تفسیر نمونه

Sure الأنعام, Vers 37, آیت الله العظمی مکارم شیرازی

Zurück zu den Versen

بهانه معجزه

در این آیه به یکى از بهانه جوئى هاى مشرکان اشاره شده است.

در بعضى از روایات آمده: جمعى از رؤساى قریش هنگامى که از معارضه و مقابله با قرآن عاجز ماندند، به پیامبر(صلى الله علیه وآله) گفتند: اینها فایده ندارد اگر راست مى گوئى معجزاتى همانند عصاى موسى، و ناقه صالح، براى ما بیاور.(1)

قرآن در این باره مى فرماید: «آنها گفتند: چرا آیه و معجزه اى از طرف پروردگار بر این پیامبر نازل نشده است»؟! (وَ قالُوا لَوْ لا نُزِّلَ عَلَیْهِ آیَةٌ مِنْ رَبِّهِ).

روشن است: آنها این پیشنهاد را از روى حقیقت جوئى نمى کردند; زیرا پیامبر(صلى الله علیه وآله) به اندازه کافى براى آنها معجزه آورده بود، و اگر چیزى جز قرآن با آن محتویات عالى در دست او نبود، قرآنى که در چندین آیه آنها را رسماً دعوت به مقابله کرده، و به اصطلاح تحدّى نموده و آنها در برابر آن عاجز مانده اند، براى اثبات نبوت او کافى بود.

اما این بوالهوسان بهانه جو از یکسو مى خواستند قرآن را تحقیر کنند;

و از سوى دیگر از قبول دعوت پیامبر(صلى الله علیه وآله) سر باز زنند، لذا پى در پى درخواست معجزه تازه مى کردند، و مسلّماً اگر پیامبر(صلى الله علیه وآله) تسلیم خواسته هاى آنها مى شد با جمله «هذا سِحْرٌ مُبِیْنٌ» همه را انکار مى کردند، همان طور که از آیات دیگر قرآن استفاده مى شود.

لذا قرآن در پاسخ آنها مى فرماید: به آنها بگو: «خداوند قادر است آیه و معجزه اى (که شما پیشنهاد مى کنید) بر پیامبر خود نازل کند» (قُلْ إِنَّ اللّهَ قادِرٌ عَلى أَنْ یُنَزِّلَ آیَةً).

ولى این کار یک اشکال دارد که غالب شما از آن بى خبرید و آن این که: اگر به این گونه تقاضاها که از سر لجاجت مى کنید، ترتیب اثر داده شود، سپس ایمان نیاورید همگى گرفتار مجازات الهى شده، نابود خواهید گشت; چرا که این نهایت بى حرمتى نسبت به ساحت مقدس پروردگار، فرستاده او و آیات و معجزات او است، لذا در پایان آیه مى فرماید: «ولى اکثر آنها نمى دانند» (وَ لکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لا یَعْلَمُونَ).

* * *

نکته:

بازنویسى یک ایراد کهنه

به طورى که از تفسیر «مجمع البیان» استفاده مى شود از قرن ها پیش بعضى از مخالفان اسلام این آیه را دستاویز کرده، و به آن استدلال نموده اند که: پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) هیچ معجزه اى نداشته است; زیرا هنگامى که از او تقاضاى اعجاز مى کنند، او تنها با گفتن این که: خداوند توانائى بر چنین چیزى دارد و اکثر شما نمى دانید قناعت مى کند.(2)

اتفاقاً بعضى از نویسندگان اخیر دنباله این افسانه کهن را گرفته و در نوشته خود این ایراد را بار دیگر زنده کرده اند.

پاسخ:

اوّلاً ـ آنها که چنین ایرادى مى کنند گویا آیات قبل و بعد را درست مورد بررسى قرار نداده اند که سخن از افراد لجوجى به میان آمده که به هیچ وجه حاضر به تسلیم در برابر حق نبودند، و اگر پیامبر(صلى الله علیه وآله) در برابر خواسته هاى آنها تسلیم نشده، نیز به همین دلیل بوده است.

و گرنه در کجاى قرآن داریم که افراد حق جو و حق طلب از پیامبر تقاضاى معجزه کرده باشند، و او خواسته آنها را ردّ کرده باشد. در آیه 111 همین سوره «انعام» درباره این گونه افراد مى خوانیم: وَ لَوْ أَنـَّنا نَزَّلْنا إِلَیْهِمُ الْمَلائِکَةَ وَ کَلَّمَهُمُ الْمَوْتى وَ حَشَرْنا عَلَیْهِمْ کُلَّ شَیْء قُبُلاً ما کانُوا لِیُؤْمِنُوا...: «و اگر ما فرشتگان را بر آنها نازل مى کردیم، و مردگان با آنها سخن مى گفتند، و همه چیز را در برابر آنها جمع مى نمودیم هرگز ایمان نمى آوردند...».

ثانیاً ـ به طورى که از روایات اسلامى استفاده مى شود، این پیشنهاد از طرف جمعى از رؤساى قریش بود، و آنها به خاطر تحقیر و نادیده گرفتن قرآن چنین پیشنهادى را مطرح کرده بودند، و مسلّم است پیامبر در برابر پیشنهادهائى که از چنین انگیزه هائى سرچشمه بگیرد، تسلیم نخواهد شد.

ثالثاً ـ کسانى که این ایراد را مى کنند گویا سایر آیات قرآن را از نظر دور داشته اند که چگونه خود قرآن به عنوان یک معجزه جاویدان صریحاً معرفى شده و بارها از مخالفان دعوت به مقابله گردیده، و ضعف و ناتوانى آنها را آشکار ساخته است.

و نیز آیه اول سوره «اسراء» را فراموش کرده اند که صریحاً مى گوید: خداوند در یک شب پیامبرش را از مسجد الحرام به مسجد اقصى برد.

رابعاً ـ این باورکردنى نیست که قرآن مملوّ از معجزات و خارق عادات انبیاء و پیامبران بوده باشد و پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) بگوید: من خاتم پیامبرانم و برتر از همه آنها، و آئین من بالاترین آئین است، اما در برابر خواسته حق جویان کمترین معجزه اى از خود نشان ندهد.

آیا در این صورت در نظر افراد بى طرف و حقیقت طلب نقطه ابهام مهمى در دعوت او پیدا نمى شد؟!

اگر او معجزه اى نمى داشت، مى بایست مطلقاً سخنى از معجزات انبیاى دیگر نگوید تا بتواند برنامه خویش را توجیه نماید و راه هاى اعتراض را بر خود ببندد.

این که او با دست و دل باز مرتباً از اعجاز دیگران سخن مى گوید و خارق عادات موسى بن عمران و عیسى بن مریم و ابراهیم و صالح و نوح(علیهم السلام) را بر مى شمرد، دلیل روشنى است که او از نظر معجزات خود، کاملاً مطمئن بوده است.

لذا در تواریخ اسلامى و روایات معتبر و «نهج البلاغه» خارق عادات مختلفى از پیامبر نقل شده است که مجموع آنها در سر حدّ تواتر است.

* * *

1 ـ «مجمع البیان»، جلد 4، صفحه 46، ذیل آیه مورد بحث، مؤسسة الاعلمى للمطبوعات بیروت، طبع اول، 1415 هـ ق ـ «بحار الانوار»، جلد 9، صفحه 87.

2 ـ «مجمع البیان»، جلد 4، صفحه 47، ذیل آیه، مؤسسة الاعلمى للمطبوعات بیروت، طبع اول، 1415 هـ ق.

Quelle und Lizenz dieses Kommentars

Quelle: Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi) · Office of Grand Ayatollah Naser Makarem ShiraziLizenz: Notice of the publisher: use with mention of the source is permitted (not an open licence)

Dieser Kommentar gibt das Verständnis seines Verfassers wieder, nicht die Sicht von Siraj.

Stelle in der Quelle: https://quran.makarem.ir/fa/interpretation?sura=6&verse=37, Textcode c4c7203c0dff

Details Quelle und Lizenz dieses Kommentars

Tafsir Nemooneh (تفسیر نمونه), the Persian commentary of the Quran written under Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi with a group of co-authors, as published on https://quran.makarem.ir/, the Quran and tafsir site of the office of آیت الله العظمی مکارم شیرازی: one page per ayah (/fa/interpretation?sura=…&verse=…). Part 02: surah 5 ayah 1 to surah 10 ayah 109, 330 passages. Terms: the footer notice of that site, «استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.» (Use of the content with mention of the source is permitted.); a notice of the publisher, not an open licence. Passages: the site serves one commentary for a passage on the page of each of its ayahs; consecutive ayahs of one surah whose pages serve the same commentary form one record with that range. An ayah whose page serves no commentary of its own joins a neighbouring passage only when that passage quotes it. Changes: only the HTML markup of the commentary block was removed: block elements became paragraphs separated by one blank line, a line-break tag a line feed, inline tags gave their text unchanged; the character references (  « » >) were replaced by the characters they name; white space of the markup was collapsed to one space and dropped at the edges of a paragraph; the footnotes stay where the page has them, after the text, with their markers; nothing else was changed. Not taken: the ayah and its translation shown above the commentary. Retrieved 2026-10-16 to 2026-10-23: 6248 requests one at a time, at least 6 seconds apart (6236 answered 200, one per ayah); the list of the requests (raw/index.jsonl) has SHA-256 ad7f694f4fd24e1501a679a2db6df2c800c78c6d4d0773cf3a1e883e6fe16f4c.

Quelle
Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi)
Herausgeber
Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi
Version der Quelle
retrieved-2026-10-16
Code der Sammlung
makarem-tafsir-nemooneh-2026-10-23-part02
Sprache und Richtung
Persisch, Zwölferschia
Zur Anzeige freigegeben
Anzahl der Texte
330
Quelle öffnen