تفسیر نمونه

Sure الأنعام, Vers 164, آیت الله العظمی مکارم شیرازی

Zurück zu den Versen

بار مسئولیت هیچ کس به دوش دیگرى نیست

تأکیدهاى پى درپى و استدلالات گوناگون که در این سوره در زمینه توحید و مبارزه با شرک شده است، چقدر حائز اهمیت است.

در این آیه از طریق دیگرى منطق مشرکان را مورد انتقاد قرار داده مى فرماید: «به آنها بگو و از آنها بپرس آیا سزاوار است غیر از خداوند یگانه را پروردگار خود بدانم، در حالى که او مالک و مربى و پروردگار همه چیز است و حکم و فرمان او در تمام ذرات این جهان جارى است»؟! (قُلْ أَ غَیْرَ اللّهِ أَبْغی رَبّاً وَ هُوَ رَبُّ کُلِّ شَیْء).

سپس به جمعى از مشرکان کوتاه فکر که به خدمت پیامبر(صلى الله علیه وآله) رسیده، و به ایشان گفتند: إِتَّبِعْنا وَ عَلَیْنا وِزْرَکَ إِنْ کانَ خَطَأَ!: «تو از آئین ما پیروى کن، اگر بر خطا باشد، گناه تو به گردن ما»(1) پاسخ مى فرماید که:

«هیچ کسى جز براى خود عملى انجام نمى دهد و هیچ گنهکارى بار گناه دیگرى را به دوش نمى کشد» (وَ لاتَکْسِبُ کُلُّ نَفْس إِلاّعَلَیْها وَ لاتَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى).

و «سرانجام، همه شما به سوى خدا باز مى گردید، و شما را به آنچه در آن اختلاف داشتید، آگاه مى سازد» (ثُمَّ إِلى رَبِّکُمْ مَرْجِعُکُمْ فَیُنَبِّئُکُمْ بِماکُنْتُمْ فیهِ تَخْتَلِفُونَ).

* * *

نکته ها:

1 ـ آیا کسى بار گناه دیگرى را بر دوش نمى کشد؟

گاهى ممکن است توهم شود آیه فوق ـ که دو اصل مسلّم منطقى را که در تمام ادیان وجود داشته است بیان مى کند (یعنى هیچ کس جز براى خود عملى انجام نمى دهد و هیچ گنهکارى بار گناه دیگرى را به دوش نمى کشد) ـ با پاره اى از آیات دیگر قرآن و بعضى از روایات تطبیق نمى کند; زیرا مثلاً در سوره «نحل» آیه 25 مى خوانیم: لِیَحْمِلُوا أَوْزارَهُمْ کامِلَةً یَوْمَ الْقِیامَةِ وَ مِنْ أَوْزارِ الَّذینَ یُضِلُّونَهُمْ بِغَیْرِ عِلْم: «آنها در روز رستاخیز بار سنگین گناهان خویش را باید بر دوش بکشند، و همچنین بار گناهان کسانى را که با بى خبرى و جهل خود گمراه ساختند».

سؤال این است: اگر هیچ کس بار گناه دیگرى را به دوش نمى کشد، چگونه این گمراه کنندگان بار گناهان گمراه شدگان را نیز بر دوش مى کشند؟

همچنین با آنچه در احادیث مربوط به «سنت حسنه» و «سنت سیئه» که از طرق شیعه و اهل تسنن وارد شده است، منطبق نمى تواند باشد.

مضمون این روایات این است:

اگر کسى سنت خوبى بر جاى نهد، پاداش تمام کسانى که به آن عمل مى کنند را خواهد داشت (بدون آن که از پاداش خود عمل کنندگان کاسته شود).

و همچنین کسى که سنت بدى را بر جاى نهد، گناه تمام کسانى که به آن عمل مى کنند، براى او نوشته مى شود (بى آن که از گناهان عاملان آن چیزى کاسته گردد).

(قالَ رَسُولُ اللّهِ(صلى الله علیه وآله) مَنِ سَنَّ سُنَّةً حَسَنَةً کانَ لَهُ أَجْرُ مَنْ عَمِلَ بِها مِنْ غَیْرِ أَنْ یَنْقُصَ مِنْ أُجُورِهِمْ شَیْءٌ وَ مَنِ سَنَّ سُنَّةً سَیِّئَةً کانَ عَلَیْهِ وِزْرُ مَنْ عَمِلَ بِها مِنْ غَیْرِ أَنْ یَنْقُصَ مِنْ أَوْزارِهِمْ شَیْءٌ).(2)

پاسخ این ایراد روشن است، زیرا آیه مورد بحث مى فرماید: بى جهت و بدون ارتباط، گناه کسى را بر دیگرى نمى نویسند، اما آیات و روایاتى که اشاره شد، مى گوید: اگر انسان بنیانگذار عمل نیک و بد دیگرى باشد، و به اصطلاح از طریق «تسبیب» در انجام آن عمل دخالت داشته باشد، در نتایج آن شریک خواهد بود و در حقیقت عمل خود او محسوب مى شود; چرا که پایه و اساس آن، به دست وى گذارده شده است.

* * *

2 ـ آیا اعمال نیک دیگران براى ما مفید است؟

توهم دیگرى که ممکن است از آیه مورد بحث بشود، این است که: آیه مى فرماید: «عمل هر کس تنها به درد خود او مى خورد».

بنابراین، کارهاى خیرى که به عنوان نیابت یا هدیه کردن ثواب، براى اموات و مردگان و حتى گاهى براى افراد زنده انجام مى گیرد، نمى تواند به حال آنها مفید بوده باشد، در حالى که روایات فراوانى از طرق شیعه و اهل تسنن از پیامبر(صلى الله علیه وآله)یا امامان اهل بیت(علیهم السلام) به ما رسیده که این گونه اعمال، گاهى مفید و سودمند است، نه تنها عمل فرزند براى پدر و مادر که براى دیگران نیز هم نتیجه بخش است.

به علاوه، مى دانیم پاداش اعمال بستگى به اثراتى دارد که از انجام کار خیر در روح و جان انسان به جاى مى ماند و در تکامل و ترقى او مؤثر است.

اما کسى که هیچ کار نیکى انجام نداده و حتى در مقدمات آن نیز دخالت نداشته است چگونه ممکن است آن اثر روحى و معنوى را پیدا کند؟

بعضى این ایراد را بسیار با آب و تاب تعقیب مى کنند، نه تنها افراد عادى بلکه پاره اى از نویسندگان و مفسران مانند نویسنده «المنار» نیز تحت تأثیر آن قرار گرفته تا آنجا که بسیارى از احادیث و روایات مسلّم را به دست فراموشى سپرده اند.

ولى با توجه به دو نکته پاسخ این گونه ایرادها روشن مى گردد:

اولاً ـ درست است که عمل هر کس باعث تکامل خود اوست، فلسفه ها، نتایج و آثار واقعى اعمال نیک تنها عائد انجام دهنده آن عمل مى شود، همان طور که «ورزش» و «تعلیم و تربیت» هر کس باعث «تقویت» و «تکامل» جسم و جان خود او است.

اما باید توجه داشت هنگامى که کسى براى دیگرى عمل نیکى انجام مى دهد، حتماً به خاطر امتیاز و صفت نیکى است که در او بوده: یا مربى خوبى بوده و یا شاگرد خوبى، یا دوست باصفائى بوده و یا همسایه باوفا، یا عالم خدمتگذارى و یا مؤمن با حقیقتى بوده است و به هر حال حداقل، نقطه روشنى در زندگى او وجود داشته که همان یک نقطه، جلب توجه دیگران را کرده و سبب شده اعمال خیرى براى او انجام دهند.

بر این اساس، در واقع او نتیجه همان امتیاز و صفت برجسته و نقطه درخشان زندگى خود را مى گیرد، و به این ترتیب، معمولاً انجام عمل خیر دیگران براى او نیز پرتوى از عمل یا نیت خیر خود او است.

ثانیاً ـ پاداش هائى که خداوند به افراد مى دهد بر دو گونه است:

پاداش هائى، که متناسب وضع تکامل روحى و شایستگى افراد است یعنى به خاطر انجام اعمال نیک، روح و جان آنها آن قدر اوج مى گیرد و ترقى مى کند که شایستگى زندگى در عوالم بهتر و بالاتر را پیدا مى کنند، و با بال و پرى که از عقیده و اعمال نیک فراهم ساخته اند بر اوج آسمان سعادت پرواز مى نمایند.

مسلماً این گونه آثار مخصوص شخص عمل کننده است و قابل واگذارى به دیگرى نیست.

و پاداش هائى که قابل واگذارى است بدین معنى:

از آنجا که هر کار نیکى اطاعت فرمان خدا است، و شخص مطیع و فرمانبردار، در برابر اطاعتى که کرده استحقاق پاداشى دارد، مى تواند این پاداش را به میل خود به دیگرى هدیه کند.

درست مثل این که استادى در یک رشته مهم و سازنده علمى در دانشگاه تدریس مى کند، شک نیست که او با تدریس خود دو گونه نتیجه مى گیرد:

هم در پرتو تدریس، در جنبه هاى علمى کامل تر و قوى تر مى شود.

و هم حقوقى دریافت مى کند.

نتیجه اول را بدون شک نمى تواند به دیگرى اهداء کند و مخصوص خود

اوست.

اما نتیجه دوم را مى تواند به افراد مورد علاقه اش هدیه کند.

هدیه کردن ثواب اعمال در مورد اموات و گاهى در مورد زندگان نیز همین گونه است و به این ترتیب هر گونه ابهام از احادیثى که در این زمینه وارد شده مرتفع مى گردد.

ولى باید توجه داشت پاداش هائى که از این طریق به افراد مى رسد، نمى تواند تمام سعادت آنها را تأمین کند، بلکه آثار کمترى خواهند داشت، و پایه اصلى نجات انسان همان ایمان و عمل خود اوست.

* * *

1 ـ «التبیان»، جلد 4، صفحه 336، ذیل آیه، مکتب الاعلام الاسلامى، طبع اول، 1409 هـ ق ـ «مجمع البیان»، جلد 4، صفحه 208، ذیل آیه مورد بحث، مؤسسة الاعلمى للمطبوعات بیروت، طبع اول، 1415 هـ ق.

2 ـ «کافى»، جلد 5، صفحه 9، دار الکتب الاسلامیة ـ «وسائل الشیعه»، جلد 15، صفحه 24 و جلد 16، صفحات 173 و 174 و جلد 19، صفحه 172، چاپ آل البیت (همه با تفاوت) ـ «بحار الانوار»، جلد 68، صفحه 258 (با تفاوت) ـ «صحیح مسلم»، جلد 8، صفحه 61، دار الفکر بیروت ـ «درّ المنثور»، جلد 6، صفحه 201، دار المعرفة، طبع اول، 1365 هـ ق ـ «سنن کبراى بیهقى»، جلد 4، صفحه 176، دار الفکر بیروت.

Quelle und Lizenz dieses Kommentars

Quelle: Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi) · Office of Grand Ayatollah Naser Makarem ShiraziLizenz: Notice of the publisher: use with mention of the source is permitted (not an open licence)

Dieser Kommentar gibt das Verständnis seines Verfassers wieder, nicht die Sicht von Siraj.

Stelle in der Quelle: https://quran.makarem.ir/fa/interpretation?sura=6&verse=164, Textcode 38d2da891be7

Details Quelle und Lizenz dieses Kommentars

Tafsir Nemooneh (تفسیر نمونه), the Persian commentary of the Quran written under Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi with a group of co-authors, as published on https://quran.makarem.ir/, the Quran and tafsir site of the office of آیت الله العظمی مکارم شیرازی: one page per ayah (/fa/interpretation?sura=…&verse=…). Part 02: surah 5 ayah 1 to surah 10 ayah 109, 330 passages. Terms: the footer notice of that site, «استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.» (Use of the content with mention of the source is permitted.); a notice of the publisher, not an open licence. Passages: the site serves one commentary for a passage on the page of each of its ayahs; consecutive ayahs of one surah whose pages serve the same commentary form one record with that range. An ayah whose page serves no commentary of its own joins a neighbouring passage only when that passage quotes it. Changes: only the HTML markup of the commentary block was removed: block elements became paragraphs separated by one blank line, a line-break tag a line feed, inline tags gave their text unchanged; the character references (  « » >) were replaced by the characters they name; white space of the markup was collapsed to one space and dropped at the edges of a paragraph; the footnotes stay where the page has them, after the text, with their markers; nothing else was changed. Not taken: the ayah and its translation shown above the commentary. Retrieved 2026-10-16 to 2026-10-23: 6248 requests one at a time, at least 6 seconds apart (6236 answered 200, one per ayah); the list of the requests (raw/index.jsonl) has SHA-256 ad7f694f4fd24e1501a679a2db6df2c800c78c6d4d0773cf3a1e883e6fe16f4c.

Quelle
Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi)
Herausgeber
Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi
Version der Quelle
retrieved-2026-10-16
Code der Sammlung
makarem-tafsir-nemooneh-2026-10-23-part02
Sprache und Richtung
Persisch, Zwölferschia
Zur Anzeige freigegeben
Anzahl der Texte
330
Quelle öffnen