تفسیر نمونه

Sure الحاقة, Verse 44–52, آیت الله العظمی مکارم شیرازی

Zurück zu den Versen

44وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَیْنا بَعْضَ الاْ َقاوِیلِ

45لاَ َخَذْنا مِنْهُ بِالْیَمِینِ

46ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتِینَ

47فَما مِنْکُمْ مِنْ أَحَد عَنْهُ حاجِزِینَ

48وَ إِنَّهُ لَتَذْکِرَةٌ لِلْمُتَّقِینَ

49وَ إِنّا لَنَعْلَمُ أَنَّ مِنْکُمْ مُکَذِّبِینَ

50وَ إِنَّهُ لَحَسْرَةٌ عَلَى الْکافِرِینَ

51وَ إِنَّهُ لَحَقُّ الْیَقِینِ

52فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّکَ الْعَظِیمِ

ترجمه:

44 ـ اگر او سخنى دروغ بر ما مى بست.

45 ـ ما او را با قدرت مى گرفتیم.

46 ـ سپس رگ قلبش را قطع مى کردیم.

47 ـ و هیچ کس از شما نمى توانست از (مجازات) او مانع شود!

48 ـ و آن مسلّماً تذکرى براى پرهیزگاران است!

49 ـ و ما مى دانیم که بعضى از شما (آن را) تکذیب مى کنید!

50 ـ و آن مایه حسرت کافران است!

51 ـ و آن یقین خالص است!

52 ـ حال که چنین است به نام پروردگار بزرگت تسبیح گوى!

تفسیر:

اگر او دروغ بر ما مى بست، مهلتش نمى دادیم!

در ادامه بحث هاى مربوط به قرآن، در این آیات، به ذکر دلیل روشنى بر اصالت آن پرداخته، مى فرماید: «اگر او سخنى دروغ بر ما مى بست...» (وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَیْنا بَعْضَ الاْ َقاوِیلِ).

* * *

«ما او را با قدرت مى گرفتیم» (لاَ َخَذْنا مِنْهُ بِالْیَمِینِ).

* * *

«سپس رگ قلبش را قطع مى کردیم»! (ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتِینَ).

* * *

«و احدى از شما نمى توانست از این کار مانع گردد و از او حمایت کند» (فَما مِنْکُمْ مِنْ أَحَد عَنْهُ حاجِزِینَ).(1)

«أَقاوِیل» جمع «اقوال» و «اقوال» نیز به نوبه خود، جمع «قول» است، بنابراین، «أَقاوِیل» جمعِ جمع است و منظور از آن در اینجا سخنان دروغین است.

«تَقَوَّلَ» از ماده «تَقَوُّل» (بر وزن تکلّف) به معنى سخنانى است که انسان از خود ساخته و حقیقتى ندارد.

تعبیر: لاَ َخَذْنا مِنْهُ بِالْیَمِینِ: «ما او را با دست راست مى گرفتیم و مجازات مى کردیم»، به خاطر آن است که انسان کارهائى را که با دست راست انجام مى دهد از قدرت بیشترى برخوردار است، و به این ترتیب «یَمِین» کنایه از قدرت است.(2)

بعضى از مفسران، احتمالات دیگرى در تفسیر این آیه داده اند، که چون نامأنوس و ناموزون بود، از آن صرف نظر کردیم.

«وَتِین» به معنى «رگ قلب» یعنى شاهرگى است که خون را به تمام اعضا مى رساند و اگر قطع شود، مرگ انسان فورا و بدون یک لحظه تأخیر فرامى رسد، و این سریع ترین مجازاتى است که در مورد یک نفر ممکن است انجام گیرد.

بعضى نیز آن را به رگى که قلب به آن آویزان است، یا رگى که خون را به کبد مى رساند، یا رگ نخاع که در وسط ستون فقرات قرار گرفته، تفسیر کرده اند، ولى تفسیر اول از همه صحیح تر به نظر مى رسد.

«حاجِزِین» جمع «حاجز» به معنى مانع است.

در اینجا سئوالى پیش مى آید و آن این که: اگر هر کس دروغ بر خدا ببندد، خداوند فوراً او را مجازات و هلاک کند، باید مدعیان دروغین نبوت همگى به سرعت نابود شوند، در حالى که چنین نیست، و بسیارى از آنها سالیان دراز زنده مانده اند، و حتى آئین باطل آنها بعد از آنها نیز باقى مانده.

پاسخ این سؤال، با توجه به یک نکته روشن مى شود، و آن این که: قرآن نمى گوید «هر مدعى»، بلکه مى گوید: اگر پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) چنین کارى کند، یعنى پیامبرى که خدا به او معجزه داده و دلائل حقانیت او را تأئید کرده، اگر او از طریق حق منحرف گردد، لحظه اى به او مهلت داده نخواهد شد، چرا که مایه گمراهى و ضلالت مردم خواهد بود.(3)

ولى، کسى که ادعاى باطلى مى کند و معجزه یا دلیل روشنى بر حقانیت خویش ندارد، هیچ لازم نیست خداوند فوراً او را هلاک کند; چرا که بطلان سخنان او، براى هر کسى که طالب حق باشد روشن است، آنجا، کار مشکل مى شود که مدعى نبوت با دلائل و معجزات همراه و از طریق حق منحرف گردد.

و از اینجا روشن مى شود، این که: بعضى از «فرق ضاله» براى اثبات دعوى پیشوایان خود، به این آیه چسبیده اند، کاملاً اشتباه است، و گرنه باید مسیلمه هاى کذّاب، و هر مدعى دروغین دیگر نیز، بتواند به این آیه بر حقانیت خود استدلال کند.

* * *

در آیه بعد، باز هم براى تأکید و یادآورى مى فرماید: «این قرآن مسلّماً اندرزى است براى پرهیزگاران» (وَ إِنَّهُ لَتَذْکِرَةٌ لِلْمُتَّقِینَ).

براى آنها که آماده اند خود را از گناه پاک کنند و راه حق را بپویند، براى آنها که جستجوگرند، و طالب حقیقت، و کسانى که این حدّ از تقوا را ندارند، مسلّماً نمى توانند از تعلیمات قرآن بهره گیرند.

تأثیر عمیق و فوق العاده اى که قرآن از این نظر دارد، خود نشانه دیگرى از حقانیت آن است.

* * *

سپس مى گوید: «و ما مى دانیم گروهى از شما آن را تکذیب مى کنند» (وَ إِنّا لَنَعْلَمُ أَنَّ مِنْکُمْ مُکَذِّبِینَ).

اما وجود تکذیب کننده لجوج، هرگز مانع دلیل بر عدم حقانیت آن نخواهد بود; چرا که پرهیزگاران و طالبان حقیقت از آن متذکر مى شوند، نشانه هاى حق را در آن مى بینند و در راه خدا گام مى نهند.

بنابراین، همان گونه که براى استفاده از نور یک چراغ پر فروغ، حداقل لازم است انسان چشم خود را باز کند، براى بهره گیرى از نور قرآن نیز، باید دیده دل را به روى آن گشود.

* * *

و در آیه بعد، مى افزاید: «و این قرآن مایه حسرت کافران است» (وَ إِنَّهُ لَحَسْرَةٌ عَلَى الْکافِرِینَ).

امروز آن را تکذیب مى کنند، ولى فردا که «یوم الظهور» و «یوم البروز» و در عین حال «یوم الحسرة» است، مى فهمند چه نعمت بزرگى را به خاطر لجاجت و عناد از دست داده اند، و چه عذاب هاى دردناکى را براى خود خریده اند، آن روز که درجات مؤمنان ، و درکات خود را مى بینند، و با هم مقایسه مى کنند، انگشت حسرت بر دهان مى گیرند، و دست هاى خود را از شدت خشم زیر دندان مى فشارند: وَ یَوْمَ یَعَضُّ الظّالِمُ عَلى یَدَیْهِ یَقُولُ یا لَیْتَنِی اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِیلاً: «به خاطر بیاور روزى را که ظالم هر دو دست خود را از شدت حسرت به دندان مى گزد، و مى گوید: اى کاش با رسول خدا راهى داشتم».(4)

* * *

و براى این که کسى تصور نکند که شک و تردید، یا تکذیب منکران، به خاطر ابهام مفاهیم قرآن است، در آیه بعد اضافه مى کند: «این قرآن یقینِ خالص و حق یقین است» (وَ إِنَّهُ لَحَقُّ الْیَقِینِ).

تعبیر به «حَقُّ الْیَقِینِ» به عقیده بعضى از مفسران، از قبیل «اضافه شىء به نفس» است، زیرا «حَقّ» عین «یقین» است، و «یقین» عین «حقّ»، همان گونه که مى گوئیم: «مسجد الجامع» و «یوم الخمیس» و به اصطلاح اضافه، «اضافه بیانیه» مى باشد.

ولى، بهتر این است گفته شود: از قبیل اضافه «موصوف» به «صفت» است، یعنى قرآن یقینى است خالص، و یا به تعبیر دیگر: «یقین» داراى مراحل مختلفى است: گاه، از دلیل عقلى حاصل مى شود، مثل این که دودى را از دور مشاهده مى کنیم و از آن یقین به وجود آتش حاصل مى شود، در حالى که آتش را ندیده ایم، این را «علم الیقین» گویند.

گاه، نزدیک تر مى رویم و شعله هاى آتش را با چشم مى بینیم، در اینجا یقین محکم تر مى شود، و آن را «عین الیقین» مى نامند.

گاه، از این هم نزدیک تر مى رویم و در مجاورت آتش یا داخل آتش قرار مى گیریم، و سوزش آن را با دست خود لمس مى کنیم، مسلّماً این مرحله بالاترى از یقین است که آن را «حقّ الیقین» مى نامند.

آیه فوق، مى گوید: قرآن در چنین مرحله اى از یقین است، و با این حال، کوردلان آن را انکار مى کنند!

* * *

و سرانجام در آخرین آیه مورد بحث، که آخرین آیه سوره «حاقه» است، مى فرماید: «حال که چنین است به نام پروردگار بزرگت تسبیح بگو، و او را از هرگونه عیب و نقص منزّه بشمار» (فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّکَ الْعَظِیمِ).

قابل توجه این که: مضمون این آیه و آیه قبل، با مختصر تفاوتى در آخر سوره «واقعه» نیز آمده است، با این تفاوت که، در اینجا سخن از قرآن مجید است و توصیف آن به «حق الیقین»، اما در پایان سوره «واقعه» سخن از گروه هاى مختلف نیکوکاران و بدکاران در قیامت است.

* * *

نکته:

قابل توجه این که: در این آیات، «قرآن» به چهار وصف توصیف شده:

نخست مى گوید: این نازل شده، از سوى ربّ العالمین است، بعد مى گوید: یادآورى براى متقین مى باشد.

آنگاه مى گوید: مایه حسرت براى کافران است، و در آخرین مرحله مى افزاید: این «حق الیقین» است که اولّى براى همه مردم، دومى براى پرهیزکاران، سومى مربوط به کافران، و چهارمى مربوط به خاصان و مقربان است.

* * *

خداوندا! تو خود مى دانى چیزى برتر از سرمایه یقین نیست، به ما ایمان و یقینى مرحمت کن که مصداق «حق الیقین» باشد!

پروردگارا! روز قیامت «یوم الحسرة» است، ما را حداقل از کسانى قرار ده که از کمىِ طاعات حسرت مى خورند، نه از انجام کثرت گناه و ترک طاعت!

بارالها! نامه اعمال ما را به دست راستمان ده، و در جنّت عالیه و عیشه راضیه ات داخل فرما!

آمِیْنَ یا رَبَّ العالَمِیْنَ

پایان جلد 24 تفسیر نمونه

پایان سوره حاقه

5 / ذى القعده / 1406(5)

1 ـ «مِن» در «مِن أَحَد» زائده و براى تأکید است.

2 ـ «مِن» در «مِنْهُ» زائده است و براى تأکید است و در تقدیر چنین است «لاَ َخَذْناهُ بِالْیَمِینِ».

3 ـ این، همان چیزى است که در کتب علم کلام از آن به عنوان قرار دادن معجزه در دست کاذب مطرح و تقبیح شده است.

4 ـ فرقان، آیه 27.

5 ـ تصحیح: 3 / 2 / 1383.

Quelle und Lizenz dieses Kommentars

Quelle: Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi) · Office of Grand Ayatollah Naser Makarem ShiraziLizenz: Notice of the publisher: use with mention of the source is permitted (not an open licence)

Dieser Kommentar gibt das Verständnis seines Verfassers wieder, nicht die Sicht von Siraj.

Stelle in der Quelle: https://quran.makarem.ir/fa/interpretation?sura=69&verse=44, Textcode 7720621e8e89

Details Quelle und Lizenz dieses Kommentars

Tafsir Nemooneh (تفسیر نمونه), the Persian commentary of the Quran written under Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi with a group of co-authors, as published on https://quran.makarem.ir/, the Quran and tafsir site of the office of آیت الله العظمی مکارم شیرازی: one page per ayah (/fa/interpretation?sura=…&verse=…). Part 06: surah 44 ayah 1 to surah 74 ayah 56, 236 passages. Terms: the footer notice of that site, «استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.» (Use of the content with mention of the source is permitted.); a notice of the publisher, not an open licence. Passages: the site serves one commentary for a passage on the page of each of its ayahs; consecutive ayahs of one surah whose pages serve the same commentary form one record with that range. An ayah whose page serves no commentary of its own joins a neighbouring passage only when that passage quotes it. Changes: only the HTML markup of the commentary block was removed: block elements became paragraphs separated by one blank line, a line-break tag a line feed, inline tags gave their text unchanged; the character references (  « » >) were replaced by the characters they name; white space of the markup was collapsed to one space and dropped at the edges of a paragraph; the footnotes stay where the page has them, after the text, with their markers; nothing else was changed. Not taken: the ayah and its translation shown above the commentary. Retrieved 2026-10-16 to 2026-10-23: 6248 requests one at a time, at least 6 seconds apart (6236 answered 200, one per ayah); the list of the requests (raw/index.jsonl) has SHA-256 ad7f694f4fd24e1501a679a2db6df2c800c78c6d4d0773cf3a1e883e6fe16f4c.

Quelle
Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi)
Herausgeber
Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi
Version der Quelle
retrieved-2026-10-17
Code der Sammlung
makarem-tafsir-nemooneh-2026-10-23-part06
Sprache und Richtung
Persisch, Zwölferschia
Zur Anzeige freigegeben
Anzahl der Texte
236
Quelle öffnen