تفسیر نمونه

Sure الحاقة, Verse 30–37, آیت الله العظمی مکارم شیرازی

Zurück zu den Versen

30خُذُوهُ فَغُلُّوهُ

31ثُمَّ الْجَحِیمَ صَلُّوهُ

32ثُمَّ فِی سِلْسِلَة ذَرْعُها سَبْعُونَ ذِراعاً فَاسْلُکُوهُ

33إِنَّهُ کانَ لایُؤْمِنُ بِاللّهِ الْعَظِیمِ

34وَ لایَحُضُّ عَلى طَعامِ الْمِسْکِینِ

35فَلَیْسَ لَهُ الْیَوْمَ هاهُنا حَمِیمٌ

36وَ لا طَعامٌ إِلاّ مِنْ غِسْلِین

37لایَأْکُلُهُ إِلاَّ الْخاطِؤُنَ

ترجمه:

30 ـ او را بگیرید و در بند و زنجیرش کنید!

31 ـ سپس او را در دوزخ بیفکنید!

32 ـ بعد او را به زنجیرى که هفتاد ذراع است ببندید.

33 ـ چرا که او هرگز به خداوند بزرگ ایمان نمى آورد.

34 ـ و هرگز مردم را بر اطعام مستمندان تشویق نمى نمود.

35 ـ از این رو امروز هم در اینجا یار مهربانى ندارد.

36 ـ و نه طعامى، جز از چرک و خون!

37 ـ غذائى که جز خطاکاران آن را نمى خورند!

تفسیر:

او را بگیرید و زنجیرش کنید!

در ادامه آیات گذشته، که سخن از «اصحاب شمال» مى گفت، از آنها که، نامه اعمالشان را به دست چپشان مى دهند و آه و ناله از آنها برمى خیزد و آرزوى مرگ مى کنند، در آیات مورد بحث، به گوشه اى از عذاب هاى آنها در قیامت اشاره کرده، مى فرماید:

«در این هنگام به فرشتگان عذاب دستور داده مى شود: او را بگیرید، و در بند و زنجیرش کنید»! (خُذُوهُ فَغُلُّوهُ).

«غُلُّوه» از ماده «غل»، چنان که قبلاً هم گفته ایم: زنجیرى است که گاه به وسیله آن، دست و پاى مجرمان را به گردن آنها مى بستند و بسیار مشقت بار و رنج آور بوده.

* * *

«سپس گفته مى شود او را در آتش دوزخ وارد کنید» (ثُمَّ الْجَحِیمَ صَلُّوهُ).

* * *

«بعد او را به زنجیرى بکشید که درازاى آن هفتاد ذراع است» (ثُمَّ فِی سِلْسِلَة ذَرْعُها سَبْعُونَ ذِراعاً فَاسْلُکُوهُ).

«سِلْسِلَه» به معنى زنجیر است، و در اصل، از ماده «تسلسل» به معنى تکان خوردن و لرزش گرفته شده; زیرا حلقه هاى زنجیر مى لرزند و تکان مى خورند.

تعبیر به «هفتاد ذراع» ممکن است از باب «تکثیر» باشد; زیرا عدد هفتاد از اعدادى است که غالباً براى کثرت به کار مى رود، و نیز ممکن است، منظور همان عدد هفتاد باشد، به هر حال، چنان زنجیرى را آن چنان اطراف مجرمان مى پیچند که، سرتاپاى آنها را فرا مى گیرد.

بعضى از مفسران گفته اند: این زنجیرهاى طولانى براى یک فرد نیست، بلکه، هر گروه را به یک زنجیر مى بندند، ذکر این مجازات بعد از ذکر غل و زنجیر در آیات گذشته، تناسب بیشترى با همین معنى دارد.

«ذِراع» به معنى «فاصله آرنج تا نوک انگشتان» است (در حدود نیم متر) که واحد طول نزد عرب بوده، و یک مقیاس طبیعى است، ولى بعضى گفته اند: این ذراع غیر از ذراع معمول است، به طورى که هر ذراع از آن فاصله هاى عظیمى را دربر مى گیرد، و همه دوزخیان را به آن زنجیر مى بندند.

بار دیگر تکرار مى کنیم: مسائل مربوط به قیامت را، با زبان ما ساکنان دنیا نمى توان کاملاً بیان کرد و آنچه در آیات و روایات آمده، تنها شبحى از آن را ترسیم مى کند.

تعبیر به «ثُمَّ» در این آیه: نشان مى دهد که: بعد از ورود به جهنم، در زنجیر هفتاد ذراعى گرفتار مى شود، و این مجازات جدیدى است براى آنها، این احتمال نیز وجود دارد که: همه این زنجیرهاى فردى و جمعى، قبل از ورود در جهنم است، و «ثُمَّ» به اصطلاح براى تأخیر در ذکر است.

* * *

در دو آیه بعد، به علت اصلى این عذاب سخت پرداخته، مى فرماید: «زیرا او اصرار داشت که به خداى بزرگ ایمان نیاورد» (إِنَّهُ کانَ لایُؤْمِنُ بِاللّهِ الْعَظِیمِ).

و هر قدر انبیا و اولیا و رسولان پروردگار، او را به سوى خدا دعوت مى کردند نمى پذیرفت، و به این ترتیب، پیوند او با «خالق» به کلى قطع شده بود.

* * *

و نیز، مردم را «بر اطعام مستمندان تشویق نمى کرد» (وَ لایَحُضُّ عَلى طَعامِ الْمِسْکِینِ).

و به این ترتیب، پیوند خود را از «خلق» نیز بریده بود.

بنابراین، عامل بزرگ بدبختى او قطع رابطه از «خالق» و «خلق» بود، و از این تعبیر، به خوبى استفاده مى شود که: عمده اطاعات، عبادات و دستورات شرع را مى توان در این دو خلاصه کرد.

و عطف «اطعام مسکین» بر «ایمان»، اشاره به اهمیت فوق العاده این عمل بزرگ انسانى است، و به راستى چنین است، زیرا به گفته بعضى: بدترینِ عقائد، «کفر» است، و بدترینِ رذائل اخلاقى، «بخل».

جالب توجه این که، نمى گوید: «اطعام نمى کرد» مى گوید: دیگران را وادار به اطعام نمى نمود، اشاره به این که:

اوّلاً ـ تنها اطعام کردن یک فرد، مشکل مستمندان را حل نمى کند، باید دیگران را نیز دعوت به این کار خیر کرد، تا جنبه عمومى پیدا کند.

ثانیاً ـ ممکن است انسان شخصاً توانائى بر اطعام نداشته باشد، اما همه کس توانائى بر ترغیب دیگران را دارند.

ثالثاً ـ افراد بخیل چنانند که، نه تنها بذل و بخششى ندارند، بلکه علاقه به بذل و بخشش دیگران نیز ندارند.

از بعضى از قدماء نقل شده است: همواره به همسر خود دستور مى داد: غذا را بیشتر طبخ کند تا به مسکینان نیز بدهد، و بعد مى گفت:

«نصف آن زنجیر را با ایمان به خدا از تن خود بیرون آوردیم، و نصف دیگرش را با اطعام بیرون مى کنیم».(1)

* * *

سپس مى افزاید: «چون عقیده و عمل او چنین بود امروز در اینجا یار گرم و مهربانى ندارد» (فَلَیْسَ لَهُ الْیَوْمَ هاهُنا حَمِیمٌ).

* * *

«و نه طعامى جز از چرک و خون» (وَ لا طَعامٌ إِلاّ مِنْ غِسْلِین).

قابل توجه این که: «جزا» و «عمل» آنها کاملاً با هم متناسب اند، به خاطر قطع پیوند با خالق، در آنجا دوست گرم و صمیمى ندارند، و به خاطر ترک اطعام مستمندان، غذائى جز چرک و خون از گلوى آنها پائین نمى رود; چرا که آنها سال ها لذیذترین طعام ها را مى خوردند، در حالى که بى نوایان جز خون دل، طعامى نداشتند.

«راغب» در «مفردات» مى گوید: «غِسْلِین» به معنى آبى است که از شستشوى بدن کفار در دوزخ فرو مى ریزد، ولى معروف این است که: منظور چرک و خونى است که از بدن دوزخیان فرو مى ریزد، و شاید منظور «راغب» نیز همین باشد، و تعبیر به «طَعام» نیز مناسب همین معنى است.

در اینجا سؤالى مطرح مى شود و آن این که: در آیه 6 سوره «غاشیه» آمده است: لَیْسَ لَهُمْ طَعامٌ إِلاّ مِنْ ضَرِیْع: «آنها غذائى جز ضریع ندارند» و «ضَرِیع» را به نوعى «خار» تفسیر کرده اند، و در آیات 43 و 44 سوره «دخان» مى خوانیم: إِنَّ شَجَرَةَ الزَّقُّومِ * طَعامُ الاْ َثِیمِ: «درخت زقوم * طعام گنهکاران است» و «زَقُّوم» را به گیاه تلخ و بدبو و بدطعمى تفسیر کرده اند، که نمونه آن در سرزمین «تهامه» مى روئیده است، و شیره تلخ و سوزنده اى داشته، چگونه مى توان میان آن آیات و آیه مورد بحث جمع کرد؟

در پاسخ این سؤال بعضى گفته اند: هر سه کلمه (ضَرِیْع و زَقُّوم و غِسْلِیْن)، اشاره به یک مطلب است، (و آن گیاه خشن و ناگوارى است که غذاى اهل دوزخ است).

بعضى دیگر گفته اند: دوزخیان در طبقات مختلفى هستند و هر یک از این سه چیز، غذاى گروهى از آنان است.

بعضى دیگر گفته اند: غذاى آنها «زقّوم و ضَرِیع» است، و نوشیدنى آنها «غِسْلِین» و تعبیر به «طعام» در مورد نوشیدنى بى سابقه نیست.

* * *

در آخرین آیه مورد بحث، براى تأکید مى افزاید: «این غذا را جز خطاکاران نمى خورند» (لایَأْکُلُهُ إِلاَّ الْخاطِؤُنَ).

بعضى از مفسران گفته اند: «خاطى» به کسى گفته مى شود که، عمداً به سراغ کار خلاف مى رود، ولى «مخطى» هم به عمد گفته مى شود هم به سهو، بر این اساس، این غذاى دوزخى، مخصوص کسانى است که، با تعمد و آگاهى و به عنوان طغیان و سرکشى راه شرک و کفر و بخل را مى پویند.

* * *

نکته:

آغاز حرکت گذارى حروف قرآن

در حدیثى آمده: «صعصعة بن صوحان» از یاران على(علیه السلام)، مى گوید: مرد عربى خدمت على(علیه السلام) آمد و از آیه «لایَأْکُلُهُ إِلاَّ الْخاطِؤُنَ» سؤال کرد، و به جاى «خاطِئُون» یعنى: خطاکاران، «خاطُون» که به معنى «گام برداران» است قرائت کرد، لذا پرسید: همه مردم گام برمى دارند، آیا خداوند به همه آنها از این غذا مى دهد؟

امام(علیه السلام) تبسمى فرموده، گفت: اى مرد عرب، صحیح آن «لایَأْکُلُهُ إِلاَّ الْخاطِؤُنَ» است، عرض کرد: راست گفتى اى امیر مؤمنان! خداوند بنده غیر خطاکار را تسلیم عذاب نمى کند.

سپس امام(علیه السلام) رو به «ابو الأَسود» (که مرد ادیبى بود) کرده فرمود: امروز حتى بیگانگان از لغت عرب نیز مسلمان شده اند، ترتیبى ده تا بتوانند زبان خود را اصلاح کنند، و «ابو الأَسود» به دنبال این دستور، علامت رفع و نصب و کسر (پیش و زبر و زیر) را ابداع کرد.(2)

* * *

1 ـ «روح المعانى»، جلد 29، صفحه 51.

2 ـ تفسیر «درّ المنثور» از «جلال الدین سیوطى»، جلد 6، صفحه 263.

Quelle und Lizenz dieses Kommentars

Quelle: Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi) · Office of Grand Ayatollah Naser Makarem ShiraziLizenz: Notice of the publisher: use with mention of the source is permitted (not an open licence)

Dieser Kommentar gibt das Verständnis seines Verfassers wieder, nicht die Sicht von Siraj.

Stelle in der Quelle: https://quran.makarem.ir/fa/interpretation?sura=69&verse=30, Textcode 49fd32cf221a

Details Quelle und Lizenz dieses Kommentars

Tafsir Nemooneh (تفسیر نمونه), the Persian commentary of the Quran written under Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi with a group of co-authors, as published on https://quran.makarem.ir/, the Quran and tafsir site of the office of آیت الله العظمی مکارم شیرازی: one page per ayah (/fa/interpretation?sura=…&verse=…). Part 06: surah 44 ayah 1 to surah 74 ayah 56, 236 passages. Terms: the footer notice of that site, «استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.» (Use of the content with mention of the source is permitted.); a notice of the publisher, not an open licence. Passages: the site serves one commentary for a passage on the page of each of its ayahs; consecutive ayahs of one surah whose pages serve the same commentary form one record with that range. An ayah whose page serves no commentary of its own joins a neighbouring passage only when that passage quotes it. Changes: only the HTML markup of the commentary block was removed: block elements became paragraphs separated by one blank line, a line-break tag a line feed, inline tags gave their text unchanged; the character references (  « » >) were replaced by the characters they name; white space of the markup was collapsed to one space and dropped at the edges of a paragraph; the footnotes stay where the page has them, after the text, with their markers; nothing else was changed. Not taken: the ayah and its translation shown above the commentary. Retrieved 2026-10-16 to 2026-10-23: 6248 requests one at a time, at least 6 seconds apart (6236 answered 200, one per ayah); the list of the requests (raw/index.jsonl) has SHA-256 ad7f694f4fd24e1501a679a2db6df2c800c78c6d4d0773cf3a1e883e6fe16f4c.

Quelle
Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi)
Herausgeber
Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi
Version der Quelle
retrieved-2026-10-17
Code der Sammlung
makarem-tafsir-nemooneh-2026-10-23-part06
Sprache und Richtung
Persisch, Zwölferschia
Zur Anzeige freigegeben
Anzahl der Texte
236
Quelle öffnen