تفسیر نمونه

Sure الأنعام, Verse 88–90, آیت الله العظمی مکارم شیرازی

Zurück zu den Versen

سه امتیاز مهم

به دنبال ذکر نام گروه هاى مختلفى از پیامبران الهى در آیات گذشته، در اینجا اشاره به خطوط کلّى و اصلى زندگانى آنها شده، نخست مى فرماید:

«این هدایت خدا است که به وسیله آن هر کس از بندگانش را بخواهد هدایت و رهبرى مى کند» (ذلِکَ هُدَى اللّهِ یَهْدی بِهِ مَنْ یَشاءُ مِنْ عِبادِهِ).

یعنى گر چه آنها مردان صالحى بودند و با نیروى عقل و اندیشه و با تمام وجود خود در طریق هدایت گام بر مى داشتند، ولى باز اگر توفیق الهى شامل حال آنها نمى شد، و دست پر مهر او، زیر بازوى آنها را نمى گرفت، امکان لغزش درباره همه آنها و هر کس، وجود داشته و دارد.

آنگاه براى این که کسى تصور نکند آنها به اجبار در این راه گام گذاشتند و همچنین کسى تصور نکند خداوند نظر خاص، استثنائى و بى دلیل در مورد آنها داشته است، مى فرماید:

«اگر فرضاً این پیامبران با آن همه مقام و موقعیتى که داشتند مشرک مى شدند، تمام اعمالشان بر باد مى رفت» (وَ لَوْ أَشْرَکُوا لَحَبِطَ عَنْهُمْ ما کانُوا یَعْمَلُونَ).

یعنى آنها نیز مشمول همان قوانین الهى هستند که درباره دیگران اجرا مى گردد، و تبعیضى در کار نیست.

* * *

در آیه بعد به سه امتیاز مهم که پایه همه امتیازات انبیاء بوده اشاره کرده، مى فرماید: «اینها کسانى بودند که کتاب آسمانى به آنان داده ایم و هم مقام حکم و هم نبوت» (أُولئِکَ الَّذینَ آتَیْناهُمُ الْکِتابَ وَ الْحُکْمَ وَ النُّبُوَّةَ).

البته منظور این نیست که: همه آنها داراى کتاب آسمانى بودند، بلکه چون سخن از مجموع آنها در میان است، کتاب به مجموع نسبت داده شده، درست مثل این است که، مى گوئیم: در فلان کتاب دانشمندان و کتب آنها معرفى شده اند، یعنى کتب آنهائى که کتابى تألیف کرده اند.

ضمناً در این که منظور از «حکم»، چیست؟ سه احتمال وجود دارد:

1 ـ حکم، به معنى عقل، فهم و درک، یعنى علاوه بر این که کتاب آسمانى در اختیار آنها گذاشتیم قدرت درک و فهم آن را به آنها بخشیدیم; زیرا وجود کتاب بدون وجود درک و فهم قوى و کامل، اثرى نخواهد داشت.

2 ـ مقام داورى، یعنى آنها در پرتو قوانین آسمانى که از کتاب الهى استفاده مى کردند، مى توانستند در میان مردم قضاوت کنند و شرائط یک قاضى و دادرس عادل، همگى در آنها به طور کامل جمع بود.

3 ـ حکومت و زمامدارى; زیرا آنها علاوه بر مقام نبوت و رسالت، داراى مقام حکومت نیز بودند.

شاهد بر معانى فوق علاوه بر این که: معنى لغوى حکم با تمام این معانى تطبیق مى کند، این است که در آیات مختلف قرآن نیز حکم در این معانى به کار رفته است.(1)

و هیچ مانعى ندارد که حکم در آیه فوق، در یک معنى جامع که همه مفاهیم سه گانه فوق را شامل شود، استعمال شده باشد; زیرا حکم در اصل ـ آن چنان که «راغب» در کتاب «مفردات» مى گوید ـ به معنى منع و جلوگیرى است، و از آنجا که عقل، جلو اشتباهات و خلافکارى ها را مى گیرد، همچنین قضاوت صحیح، مانع از ظلم و ستم است، و حکومت عادل جلو حکومت هاى نارواى دیگران را مى گیرد، در هر یک از این سه معنى استعمال مى شود.

البته همان گونه که اشاره کردیم، همه انبیاء داراى همه این مقامات نبودند، ولى هنگامى که احکامى به جمعى اسناد داده مى شود، لزومى ندارد که همه افراد آن جمع، داراى تمام آن احکام باشند، بلکه ممکن است بعضى از آنها فقط داراى بعضى از آن احکام باشند و لذا موضوع کتاب آسمانى که تنها براى عده اى از انبیاى نامبرده وجود داشته، مشکلى براى ما در فهم آیه فوق ایجاد نمى کند.

سپس مى فرماید: «اگر این جمعیت، یعنى مشرکان و اهل مکّه و مانند آنها، این حقایق را نپذیرند، دعوت تو بدون پاسخ نمى ماند; زیرا ما جمعیتى را مأموریت داده ایم که نه تنها آن را بپذیرند بلکه آن را محافظت و نگهبانى کنند، جمعیتى که در راه کفر گام بر نمى دارند و در برابر حق تسلیمند» (فَإِنْ یَکْفُرْ بِها هؤُلاءِ فَقَدْ وَکَّلْنا بِها قَوْماً لَیْسُوا بِها بِکافِرینَ).

در تفسیر «المنار» و تفسیر «روح المعانى» از بعضى از مفسران نقل شده که منظور از این جمعیت، ایرانیان هستند،(2) که به زودى اسلام را پذیرفتند و در پیشرفت آن با تمام قوا کوشیدند و دانشمندان آنها در فنون مختلف اسلامى کتاب هاى فراوان تألیف کردند.(3)

* * *

در آخرین آیه، برنامه این پیامبران بزرگ را یک سرمشق عالى هدایت به پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) معرفى کرده، مى فرماید: «اینها کسانى هستند که مشمول هدایت الهى شده اند، بنابراین، به هدایت آنها اقتدا کن» (أُولئِکَ الَّذینَ هَدَى اللّهُ فَبِهُداهُمُ اقْتَدِهْ).(4)

این آیه، بار دیگر تأکید مى کند که: اصول دعوت همه پیامبران الهى یکى است، اگر چه از نظر ویژگى ها و خصوصیات، به تناسب نیازمندى هاى مختلف هر زمان تفاوتهاى قابل ملاحظه اى داشته اند، و آئین هاى بعدى کامل تر از آئین هاى قبلى بوده اند، کلاس هاى علمى و تربیتى، تا به آخرین آنها که برنامه نهائى است، یعنى اسلام، رسیده است.

در این که: منظور از این هدایت که باید سرمشق پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) قرار گیرد چیست؟

بعضى از مفسران، احتمال داده اند همان صبر و پایدارى در مقابل مشکلات است.

بعضى گفته اند: مقصود توحید و تبلیغ رسالت است.

ولى ظاهراً هدایت مفهوم وسیعى دارد که هم توحید و سایر اصول اعتقادى را شامل مى شود، هم صبر و استقامت، و هم سایر اصول اخلاق و تعلیم و تربیت.

از آنچه گفتیم روشن مى شود: آیه فوق هیچ منافاتى با این ندارد که اسلام ناسخ ادیان و شرایع پیشین باشد; زیرا نسخ تنها شامل قسمتى از احکام مى شود، نه اصول کلى دعوت آنها.

پس از آن به پیامبر(صلى الله علیه وآله) چنین دستور داده مى شود: «به مردم بگو: من هیچ گونه اجر و پاداشى در برابر رسالت خود از شما تقاضا نمى کنم، همان طور که پیامبران پیشین چنین درخواستى نکردند، من هم از این سنت همیشگى پیامبران پیروى کرده و به آنها اقتدا مى کنم» (قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً).

نه تنها اقتداء به پیامبران و سنت جاویدان آنها ایجاب مى کند، پاداشى مطالبه نکنم، بلکه از آنجا که این آئین پاک که براى شما آورده ام یک ودیعه الهى است که در اختیار شما قرار مى دهم، در برابر رساندن ودیعه الهى به شما اجر و پاداش، مفهومى ندارد.

به علاوه «این قرآن، رسالت و هدایت جز یک بیدار باش و یادآورى به همه جهانیان چیز دیگرى نیست» (إِنْ هُوَ إِلاّ ذِکْرى لِلْعالَمینَ).

و چنین نعمت عمومى و همگانى، همانند نور آفتاب و امواج هوا و بارش باران است که جنبه عمومى و جهانى دارد، و هیچ گاه خرید و فروش نمى شود و کسى در برابر آن اجر و پاداشى نمى گیرد.

این هدایت و رسالت نیز جنبه خصوصى و اختصاصى ندارد که بتوان براى آن پاداش قائل شد.

با توجه به آنچه در تفسیر این جمله گفته شد، پیوند آنها با یکدیگر و با آیات قبل کاملاً روشن مى گردد.

ضمناً از جمله اخیر، به خوبى استفاده مى شود که آئین اسلام جنبه قومى و و منطقه اى ندارد; چرا که یک آئین جهانى و همگانى است.

* * *

1 ـ در آیه 12 سوره «لقمان» به معنى علم و فهم، در آیه 22 سوره «ص» به معنى قضاوت، و در آیه 26 سوره «کهف» به معنى «حکومت» آمده است.

2 ـ «المنار» و «روح المعانى»، ذیل آیه مورد بحث.

3 ـ این احتمال در تفسیر آیه نیز هست که منظور از «هؤلاء» خود انبیاء باشند، یعنى اگر به فرض محال این انبیاى بزرگ الهى از اداى رسالت سر باز مى زدند، باز رسالت الهى به زمین نمى ماند و جمعى دیگر مأموریت رساندن آن را به جهانیان مى یافتند.

نظیر این تعبیرات در قرآن دیده مى شود، چنان که در جاى دیگر مى خوانیم: «لَئِنْ أَشْرَکْتَ لَیَحْبَطَنَّ عَمَلُکَ» (زمر، آیه 65).

4 ـ باید توجه داشت که «هـ » در «اقْتَدِهْ» ضمیر نیست، بلکه «هاء سکت» است که به هنگام وقف بر حرف متحرک، به کلام ملحق مى شود، نظیر «همزه وصل» که براى عدم ابتداى به ساکن در آغاز کلام مى آورند.

بنابراین، همان طور که «همزه وصل» به هنگام اتصال کلام ساقط مى شود، «هاء سکت» نیز باید ساقط شود، اما از آنجا که این هاء در رسم الخط قرآن ها نوشته شده است، براى رعایت ظاهر رسم الخط احتیاط را در این دانسته اند که در اینجا وقف شود تا هاء اظهار گردد؟

Quelle und Lizenz dieses Kommentars

Quelle: Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi) · Office of Grand Ayatollah Naser Makarem ShiraziLizenz: Notice of the publisher: use with mention of the source is permitted (not an open licence)

Dieser Kommentar gibt das Verständnis seines Verfassers wieder, nicht die Sicht von Siraj.

Stelle in der Quelle: https://quran.makarem.ir/fa/interpretation?sura=6&verse=88, Textcode ceb57e9b5a97

Details Quelle und Lizenz dieses Kommentars

Tafsir Nemooneh (تفسیر نمونه), the Persian commentary of the Quran written under Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi with a group of co-authors, as published on https://quran.makarem.ir/, the Quran and tafsir site of the office of آیت الله العظمی مکارم شیرازی: one page per ayah (/fa/interpretation?sura=…&verse=…). Part 02: surah 5 ayah 1 to surah 10 ayah 109, 330 passages. Terms: the footer notice of that site, «استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.» (Use of the content with mention of the source is permitted.); a notice of the publisher, not an open licence. Passages: the site serves one commentary for a passage on the page of each of its ayahs; consecutive ayahs of one surah whose pages serve the same commentary form one record with that range. An ayah whose page serves no commentary of its own joins a neighbouring passage only when that passage quotes it. Changes: only the HTML markup of the commentary block was removed: block elements became paragraphs separated by one blank line, a line-break tag a line feed, inline tags gave their text unchanged; the character references (  « » >) were replaced by the characters they name; white space of the markup was collapsed to one space and dropped at the edges of a paragraph; the footnotes stay where the page has them, after the text, with their markers; nothing else was changed. Not taken: the ayah and its translation shown above the commentary. Retrieved 2026-10-16 to 2026-10-23: 6248 requests one at a time, at least 6 seconds apart (6236 answered 200, one per ayah); the list of the requests (raw/index.jsonl) has SHA-256 ad7f694f4fd24e1501a679a2db6df2c800c78c6d4d0773cf3a1e883e6fe16f4c.

Quelle
Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi)
Herausgeber
Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi
Version der Quelle
retrieved-2026-10-16
Code der Sammlung
makarem-tafsir-nemooneh-2026-10-23-part02
Sprache und Richtung
Persisch, Zwölferschia
Zur Anzeige freigegeben
Anzahl der Texte
330
Quelle öffnen