تفسیر نمونه

Sure القلم, Verse 46–50, آیت الله العظمی مکارم شیرازی

Zurück zu den Versen

46أَمْ تَسْئَلُهُمْ أَجْراً فَهُمْ مِنْ مَغْرَم مُثْقَلُونَ

47أَمْ عِنْدَهُمُ الْغَیْبُ فَهُمْ یَکْتُبُونَ

48فَاصْبِرْ لِحُکْمِ رَبِّکَ وَ لاتَکُنْ کَصاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نادى وَ هُوَ مَکْظُومٌ

49لَوْ لا أَنْ تَدارَکَهُ نِعْمَةٌ مِنْ رَبِّهِ لَنُبِذَ بِالْعَراءِ وَ هُوَ مَذْمُومٌ

50فَاجْتَباهُ رَبُّهُ فَجَعَلَهُ مِنَ الصّالِحِینَ

ترجمه:

46 ـ یا این که تو از آنها مزدى مى طلبى که پرداختش براى آنها سنگین است؟!

47 ـ یا اسرار غیب نزد آنهاست و آن را مى نویسند (و به یکدیگر مى دهند)؟!

48 ـ پس صبر کن و منتظر فرمان پروردگارت باش، و مانند صاحب ماهى (یونس) مباش (که در تقاضاى مجازات قومش عجله کرد) در آن زمان که با نهایت اندوه خدا را خواند.

49 ـ و اگر رحمت خدا به یاریش نیامده بود، (از شکم ماهى) بیرون افکنده مى شد در حالى که نکوهیده بود!

50 ـ ولى پروردگارش او را برگزید و از صالحان قرار داد!

تفسیر:

در تقاضاى مجازات عجله مکن

در ادامه بازپرسى هائى که در آیات گذشته از مشرکان و مجرمان شده بود، در این آیات، دو سؤال دیگر بر آن مى افزاید:

نخست مى گوید: «یا این که تو از آنها مطالبه اجر و مزدى مى کنى که پرداخت این غرامت براى آنها سنگین است»؟ (أَمْ تَسْئَلُهُمْ أَجْراً فَهُمْ مِنْ مَغْرَم مُثْقَلُونَ).

اگر، بهانه آنها این است که: شنیدن دعوت تو خرج دارد و اجر و مزد کلانى باید در مقابل آن بپردازند و آنها قادر بر آن نیستند، این سخن دروغى است، تو مطلقاً از آنها اجر و پاداشى مطالبه نمى کنى، و هیچ پیامبر دیگرى از پیامبران خدا مزدى مطالبه نکرده است.

«مَغْرَم» از ماده «غرامت» به معنى ضررى است که به انسان مى رسد، بى آن که جنایت و خیانتى کرده باشد، و «مُثْقَل» از ماده «ثقل» به معنى سنگینى است، و به این ترتیب، بهانه دیگرى از دست بهانه جویان مى گیرد.

آیه فوق، و آیه بعد از آن، عیناً در سوره «طور» (آیات 40 و 41) آمده است.

* * *

پس از آن، در ادامه همین گفتگو، مى افزاید: «یا این که اسرار غیب نزد آنها است، و آنها آن را مى نویسند و به یکدیگر منتقل مى کنند، و در این اسرار آمده است که آنها با مسلمانان یکسانند»؟ (أَمْ عِنْدَهُمُ الْغَیْبُ فَهُمْ یَکْتُبُونَ).

این، در حقیقت از احتمالات بعیدى است که، ممکن است کفار به آن متشبث شوند، و قرآن آن را نیز فروگذار نکرده است و آن این که: ادعا کنند از طریق کاهنان و مانند آنها به عالم غیب مربوطند، و اسرار غیب را بدین وسیله دریافت مى دارند و مى نویسند و به یکدیگر مى دهند، و از این طریق، امتیاز خود را بر مسلمین و یا لااقل مساواتشان را با آنها دریافته اند.

مسلّماً، آنها دلیلى بر چنین ادعائى نیز نداشتند، این جمله، معنى استفهام انکارى را دارد.

و این که بعضى احتمال داده اند: منظور از غیب، لوح محفوظ است، و مراد از نوشتن، تقدیر و قضا بوده باشد، بسیار بعید به نظر مى رسد; چرا که آنها هرگز ادعا نداشتند: امر قضا و قدر و لوح محفوظ به دست آنها است.

* * *

و از آنجا که سرسختى و بى منطقى مشرکان و دشمنان اسلام، گاه چنان قلب پیامبر(صلى الله علیه وآله) را مى فشرد که، امکان داشت در مورد آنها نفرین کند، خداوند در آیه بعد، پیامبرش را دلدارى داده، و امر به صبر و شکیبائى مى کند، مى فرماید: «صبر کن و منتظر فرمان پروردگارت باش»! (فَاصْبِرْ لِحُکْمِ رَبِّکَ).

منتظر باش! تا خداوند وسائل پیروزى تو و یارانت و شکست دشمنانت را فراهم سازد، هرگز براى عذاب آنها عجله مکن، و بدان! این مهلت ها که به آنها داده مى شود، یک نوع «عذاب استدراج» است.

بنابراین، منظور از «حُکْمِ رِبِّک»، فرمان نهائى خدا درباره پیروزى مسلمین است، ولى بعضى گفته اند: منظور این است که، در طریق ابلاغ احکام پروردگار، صبر و استقامت داشته باش!

این احتمال نیز وجود دارد که: منظور این است: چون پروردگارت حکم کرده، صابر باش.(1)

ولى تفسیر اول مناسب تر است.

سپس، مى افزاید: «و مانند صاحب داستان ماهى (یونس) نباش که براى مجازات قومش عجله کرد، و گرفتار مجازات ترک اولى شد» (وَ لاتَکُنْ کَصاحِبِ الْحُوتِ).

«در آن زمان که خدا را از درون شکم ماهى خواند در حالى که محبوس بود و سینه اش مملوّ از غم و اندوه» (إِذْ نادى وَ هُوَ مَکْظُومٌ).

منظور از این «ندا» همان است که در آیه 87 سوره «انبیاء» آمده است: فَنادى فِی الظُّلُماتِ أَنْ لا إِلهَ إِلاّ أَنْتَ سُبْحانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظّالِمِینَ: «او در میان ظلمت ها صدا زد که: معبودى جز تو نیست، منزهى تو، من از ستمکاران بودم».

و به این ترتیب، به ترک اولاى خود اعتراف کرد، و از خدا تقاضاى عفو و بخشش نمود.

این احتمال نیز وجود دارد که: منظور از «ندا» همان نفرینى باشد که براى قومش کرد، در حالى که، مملوّ از خشم و غضب بود، ولى مفسران تفسیر اول را برگزیده اند، از این جهت که، تعبیر به «نادى» در این آیه، هماهنگ است با تعبیرى که در آیه 87 سوره «انبیاء» آمده، که مسلّماً مربوط به زمانى است که در شکم ماهى محبوس بود.

به هر حال، «مَکْظُوم» از ماده «کظم» (بر وزن هضم) به معنى گلوگاه است، و «کظم سقاء» به معنى بستن دهان مشک بعد از پرشدن است، به همین مناسبت، به کسانى که بسیار خشمگین یا غمناک مى شوند و خویشتن دارى مى کنند، «کاظم» گفته مى شود و باز به همین مناسبت، این واژه در معنى «حبس» نیز به کار رفته.

بنابراین، «مکظوم» در آیه فوق دو معنى مى تواند داشته باشد، مملوّ بودن از خشم و اندوه، و یا محبوس بودن در شکم ماهى، ولى معنى اول چنان که گفتیم، مناسب تر است.

* * *

در آیه بعد، مى افزاید: «هر گاه نعمت و رحمت پروردگار او به یاریش نشتافته بود از شکم ماهى به بیرون افکنده مى شد در حالى که درخور مذمت بود» (لَوْ لا أَنْ تَدارَکَهُ نِعْمَةٌ مِنْ رَبِّهِ لَنُبِذَ بِالْعَراءِ وَ هُوَ مَذْمُومٌ).(2)

مى دانیم: سرانجام یونس از شکم ماهى به بیابانى خشک، که قرآن از آن تعبیر به «عراء» کرده است افکنده شد، ولى، این در حالى بود که، خدا توبه او را پذیرفته، و مشمول رحمتش قرار داده بود، و هرگز شایسته مذمت نبود.

در سوره «صافات» آیات 145 و 146 نیز مى خوانیم: فنَبَذْناهُ بِالْعَراءِ وَ هُوَ سَقِیْمٌ * وَ انْبَتْنا عَلَیْهِ شَجَرَةً مِنْ یَقْطِیْن:

«ما او را در یک سرزمین خشک و خالى افکندیم در حالى که بیمار بود * و کدوبنى بر او رویاندیم» (تا در سایه برگ هاى پهن و مرطوبش بیاساید) و ظاهراً منظور از «نعمت» در آیه فوق، همان توفیق توبه و مشمول رحمت الهى است.

در اینجا دو سؤال پیش مى آید: نخست این که: در آیات 143 و 144 «صافات» آمده است: فَلَوْ لا أَنَّهُ کانَ مِنَ الْمُسَبِّحِیْنَ * لَلَبِثَ فِى بَطْنِهِ إِلى یَوْمِ یُبْعَثُونَ:

«اگر او از تسبیح کنندگان نبود * تا روز قیامت در شکم ماهى باقى مى ماند»، و این، با آنچه در آیه مورد بحث آمده است، منافات دارد.

در پاسخ این ایراد مى توان گفت: دو مجازات مختلف، یکى شدیدتر و دیگرى خفیف تر، در انتظار یونس بوده است.

نخست این که: تا پایان دنیا در شکم ماهى بماند، و این به برکت تسبیح و حمد الهى برطرف شد.

و دیگر این که: هنگامى که از شکم ماهى بیرون مى آمد، مذموم و دور از لطف خدا باشد، آن هم به برکت نعمت پروردگار و رحمت خاص او برطرف گردید.

سؤال دیگر این که: در آیه 142 «صافات» آمده است: فَالْتَقَمَهُ الْحُوتُ وَ هُوَ مُلِیْمٌ:

«ماهى عظیمى او را بلعید، در حالى که درخور ملامت بود» ولى، از آیه مورد بحث استفاده مى شود که: مذمت و ملامتى بر او نبود.

پاسخ این سؤال نیز، با توجه به یک نکته روشن مى شود و آن این که: این ملامت مربوط به زمانى است که، تازه در شکم ماهى قرار گرفته بود، ولى رفع

مذمت، مربوط به زمانى است که، توبه کرد و خدا توبه او را پذیرفت، و از شکم ماهى رهائى یافت.

* * *

لذا، در آیه بعد، مى فرماید: «پروردگارش او را برگزید و از صالحان قرار داد» (فَاجْتَباهُ رَبُّهُ فَجَعَلَهُ مِنَ الصّالِحِینَ).

و به دنبال آن، مأموریت هدایت قومش را مجدداً بر عهده او گذارد، و او به سراغ آنها آمد، و همگى ایمان آوردند، و خداوند تا مدت زیادى آنان را از مواهب زندگى بهره مند ساخت.

شرح ماجراى «یونس» و قومش، و همچنین مسائل دیگرى در ارتباط با ترک اولاى او، و قرار گرفتنش در شکم ماهى ، و سؤالات مختلفى را که در این زمینه مطرح است، مشروحاً در جلد 19، صفحات 152 تا 168، ذیل آیات 139 تا 148 سوره صافات و همچنین در جلد 13، صفحات 484 تا 489 ذیل آیات 87 و 88 سوره انبیاء آورده ایم.

* * *

1 ـ و در این صورت «لام» در «لِحُکْمِ رَبِّک» لام تعلیل است.

2 ـ با این که «نعمت» مؤنث است، فعل آن (تَدارَکَهُ) به صورت مذکر آمده، این به خاطر آن است که فاعل مؤنث لفظى است و ضمیر مفعولى در میان فعل و فاعل فاصله شده است (دقت کنید).

Quelle und Lizenz dieses Kommentars

Quelle: Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi) · Office of Grand Ayatollah Naser Makarem ShiraziLizenz: Notice of the publisher: use with mention of the source is permitted (not an open licence)

Dieser Kommentar gibt das Verständnis seines Verfassers wieder, nicht die Sicht von Siraj.

Stelle in der Quelle: https://quran.makarem.ir/fa/interpretation?sura=68&verse=46, Textcode 26c43123bb9d

Details Quelle und Lizenz dieses Kommentars

Tafsir Nemooneh (تفسیر نمونه), the Persian commentary of the Quran written under Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi with a group of co-authors, as published on https://quran.makarem.ir/, the Quran and tafsir site of the office of آیت الله العظمی مکارم شیرازی: one page per ayah (/fa/interpretation?sura=…&verse=…). Part 06: surah 44 ayah 1 to surah 74 ayah 56, 236 passages. Terms: the footer notice of that site, «استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.» (Use of the content with mention of the source is permitted.); a notice of the publisher, not an open licence. Passages: the site serves one commentary for a passage on the page of each of its ayahs; consecutive ayahs of one surah whose pages serve the same commentary form one record with that range. An ayah whose page serves no commentary of its own joins a neighbouring passage only when that passage quotes it. Changes: only the HTML markup of the commentary block was removed: block elements became paragraphs separated by one blank line, a line-break tag a line feed, inline tags gave their text unchanged; the character references (  « » >) were replaced by the characters they name; white space of the markup was collapsed to one space and dropped at the edges of a paragraph; the footnotes stay where the page has them, after the text, with their markers; nothing else was changed. Not taken: the ayah and its translation shown above the commentary. Retrieved 2026-10-16 to 2026-10-23: 6248 requests one at a time, at least 6 seconds apart (6236 answered 200, one per ayah); the list of the requests (raw/index.jsonl) has SHA-256 ad7f694f4fd24e1501a679a2db6df2c800c78c6d4d0773cf3a1e883e6fe16f4c.

Quelle
Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi)
Herausgeber
Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi
Version der Quelle
retrieved-2026-10-17
Code der Sammlung
makarem-tafsir-nemooneh-2026-10-23-part06
Sprache und Richtung
Persisch, Zwölferschia
Zur Anzeige freigegeben
Anzahl der Texte
236
Quelle öffnen