تفسیر نمونه

Sure الأنعام, Verse 118–121, آیت الله العظمی مکارم شیرازی

Zurück zu den Versen

تمام آثار شرک باید برچیده شود

این آیات، در حقیقت یکى از نتایج بحث هاى گذشته در مورد توحید و شرک است، لذا آیه اول با «فاء» تفریع که معمولاً براى ذکر نتیجه است آمده.

توضیح این که: در آیات گذشته با بیانات گوناگونى حقیقت توحید، اثبات و بطلان شرک و بت پرستى آشکار گردید. یکى از نتائج این بحث این است که مسلمانان باید از خوردن گوشت حیواناتى که به نام «بت ها» ذبح مى شد خوددارى کنند، و تنها از گوشت حیواناتى که به نام خدا ذبح مى گردید استفاده نمایند.

زیرا یکى از عبادت هاى مشرکان عرب این بود که براى بت ها قربانى مى کردند و از گوشت آنها به عنوان تبرّک مى خوردند و این موضوع یک نوع بت پرستى بود.

لذا در آیه نخست مى فرماید: «بنابراین از چیزهائى بخورید که نام خدا بر آن برده شده است اگر به آیاتش ایمان دارید» (فَکُلُوا مِمّا ذُکِرَ اسْمُ اللّهِ عَلَیْهِ إِنْ کُنْتُمْ بِآیاتِهِ مُؤْمِنینَ).

یعنى ایمان تنها ادعا و گفتار و عقیده نیست، بلکه باید در لابلاى عمل نیز آشکار گردد، کسى که به خداى یکتا ایمان دارد تنها از این گوشت ها مى خورد.

البته امر کُلُوا: «بخورید» در اینجا به معنى وجوب خوردن از چنین گوشت هائى نیست، بلکه منظور از آن مباح بودن اینها و حرام بودن غیر آن است.

ضمناً روشن مى شود تحریم گوشت هائى که نام خدا به هنگام ذبح آنها برده نشده، نه از نظر جنبه هاى بهداشتى است تا گفته شود چه اثرى در بردن نام است، بلکه مربوط به جنبه هاى معنوى، اخلاقى و تحکیم پایه توحید و یگانه پرستى است.

* * *

در آیه بعد، همین موضوع به عبارت دیگرى که توأم با استدلال بیشترى است آمده، مى فرماید: «چرا از (گوشت) حیواناتى نمى خورید که نام خدا بر آنها گفته شده؟ در حالى که آنچه بر شما حرام است را خداوند شرح داده است» (وَ ما لَکُمْ أَلاّ تَأْکُلُوا مِمّا ذُکِرَ اسْمُ اللّهِ عَلَیْهِ وَ قَدْ فَصَّلَ لَکُمْ ما حَرَّمَ عَلَیْکُمْ).

بار دیگر خاطرنشان مى کنیم: توبیخ و تأکید به خاطر ترک خوردن گوشت هاى حلال نیست، بلکه هدف این است: تنها از این گوشت ها باید بخورید و از غیر آنها استفاده نکنید.

و به تعبیر دیگر، نظر روى نقطه مقابل و مفهوم جمله است و لذا با جمله قَدْ فَصَّلَ لَکُمْ ما حَرَّمَ عَلَیْکُمْ: «خداوند آنچه را بر شما حرام است شرح داده» استدلال شده است.

در این که در چه سوره و کدام آیه این موضوع آمده است؟ و گوشت هاى حلال و حرام توضیح داده شده؟

ممکن است تصور شود منظور سوره «مائده» است و یا بعضى از آیات آینده همین سوره (آیه 145) مى باشد.

ولى با توجه به این که این سوره در «مکّه» نازل شده و سوره «مائده» در «مدینه»، و آیات آینده این سوره نیز به هنگام نزول این آیات هنوز نازل نشده بوده است، روشن مى شود هیچ یک از این دو احتمال صحیح نیست.

بلکه یا منظور آیه 115 سوره «نحل» است که در آن صریحاً قسمتى از گوشت هاى حرام و مخصوصاً حیواناتى که براى غیر خدا ذبح شده اند آمده است.

و یا منظور، بیان حکم این گوشت ها به وسیله پیامبر(صلى الله علیه وآله) مى باشد; زیرا او چیزى جز وحى الهى نمى گفت.

سپس یک مورد از حکم تحریم گوشت ها را استثناء نموده، مى فرماید: «مگر در صورتى که مجبور شوید» (إِلاّ مَا اضْطُرِرْتُمْ إِلَیْهِ).

خواه این اضطرار به خاطر گرفتارى در بیابان و گرسنگى شدید بوده باشد، و یا گرفتار شدن در چنگال مشرکان و اجبار کردن آنها به این موضوع.

آنگاه اضافه مى کند: «بسیارى از مردم دیگران را از روى جهل و نادانى و هوا و هوس ها گمراه مى سازند» (وَ إِنَّ کَثیراً لَیُضِلُّونَ بِأَهْوائِهِمْ بِغَیْرِ عِلْم).

گر چه هواپرستى غالباً با جهل و نادانى توأم است ولى در عین حال براى تأکید بیشتر آن دو را همراه آورده، مى گوید: (بِأَهْوائِهِمْ بِغَیْرِ عِلْم).

ضمناً از این تعبیر به خوبى استفاده مى شود: علم حقیقى هرگز با هوا پرستى و خیال بافى سازگار نیست، و آنجا که سازگار شود جهل است نه علم!

لازم به تذکر است که جمله بالا مى تواند اشاره به همان پندارى باشد که در میان مشرکان عرب وجود داشت که براى خوردن گوشت هاى حیوانات مرده چنین استدلال مى کردند:

آیا ممکن است حیواناتى را که خودمان مى کشیم حلال بدانیم؟ اما آنچه را خداى ما کشته است حرام بشمریم؟!

بدیهى است این یک سفسطه و خیال واهى، بیش نبود; زیرا خداوند حیوان مرده را ذبح نکرده و سر نبریده تا با حیواناتى که ما سر بریده ایم مقایسه شود، و به همین دلیل کانون انواع بیمارى ها و گوشت آن فاسد است، لذا خداوند اجازه خوردن آن را نداده است.

در پایان آیه مى فرماید: «پروردگار تو نسبت به آنها که تجاوزکارند آگاه تر است» (إِنَّ رَبَّکَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُعْتَدینَ).

همان ها که با دلائل واهى نه تنها از راه حق منحرف مى شوند، بلکه سعى دارند دیگران را نیز منحرف سازند.

* * *

و از آنجا که ممکن است بعضى این کار حرام را در پنهانى مرتکب شوند در تعقیب آن، در سومین آیه این بخش، به عنوان یک قانون کلّى مى فرماید: «گناه آشکار و پنهان را رها سازید» (وَ ذَرُوا ظاهِرَ الإِثْمِ وَ باطِنَهُ).

نقل شده: در زمان جاهلیت عده اى عقیده داشتند عمل منافى عفت (زنا) اگر در پنهانى باشد، عیبى ندارد، و اگر آشکارا باشد گناه است!

هم اکنون نیز عملاً عده اى این منطق جاهلى را پذیرفته و تنها از گناهان آشکار وحشت دارند، اما گناهان پنهانى را بدون احساس ناراحتى مرتکب مى شوند!

آیه فوق نه تنها این منطق جاهلى را محکوم مى سازد، بلکه مفهوم وسیعى دارد که علاوه بر آنچه گفته شد مفاهیم و تفسیرهاى دیگرى را که در زمینه گناه «ظاهر» و «باطن» شده است در بر مى گیرد.

از جمله این که: منظور از گناهان ظاهر گناهانى است که با اعضاى بدن انجام مى گردد و گناه باطن آن است که با قلب و نیت و تصمیم صورت گیرد.

سپس به عنوان یادآورى و تهدید گناهکاران به سرنوشت شومى که در انتظار آنها است، چنین مى گوید: «آنها که گناه را تحصیل مى کنند، به زودى نتیجه اعمال خود را خواهند دید» (إِنَّ الَّذینَ یَکْسِبُونَ الإِثْمَ سَیُجْزَوْنَ بِما کانُوا یَقْتَرِفُونَ).

تعبیر به «کسب گناه» (یَکْسِبُونَ الإِثْمَ) تعبیر جالبى است که نشان مى دهد انسان ها در این جهان همچون سرمایه دارانى هستند که به یک بازار بزرگ گام مى نهند، سرمایه آنها هوش، عقل، عمر، جوانى و نیروهاى گوناگون خداداد است، بیچاره آنها که به جاى تحصیل سعادت و «کسب» افتخار، شخصیت، تقوا و قرب به خدا، تحصیل گناه کنند.

تعبیر به سَیُجْزَوْنَ: «به زودى جزاى خود را خواهند دید» ممکن است اشاره به این باشد که: قیامت هر چند در نظر بعضى دور است، ولى در حقیقت بسیار نزدیک مى باشد، و این جهان به سرعت سپرى مى شود و رستاخیز فرا مى رسد.

و یا اشاره به این باشد که: غالب افراد در همین زندگى دنیا نیز قسمتى از نتایج اعمال زشت خود را به صورت واکنش هاى فردى و اجتماعى خواهند دید.

* * *

در آیات قبل روى جنبه مثبت مسأله، یعنى خوردن از گوشت هاى حلال تکیه شده بود، ولى در این آیه ـ براى تأکید هر چه بیشتر ـ روى جنبه منفى و مفهوم آن تکیه نموده، مى فرماید: «از گوشت هائى که نام خدا به هنگام ذبح بر آنها برده نشده است نخورید» (وَ لا تَأْکُلُوا مِمّا لَمْ یُذْکَرِ اسْمُ اللّهِ عَلَیْهِ).

سپس با یک جمله کوتاه مجدداً این عمل را محکوم کرده مى فرماید: «این کار فسق و گناه و خروج از راه و رسم بندگى و اطاعت فرمان خدا است» (وَ إِنَّهُ لَفِسْقٌ).

و براى این که: بعضى از مسلمانان ساده دل تحت تأثیر وسوسه هاى شیطانى مشرکان قرار نگیرند، اضافه مى کند: «شیاطین مطالب وسوسه انگیزى به طور مخفیانه به دوستان خود القاء مى کنند، تا با شما به مجادله برخیزند» (وَ إِنَّ الشَّیاطینَ لَیُوحُونَ إِلى أَوْلِیائِهِمْ لِیُجادِلُوکُمْ).

ولى شما باید به هوش باشید که «اگر تسلیم وسوسه هاى آنها شوید شما هم در صف مشرکان قرار خواهید گرفت» (وَ إِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّکُمْ لَمُشْرِکُونَ).

این مجادله و وسوسه شاید اشاره به همان منطقى باشد که مشرکان به یکدیگر القاء مى کردند (و بعضى گفته اند: مشرکان عرب آن را از مجوسیان آموخته بودند) که:

اگر ما گوشت حیوان مرده را مى خوریم به خاطر آن است که خدا آن را کشته و از حیوانى که ما مى کشیم بهتر است، یعنى نخوردن مردار یک نوع بى اعتنائى به کار خدا است!

غافل از آن که آنچه به مرگ طبیعى مى میرد، علاوه بر این که غالباً بیمار است، سر بریده نیست و خون هاى کثیف در لابلاى گوشت هاى آن مانده، فاسد شده و گوشت را هم آلوده و فاسد مى کنند، به همین دلیل خداوند دستور داده تنها از گوشت حیواناتى بخورند که با شرایط خاصى ذبح شده و خون آن بیرون ریخته است.

ضمناً از این آیات استفاده مى شود که: ذبیحه هاى غیر اسلامى حرام است; زیرا ـ علاوه بر جهات دیگر ـ آنها به هنگام ذبح مقید به بردن نام خدا بر آن نیستند.

بنابراین، در مورد حیوانى که خود مرده هم آلودگى هاى خونى و گوشتى دارد، و غیر بهداشتى است و هم از جنبه معنوى بى بهره است.

ولى در مورد ذبائحى که نام خدا بر آن برده نشده، حداقل از جنبه معنوى بى بهره و فاسد است.

* * *

Quelle und Lizenz dieses Kommentars

Quelle: Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi) · Office of Grand Ayatollah Naser Makarem ShiraziLizenz: Notice of the publisher: use with mention of the source is permitted (not an open licence)

Dieser Kommentar gibt das Verständnis seines Verfassers wieder, nicht die Sicht von Siraj.

Stelle in der Quelle: https://quran.makarem.ir/fa/interpretation?sura=6&verse=118, Textcode 559f001f4e54

Details Quelle und Lizenz dieses Kommentars

Tafsir Nemooneh (تفسیر نمونه), the Persian commentary of the Quran written under Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi with a group of co-authors, as published on https://quran.makarem.ir/, the Quran and tafsir site of the office of آیت الله العظمی مکارم شیرازی: one page per ayah (/fa/interpretation?sura=…&verse=…). Part 02: surah 5 ayah 1 to surah 10 ayah 109, 330 passages. Terms: the footer notice of that site, «استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.» (Use of the content with mention of the source is permitted.); a notice of the publisher, not an open licence. Passages: the site serves one commentary for a passage on the page of each of its ayahs; consecutive ayahs of one surah whose pages serve the same commentary form one record with that range. An ayah whose page serves no commentary of its own joins a neighbouring passage only when that passage quotes it. Changes: only the HTML markup of the commentary block was removed: block elements became paragraphs separated by one blank line, a line-break tag a line feed, inline tags gave their text unchanged; the character references (  « » >) were replaced by the characters they name; white space of the markup was collapsed to one space and dropped at the edges of a paragraph; the footnotes stay where the page has them, after the text, with their markers; nothing else was changed. Not taken: the ayah and its translation shown above the commentary. Retrieved 2026-10-16 to 2026-10-23: 6248 requests one at a time, at least 6 seconds apart (6236 answered 200, one per ayah); the list of the requests (raw/index.jsonl) has SHA-256 ad7f694f4fd24e1501a679a2db6df2c800c78c6d4d0773cf3a1e883e6fe16f4c.

Quelle
Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi)
Herausgeber
Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi
Version der Quelle
retrieved-2026-10-16
Code der Sammlung
makarem-tafsir-nemooneh-2026-10-23-part02
Sprache und Richtung
Persisch, Zwölferschia
Zur Anzeige freigegeben
Anzahl der Texte
330
Quelle öffnen