تفسیر نمونه

Sure آل عمران, Verse 111–112, آیت الله العظمی مکارم شیرازی

Zurück zu den Versen

شأن نزول:

هنگامى که بعضى از بزرگان روشن ضمیر یهود، همچون «عبداللّه بن سلام» و یاران خود آئین پیشین را ترک گفته و به آئین اسلام گرویدند، جمعى از رؤساى یهود به نزد آنها آمده، زبان به سرزنش و ملامت آنان گشودند و حتى آنها را تهدید کردند که: چرا آئین پدران و نیاکان خود را ترک گفته و اسلام آورده اند؟

آیات فوق به عنوان دلدارى و بشارت به آنها و سایر مسلمانان نازل گردید.(1)

تفسیر:

دشمنان زیانى نمى رسانند

این آیه به مسلمانانى که از طرف قوم کافر خود تحت فشار قرار گرفته بودند و آنها را به خاطر پذیرفتن اسلام، نکوهش و احیاناً تهدید مى کردند، بشارت مى دهد که مخالفان هرگز نمى توانند زیانى به آنان برسانند، و زیان آنها بسیار جزئى و کم اثر خواهد بود، و از بدگوئى زبانى و مانند آن تجاوز نمى کند.

این دو آیه در حقیقت متضمن چند پیشگوئى و بشارت مهم به مسلمانان است که همه آنها در زمان پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) واقع شد.

نخست مى فرماید: «اهل کتاب هیچ گاه نمى توانند ضرر مهمى به شما (مسلمانان) برسانند، و زیان هاى آنها جزئى و زودگذر و دیر پاى است» (لَنْ یَضُرُّوکُمْ إِلاّ أَذىً).

و مى افزاید: «هر گاه در جنگ با شما رو به رو شوند، سرانجام شکست خواهند خورد و پیروزى نهائى از آن شما مسلمانان است و کسى به حمایت از آنان بر نخواهد خاست» (وَ إِنْ یُقاتِلُوکُمْ یُوَلُّوکُمُ الأَدْبارَ ثُمَّ لا یُنْصَرُونَ).

* * *

در آیه بعد مى فرماید: آنها هیچ گاه روى پاى خود نمى ایستند، «مهر ذلت بر آنان خورده است و همواره ذلیل و بیچاره خواهند بود، هر کجا که باشند»

(ضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّةُ أَیْنَ ما ثُقِفُوا) مگر این که در برنامه خود تجدید نظر کنند و راه خدا را پیش گیرند یا بدیگران متوسل شوند و موقتاً از نیروى آنها استفاده کنند.

طولى نکشید که این سه وعده و بشارت آسمانى در زمان خود پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) تحقق یافت، و مخصوصاً یهود حجاز (بنى قریظه، بنى نضیر، بنى قینقاع، یهود خیبر و بنى المصطلق) پس از تحریکات فراوان بر ضد اسلام، مسلمنان در میدان هاى مختلف جنگ با آنها رو به رو شده، و سرانجام همگى شکست خورده و متوارى گشتند.

«ثُقِفُوا» در اصل، از ماده «ثقف» (بر وزن سقف) و ثقافت به معنى یافتن چیزى با مهارت است، و به هر چیزى که انسان با دقت و مهارت به آن دست یابد این واژه اطلاق مى شود.

در جمله بالا قرآن مجید مى گوید آنها در هر کجا یافت شوند مهر ذلت بر پیشانى آنها زده شده است!

گرچه در آیات فوق، تصریحى به نام یهود نشده اما از قرائنى که در این آیه و آیات سابق است و همچنین از قرینه آیه 61 سوره «بقره» ـ که مشابه آیه مورد بحث است و در آن تصریح به نام یهود گردیده ـ استفاده مى شود که این جمله در اینجا نیز درباره یهود است.

پس از آن در ذیل این جمله مى فرماید: تنها در دو صورت است که مى توانند این مهر ذلت را از پیشانى خود پاک کنند.

نخست: «بازگشت و پیوند با خدا، و ایمان به آئین راستین او» (إِلاّ بِحَبْل مِنَ اللّهِ).

و دیگر «وابستگى به مردم و اتکاء به دیگران» (وَ حَبْل مِنَ النّاسِ).

گرچه درباره این دو تعبیر: «حَبلٌ مِنَ اللّهِ» و «حَبْلٌ مِنَ النّاسِ» مفسران احتمالات متعددى داده اند اما آنچه گفته شد با معنى آیه از همه سازگارتر است; زیرا هنگامى که «حَبْلٌ مِنَ اللّهِ» (ارتباط با خدا) در برابر «حَبْلٌ مِنَ النّاسِ» (ارتباط با مردم) قرار گیرد، معلوم مى شود منظور از آنها دو معنى متفاوت است، نه این که یکى از آنها به معنى ایمان آوردن و دومى به معنى امان و ذمه از طرف مسلمین باشد.

بنابراین خلاصه مفهوم آیه چنین مى شود:

یا باید در برنامه زندگى خود تجدید نظر کنند، و به سوى خدا بازگردند و خاطره اى که از شیطنت و نفاق و کینه توزى، از خود در افکار دارند بشویند.

و یا از طریق وابستگى به این و آن، به زندگى نفاق آلود خود ادامه دهند.

سپس قرآن به ذلتى که یهود بدان گرفتار شده اشاره کرده، مى فرماید: «و در خشم خدا مسکن گزیده اند، و مهر بیچارگى بر آنها زده شده» (وَ باؤُ بِغَضَب مِنَ اللّهِ وَ ضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الْمَسْکَنَةُ).

«باءُوا» در اصل به معنى «مراجعت کردند، و منزل گرفتند» مى باشد، و در اینجا کنایه از استحقاق پیدا کردن است، یعنى قوم یهود بر اثر خلافکارى خود، مستحق مجازات الهى شدند و خشم پروردگار را همچون منزل و مکانى براى خود انتخاب کردند.

«مسکنت» به معنى بیچارگى است، مخصوصاً بیچارگى شدید که راه نجات از آن مشکل باشد، و در اصل از ماده «سکونت» گرفته شده; زیرا افراد مسکین کسانى هستند که بر اثر ضعف و نیاز، قادر بر حرکت و جنبشى از خود نمى باشند.

ضمناً باید توجه داشت «مسکین» تنها به معنى نیازمند از نظر مال و ثروت نیست، بلکه هر نوع بیچارگى آمیخته با ضعف و ناتوانى در مفهوم آن داخل است.

بعضى معتقدند: تفاوت «مسکنت» با «ذلت» این است که: «ذلت» جنبه تحمیلى از طرف دیگران دارد در حالى که «مسکنت» حالت «خود کم بینى درونى» خود شخص را مى رساند.

به این ترتیب، جمله فوق مى گوید: یهود بر اثر خلافکارى ها نخست از طرف دیگران مطرود شدند و به خشم خداوند گرفتار آمدند و سپس تدریجاً این موضوع به صورت یک صفت ذاتى در آمد به طورى که با تمام امکاناتى که دارند باز در خود یک نوع احساس حقارت مى کنند، و به همین دلیل، در ذیل این جمله در آیه استثنائى دیده نمى شود.

در پایان آیه، دلیل این سرنوشت شوم یهود را بیان کرده، مى فرماید: اگر آنها به چنین سرنوشتى گرفتار شدند، نه به خاطر نژاد و یا خصوصیات دیگر آنها است، بلکه به خاطر اعمالى است که مرتکب مى شدند، زیرا:

اولاً ـ «آیات خدا را انکار مى کردند» (ذلِکَ بِأَنَّهُمْ کانُوا یَکْفُرُونَ بِآیاتِ اللّهِ).

ثانیاً ـ اصرار در کشتن رهبران الهى و پیشوایان خلق و نجات دهندگان بشر، یعنى انبیاى الهى داشتند و «پیامبران را به ناحق مى کشتند» (وَ یَقْتُلُونَ الأَنْبِیاءَ بِغَیْرِ حَقّ).

و ثالثاً ـ آلوده انواع گناهان مخصوصاً ظلم و ستم و تعدى به حقوق دیگران و تجاوز به منافع سایر مردم بودند، و اگر چنین ذلیل شدند «به خاطر آن است که گناه مى کنند و به حقوق دیگران تجاوز مى نمایند» (ذلِکَ بِما عَصَوْا وَ کانُوا یَعْتَدُونَ).

و مسلماً هر قوم و ملتى داراى چنین اعمالى باشند سرنوشتى مشابه آنها خواهند داشت.

* * *

نکته:

تاریخ پر ماجراى یهود

تاریخ پر ماجراى یهود، آنچه را که در آیات فوق گفته شد، کاملاً تأیید مى کند، وضع کنونى آنها نیز گواه بر این حقیقت است.

این که در آیات فوق خواندیم: ضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّةُ: «مُهر ذلت بر آنها زده شده است» یک حکم تشریعى نیست ـ آن چنان که بعضى از مفسران گفته اند ـ .

بلکه یک فرمان تکوینى و حکم قاطع تاریخ است، که هر قومى غرق در گناه شوند، و تعدى به حقوق دیگران جزو برنامه آنها باشد، و در از بین بردن رهبران نجات بشریت کوشش داشته باشند، داراى چنین سرنوشتى خواهند بود.

مگر این که، در وضع خود تجدید نظر کنند، و از این راه بازگردند و یا با وابستگى هائى که به دیگران پیدا مى کنند چند روزى به حیات خود، ادامه دهند.

حوادثى که این روزها در کشورهاى اسلامى مى گذرد، و موضع گیرى خاص صهیونیسم در برابر مسلمین و قرار گرفتن آنها در زیر چتر حمایت دیگران و عوامل گوناگونى که موجودیت آنها را تهدید مى کند، همگى شاهد گویاى واقعیتى است که از این آیات استفاده مى شود.

شاید تجربیات تلخ گذشته، و حوادثى که اخیراً مسیر تاریخ آنها را عوض کرده، سبب شود که در برنامه هاى دیرین خود تجدید نظر کنند، و از در صلح و دوستى با اقوام دیگر در آیند، و زندگى مسالمت آمیزى با دیگران بر اساس احترام به حقوق آنها، و رفع تجاوز از آنان داشته باشند.

* * *

1 ـ «بحار الانوار»، جلد 9، صفحه 72 و جلد 17، صفحه 173 ـ «مجمع البیان»، ذیل آیه مورد بحث ـ تفسیر «قرطبى» و دیگر تفاسیر، ذیل آیه مورد بحث.

Quelle und Lizenz dieses Kommentars

Quelle: Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi) · Office of Grand Ayatollah Naser Makarem ShiraziLizenz: Notice of the publisher: use with mention of the source is permitted (not an open licence)

Dieser Kommentar gibt das Verständnis seines Verfassers wieder, nicht die Sicht von Siraj.

Stelle in der Quelle: https://quran.makarem.ir/fa/interpretation?sura=3&verse=111, Textcode 4e2609fa6877

Details Quelle und Lizenz dieses Kommentars

Tafsir Nemooneh (تفسیر نمونه), the Persian commentary of the Quran written under Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi with a group of co-authors, as published on https://quran.makarem.ir/, the Quran and tafsir site of the office of آیت الله العظمی مکارم شیرازی: one page per ayah (/fa/interpretation?sura=…&verse=…). Part 01: surah 1 ayah 1 to surah 4 ayah 176, 372 passages. Terms: the footer notice of that site, «استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.» (Use of the content with mention of the source is permitted.); a notice of the publisher, not an open licence. Passages: the site serves one commentary for a passage on the page of each of its ayahs; consecutive ayahs of one surah whose pages serve the same commentary form one record with that range. An ayah whose page serves no commentary of its own joins a neighbouring passage only when that passage quotes it. Changes: only the HTML markup of the commentary block was removed: block elements became paragraphs separated by one blank line, a line-break tag a line feed, inline tags gave their text unchanged; the character references (  « » >) were replaced by the characters they name; white space of the markup was collapsed to one space and dropped at the edges of a paragraph; the footnotes stay where the page has them, after the text, with their markers; nothing else was changed. Not taken: the ayah and its translation shown above the commentary. Retrieved 2026-10-16 to 2026-10-23: 6248 requests one at a time, at least 6 seconds apart (6236 answered 200, one per ayah); the list of the requests (raw/index.jsonl) has SHA-256 ad7f694f4fd24e1501a679a2db6df2c800c78c6d4d0773cf3a1e883e6fe16f4c.

Quelle
Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi)
Herausgeber
Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi
Version der Quelle
retrieved-2026-10-16
Code der Sammlung
makarem-tafsir-nemooneh-2026-10-23-part01
Sprache und Richtung
Persisch, Zwölferschia
Zur Anzeige freigegeben
Anzahl der Texte
372
Quelle öffnen