تفسیر نمونه

Sure آل عمران, Vers 29, آیت الله العظمی مکارم شیرازی

Zurück zu den Versen

در آیه قبل، دوستى و همکارى با کافران و دشمنان خدا، و تکیه کردن بر آنان ـ جز در موارد تقیه ـ شدیداً مورد نهى واقع شده.

و از آنجا که ممکن است بعضى همین استثناء را بهانه اى براى برگزیدن کافران به دوستى و تن در دادن به ولایت و حمایت آنها قرار دهند، و با سوء استفاده از عنوان تقیه با دشمنان اسلام رابطه برقرار سازند در این آیه، به آنها هشدار داده، مى فرماید: «بگو: آنچه را که در سینه هاى شما است، چه پنهان سازید یا آشکار کنید، خداوند آن را مى داند» (قُلْ إِنْ تُخْفُوا ما فی صُدُورِکُمْ أَوْ تُبْدُوهُ یَعْلَمْهُ اللّهُ).

نه تنها اسرار درون شما را مى داند بلکه «آنچه را که در آسمان ها و آنچه را که در زمین است (نیز) مى داند (و علاوه بر این آگاهى وسیع) خداوند بر هر چیزى توانا است» (وَ یَعْلَمُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الأَرْضِ وَ اللّهُ عَلى کُلِّ شَیْء قَدیرٌ).

بنابراین، او با علم بى پایانش که پهنه زمین و آسمان را فرا گرفته، از نیات همه شما با خبر است، و قدرت بر کیفر دادن گنهکاران را نیز دارد.

* * *

نکته ها:

1 ـ تقیّه یک سپر دفاعى است

درست است که گاهى انسان به خاطر هدف هاى عالى تر، به خاطر حفظ شرافت، و به خاطر تقویت حق و کوبیدن باطل حاضر است از جان عزیز خود نیز در این راه بگذرد، ولى آیا هیچ عاقلى مى تواند بگوید جایز است انسان بدون هدف مهمى جان خود را به خطر اندازد؟

اسلام صریحاً اجازه داده انسان در موردى که جان یا مال و ناموس او در خطر است و اظهار حق، هیچگونه نتیجه و فایده مهمى ندارد، موقتاً از اظهار آن خوددارى کند، و به وظیفه خود به طور پنهانى عمل نماید. چنان که قرآن در آیه فوق خاطر نشان ساخته و با تعبیر دیگر در آیه 106 سوره «نحل» مى فرماید: إِلاّ مَنْ أُکْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالإیمانِ: «مگر کسى که از روى اجبار چیزى بر خلاف ایمان اظهار مى کند و قلب او با ایمان مطمئن و آرام است».

تواریخ و کتب حدیث اسلامى نیز سرگذشت «عمار» و پدر و مادرش را فراموش نکرده که در چنگال بت پرستان گرفتار شدند، آنها را شکنجه دادند که از اسلام بیزارى بجویند، پدر و مادر «عمار» از این کار خوددارى کردند و به دست مشرکان کشته شدند، ولى «عمار» آنچه را که آنها مى خواستند با زبان اظهار داشت و سپس گریه کنان از ترس خداوند بزرگ، به خدمت پیامبر(صلى الله علیه وآله) شتافت، پیامبر(صلى الله علیه وآله) به او فرمود: إِنْ عادُوا لَکَ فَعُدْ لَهُمْ: «اگر باز هم گرفتار شدى و از تو خواستند آنچه مى خواهند بگو».(1)

و به این وسیله، اضطراب، وحشت و گریه او را آرام ساخت.

نکته اى که باید کاملاً به آن توجه داشت این است: تقیه در همه جا یک حکم ندارد بلکه گاهى واجب، گاهى حرام و زمانى مباح مى باشد.

وجوب تقیه در صورتى است که بدون فایده مهمى جان انسان به خطر بیفتد، اما در موردى که تقیه موجب ترویج باطل و گمراه ساختن مردم و تقویت ظلم و ستم گردد، حرام و ممنوع است.

روى این اساس، تمام ایراداتى که در این زمینه شده پاسخ داده خواهد شد در حقیقت اگر خرده گیران در این باره تحقیق مى کردند، واقف مى شدند که شیعه در این عقیده تنها نیست بلکه مسأله تقیه در جاى خود یک حکم قاطع عقلى و موافق فطرت انسانى است.(2)

زیرا تمام مردم عاقل و خردمند جهان، هنگامى که خود را بر سر دو راهى ببینند که یا باید از اظهار عقیده باطنى خود چشم بپوشند، و یا با اظهار عقیده خود جان و مال و حیثیت خود را به خطر افکنند، تحقیق مى کنند اگر اظهار عقیده در موردى باشد که ارزش براى فدا کردن جان و مال و حیثیت داشته باشد، اقدام به این فداکارى را صحیح مى شمارند و اگر اثر قابل ملاحظه اى در آن نبینند از اظهار عقیده چشم مى پوشند.

* * *

2 ـ تقیه یا تغییر شکل مبارزه

در تاریخ مبارزات مذهبى و اجتماعى و سیاسى زمان هائى پیش مى آید که مدافعان حقیقت اگر بخواهند به مبارزه آشکار دست بزنند، هم خودشان و هم مکتبشان به دست نابودى سپرده مى شود، و یا لااقل در معرض مخاطره قرار مى گیرد مانند وضع شیعیان على(علیه السلام) در زمان حکومت غاصب بنى امیه، در چنین موقعى راه صحیح و عاقلانه این است که نیروهاى خود را به هدر ندهند، و براى پیشبرد اهداف مقدس خود به مبارزات غیر مستقیم و یا مخفیانه دست بزنند، و در حقیقت تقیه براى این گونه مکتب ها و پیروان آنها در چنین لحظاتى یک نوع تغییر شکل مبارزه محسوب مى شود، که مى تواند آنها را از نابودى نجات دهد، و در ادامه مجاهدات خود پیروز گرداند.

کسانى که بر تقیه به طور دربست قلم بطلان مى کشند معلوم نیست براى این گونه موارد چه طرحى دارند؟

آیا نابود شدن خوب است و یا ادامه مبارزه به شکل صحیح و منطقى؟

راه دوم همان تقیه است و راه اول چیزى است که هیچ کس نمى تواند آن را تجویز کند.

از آنچه گفتیم روشن شد، تقیه یک اصل مسلّم قرآنى است ولى در موارد معین و حساب شده که ضابطه آن در بالا آمد.

و این که مى بینیم بعضى از ناآگاهان تقیه را از ابداعات پیروان اهل بیت(علیهم السلام)مى شمرند، دلیل بر این است که با آیات قرآن آشنائى زیادى ندارند.

* * *

1 ـ «مجمع البیان»، جلد 5 و 6، صفحه 388 (جلد 6، صفحه 203، مؤسسه اعلمى مطبوعات، طبع اول، 2 1415 هـ ق) ذیل آیه 106 سوره «نحل» ـ «بحار الانوار»، جلد 19، صفحه 35 و 90 و جلد 29، صفحه 405 و جلد 66، صفحه 37 و جلد 72، صفحه 393، 412 و 430 ـ «عوالى اللئالى»، جلد 2، صفحه 104، انتشارات سیّد الشهداء، 1405 هـ ق ـ «نور الثقلین»، جلد 3، صفحه 89 و 90، مؤسسه اسماعیلیان، 1412 هـ ق.

2 ـ اقتباس از کتاب «آئین ما» (ترجمه و توضیح «اصل الشیعه و اصولها»)، صفحه 364.

Quelle und Lizenz dieses Kommentars

Quelle: Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi) · Office of Grand Ayatollah Naser Makarem ShiraziLizenz: Notice of the publisher: use with mention of the source is permitted (not an open licence)

Dieser Kommentar gibt das Verständnis seines Verfassers wieder, nicht die Sicht von Siraj.

Stelle in der Quelle: https://quran.makarem.ir/fa/interpretation?sura=3&verse=29, Textcode 5a70b6de9c99

Details Quelle und Lizenz dieses Kommentars

Tafsir Nemooneh (تفسیر نمونه), the Persian commentary of the Quran written under Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi with a group of co-authors, as published on https://quran.makarem.ir/, the Quran and tafsir site of the office of آیت الله العظمی مکارم شیرازی: one page per ayah (/fa/interpretation?sura=…&verse=…). Part 01: surah 1 ayah 1 to surah 4 ayah 176, 372 passages. Terms: the footer notice of that site, «استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.» (Use of the content with mention of the source is permitted.); a notice of the publisher, not an open licence. Passages: the site serves one commentary for a passage on the page of each of its ayahs; consecutive ayahs of one surah whose pages serve the same commentary form one record with that range. An ayah whose page serves no commentary of its own joins a neighbouring passage only when that passage quotes it. Changes: only the HTML markup of the commentary block was removed: block elements became paragraphs separated by one blank line, a line-break tag a line feed, inline tags gave their text unchanged; the character references (  « » >) were replaced by the characters they name; white space of the markup was collapsed to one space and dropped at the edges of a paragraph; the footnotes stay where the page has them, after the text, with their markers; nothing else was changed. Not taken: the ayah and its translation shown above the commentary. Retrieved 2026-10-16 to 2026-10-23: 6248 requests one at a time, at least 6 seconds apart (6236 answered 200, one per ayah); the list of the requests (raw/index.jsonl) has SHA-256 ad7f694f4fd24e1501a679a2db6df2c800c78c6d4d0773cf3a1e883e6fe16f4c.

Quelle
Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi)
Herausgeber
Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi
Version der Quelle
retrieved-2026-10-16
Code der Sammlung
makarem-tafsir-nemooneh-2026-10-23-part01
Sprache und Richtung
Persisch, Zwölferschia
Zur Anzeige freigegeben
Anzahl der Texte
372
Quelle öffnen