تفسیر نمونه

Sure النساء, Vers 43, آیت الله العظمی مکارم شیرازی

Zurück zu den Versen

چند حکم فقهى

در آیات پیش، سخن از گواهى انبیاء بر اعمال امت در روز قیامت بود، و نیز از این سخن در میان بود که: کفار و کسانى که دستورات پیامبران را عصیان کرده بودند، دوست داشتند خاک باشند، در آیه مورد بحث به چند دستور مهم از دستورات پیامبر اشاره نموده، تا روشن شود چه کسى اطاعت مى کند و چه کسى عصیان، مى فرماید: «اى کسانى که ایمان آورده اید! در حال مستى به نماز نزدیک نشوید، تا بدانید چه مى گوئید»! (یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنْتُمْ سُکارى حَتّى تَعْلَمُوا ما تَقُولُونَ).

از این آیه، چند حکم اسلامى استفاده مى شود که تحت شماره به آنها مى پردازیم:

1 ـ تحریم نماز در حال مستى

یعنى افراد مست نمى توانند مشغول اداء فریضه نماز شوند و نماز آنها در این حال باطل است، فلسفه آن هم روشن است، زیرا نماز گفتگوى بنده و راز و نیاز او با خدا است و باید در نهایت هوشیارى انجام گردد و افراد مست از این مرحله دور و بیگانه اند.

این موضوع نیز لازم به یادآورى است که در روایات متعددى که در کتب شیعه و اهل تسنن وارد شده، آیه فوق به «مستى خواب» تفسیر شده، یعنى در حالى که هنوز کاملاً بیدار نشده اید، شروع به نماز نکنید، تا بدانید چه مى گوئید.(1)

ولى چنین به نظر مى رسد: این تفسیر از مفهوم جمله «حَتّى تَعْلَمُوا ما تَقُولُونَ» استفاده شده است، اگر چه در معنى «سُکارى» داخل نباشد.

به عبارت دیگر، از جمله «تا بدانید چه مى گوئید» استفاده مى شود، نماز خواندن در هر حالى که انسان از هشیارى کامل برخوردار نباشد، ممنوع است، خواه حالت مستى باشد یا باقى مانده حالت خواب.

در ضمن از این جمله نیز مى توان استفاده کرد: بهتر است در حال کسالت و کمى توجه نیز انسان نماز نخواند; زیرا حالت فوق به صورت ضعیف در او وجود دارد و شاید به همین جهت است که طبق روایتى، امام باقر(علیه السلام) فرمود:

«در حالتى که کسل هستید یا چرت آلود یا سنگین، مشغول نماز نشوید; زیرا خداوند مؤمنان را از نماز خواندن در حال مستى نهى کرده است».(2)

2 ـ باطل بودن نماز در حال جنابت

مى فرماید: «همچنین در حال جنابت به نماز نزدیک نشوید» (وَ لا جُنُباً).

سپس استثنائى براى این حکم بیان فرموده، مى گوید: «مگر این که مسافر باشید» (إِلاّ عابِری سَبیل).

یعنى اگر در مسافرت گرفتار بى آبى شوید، مى توانید نماز بخوانید که البته نماز خواندن در این حال، به شرط تیمم است که در ذیل آیه خواهد آمد.

ولى در روایات و اخبار، تفسیر دیگرى براى آیه نیز آمده است(3) و آن این که: منظور از «صلوة» در آیه، محل نماز گذاردن و مسجد است، یعنى در حال جنابت وارد مساجد نشوید، سپس کسانى که عبوراً از مسجد مى گذرند را استثناء فرموده و مى گوید: «اِلاّ عابِرى سَبِیل» یعنى مى توانید در حال جنابت عبوراً از مسجد بگذرید.

و از بعضى روایات استفاده مى شود: جمعى از مسلمانان و صحابه پیامبر(صلى الله علیه وآله) خانه هائى در اطراف مسجد پیامبر(صلى الله علیه وآله) ساخته بودند که درهاى آن به مسجد گشوده مى شد، (و اجازه داشتند که در حال جنابت از مسجد بگذرند، بدون این که در آن توقف کنند).(4)

اما باید توجه داشت: لازمه تفسیر فوق این خواهد بود که کمله «صلوة» در آیه به دو معنى آمده باشد یکى به معنى خود «نماز» و دیگر به معنى «محل نماز»; زیرا دو حکم مختلف در آیه فوق بیان شده: یکى خوددارى از نماز در حال مستى و دیگرى خوددارى جنب از ورود در مساجد، البته استعمال یک لفظ در دو معنى یا بیشتر چنان که در اصول گفته ایم، مانعى ندارد، ولى خلاف ظاهر است و بدون قرینه جایز نیست، گر چه ممکن است روایات فوق قرینه آن باشد.

3 ـ جواز نماز خواندن یا عبور از مسجد بعد از غسل کردن

چنان که مى فرماید: «به نماز نزدیک نشوید تا غسل کنید» (حَتَّى تَغْتَسِلُوا).

4 ـ تیمم براى معذورین

در جمله بعد که در حقیقت تمام موارد تشریع تیمم جمع است، موارد عذر براى غسل کردن را بر شمرده است: نخست به موردى که آب براى بدن ضرر داشته باشد، اشاره کرده، مى فرماید: «اگر بیمار باشید و یا در سفر» (وَ إِنْ کُنْتُمْ مَرْضى أَوْ عَلى سَفَر).

پس از آن به مواردى که انسان به آب دسترسى ندارد، یا استعمال آب برایش ممکن نیست، اشاره کرده، مى فرماید: «یا هنگامى که از قضاى حاجت برگشتید و یا با زنان آمیزش جنسى داشتید» (أَوْ جاءَ أَحَدٌ مِنْکُمْ مِنَ الْغائِطِ أَوْ لامَسْتُمُ النِّساءَ).

«و دسترسى به آب نداشتید» (فَلَمْ تَجِدُوا ماءً).

«در این موقع با خاک پاکیزه اى تیمم کنید» (فَتَیَمَّمُوا صَعیداً طَیِّباً).

سپس طرز تیمم را بیان فرموده، مى گوید: «سپس صورت و دست هاى خود را مسح کنید» (فَامْسَحُوا بِوُجُوهِکُمْ وَ أَیْدیکُمْ).

و در پایان آیه اشاره به این حقیقت مى کند که دستور مزبور، یک نوع تسهیل و تخفیف براى شما است، «چون خداوند بخشنده و مهربان است» (إِنَّ اللّهَ کانَ عَفُوّاً غَفُوراً).

* * *

نکته ها:

1 ـ آیا مفهوم جمله هاى آغاز آیه، جواز شرب مسکرات در غیر نمازاست؟

ممکن است کسانى در اینجا سؤال کنند: آیا مفهوم آیه فوق این نیست که نوشیدن مشروبات الکلى فقط در صورتى ممنوع است که مستى تا حال نماز باقى بماند و دلیل ضمنى بر جواز آن در سایر حالات مى باشد؟!

پاسخ این سؤال ـ به خواست خدا ـ به طور تفصیل در تفسیر آیه 90 سوره «مائده» خواهد آمد، اما به طور اجمال این است که: اسلام براى آماده کردن و به جریان انداختن بسیارى از احکام خود، از روش «تدریجى» استفاده کرده، مثلاً همین مسأله تحریم مشروبات الکلى را طى چند مرحله اعلام نموده است:

نخست آن را به عنوان یک نوشیدنى نامطلوب و نقطه مقابل «رِزْقاً حَسَناً».(5)

پس از آن، در صورتى که مستى آن در حال نماز باشد جلوگیرى کرده (آیه فوق).

و بعد، منافع و مضار آن را با هم مقایسه نموده و غلبه زیان هاى آن، بیان شده است.(6)

و در مرحله آخر، نهى قاطع و صریح از آن نموده است.(7)

اصولاً براى ریشه کن ساختن یک مفسده اجتماعى و اخلاقى که محیط به طور عمیق به آن آلوده شده است، راهى بهتر از این روش نیست که افراد را تدریجاً آماده کنند و سپس حکم نهائى اعلام گردد.

ضمناً باید توجه داشت، آیه فوق به هیچ وجه دلالت بر اجازه نوشیدن خمر ندارد، بلکه تنها درباره مستى در حال نماز سخن گفته، و در مورد غیر نماز سکوت اختیار کرده تا مرحله نهائى حکم فرا رسد.

البته با توجه به این که اوقات پنجگانه نماز مخصوصاً در آن زمان که معمولاً در پنج وقت انجام مى شد فاصله چندانى با هم ندارند، خواندن نماز در حال هشیارى، لازمه اش این بوده که در فاصله این اوقات از نوشیدن مایعات مست کننده به کلى صرف نظر شود; زیرا غالباً مستى آن تا موقع نماز ادامه مى یابد، و حالت هشیارى پیدا نمى شود، بنابراین، حکم آیه فوق شبیه یک تحریم همیشگى و مستمر است.

* * *

2 ـ جمله «فَلَمْ تَجِدُوا ماءً» که به اصطلاح با فاء تفریع شروع شده، مربوط به جمله «أَوْ عَلى سَفَر» است، یعنى هنگامى که در مسافرت باشید ممکن است، آب پیدا نکنید و نیازمند به تیمم شوید ـ زیرا هنگامى که انسان در شهر و آبادى است کمتر چنین اتفافى مى افتد ـ و از اینجا روشن مى شود، سخن بعضى از مفسران مانند نویسنده «المنار» که گفته است: «مسافرت به تنهائى براى تیمم کردن به جاى وضو کافى است، حتى اگر انسان آب در اختیار داشته باشد» سخن بى اساسى است; زیرا کلمه فاء تفریع در «فَلَمْ تَجِدُوا» این سخن را ابطال مى کند، چون مفهوم آن این است که مسافرت گاهى موجب عدم دسترسى به آب مى گردد، در اینجا باید تیمم کرد، نه این که مسافرت به تنهائى مجوز تیمم است.«أَوْ» در «أَوْ جاءَ أَحَدٌ مِنْکُمْ مِنَ الْغائِطِ» به معنى «واو» است; زیرا تنها بیمار بودن یا مسافر بودن، سبب تیمم نمى شود، بلکه در چنین حالى اگر موجبات وضو یا غسل حاصل شود، تیمم واجب مى گردد.قضاى حاجت سخن بگوید، تعبیرى را انتخاب مى کند که هم مطلب را بفهماند و هم واژه صریح و نامناسبى به کار نبرده باشد، مى گوید: «أَوْ جاءَ أَحَدٌ مِنْکُمْ مِنَ الْغائِطِ». «صَعِیْداً طَیِّباً» در ذیل آیه 6 سوره «مائده» به خواست خدا مشروحاً بحث خواهیم کرد.

دست ها، چه فایده اى مى تواند داشته باشد؟ به خصوص این که مى دانیم بسیارى از خاک ها آلوده اند و ناقل میکرب ها.

در پاسخ این گونه ایرادها باید به دو نکته توجه داشت:

الف ـ فایده اخلاقى:

تیمم یکى از عبادات است، و روح عبادت به معنى واقعى کلمه در آن منعکس مى باشد; زیرا انسان پیشانى خود را که شریف ترین عضو بدن او است، با دستى که بر خاک زده، لمس مى کند تا فروتنى و تواضع خود را در پیشگاه او آشکار سازد، یعنى پیشانى من و همچنین دست هاى من در برابر تو تا آخرین حد، خاضع و متواضعند، و به دنبال این کار متوجه نماز و یا سایر عباداتى که مشروط به وضو و غسل است مى شود، و به این ترتیب در پرورش روح تواضع و عبودیت و شکرگزارى در بندگان اثر مى گذارد.

ب ـ فایده بهداشتى:

امروز ثابت شده خاک به خاطر داشتن باکترى هاى فراوان، مى تواند آلودگى ها را از بین ببرد، این باکترى ها که کار آنها تجزیه کردن مواد آلى و از بین بردن انواع عفونت هاست، معمولاً در سطح زمین و اعماق کم که از هوا و نور آفتاب بهتر مى توانند استفاده کنند، فراوانند.

به همین دلیل، هنگامى که لاشه هاى حیوانات و یا بدن انسان پس از مردن زیر خاک دفن شود و همچنین مواد آلوده گوناگونى که روى زمین ها مى باشد، در مدت نسبتاً کوتاهى تجزیه شده و بر اثر حمله باکترى ها کانون عفونت از هم متلاشى مى گردد.

مسلّم است اگر این خاصیت در خاک نبود، کره زمین در مدت کوتاهى مبدل به یک کانون عفونت مى شد.

اصولاً خاک خاصیتى شبیه مواد «آنتى بیوتیک» دارد و تأثیر آن در کشتن میکرب ها فوق العاده زیاد است.

بنابراین، خاک پاک نه تنها آلوده نیست، که از بین برنده آلودگى ها است و مى تواند از این نظر تا حدودى جانشین آب شود، با این تفاوت که آب حلاّل است، یعنى میکرب ها را حل کرده و با خود مى برد، ولى خاک میکرب کش است.

اما باید توجه داشت خاک تیمم کاملاً پاک باشد، همان طور که قرآن در تعبیر جالب خود مى گوید: (طَیِّباً).

قابل توجه این که: تعبیر به «صَعِید» که از ماده «صعود» گرفته شده، اشاره به این است که بهتر است خاک هاى سطح زمین براى این کار انتخاب شود، همان خاک هائى که در معرض تابش آفتاب و مملوّ از هوا و باکترى هاى میکرب کش است.

اگر چنین خاکى طیب و پاکیزه نیز بود، تیمم با آن اثرات فوق را دارد بدون این که کمترین زیانى داشته باشد (در ذیل آیه 6 سوره «مائده» نیز در این باره سخن خواهیم گفت).

* * *

1 ـ تفسیر «نور الثقلین»، جلد 1، صفحه 483، مؤسسه اسماعیلیان، طبع چهارم، 1412 هـ ق ـ تفسیر «قرطبى»، جلد 3، صفحه 1771 (جلد 5، صفحه 201، مؤسسة التاریخ العربى، 1405 هـ ق) ـ «کافى»، جلد 3، صفحات 299 و 371، دار الکتب الاسلامیة ـ «وسائل الشیعه»، جلد 5، صفحات 463 و 464 و جلد 7، صفحات 233 و 291، چاپ آل البیت ـ «بحار الانوار»، جلد 80، صفحه 357 و جلد 81، صفحه 231.

2 ـ «نور الثقلین»، جلد 1، صفحه 483، مؤسسه اسماعیلیان، طبع چهارم، 1412 هـ ق ـ شبیه این مضمون در «صحیح بخارى» نیز آمده است ـ «کافى»، جلد 3، صفحه 299، دار الکتب الاسلامیة ـ «بحار الانوار»، جلد 10، صفحه 91 و جلد 81، صفحات 202، 204، 231 و 239.

3 ـ «وسائل الشیعه»، جلد 1، صفحه 486 (جلد 2، صفحات 207 و 210، چاپ آل البیت) ـ «بحار الانوار»، جلد 78، صفحه 44 و جلد 80، صفحه 375.

4 ـ «بحار الانوار»، جلد 39، صفحات 19، 20 و 21.

5 ـ نحل، آیه 67.

6 ـ بقره، آیه 219.

7 ـ مائده، آیه 90.

Quelle und Lizenz dieses Kommentars

Quelle: Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi) · Office of Grand Ayatollah Naser Makarem ShiraziLizenz: Notice of the publisher: use with mention of the source is permitted (not an open licence)

Dieser Kommentar gibt das Verständnis seines Verfassers wieder, nicht die Sicht von Siraj.

Stelle in der Quelle: https://quran.makarem.ir/fa/interpretation?sura=4&verse=43, Textcode 2328f666d8df

Details Quelle und Lizenz dieses Kommentars

Tafsir Nemooneh (تفسیر نمونه), the Persian commentary of the Quran written under Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi with a group of co-authors, as published on https://quran.makarem.ir/, the Quran and tafsir site of the office of آیت الله العظمی مکارم شیرازی: one page per ayah (/fa/interpretation?sura=…&verse=…). Part 01: surah 1 ayah 1 to surah 4 ayah 176, 372 passages. Terms: the footer notice of that site, «استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.» (Use of the content with mention of the source is permitted.); a notice of the publisher, not an open licence. Passages: the site serves one commentary for a passage on the page of each of its ayahs; consecutive ayahs of one surah whose pages serve the same commentary form one record with that range. An ayah whose page serves no commentary of its own joins a neighbouring passage only when that passage quotes it. Changes: only the HTML markup of the commentary block was removed: block elements became paragraphs separated by one blank line, a line-break tag a line feed, inline tags gave their text unchanged; the character references (  « » >) were replaced by the characters they name; white space of the markup was collapsed to one space and dropped at the edges of a paragraph; the footnotes stay where the page has them, after the text, with their markers; nothing else was changed. Not taken: the ayah and its translation shown above the commentary. Retrieved 2026-10-16 to 2026-10-23: 6248 requests one at a time, at least 6 seconds apart (6236 answered 200, one per ayah); the list of the requests (raw/index.jsonl) has SHA-256 ad7f694f4fd24e1501a679a2db6df2c800c78c6d4d0773cf3a1e883e6fe16f4c.

Quelle
Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi)
Herausgeber
Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi
Version der Quelle
retrieved-2026-10-16
Code der Sammlung
makarem-tafsir-nemooneh-2026-10-23-part01
Sprache und Richtung
Persisch, Zwölferschia
Zur Anzeige freigegeben
Anzahl der Texte
372
Quelle öffnen