تفسیر نمونه

Sure الأنعام, Vers 70, آیت الله العظمی مکارم شیرازی

Zurück zu den Versen

آنها که دین خود را به بازى گرفته اند

این آیه، در حقیقت بحث آیه قبل را تکمیل مى کند و به پیامبر(صلى الله علیه وآله) چنین دستور مى دهد: «از کسانى که دین و آئین خود را به شوخى گرفته اند، یک مشت بازى و سرگرمى را به حساب دین مى گذارند و زندگى دنیا و امکانات مادّى آنها را مغرور ساخته، اعراض کن و آنها را به حال خود واگذار» (وَ ذَرِ الـَّذینَ اتَّخَذُوا دینَهُمْ لَعِباً وَ لَهْواً وَ غَرَّتْهُمُ الْحَیاةُ الدُّنْیا).

بدیهى است: دستور به ترک این گونه اشخاص هیچ گونه منافاتى با مسأله جهاد ندارد; زیرا جهاد داراى شرائطى است، و بى اعتنائى به کفار داراى شرائط و ظروف دیگر، و هر کدام از این دو در جاى خود باید انجام گیرد.

گاهى لازم است با بى اعتنائى مخالفان را کوبید.

و گاهى با مبارزه و جهاد و کشیدن اسلحه.

و این که بعضى تصور کرده اند آیات جهاد، آیه فوق را نسخ کرده، کاملاً بى اساس است.

این در صورتى است که «دین» را به معنى آئین شرک و بت پرستى بدانیم، ولى اگر مراد آئین حق باشد که آنها با تکالیف خود به صورت بازى و سرگرمى برخورد مى کنند که اشکالِ بالا بى مورد خواهد بود.

بر اساس نظر اول، آیه فوق در حقیقت، اشاره به این است که آئین آنها از نظر محتوا پوچ و واهى است و نام دین را بر یک مشت اعمالى که به کارهاى کودکان و سرگرمى هاى بزرگسالان شبیه تر است گذارده اند، این چنین افراد قابل بحث و گفتگو نیستند و لذا دستور مى دهد از آنها روى بگردان و به آنها و مذهب توخالیشان اعتنا مکن!

از آنچه گفتیم معلوم شد: منظور از «دِیْنَهُم» همان آئین شرک و بت پرستى است که آنها داشتند.

و این احتمال که منظور از آن «دین حق» باشد، و اضافه دین به آنها به خاطر فطرى بودن دین بوده باشد بسیار بعید به نظر مى رسد.

احتمال دیگرى در تفسیر آیه وجود دارد و آن این که: قرآن اشاره به جمعى از کفار مى کند که حتى نسبت به آئین خود به عنوان یک بازى و سرگرمى مى نگریستند و هرگز به عنوان یک مطلب جدّى روى آن فکر نمى کردند، یعنى در بى ایمانى نیز بى ایمان بودند و به مبانى مذهبِ بى اساسشان نیز وفادار نبودند.

در هر حال آیه اختصاصى به کفار ندارد، بلکه شامل حال همه کسانى مى شود که مقدسات و احکام الهى را بازیچه نیل به هدف هاى مادّى و شخصى قرار مى دهند، دین را آلت دنیا و حکم خدا را بازیچه اغراض شخصى مى سازند.

پس از آن به پیامبر(صلى الله علیه وآله) دستور مى دهد: «به آنها در برابر این اعمال هشدار دهد، روزى فرا مى رسد که هر کس تسلیم اعمال خویش است و راهى براى فرار از چنگال آن ندارد» (وَ ذَکِّرْ بِهِ أَنْ تُبْسَلَ نَفْسٌ بِما کَسَبَتْ).(1)

و مى افزاید: «در آن روز جز خدا نه حامى و یاورى دارد و نه شفاعت کننده اى» (لَیْسَ لَها مِنْ دُونِ اللّهِ وَلِیٌّ وَ لا شَفیعٌ).

کار آنها در آن روز به قدرى سخت و دردناک است و چنان در زنجیر اعمال خود گرفتارند که: «هر گونه غرامت و جریمه آن را (فرضاً داشته باشند و) بپردازند که خود را از مجازات نجات دهند از آنها پذیرفته نخواهد شد» (وَ إِنْ تَعْدِلْ کُلَّ عَدْل لا یُؤْخَذْ مِنْها).(2)

چرا که «آنها گرفتار اعمال خویش شده اند» (أُولـئِکَ الـَّذینَ أُبـْسِلـُوا بِما کَسَبُوا).

نه راه جبران در آن روز باز است و نه زمان، زمان توبه است، به همین دلیل راه نجاتى براى آنها تصور نمى شود.

سپس به گوشه اى از مجازات هاى دردناک آنها اشاره کرده، مى فرماید: «نوشابه اى دارند از آب داغ و سوزان به همراه عذاب دردناک در برابر پشت پازدنشان به حق و حقیقت» (لَهُمْ شَرابٌ مِنْ حَمیم وَ عَذابٌ أَلیمٌ بِما کانُوا یَکْفُرُونَ).

آنها را از درون به وسیله آب سوزان مى سوزاند، و از برون به وسیله آتش!

نکته اى که باید به آن توجه داشت این است که: جمله أُولئِکَ الَّذینَ أُبْسِلُوا بِما کَسَبُوا: «آنها گرفتار اعمال خویش هستند» در حقیقت به منزله دلیل و علت عدم قبول غرامت، و عدم وجود ولىّ و شفیع براى آنها است.

یعنى، مجازات آنها بر اثر یک عامل خارجى نیست که بتوان آن را به نوعى دفع کرد، بلکه از درون ذات، صفات و اعمال خود آنها سرچشمه مى گیرد، آنها اسیر کارهاى زشت خویشند، به همین دلیل رهائى براى آنها ممکن نیست; زیرا جدائى از اعمال و آثار اعمال، همچون جدائى از خویشتن است.

اما باید توجه داشت که این شدت و سختى و عدم وجود راه بازگشت و شفاعت، مخصوص کسانى است که اصرار بر کفر داشته و به آن ادامه دهند، همان طور که از جمله «بِما کانُوا یَکْفُرُونَ» استفاده مى شود (زیرا فعل مضارع براى بیان استمرار چیزى است).

* * *

1 ـ «تُبْسَلَ» در اصل، از ماده «بَسْل» (بر وزن نسل) به معنى نگاهدارى و منع کردن از چیزى با قهر و غلبه است و به همین جهت به وادار کردن کسى به تسلیم «اِبسال» گفته مى شود.

و نیز به همین مناسبت به مجازات و یا گروگان گرفتن نیز اطلاق مى گردد، و «جَیْشٌ باسِلٌ» به معنى «لشکر شجاع» نیز به همین تناسب است; زیرا دیگران را با قهر و غلبه وادار به تسلیم مى کند، در آیه فوق نیز، به معنى تسلیم شخص و گرفتارى او در چنگال اعمال بد خویش آمده است.

2 ـ «عدل» در اینجا به معنى «معادل» و چیزى است که به عنوان جبران کار خلاف داده مى شود، تا طرف آزاد گردد، در حقیقت معنى آن شبیه «غرامت و جریمه و فدیه» است.

Quelle und Lizenz dieses Kommentars

Quelle: Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi) · Office of Grand Ayatollah Naser Makarem ShiraziLizenz: Notice of the publisher: use with mention of the source is permitted (not an open licence)

Dieser Kommentar gibt das Verständnis seines Verfassers wieder, nicht die Sicht von Siraj.

Stelle in der Quelle: https://quran.makarem.ir/fa/interpretation?sura=6&verse=70, Textcode d69fd986731c

Details Quelle und Lizenz dieses Kommentars

Tafsir Nemooneh (تفسیر نمونه), the Persian commentary of the Quran written under Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi with a group of co-authors, as published on https://quran.makarem.ir/, the Quran and tafsir site of the office of آیت الله العظمی مکارم شیرازی: one page per ayah (/fa/interpretation?sura=…&verse=…). Part 02: surah 5 ayah 1 to surah 10 ayah 109, 330 passages. Terms: the footer notice of that site, «استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.» (Use of the content with mention of the source is permitted.); a notice of the publisher, not an open licence. Passages: the site serves one commentary for a passage on the page of each of its ayahs; consecutive ayahs of one surah whose pages serve the same commentary form one record with that range. An ayah whose page serves no commentary of its own joins a neighbouring passage only when that passage quotes it. Changes: only the HTML markup of the commentary block was removed: block elements became paragraphs separated by one blank line, a line-break tag a line feed, inline tags gave their text unchanged; the character references (  « » >) were replaced by the characters they name; white space of the markup was collapsed to one space and dropped at the edges of a paragraph; the footnotes stay where the page has them, after the text, with their markers; nothing else was changed. Not taken: the ayah and its translation shown above the commentary. Retrieved 2026-10-16 to 2026-10-23: 6248 requests one at a time, at least 6 seconds apart (6236 answered 200, one per ayah); the list of the requests (raw/index.jsonl) has SHA-256 ad7f694f4fd24e1501a679a2db6df2c800c78c6d4d0773cf3a1e883e6fe16f4c.

Quelle
Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi)
Herausgeber
Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi
Version der Quelle
retrieved-2026-10-16
Code der Sammlung
makarem-tafsir-nemooneh-2026-10-23-part02
Sprache und Richtung
Persisch, Zwölferschia
Zur Anzeige freigegeben
Anzahl der Texte
330
Quelle öffnen