, the Quran and tafsir site of the office of آیت الله العظمی مکارم شیرازی: one page per ayah (/fa/interpretation?sura=…&verse=…). Part 04: surah 20 ayah 1 to surah 30 ayah 60, 243 passages. Terms: the footer notice of that site, «استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.» (Use of the content with mention of the source is permitted.); a notice of the publisher, not an open licence. Passages: the site serves one commentary for a passage on the page of each of its ayahs; consecutive ayahs of one surah whose pages serve the same commentary form one record with that range. An ayah whose page serves no commentary of its own joins a neighbouring passage only when that passage quotes it. Changes: only the HTML markup of the commentary block was removed: block elements became paragraphs separated by one blank line, a line-break tag a line feed, inline tags gave their text unchanged; the character references (  « » >) were replaced by the characters they name; white space of the markup was collapsed to one space and dropped at the edges of a paragraph; the footnotes stay where the page has them, after the text, with their markers; nothing else was changed. Not taken: the ayah and its translation shown above the commentary. Retrieved 2026-10-16 to 2026-10-23: 6248 requests one at a time, at least 6 seconds apart (6236 answered 200, one per ayah); the list of the requests (raw/index.jsonl) has SHA-256 ad7f694f4fd24e1501a679a2db6df2c800c78c6d4d0773cf3a1e883e6fe16f4c.

Quelle
Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi)
Herausgeber
Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi
Version der Quelle
retrieved-2026-10-17
Code der Sammlung
makarem-tafsir-nemooneh-2026-10-23-part04
Sprache und Richtung
Persisch, Zwölferschia
Zur Anzeige freigegeben
Anzahl der Texte
243
Quelle öffnen