تفسیر نمونه

Sure النجم, Verse 50–55, آیت الله العظمی مکارم شیرازی

Zurück zu den Versen

50وَ أَنَّهُ أَهْلَکَ عاداً الْأُولى

51وَ ثَمُودَ فَما أَبْقى

52وَ قَوْمَ نُوح مِنْ قَبْلُ إِنَّهُمْ کانُوا هُمْ أَظْلَمَ وَ أَطْغى

53وَ الْمُؤْتَفِکَةَ أَهْوى

54فَغَشّاها ما غَشّى

55فَبِأَىِّ آلاءِ رَبِّکَ تَتَمارى

ترجمه:

50 ـ و خداوند قوم «عاد نخستین» را هلاک کرد!

51 ـ و همچنین قوم «ثمود» را، و کسى از آنان را باقى نگذارد!

52 ـ و نیز قوم «نوح» را پیش از آنها، چرا که آنان از همه ظالم تر و طغیانگرتر بودند!

53 ـ و نیز شهرهاى زیر و رو شده (قوم لوط) را فرو کوبید.

54 ـ سپس آنها را با عذاب سنگین پوشانید!

55 ـ (بگو:) در کدامیک از نعمت هاى پروردگارت تردید دارى؟!

تفسیر:

این همه درس عبرت کافى نیست؟!

این آیات، همچنان ادامه مطالبى است که از کتب پیشین، صحف ابراهیم(علیه السلام)و موسى(علیه السلام) نقل شده است، در آیات گذشته، ده مطلب در طى دو فراز ذکر شده بود، فراز اول ناظر به مسئولیت هر کس در مقابل اعمالش، و فراز دوم درباره منتهى شدن تمام خطوط به پروردگار سخن مى گوید، و در آیات مورد بحث، که تنها به ذکر یک مطلب مى پردازد، سخن از مجازات و هلاکت دردناک چهار قوم از اقوام ستمگر پیشین است، که هشدارى است براى آنها که از دستورات گذشته سرپیچى مى کنند، و به مبدأ و معاد ایمان ندارند.(1)

نخست مى فرماید: «آیا انسان خبر ندارد که در کتب پیشین آمده است: خداوند قوم «عاد نخستین» را هلاک کرد»؟! (وَ أَنَّهُ أَهْلَکَ عاداً الْأُولى).

توصیف قوم «عاد» به «الاولى» (نخستین)، یا به خاطر قدمت این قوم است، به طورى که در میان عرب معمول است هر چیز قدیمى را «عادى» مى گویند، و یا به خاطر آن است که در تاریخ، دو قوم «عاد» وجود داشته اند، و قوم معروف که پیامبرشان حضرت هود(علیه السلام) بود همان «عاد نخستین» است.(2)

* * *

پس از آن مى افزاید: «همچنین خداوند قوم ثمود را بر اثر طغیانشان هلاک کرد، و احدى از آنها را باقى نگذارد» (وَ ثَمُودَ فَما أَبْقى).

* * *

سپس درباره قوم «نوح» مى فرماید: «و نیز قوم نوح را قبل از آنها هلاک کرد» (وَ قَوْمَ نُوح مِنْ قَبْلُ).

«چرا که آنها از همه ظالم تر و طغیانگرتر بودند» (إِنَّهُمْ کانُوا هُمْ أَظْلَمَ وَ أَطْغى).

زیرا پیامبرشان نوح(علیه السلام) در مدتى طولانى تر از تمام انبیاء به تبلیغ آنان پرداخت، با این حال جز تعداد کمى به دعوت او پاسخ نگفتند، و در شرک و بت پرستى و تکذیب و آزار نوح(علیه السلام) پافشارى و سرسختى فوق العاده اى داشتند، چنان که شرح آن به خواست خدا در تفسیر سوره «نوح» خواهد آمد.

* * *

قوم «لوط»، چهارمین قومى هستند که به آنها اشاره کرده مى گوید: «خداوند شهرهاى زیر و رو شده قوم لوط را بر زمین زد» (وَ الْمُؤْتَفِکَةَ أَهْوى).

در ظاهر، زلزله شدیدى این آبادى ها را به آسمان پرتاب کرد، واژگون ساخت و بر زمین کوبید، و طبق روایات، «جبرئیل»، آنها را به قوت خداداد از زمین بر کند و وارونه کرد و بر زمین افکند.

* * *

سپس «آنها را با عذاب سنگینى پوشانید» (فَغَشّاها ما غَشّى).(3)

آرى، بارانى از سنگ هاى آسمانى بر آنها فرو ریخت، و سراسر این شهرهاى زیر و رو شده را زیر آوارى از سنگ مدفون ساخت.

درست است که در تعبیرات این آیه و آیه قبل، تصریحى به نام قوم «لوط» نشده، اما معمولاً مفسران هم در اینجا و هم در آیات 70 «توبه» و 9 «حاقه» که تعبیر به «مؤتفکات» شده است همین معنى را فهمیده اند، هر چند بعضى احتمال داده اند: تمام شهرهاى بلا دیده و واژگون شده را در بر مى گیرد، ولى، آیات دیگر قرآن آنچه را که مشهور مفسران در اینجا فهمیده اند، تأیید مى کند.

در آیه 82 سوره «هود» آمده است: فَلَمّا جاءَ أَمْرُنا جَعَلْنا عالِیَها سافِلَها وَ أَمْطَرْنا عَلَیْها حِجارَةً مِنْ سِجِّیل مَنْضُود: «هنگامى که فرمان ما فرا رسید، آن شهر و دیار را زیر و رو کردیم، و بارانى از سنگ و از گل هاى متحجر و متراکم بر آنها فرو فرستادیم».

در تفسیر «على بن ابراهیم» آمده است: «مؤتفکه» (شهر زیر و رو شده) شهر «بصره» است، زیرا در روایتى مى خوانیم: امیرمؤمنان على(علیه السلام) آنها را مخاطب ساخته فرمود: یا أَهْلَ الْبَصْرَةِ وَ یا أَهْلَ الْمُؤْتَفِکَةِ وَ یا جُنْدَ الْمَرْأَةِ وَ أَتْباعَ الْبَهِیْمَةِ: «اى اهل بصره! و اى اهل سرزمین زیر و رو شده! اى لشکر زن، و اى پیروان شتر»! (اشاره به جنگ «جمل» است که سردمدار، «عایشه» بود و مردم «بصره» به دنبال شتر او راه افتادند).(4)

ولى، معلوم است: این تعبیر در کلام امیرمؤمنان على(علیه السلام) از باب نوعى تطبیق است نه تفسیر، شاید در آن زمان مردم این شهر شباهت هائى از نظر اخلاق و یا مجازات الهى با قوم «لوط» داشته اند.

* * *

در پایان این بحث، به مجموعه نعمت هائى که در آیات گذشته آمده است، اشاره کرده و در شکل یک استفهام انکارى مى فرماید: «در کدامیک از نعمت هاى پروردگارت شک و تردید دارى»؟ (فَبِأَىِّ آلاءِ رَبِّکَ تَتَمارى).

آیا در نعمت حیات، یا اصل نعمت آفرینش، و یا این نعمت که خداوند کسى را به جرم دیگرى مجازات نمى کند، و خلاصه آنچه در صفحه پیشین آمده و در قرآن نیز تأکید شده است، شک و تردید دارى؟.

آیا در این نعمت که خداوند شما را از مجازات هاى اقوام پیشین بر کنار داشته، و عفو و رحمتش را شامل حال شما کرده است، تردید دارى؟

و یا در نعمت نزول قرآن و مسأله رسالت و ایمان و هدایت؟!

درست است که مخاطب در این آیه شخص پیامبر(صلى الله علیه وآله) است، ولى مفهوم آن همگان را شامل مى شود، بلکه هدف اصلى از آن، بیشتر افراد دیگرند.

«تَتَمارى» از ماده «تمارى» به معنى «محاجه توأم با شک و تردید» است.(5)

«آلاء» جمع «إلى» (بر وزن اسم) به معنى نعمت است، گرچه بعضى از مطالبى که در آیات پیشین آمده، از جمله مجازات و هلاکت اقوام دیگر مصداق نعمت نیست، ولى از این نظر که درس عبرتى است براى دیگران، و نیز از این نظر که خداوند مسلمین و حتى کفار عصر پیامبر(صلى الله علیه وآله) را از این امور مصون داشته، نعمت بزرگى خواهد بود.

* * *

1 ـ توجه داشته باشید که این مطالب یازده گانه با «انّ» شروع مى شود، نخستین آنها در آیه 38 «أَلاّ تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى» و آخرین آنها در آیه 50 «وَ أَنَّهُ أَهْلَکَ عاداً الْأُولى» است.

2 ـ «مجمع البیان» و «روح المعانى» و تفسیر «فخر رازى».

3 ـ «ما» در «ما غَشّى» ممکن است مفعول باشد و یا فاعل، نظیر «وَ السَّماءِ وَ ما بَناها»، ولى احتمال اول با ظاهر آیه هماهنگ تر است، در صورت اول معنى جمله همان است که در بالا گفتیم، و در صورت دوم معنى چنین مى شود: «خداوندى که پرده اى از عذاب را بر آنها فرستاد، آنها را پوشانید»، و به هر حال این تعبیر در مورد بیان عظمت و شدت چیزى ذکر مى شود.

4 ـ تفسیر «صافى»، ذیل آیات مورد بحث.

5 ـ گر چه باب «تفاعل» معمولاً در موردى به کار مى رود که فعل از دو نفر دربرابر یکدیگر صادر مى شود، ولى در اینجا تنها به صورت فعل یک نفر ذکر شده که، یا به خاطر تأکید است، و یا به خاطر تعدد موارد نعمت ها (دقت کنید).

Quelle und Lizenz dieses Kommentars

Quelle: Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi) · Office of Grand Ayatollah Naser Makarem ShiraziLizenz: Notice of the publisher: use with mention of the source is permitted (not an open licence)

Dieser Kommentar gibt das Verständnis seines Verfassers wieder, nicht die Sicht von Siraj.

Stelle in der Quelle: https://quran.makarem.ir/fa/interpretation?sura=53&verse=50, Textcode 7fdc508bd2fe

Details Quelle und Lizenz dieses Kommentars

Tafsir Nemooneh (تفسیر نمونه), the Persian commentary of the Quran written under Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi with a group of co-authors, as published on https://quran.makarem.ir/, the Quran and tafsir site of the office of آیت الله العظمی مکارم شیرازی: one page per ayah (/fa/interpretation?sura=…&verse=…). Part 06: surah 44 ayah 1 to surah 74 ayah 56, 236 passages. Terms: the footer notice of that site, «استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.» (Use of the content with mention of the source is permitted.); a notice of the publisher, not an open licence. Passages: the site serves one commentary for a passage on the page of each of its ayahs; consecutive ayahs of one surah whose pages serve the same commentary form one record with that range. An ayah whose page serves no commentary of its own joins a neighbouring passage only when that passage quotes it. Changes: only the HTML markup of the commentary block was removed: block elements became paragraphs separated by one blank line, a line-break tag a line feed, inline tags gave their text unchanged; the character references (  « » >) were replaced by the characters they name; white space of the markup was collapsed to one space and dropped at the edges of a paragraph; the footnotes stay where the page has them, after the text, with their markers; nothing else was changed. Not taken: the ayah and its translation shown above the commentary. Retrieved 2026-10-16 to 2026-10-23: 6248 requests one at a time, at least 6 seconds apart (6236 answered 200, one per ayah); the list of the requests (raw/index.jsonl) has SHA-256 ad7f694f4fd24e1501a679a2db6df2c800c78c6d4d0773cf3a1e883e6fe16f4c.

Quelle
Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi)
Herausgeber
Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi
Version der Quelle
retrieved-2026-10-17
Code der Sammlung
makarem-tafsir-nemooneh-2026-10-23-part06
Sprache und Richtung
Persisch, Zwölferschia
Zur Anzeige freigegeben
Anzahl der Texte
236
Quelle öffnen