Einige Bereiche sind noch nicht geöffnet. Auf der Seite jedes Bereichs steht, warum. Eine Seite, die es noch nicht auf Deutsch gibt, öffnet sich auf Persisch.
تفسیر نمونه
Sure الأنعام, Verse 66–67, آیت الله العظمی مکارم شیرازی
این دو آیه در حقیقت تکمیل بحثى است که در پیرامون دعوت به سوى خدا، معاد، حقایق اسلام و ترس از مجازات الهى در آیات پیشین گذشت.
نخست مى فرماید: «قوم و جمعیت تو یعنى قریش و مردم مکّه تعلیمات تو را تکذیب کردند در حالى که همه حق است» (وَ کَذَّبَ بِهِ قَوْمُکَ وَ هُوَ الْحَقُّ)،(1)و دلائل گوناگونى از طریق عقل و فطرت و حسّ آنها را تأئید مى کند.
بنابراین، تکذیب و انکار آنان از اهمیت این حقایق نمى کاهد، هر چند مخالفان و منکران، زیاد باشند.
سپس دستور مى دهد: به آنها «بگو: وظیفه من تنها ابلاغ رسالت است، و من ضامن قبول شما نیستم» (قُلْ لَسْتُ عَلَیْکُمْ بِوَکیل).
از آیات متعددى که این تعبیر و مانند آن در آنها آمده است (مانند 107 انعام، 108 یونس، 41 زمر، و 6 شورى) استفاده مى شود: منظور از «وکیل» در این موارد کسى است که مسئول هدایت عملى و ضامن دیگران بوده باشد.
به این ترتیب، پیامبر(صلى الله علیه وآله) به آنها اعلام مى کند: این شما هستید که باید تصمیم نهائى را در مورد قبول و یا ردّ حقیقت بگیرید، و هدایت را بپذیرید من تنها مأمور ابلاغ رسالت و دعوت الهى هستم.
* * *
در آیه بعد، با یک جمله کوتاه و پر معنى به آنها هشدار مى دهد، و به دقت در انتخاب راه صحیح دعوت مى کند، مى گوید: «هر خبرى که خدا و پیامبر(صلى الله علیه وآله) به شما داده سرانجام در این جهان یا جهان دیگر قرار گاهى دارد، و بالاخره در موعد مقرر انجام خواهد یافت، و به زودى با خبر خواهید شد» (لِکُلِّ نَبَإ مُسْتَقَرٌّ وَ سَوْفَ تَعْلَمُونَ).(2)
* * *
1 ـ ضمیر «بِهِ» را بعضى به قرآن برگردانیده اند و بعضى به خصوص عذاب که در آیه قبل بود.
ولى ظاهر این است که: به همه اینها و تمام تعلیمات پیامبر(صلى الله علیه وآله) که مورد تکذیب و انکار دشمنان پیغمبر بود بر مى گردد، و جمله آخر آیه نیز گواه بر این معنى است.
2 ـ «مُسْتَقَرّ» ممکن است، مصدر میمى باشد به معنى استقرار، و یا اسم زمان و مکان، به معنى محل استقرار.
در صورت اول خبر از اصل تحقق وعده هاى الهى مى دهد، و در صورت دوم خبر از زمان و مکان این وعده ها است.