تفسیر نمونه

Sure الأنعام, Vers 145, آیت الله العظمی مکارم شیرازی

Zurück zu den Versen

بخشى از حیوانات حرام

در این آیه براى روشن ساختن محرمات الهى از بدعت هائى که مشرکان در آئین حق گذاشته بودند، به پیامبر(صلى الله علیه وآله) دستور مى دهد که صریحاً به آنها بگو: «در آنچه بر من وحى شده هیچ غذاى حرامى را براى هیچ کس (اعم از زن و مرد، کوچک و بزرگ) نمى یابم» (قُلْ لا أَجِدُ فی ما أُوحِیَ إِلَیَّ مُحَرَّماً عَلى طاعِم یَطْعَمُهُ).

«مگر چند چیز، نخست این که مردار باشد» (إِلاّ أَنْ یَکُونَمَیْتَةً).

«یا خونى که از بدن حیوان بیرون مى ریزد» (أَوْ دَماً مَسْفُوحاً) نه خون هائى که پس از بریدن رگ هاى حیوان و خارج شدن مقدار زیادى از خون در لابلاى رگ هاى موئین در وسط گوشت ها باقى مى ماند.

«یا گوشت خوک» (أَوْ لَحْمَ خِنزیر).

زیرا «همه اینها رجس و پلیدى است» (فَإِنَّهُ رِجْسٌ) و مایه تنفر طبع سالم آدمى و منبع انواع آلودگى ها و سرچشمه زیان هاى مختلف.

ضمیر «إِنَّهُ» با این که مفرد است، به عقیده بسیارى از مفسران به هر سه قسمت (گوشت مردار، خون و گوشت خوک) باز مى گردد، و معنى جمله چنین است: «همه آنچه گفته شد، پلیدى است»(1) و متناسب با ظاهر آیه نیز همین است که ضمیر به تمام آنها بازگردد; زیرا شک نیست که مردار و خون همانند گوشت خوک پلید است.

سپس به نوع چهارم اشاره کرده مى فرماید: «یا حیواناتى که هنگام ذبح نام غیر خدا بر آنها برده شده است» (أَوْ فِسْقاً أُهِلَّ لِغَیْرِاللّهِ بِهِ).(2)

جالب این که: به جاى ذکر کلمه «حیوان» کلمه «فسق» آمده است و همان طور که در سابق نیز اشاره کرده ایم، «فسق» به معنى خارج شدن از راه و رسم بندگى و اطاعت فرمان خدا است، و لذا به هر گونه گناه فسق گفته مى شود.

اما ذکر این کلمه در برابر «رجس» که در مورد سه موضوع حرام سابق گذشت، ممکن است اشاره به این باشد که گوشت هاى حرام، اصولاً بر دو دسته است:

گوشت هائى که تحریم آنها به خاطر پلیدى و تنفر طبع و زیان هاى جسمانى مى باشد، و به آن رجس اطلاق مى گردد.

و گوشت هائى که نه پلید است و نه از نظر بهداشتى زیان آور، اما از نظر اخلاقى و معنوى نشانه بیگانگى از خدا و دورى از مکتب توحید است، و به همین دلیل نیز تحریم شده است.

بنابراین، نباید انتظار داشت گوشت هاى حرام، همیشه داراى زیان هاى بهداشتى باشد، بلکه گاهى به خاطر زیان هاى معنوى و اخلاقیش تحریم شده است.

و از اینجا روشن مى شود «شرائط ذبح اسلامى» نیز بر دو گونه است:

بعضى مانند بریدن رگ هاى چهارگانه و بیرون ریختن خون حیوان، جنبه بهداشتى دارد، و بعضى مانند رو به قبله بودن و گفتن «بسم اللّه» و ذبح به وسیله مسلمان، جنبه معنوى.

در پایان آیه کسانى را که از روى ناچارى و اضطرار، و نیافتن هیچ غذاى دیگر براى حفظ جان خویش، از این گوشت هاى حرام استفاده مى کنند، استثناء کرده مى فرماید: «کسانى که اضطرار پیدا کنند، گناهى بر آنها نیست، مشروط بر این که تنها به خاطر حفظ جان باشد، نه به خاطر لذت و یا حلال شمردن حرام الهى و نه زیاد از حدّ بخورند، در این صورت پروردگار آمرزنده مهربان آنها را معاف خواهد ساخت» (فَمَنِ اضْطُرَّ غَیْرَ باغ وَ لا عاد فَإِنَّ رَبَّکَ غَفُورٌ رَحیمٌ).(3)

در حقیقت این دو شرط براى آن است که افرادى اضطرار را دستاویز براى تجاوز به حریم قوانین الهى نسازند، و به بهانه اضطرار از حدود مقررات خدا پا را فراتر ننهند.

ولى در بعضى از روایات اهل بیت(علیهم السلام) مانند روایتى که در تفسیر «عیاشى» از امام صادق(علیه السلام) نقل شده چنین مى خوانیم: اَلْباغِی الظّالِمُ وَ الْعادِی الْغاصِبُ: «منظور از باغى، ستمگر است و منظور از عادى، غاصب است».(4)

و نیز در روایت دیگرى از امام(علیه السلام) نقل شده که فرمود: اَلْباغِی الْخارِجُ عَلَى الإِمامِ وَ الْعادِی اللُّصُّ: «منظور از باغى کسى است که بر ضد امام عادل و حکومت اسلامى قیام کند و منظور از عادى دزد است».(5)

این روایات و مانند آنها اشاره به این است که اضطرار به خوردن گوشت هاى حرام، معمولاً در سفرها رخ مى دهد، اگر کسى در راه ظلم و ستم و یا غصب و دزدى، اقدام به سفر کند و گرفتار کمبود غذا شود، خوردن گوشت هاى حرام براى او جائز نیست، گرچه موظف است براى حفظ جان خود از آن گوشت ها استفاده کند، ولى کیفر این گناه را خواهد داشت، چه این که مقدمات چنین سفر حرامى را خودش فراهم ساخته است و در هر صورت این روایات، با مفهوم کلى آیه کاملاً سازگار است.

* * *

نکته:

پاسخ به یک سؤال

در اینجا یک سؤال پیش مى آید که: چگونه تمام محرمات الهى در زمینه غذاها منحصر به چهار چیز شمرده شده است؟ با این که: مى دانیم غذاهاى حرام منحصر به اینها نیست، گوشت حیوانات درنده و گوشت حیوانات دریائى (جز ماهى فلس دار) و مانند آنها همگى حرام هستند در حالى که در آیه هیچ نامى از

آنها به میان نیامده و محرمات منحصر به چهار چیز شمرده شده است؟

بعضى در پاسخ این سؤال گفته اند: به هنگام نزول این آیات در «مکّه»، هنوز حکم تحریم سایر غذاهاى حرام نازل نشده بود.

ولى این جواب صحیح به نظر نمى رسد، گواه این سخن آن که عین همین تعبیر یا شبیه آن در بعضى از سوره هاى «مدنى» نیز دیده مى شود، مانند آیه 173 سوره «بقره».

ظاهر این است که: این آیه، تنها نظر به نفى احکام خرافى مشرکان دارد و به اصطلاح، «حصر اضافى» است، و به تعبیر دیگر آیه مى فرماید: محرمات الهى اینها هستند نه آنچه شما به هم بافته اید.

براى روشن شدن این سخن، بد نیست مثالى بزنیم، کسى از ما سؤال مى کند: «آیا حسن و حسین، هر دو آمدند»؟ ما در جواب مى گوئیم: «نه، فقط حسن آمد»، در اینجا منظورمان این است که آمدن نفر دوم، یعنى حسین را نفى کنیم.

اما هیچ مانعى ندارد کسان دیگرى که اصلاً مورد بحث ما نبوده اند آمده باشند، چنین حصرى را حصر اضافى (یا نسبى) مى گویند.

اما باید توجه داشت ظاهر حصر، معمولاً حصر حقیقى است مگر در مواردى که قرینه اى در کار باشد مانند آیه مورد بحث.

* * *

1 ـ در واقع کلمه «إِنَّهُ» به معنى «اِنَّ ما ذُکِرَ» است.

2 ـ «أُهِلَّ» از ماده «اِهلال» و آن در اصل از «هلال» گرفته شده است و به معنى بلند کردن صدا به هنگام رؤیت «هلال» است، سپس به هر گونه صداى بلند، گفته شده است، و به نخستین صداى گریه نوزاد نیز گفته مى شود، و چون به هنگام سر بریدن حیوانات، نام بت ها را با صداى بلند مى بردند تعبیر به «أُهِلَّ» شده است.

3 ـ «باغ» یا «باغى» از ماده «بغى» به معناى طلب است و «عاد» یا «عادى» از ماده «عدو» به معناى تجاوز مى باشد.

4 ـ «مستدرک»، جلد 16، صفحه 200، حدیث 19583 ـ 1، چاپ آل البیت ـ «بحار الانوار»، جلد 62، صفحات 136 و 137 ـ تفسیر «عیاشى»، جلد 1، صفحه 74، چاپخانه علمیه، تهران، 1380 هـ ق.

5 ـ «مستدرک»، جلد 16، صفحه 201، حدیث 19584 ـ 2، چاپ آل البیت ـ «بحار الانوار»، جلد 62، صفحه 137 ـ تفسیر «عیاشى»، جلد 1، صفحه 74، چاپخانه علمیه، تهران، 1380 هـ ق.

Quelle und Lizenz dieses Kommentars

Quelle: Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi) · Office of Grand Ayatollah Naser Makarem ShiraziLizenz: Notice of the publisher: use with mention of the source is permitted (not an open licence)

Dieser Kommentar gibt das Verständnis seines Verfassers wieder, nicht die Sicht von Siraj.

Stelle in der Quelle: https://quran.makarem.ir/fa/interpretation?sura=6&verse=145, Textcode 2c410357a621

Details Quelle und Lizenz dieses Kommentars

Tafsir Nemooneh (تفسیر نمونه), the Persian commentary of the Quran written under Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi with a group of co-authors, as published on https://quran.makarem.ir/, the Quran and tafsir site of the office of آیت الله العظمی مکارم شیرازی: one page per ayah (/fa/interpretation?sura=…&verse=…). Part 02: surah 5 ayah 1 to surah 10 ayah 109, 330 passages. Terms: the footer notice of that site, «استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.» (Use of the content with mention of the source is permitted.); a notice of the publisher, not an open licence. Passages: the site serves one commentary for a passage on the page of each of its ayahs; consecutive ayahs of one surah whose pages serve the same commentary form one record with that range. An ayah whose page serves no commentary of its own joins a neighbouring passage only when that passage quotes it. Changes: only the HTML markup of the commentary block was removed: block elements became paragraphs separated by one blank line, a line-break tag a line feed, inline tags gave their text unchanged; the character references (  « » >) were replaced by the characters they name; white space of the markup was collapsed to one space and dropped at the edges of a paragraph; the footnotes stay where the page has them, after the text, with their markers; nothing else was changed. Not taken: the ayah and its translation shown above the commentary. Retrieved 2026-10-16 to 2026-10-23: 6248 requests one at a time, at least 6 seconds apart (6236 answered 200, one per ayah); the list of the requests (raw/index.jsonl) has SHA-256 ad7f694f4fd24e1501a679a2db6df2c800c78c6d4d0773cf3a1e883e6fe16f4c.

Quelle
Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi)
Herausgeber
Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi
Version der Quelle
retrieved-2026-10-16
Code der Sammlung
makarem-tafsir-nemooneh-2026-10-23-part02
Sprache und Richtung
Persisch, Zwölferschia
Zur Anzeige freigegeben
Anzahl der Texte
330
Quelle öffnen