تفسیر نمونه

Sure الأنعام, Verse 33–34, آیت الله العظمی مکارم شیرازی

Zurück zu den Versen

مصلحان و مشکلات راه

شک نیست که پیامبر(صلى الله علیه وآله) در گفتگوهاى منطقى و مبارزات فکرى که با مشرکان لجوج و سرسخت داشت، گاهى از شدت لجاجت آنها و عدم تأثیر سخن در روح آنان، و گاهى از نسبت هاى ناروائى که به او مى دادند غمگین و اندوهناک مى شد، خداوند بارها در قرآن مجید پیامبرش را در این مواقع دلدارى مى داد، تا با دلگرمى و استقامت بیشتر، برنامه خویش را تعقیب کند.

از جمله در نخستین آیه فوق مى فرماید: «ما مى دانیم که سخنان آنها تو را محزون و اندوهگین مى کند» (قَدْ نَعْلَمُ إِنَّهُ لَیَحْزُنُکَ الَّذی یَـقُولُونَ).

ولى بدان که «آنها تو را تکذیب نمى کنند و در حقیقت آیات ما را انکار مى کنند و بنابراین طرف آنها در حقیقت ما هستیم نه تو» (فَإِنَّهُمْ لا یُکَذِّبُونَکَ وَ لکِنَّ الظّالِمینَ بِآیاتِ اللّهِ یَجْحَدُونَ).

نظیر این سخن در گفتگوهاى رائج میان ما نیز دیده مى شود که: گاهى شخص «برتر» به هنگام ناراحت شدنِ نماینده اش، به او مى گوید:

غمگین مباش طرف آنها در واقع منم و اگر مشکلى ایجاد شود، براى من است نه براى تو، و به این وسیله مایه تسلّى خاطر او را فراهم مى سازد.

در تفسیر آیه فوق، مفسران احتمالات دیگرى نیز داده اند، ولى ظاهر آیه همان است که در بالا گفتیم.

این احتمال نیز از جهتى قابل ملاحظه است که: منظور از آیه، این است که: «مخالفان تو در حقیقت به صدق و راستى تو معتقدند، و در حقانیت دعوتت شک ندارند، اگر چه ترس از به خطر افتادن منافعشان مانع از تسلیم در مقابل حق مى شود و یا تعصب و لجاجت اجازه قبول به آنها نمى دهد».

از تواریخ اسلامى نیز استفاده مى شود که: حتى مخالفان سرسخت پیامبر(صلى الله علیه وآله) در باطن، به صدق و راستى او در دعوتش معتقد بودند، از جمله این که نقل کرده اند: روزى «ابوجهل» با پیامبر(صلى الله علیه وآله)ملاقات کرد و با او مصافحه نمود کسى به او اعتراض کرد: چرا با این مرد مصافحه مى کنى؟

گفت: به خدا سوگند مى دانم او پیامبر است و لکن ما زمانى تابع «عبد مناف» بوده ایم! (یعنى پذیرفتن دعوت او سبب مى شود که ما تابع قبیله آنان شویم).(1)

و نیز نقل شده: شبى «ابوجهل»، «ابوسفیان» و «اخنس بن شریق» که از سران سرسخت مشرکان بودند هر کدام به طور مخفیانه که هیچ کس متوجه نشود، و حتى این سه نفر از حال یکدیگر هم با خبر نبودند، براى شنیدن سخنان پیامبر(صلى الله علیه وآله) در گوشه اى خزیده تا صبح تلاوت آیات قرآن حضرت را مى شنیدند، هنگامى که سپیده صبح دمید، پراکنده شدند.

اما در راه بازگشت به هم رسیدند و هر کدام عذر خود را براى دیگرى شرح مى داد، سپس عهد کردند: این کار را تکرار نکنند; زیرا قبول داشتند اگر جوانان قریش از آن آگاه گردند، سبب گرایش آنها به محمّد(صلى الله علیه وآله) خواهد شد.

شب دیگر، هر کدام به گمان این که رفقایش آن شب نخواهد آمد براى شنیدن آیات قرآن به نزدیکى خانه پیامبر(صلى الله علیه وآله) و یا مجمعى که مسلمانان داشتند آمد، اما هنگام صبح باز سرّ آنان بر یکدیگر فاش شد، و به سرزنش یکدیگر پرداختند و مجدداً عهد و پیمان بستند که این آخرین بار بوده باشد.

ولى اتفاقاً این کار در شب سوم باز تکرار شد، صبح «اخنس بن شریق» عصاى خود را برداشت و به سراغ «ابوسفیان» آمده، به او گفت:

صریحاً با من بگو: عقیده تو درباره سخنانى که از محمّد شنیدى چیست؟

گفت: به خدا سوگند! من چیزهائى شنیدم که آنها را به خوبى درک کردم، و مقصود و مضمون آن را مى فهمم، اما آیاتى نیز شنیدم که معنى و مقصود آن را نفهمیدم.

اخنس گفت: من نیز به خدا سوگند چنین احساس مى کنم، سپس برخاست و به سراغ «ابوجهل» آمد و همین سؤال را از او کرد که رأى تو درباره سخنانى که از محمّد شنیدى چیست؟

او در جواب گفت: چه مى خواهى بشنوم؟ حقیقت این است که ما و فرزندان «عبد مناف» در به چنگ آوردن ریاست با هم رقابت داریم، آنها مردم را اطعام کردند، ما نیز براى این که عقب نمانیم اطعام کردیم، آنها مرکب بخشیدند ما نیز مرکب بخشیدیم، آنها بخشش هاى دیگر داشتند ما نیز داشتیم و به این ترتیب دوش به دوش یکدیگر پیش مى رفتیم.

اکنون آنها مى گویند: ما پیامبرى داریم که وحى آسمانى بر او نازل مى شود، اما ما اکنون چگونه مى توانیم در این موضوع با آنها رقابت کنیم؟! وَ اللّهِ لا نُؤْمِنُ بِهِ أَبَداً وَ لا نُصَدِّقُهُ: «به خدا سوگند! هرگز نه به او ایمان نخواهیم آورد و نه او را تصدیق خواهیم نمود».

اخنس برخاست و مجلس او را ترک گفت.(2)

در روایت دیگرى مى خوانیم: روزى «اخنس بن شریق» با «ابوجهل» رو به رو شد، در حالى که هیچ کس دیگر در آنجا نبود، به او گفت:

راستش را بگو! محمّد صادق است یا کاذب؟ هیچ کس از قریش در اینجا غیر از من و تو نیست که سخنان ما را بشنود.

«ابوجهل» گفت: واى بر تو و اللّه به عقیده من او راست مى گوید و هرگز دروغ نگفته است.

ولى اگر بنا شود خاندان محمّد همه مناصب را به چنگ آورند: پرچم حج، آب دادن به حجاج، پرده دارى کعبه، و مقام نبوت، براى بقیه قریش چه باقى مى ماند؟!(3)

از این روایات و مانند آنها استفاده مى شود که: بسیارى از دشمنان سرسخت پیامبر(صلى الله علیه وآله) در باطن به صدق گفتار او معترف بودند.

اما رقابت هاى قبیلگى و مانند آن، به آنها اجازه نمى داد، و یا شهامت آن را نداشتند که رسماً ایمان آورند.

البته این را نیز مى دانیم که: این گونه اعتقاد باطنى مادام که با روح تسلیم آمیخته نشود، کمترین اثرى نخواهد داشت، و انسان را در سلک مؤمنان راستین قرار نمى دهد.

* * *

در آیه بعد، براى تکمیل این دلدارى، به وضع انبیاى پیشین اشاره کرده مى گوید: این موضوع منحصر به تو نبوده است «رسولان پیش از تو را نیز تکذیب کردند» (وَ لَقَدْ کُذِّبَتْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِکَ).

«اما آنها در برابر تکذیب ها و آزارها استقامت ورزیدند تا نصرت و یارى ما به سراغشان آمد و سرانجام پیروز شدند» (فَصَبَرُوا عَلى ما کُذِّبُوا وَ أُوذُوا حَتّى أَتاهُمْ نَصْرُنا).

«و این یک سنّت الهى است که هیچ چیز نمى تواند آن را دگرگون کند» (وَلا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِ اللّهِ).

بنابراین، تو هم در برابر تکذیب ها، آزارها و حملات دشمنان لجوج و سرسخت، روح صبر و استقامت را از دست مده! و بدان! طبق همین سنّت، امدادهاى الهى و الطاف بى کران پروردگار به سراغ تو خواهد آمد، و سرانجام بر تمام آنها پیروز خواهى شد «و اخبارى که از پیامبران پیشین به تو رسیده است که چگونه در برابر مخالفت ها و شدائد استقامت کردند، و پیروز شدند، گواه روشنى براى تو است» (وَ لَقَدْ جاءَکَ مِنْ نَبَإِ الْمُرْسَلینَ).

در حقیقت آیه فوق، به یک اصل کلّى اشاره مى کند و آن این که: همیشه رهبران صالح اجتماع که براى هدایت توده هاى مردم به وسیله ارائه مکتب و طرح هاى سازنده با افکار منحط و خرافات و سنن غلط جامعه به مقابله بر مى خاستند با مخالفت سرسختانه جمعى سودجو و زورگو که با پر و بال گرفتن مکتب جدید، منافعشان به خطر مى افتاد، رو به رو مى شدند.

آنها براى پیشرفت مقاصد شوم خود از هیچ کارى ابا نداشتند، و از تمام حربه ها: حربه تکذیب، تهمت، محاصره اجتماعى، آزار و شکنجه، قتل و غارت و هر وسیله دیگر استفاده مى کردند.

اما حقیقت با جاذبه و کشش و عمقى که دارد، سرانجام ـ طبق یک سنت الهى ـ کار خود را خواهد کرد، و این خارها از سر راه برچیده خواهند شد، ولى شک نیست که شرط اساسى این پیروزى، بردبارى، مقاومت و استقامت است.

قابل توجه این که: در آیه فوق، از «سنن»، تعبیر به «کلمات اللّه» شده است; زیرا «کَلْم» در اصل به معنى تأثیرى است که با چشم یا گوش درک مى شود و به معنى تأثیرى که با چشم درک مى شود نیز آمده است و «کلام» به معنى تأثیراتى است که با گوش درک مى شود.(4)

سپس توسعه پیدا کرده است، و علاوه بر الفاظ به معانى نیز «کلمه» گفته مى شود، و حتى به «عقیده»، «مکتب» و «روش و سنت» نیز اطلاق مى گردد.

* * *

1 ـ «مجمع البیان»، جلد 4، صفحه 42، ذیل آیه مورد بحث، مؤسسة الاعلمى للمطبوعات بیروت، طبع اول، 1415 هـ ق ـ «بحار الانوار»، جلد 9، صفحه 86، جلد 18، صفحه 158، و جلد 68، صفحه 63 ـ تفسیر «صافى»، جلد 2، صفحه 116، مکتبة الصدر تهران، طبع دوم، 1416 هـ ق ـ «درّ المنثور»، جلد 3، 2 صفحه 9، دار المعرفة، مطبعة الفتح جدة، طبع اول، 1365 هـ ق ـ «فتح القدیر»، جلد 2، صفحه 113، عالم الکتب.

2 ـ «المیزان»، جلد 13، صفحه 125، انتشارات جامعه مدرسین قم ـ «سیره ابن هشام»، جلد 1، صفحه 207، مکتبة محمّد على صبیح و اولاده، 1383 هـ ق ـ تفسیر «ابن کثیر»، جلد 2، صفحه 134، و جلد 3، صفحه 47، دار المعرفة بیروت، 1412 هـ ق ـ «درّ المنثور»، جلد 4، صفحه 187، دار المعرفة، مطبعة الفتح جدة، طبع اول، 1365 هـ ق.

3 ـ «بحار الانوار»، جلد 9، صفحه 86 ـ «مجمع البیان»، جلد 4، صفحه 42، ذیل آیه مورد بحث، 2 مؤسسة الاعلمى للمطبوعات بیروت، طبع اول، 1415 هـ ق ـ «جامع البیان»، جلد 7، صفحه 240، دار الفکر بیروت، 1415 هـ ق ـ تفسیر «ابن کثیر»، جلد 2، صفحه 134، دار المعرفة بیروت، 1412 هـ ق ـ «زاد المسیر»، جلد 3، صفحه 21، دار الفکر بیروت، طبع اول، 1407 هـ ق.

4 ـ «مفردات راغب».

Quelle und Lizenz dieses Kommentars

Quelle: Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi) · Office of Grand Ayatollah Naser Makarem ShiraziLizenz: Notice of the publisher: use with mention of the source is permitted (not an open licence)

Dieser Kommentar gibt das Verständnis seines Verfassers wieder, nicht die Sicht von Siraj.

Stelle in der Quelle: https://quran.makarem.ir/fa/interpretation?sura=6&verse=33, Textcode 40750dd8d42f

Details Quelle und Lizenz dieses Kommentars

Tafsir Nemooneh (تفسیر نمونه), the Persian commentary of the Quran written under Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi with a group of co-authors, as published on https://quran.makarem.ir/, the Quran and tafsir site of the office of آیت الله العظمی مکارم شیرازی: one page per ayah (/fa/interpretation?sura=…&verse=…). Part 02: surah 5 ayah 1 to surah 10 ayah 109, 330 passages. Terms: the footer notice of that site, «استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.» (Use of the content with mention of the source is permitted.); a notice of the publisher, not an open licence. Passages: the site serves one commentary for a passage on the page of each of its ayahs; consecutive ayahs of one surah whose pages serve the same commentary form one record with that range. An ayah whose page serves no commentary of its own joins a neighbouring passage only when that passage quotes it. Changes: only the HTML markup of the commentary block was removed: block elements became paragraphs separated by one blank line, a line-break tag a line feed, inline tags gave their text unchanged; the character references (  « » >) were replaced by the characters they name; white space of the markup was collapsed to one space and dropped at the edges of a paragraph; the footnotes stay where the page has them, after the text, with their markers; nothing else was changed. Not taken: the ayah and its translation shown above the commentary. Retrieved 2026-10-16 to 2026-10-23: 6248 requests one at a time, at least 6 seconds apart (6236 answered 200, one per ayah); the list of the requests (raw/index.jsonl) has SHA-256 ad7f694f4fd24e1501a679a2db6df2c800c78c6d4d0773cf3a1e883e6fe16f4c.

Quelle
Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi)
Herausgeber
Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi
Version der Quelle
retrieved-2026-10-16
Code der Sammlung
makarem-tafsir-nemooneh-2026-10-23-part02
Sprache und Richtung
Persisch, Zwölferschia
Zur Anzeige freigegeben
Anzahl der Texte
330
Quelle öffnen