تفسیر نمونه

Sure الأعراف, Verse 59–64, آیت الله العظمی مکارم شیرازی

Zurück zu den Versen

59لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً إِلى قَوْمِهِ فَقالَ یا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّهَ ما لَکُمْ مِنْ إِله غَیْرُهُ إِنِّی أَخافُ عَلَیْکُمْ عَذابَ یَوْم عَظیم

60قالَ الْمَلاَ ُ مِنْ قَوْمِهِ إِنّا لَنَراکَ فی ضَلال مُبین

61قالَ یا قَوْمِ لَیْسَ بی ضَلالَةٌ وَ لکِنِّی رَسُولٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمینَ

62أُبَلِّغُکُمْ رِسالاتِ رَبِّی وَ أَنْصَحُ لَکُمْ وَ أَعْلَمُ مِنَ اللّهِ ما لا تَعْلَمُونَ

63أَ وَ عَجِبْتُمْ أَنْ جائَکُمْ ذِکْرٌ مِنْ رَبِّکُمْ عَلى رَجُل مِنْکُمْ لِیُنْذِرَکُمْ وَ لِتَتَّقُوا وَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ

64فَکَذَّبُوهُ فَأَنْجَیْناهُ وَ الَّذینَ مَعَهُ فِی الْفُلْکِ وَ أَغْرَقْنَا الَّذینَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا إِنَّهُمْ کانُوا قَوْماً عَمینَ

ترجمه:

59 ـ ما نوح را به سوى قومش فرستادیم; او به آنان گفت: «اى قوم من! (تنها) خداوند یگانه را پرستش کنید، که معبودى جز او براى شما نیست! (و اگر غیر او را عبادت کنید،) من بر شما از عذاب روز بزرگى مى ترسم»!

60 ـ (ولى) اشراف قومش به او گفتند: «ما تو را در گمراهى آشکارى مى بینیم»!

61 ـ گفت: «اى قوم من! هیچ گونه گمراهى در من نیست; ولى من فرستاده اى از جانب پروردگار جهانیانم!

62 ـ رسالت هاى پروردگارم را به شما ابلاغ مى کنم; و خیرخواه شما هستم; و از خداوند چیزهائى مى دانم که شما نمى دانید.

63 ـ آیا تعجب کرده اید که دستور آگاه کننده پروردگارتان به وسیله مردى از میان شما به شما برسد، تا (از عواقب اعمال خلاف) بیمتان دهد، و (در پرتو این دستور،) پرهیزگارى پیشه کنید و شاید مشمول رحمت (الهى) گردید»؟!

64 ـ اما سرانجام او را تکذیب کردند; و ما او و کسانى را که با وى در کشتى بودند، رهائى بخشیدیم; و کسانى که آیات ما را تکذیب کردند، غرق کردیم; چه این که آنها گروهى نابینا (و کور دل) بودند.

رسالت نوح، نخستین پیامبر اولو العزم

همان طور که در آغاز این سوره گفته شد، در این سوره بعد از ذکر یک سلسله مسائل اساسى و کلى در زمینه خداشناسى، معاد، هدایت بشر و احساس مسئولیت، به سرگذشت جمعى از پیامبران بزرگ همانند «نوح»، «هود»، «صالح»، «لوط»، «شعیب» و بالاخره «موسى بن عمران» اشاره مى کند، تا نمونه هاى زنده این بحث ها را عملاً در لابلاى تاریخ پر ماجرا و عبرت انگیز آنان نشان دهد.

نخست از سرگذشت نوح پیامبر(علیه السلام) شروع مى کند و قسمتى از گفتگوهاى او با قوم بت پرست، سرکش و ماجراجویش را شرح مى دهد.

سرگذشت نوح(علیه السلام) در سوره هاى مختلفى از قرآن مانند سوره هود، انبیاء، مؤمنون و شعراء آمده است و سوره کوتاهى نیز در قرآن به نام سوره «نوح» داریم که هفتاد و یکمین سوره قرآن است.

شرح کوشش هاى این پیامبر بزرگ و چگونگى ساختن کشتى و طوفان وحشتناک و غرق شدن مردم خودخواه و فاسد و بت پرست زمان او، در سوره هاى نامبرده مشروحاً بحث خواهد شد، در اینجا تنها فهرستى از آن در شش آیه آمده است:

نخست مى فرماید: «ما نوح را به سوى قومش فرستادیم» (لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً إِلى قَوْمِهِ).

نخستین چیزى که نوح یادآور آنها شد، همان توجه به حقیقت توحید و نفى هر گونه بت پرستى بود، «به آنها گفت: اى قوم من! خدا را بپرستید که هیچ معبودى جز او براى شما نیست» (فَقالَ یا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّهَ ما لَکُمْ مِنْ إِلهغَیْرُهُ).

شعار توحید نه تنها شعار نوح، که نخستین شعار همه پیامبران الهى بوده است، لذا در آیات متعددى از همین سوره و سوره هاى دیگر قرآن در آغاز دعوت بسیارى از پیامبران شعار: یا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّهَ ما لَکُمْ مِنْ إِله غَیْرُهُ: «اى قوم خداوند یگانه را پرستش کنید که معبودى جز او براى شما نیست» دیده مى شود.(1)

از این جمله ها به خوبى استفاده مى شود که بت پرستى مهم ترین خار بر سر راه سعادت همه انسان ها بوده است و این باغبان هاى توحید براى تربیت انواع گل ها و درختان پرثمر در سرزمین جوامع انسانى قبل از هر چیز دامن همت به کمر مى زدند تا با داس تعلیمات سازنده خود، این خارهاى مزاحم را ریشه کن سازند.

مخصوصاً از آیه 23 سوره «نوح» استفاده مى شود که: مردم زمان نوح بت هاى مختلفى به نام «ودّ»، «سواع»، «یغوث»، «یعوق» و «نسر» داشته اند که شرح آنها به خواست خدا در ذیل همان آیه خواهد آمد.

نوح پس از بیدار کردن فطرت هاى خفته، آنان را از سرانجام بت پرستى بر حذر داشته گفت: «من از عذاب روز بزرگى بر شما مى ترسم» (إِنِّی أَخافُ عَلَیْکُمْ عَذابَ یَوْم عَظیم).

منظور از مجازات روز بزرگ ممکن است همان طوفان معروف نوح(علیه السلام)باشد که کمتر مجازاتى به عظمت و وسعت آن دیده شده است.

و نیز ممکن است اشاره به مجازات الهى در روز رستاخیز باشد; زیرا این تعبیر در قرآن مجید در هر دو معنى به کار رفته است، در سوره «شعراء» آیه 189 مى خوانیم: «فَأَخَذَهُمْ عَذابُ یَوْمِ الظُّلَّةِ إِنَّهُ کانَ عَذابَ یَوْم عَظیم»، این آیه درباره مجازاتى است که قوم شعیب بر اثر تبهکارى ها در همین جهان گرفتار آن شدند، و در سوره «مطففین» آیات 4 و 5 مى خوانیم: أَ لا یَظُنُّ أُولئِکَ أَنَّهُمْ مَبْعُوثُونَ * لِیَوْم عَظیم: «آیا اینها گمان نمى کنند که براى روز بزرگى مبعوث خواهند شد».(2)

تعبیر به «أَخافُ» (مى ترسم گرفتار چنین مجازاتى شوید) بعد از ذکر مسأله شرک در آیه مورد بحث، ممکن است به خاطر این باشد که نوح(علیه السلام) مى خواهد به آنها بگوید اگر یقین به چنین مجازاتى نداشته باشید لااقل بیم آن هست، بنابراین، عقل اجازه نمى دهد با چنین احتمالى این راه را بپیمائید، و به استقبال چنین عذاب دردناکى بشتابید.

* * *

ولى قوم نوح(علیه السلام) به جاى این که از دعوت اصلاحى این پیامبر بزرگ که توأم با نهایت خیرخواهى بود استقبال کنند، به آئین توحید بپیوندند، و دست از ستم و فساد بردارند، جمعى از اشراف و ثروتمندانى که منافع خود را با بیدارى مردم در خطر مى دیدند، و مذهب او را مانعى بر سر راه هوسرانى ها و هوسبازى هاى خویش مشاهده مى کردند صریحاً در جواب نوح گفتند: «ما تو را در گمراهى آشکار مى بینیم» (قالَ الْمَلاَ ُ مِنْ قَوْمِهِ إِنّا لَنَراکَ فی ضَلال مُبین).

«مَلاَ » معمولاً به جمعیتى گفته مى شوند که عقیده واحدى براى خود انتخاب کرده اند و اجتماع و شکوه ظاهرى آنها چشم ها را پر مى کند; زیرا ماده اصلى این لغت به معنى «پر کردن» است، و در قرآن مجید این تعبیر بیشتر در مورد جمعیت هاى خودخواه و خودکامه اى که ظاهرى آراسته، و باطنى آلوده دارند، و صحنه هاى مختلف اجتماع را با وجود خود پر مى کنند، اطلاق شده است.

* * *

اما نوح(علیه السلام) در برابر توهین و خشونت آنها با همان لحن آرام و متین و محبت آمیز خود در پاسخ آنها گفت: «من نه تنها گمراه نیستم بلکه هیچ گونه نشانه اى از گمراهى در من وجود ندارد، بلکه من فرستاده پروردگار جهانیانم» (قالَ یا قَوْمِ لَیْسَ بی ضَلالَةٌ وَ لکِنِّی رَسُولٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمینَ).

اشاره به این که خدایان پراکنده اى که شما قائل شده اید و براى هر یک قلمرو حکومتى پنداشته اید، همانند خداى دریا، خداى آسمان، خداى صلح و جنگ و مانند اینها، همه بى اساس است، پروردگار و ربّ همه جهانیان تنها خداوند یگانه یکتا است که خالق همه آنها مى باشد.

* * *

«هدف من این است که رسالت پروردگار را انجام داده و دستورات او را به شما برسانم» (أُبَلِّغُکُمْ رِسالاتِ رَبِّی).

«و در این راه از هیچ گونه خیرخواهى فروگذارى نمى کنم» (وَ أَنْصَحُ لَکُمْ).

«أَنْصَح» از ماده «نُصح» (بر وزن قفل) به معنى خلوص و بى غل و غش بودن است لذا «ناصح العسل» به معنى عسل خالص است، سپس این تعبیر در مورد سخنانى که از روى نهایت خلوص نیت و خیرخواهى و بدون تقلب و فریب و تزویر گفته مى شود به کار رفته است.

و در پایان اضافه مى کند: «من چیزهائى از خداوند مى دانم که شما نمى دانید» (وَ أَعْلَمُ مِنَ اللّهِ ما لا تَعْلَمُونَ).

این جمله ممکن است جنبه تهدید در برابر مخالفت هاى آنها داشته باشد که من مجازات هاى دردناکى از خداوند در برابر تبهکاران سراغ دارم که شما هنوز از آن بى خبرید.

یا اشاره به لطف و رحمت پروردگار باشد که اگر در مسیر اطاعتش گام بگذارید برکات و پاداش هائى از او سراغ دارم که شما به عظمت و وسعت آن واقف نیستید.

و یا اشاره به این باشد که اگر من عهده دار هدایت شما شده ام مطالبى درباره خداوند بزرگ و دستوراتش مى دانم که شما از آن آگاهى ندارید، و به همین جهت باید از من پیروى کنید.

و هیچ مانعى ندارد که همه این معانى در مفهوم جمله فوق جمع باشد.

* * *

در آیه بعد، گفتار دیگرى را از نوح(علیه السلام) مى خوانیم که در برابر اظهار تعجب قوم خود از این که چگونه ممکن است انسانى عهده دار رسالت پروردگار گردد، بیان کرده است، مى فرماید: «آیا تعجب کرده اید که انسانى مأمور ابلاغ رسالت پروردگار گردد و دستورات بیدارکننده او بر این انسان نازل شود، تا شما را از عواقب سوء اعمالتان برحذر دارد و به آئین پرهیزگارى دعوت کند، تا مشمول رحمت الهى شوید»؟ (أَ وَ عَجِبْتُمْ أَنْ جائَکُمْ ذِکْرٌ مِنْ رَبِّکُمْ عَلى رَجُل مِنْکُمْ لِیُنْذِرَکُمْ وَلِتَتَّقُوا وَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ).

یعنى این موضوع چه جاى تعجب است؟; زیرا یک انسان شایسته، استعداد انجام این رسالت را بهتر از هر موجود دیگرى دارد، به علاوه انسان است که مى تواند رهبر انسان ها شود، نه فرشتگان و نه غیر آنها.

* * *

ولى به جاى این که دعوت چنین رهبر دلسوز، خیرخواه و آگاهى را بپذیرند، همه گفته هاى او را تکذیب کردند، و در برابر دعوتش سر تسلیم فرود نیاوردند، هر چه نوح بیشتر تبلیغ مى کرد، آنها بر لجاجت و سرسختى خود مى افزودند، و همین سبب شد که خداوند، نوح و آنها که با او در کشتى بودند نجات داده و تکذیب کنندگان به آیاتش را گرفتار غرقاب سازد و هلاک کند، مى فرماید: «اما سرانجام او را تکذیب کردند و ما او و کسانى را که با وى در کشتى بودند رهائى بخشیدیم و کسانى که آیات ما را تکذیب کردند غرق کردیم» (فَکَذَّبُوهُ فَأَنْجَیْناهُ وَ الَّذینَ مَعَهُ فِی الْفُلْکِ وَ أَغْرَقْنَا الَّذینَ کَذَّبُوابِآیاتِنا).

و در پایان آیه، دلیل این کیفر سخت را چنین بیان مى کند: «آنها جمعیت نابینائى بودند» (إِنَّهُمْ کانُوا قَوْماً عَمینَ).(3)

یعنى مردمى بودند کور دل و کور باطن که از مشاهده چهره حقیقت محروم بودند.

و این کوردلى نتیجه اعمال شوم و لجاجت هاى مستمر خودشان بود; زیرا تجربه نشان داده، هنگامى که انسان مدت ها در تاریکى بماند و یا به علل دیگرى چشم خود را ببندد و از نگاه کردن خوددارى کند، قدرت دید خود را تدریجاً از دست خواهد داد و سرانجام نابینا خواهد شد، همچنین سایر اعضاء بدن اگر مدت زیادى کار نکنند مى خشکند و براى همیشه از کار مى افتند.

دید باطن انسان نیز از این قانون مستثنى نیست، چشم پوشى مستمر از حقایق، و به کار نگرفتن عقل و خرد در فهم واقعیت ها، تدریجاً چشم تیزبین عقل را ضعیف کرده و سرانجام نابینا مى کند.

بقیه سرگذشت قوم نوح و چگونگى وقوع طوفان و جزئیات دیگر این سرگذشت در سوره هائى که در بالا اشاره کردیم مشروحاً خواهد آمد.

* * *

1 ـ به آیات 65 و 73 و 85 همین سوره مراجعه کنید.

2 ـ کلمه «عَظِیم» در آیه فوق صفت براى «یَوْم» است، نه براى «عذاب».

3 ـ «عَمِین» جمع «عَمْى» (بر وزن دلو) معمولاً به کسى گفته مى شود که چشم بصیرت و دید باطن او از کار افتاده است ولى اعمى هم به افرادى گفته مى شود که دید ظاهر خود را از دست داده اند و هم آنها که دید باطن را (باید توجه داشت که «عمى» به هنگامى که اِعْراب به خود مى گیرد به «عم» تبدیل مى شود).

Quelle und Lizenz dieses Kommentars

Quelle: Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi) · Office of Grand Ayatollah Naser Makarem ShiraziLizenz: Notice of the publisher: use with mention of the source is permitted (not an open licence)

Dieser Kommentar gibt das Verständnis seines Verfassers wieder, nicht die Sicht von Siraj.

Stelle in der Quelle: https://quran.makarem.ir/fa/interpretation?sura=7&verse=59, Textcode 2e572fcc0f5c

Details Quelle und Lizenz dieses Kommentars

Tafsir Nemooneh (تفسیر نمونه), the Persian commentary of the Quran written under Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi with a group of co-authors, as published on https://quran.makarem.ir/, the Quran and tafsir site of the office of آیت الله العظمی مکارم شیرازی: one page per ayah (/fa/interpretation?sura=…&verse=…). Part 02: surah 5 ayah 1 to surah 10 ayah 109, 330 passages. Terms: the footer notice of that site, «استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.» (Use of the content with mention of the source is permitted.); a notice of the publisher, not an open licence. Passages: the site serves one commentary for a passage on the page of each of its ayahs; consecutive ayahs of one surah whose pages serve the same commentary form one record with that range. An ayah whose page serves no commentary of its own joins a neighbouring passage only when that passage quotes it. Changes: only the HTML markup of the commentary block was removed: block elements became paragraphs separated by one blank line, a line-break tag a line feed, inline tags gave their text unchanged; the character references (  « » >) were replaced by the characters they name; white space of the markup was collapsed to one space and dropped at the edges of a paragraph; the footnotes stay where the page has them, after the text, with their markers; nothing else was changed. Not taken: the ayah and its translation shown above the commentary. Retrieved 2026-10-16 to 2026-10-23: 6248 requests one at a time, at least 6 seconds apart (6236 answered 200, one per ayah); the list of the requests (raw/index.jsonl) has SHA-256 ad7f694f4fd24e1501a679a2db6df2c800c78c6d4d0773cf3a1e883e6fe16f4c.

Quelle
Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi)
Herausgeber
Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi
Version der Quelle
retrieved-2026-10-16
Code der Sammlung
makarem-tafsir-nemooneh-2026-10-23-part02
Sprache und Richtung
Persisch, Zwölferschia
Zur Anzeige freigegeben
Anzahl der Texte
330
Quelle öffnen