تفسیر نمونه

Sure التوبة, Verse 81–83, آیت الله العظمی مکارم شیرازی

Zurück zu den Versen

81فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلافَ رَسُولِ اللّهِ وَ کَرِهُوا أَنْ یُجاهِدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فی سَبیلِ اللّهِ وَ قالُوا لاتَنْفِرُوا فِی الْحَرِّ قُلْ نارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرّاً لَوْ کانُوا یَفْقَهُونَ

82فَلْیَضْحَکُوا قَلیلاً وَ لْیَبْکُوا کَثیراً جَزاءً بِما کانُوا یَکْسِبُونَ

83فَإِنْ رَجَعَکَ اللّهُ إِلى طائِفَة مِنْهُمْ فَاسْتَأْذَنُوکَ لِلْخُرُوجِ فَقُلْ لَنْ تَخْرُجُوا مَعِیَ أَبَداً وَ لَنْ تُقاتِلُوا مَعِیَ عَدُوّاً إِنَّکُمْ رَضیتُمْ بِالْقُعُودِ أَوَّلَ مَرَّة فَاقْعُدُوا مَعَ الْخالِفینَ

ترجمه:

81 ـ تخلف جویان (از جنگ تبوک،) از مخالفت با رسول خدا خوشحال شدند; و کراهت داشتند که با اموال و جان هاى خود، در راه خدا جهاد کنند; و گفتند: «در این گرما، (به سوى میدان) حرکت نکنید»! (به آنان) بگو: «آتش دوزخ از این هم گرم تر است»! اگر مى دانستند!

82 ـ از این رو آنها باید کمتر بخندند و بسیار بگریند; (چرا که آتش جهنم در انتظارشان است) این، جزاى کارهائى است که انجام مى دادند!

83 ـ هر گاه خداوند تو را به سوى گروهى از آنان بازگرداند، و از تو اجازه خروج (به سوى میدان جهاد) بخواهند، بگو: «هیچ گاه با من خارج نخواهید شد! و هرگز همراه من، با دشمنى نخواهید جنگید! شما نخستین بار به کناره گیرى راضى شدید، اکنون نیز با متخلفان بمانید»!

تفسیر:

باز هم کارشکنى منافقان

در این آیات نیز، سخن، همچنان پیرامون معرفى منافقان، به وسیله اعمال، رفتار و افکار آنها است، تا مسلمانان به روشنى، این گروه را بشناسند، و تحت تأثیر نقشه هاى شوم آنان قرار نگیرند.

نخست مى فرماید: «آنها که در (تبوک) از شرکت در جهاد تخلف جستند ـ و با عذرهاى واهى در خانه هاى خود نشستند، و به گمان خود سلامت را بر خطرات میدان جنگ ترجیح دادند ـ از این عملى که بر ضد رسول خدا(صلى الله علیه وآله)مرتکب شدند، خوشحالند» (فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلافَ رَسُولِ اللّهِ).

«آنها از این که در راه خدا با مال و جان خود جهاد کنند، و به افتخارات بزرگ مجاهدان نائل گردند، کراهت داشتند» (وَ کَرِهُوا أَنْ یُجاهِدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فی سَبیلِ اللّهِ).

این نابخردان به تخلف خودشان از شرکت در میدان جهاد قناعت نکردند، بلکه با وسوسه هاى شیطانى کوشش داشتند، دیگران را نیز دلسرد، یا منصرف سازند، «به آنها گفتند: در این گرماى سوزان تابستان به سوى میدان نبرد حرکت نکنید» (وَ قالُوا لاتَنْفِرُوا فِی الْحَرِّ).

آنها در حقیقت، مى خواستند هم اراده مسلمانان را تضعیف کنند، و هم شریک هاى بیشترى براى جرمشان فراهم سازند.

اما قرآن روى سخن را به پیامبر(صلى الله علیه وآله)کرده، و با لحن قاطع و کوبنده اى، مى فرماید: «به آنها بگو: آتش سوزان دوزخ از این هم گرم تر و سوزان تر است اگر مى فهمیدند»! (قُلْ نارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرّاً لَوْ کانُوا یَفْقَهُونَ).

ولى، افسوس که بر اثر ضعف ایمان، و عدم درک کافى، توجه ندارند چه آتش سوزانى در انتظار آنها است، آتشى که یک جرقه کوچکش از آتش هاى دنیا سوزنده تر است.

* * *

در دو آیه بعد، اشاره مى کند که: آنها به گمان این که پیروزى به دست آورده اند، و با تخلّف از جهاد، و دلسرد کردن بعضى از مجاهدان به هدفى رسیده اند، قهقهه سر مى دهند، و بسیار مى خندند، همان گونه که همه منافقان در هر عصر و زمان چنینند.

ولى، قرآن به آنها اخطار مى کند که: «باید کم بخندند و بسیار بگریند» (فَلْیَضْحَکُوا قَلیلاً وَ لْیَبْکُوا کَثیراً).

گریه براى آینده تاریکى که در پیش دارند.

گریه براى مجازات هاى دردناکى که در انتظار آنها است.

گریه به خاطر این که همه پل هاى بازگشت را پشت سر خود ویران ساخته اند.

و بالاخره، گریه براى این که این همه استعداد و سرمایه عمر را از دست داده، و رسوائى، تیره روزى و بدبختى براى خود خریده اند.

و در آخر آیه مى فرماید: «این جزاى اعمالى است که آنها انجام مى دادند» (جَزاءً بِما کانُوا یَکْسِبُونَ).

از آنچه گفتیم، روشن شد: منظور این است این گروه، باید در این جهان کم بخندند و بیشتر گریه کنند; زیرا مجازات هاى دردناکى در پیش دارند که، اگر از آن آگاه شوند، بسیار گریه خواهند کرد و کمتر مى خندند.

ولى، گروهى از مفسران، احتمال دیگرى در معنى این جمله داده اند، و آن این که: اینها هر قدر بخندند، با توجه به عمر کوتاه دنیا، خنده آنان کم خواهد بود، و در آخرت آن قدر باید گریه کنند که، گریه هاى دنیا در برابر آن ناچیز است.(1)

ولى، تفسیر اوّل، با ظاهر آیه و تعبیرات مشابه آن، که در گفته ها و نوشته ها مى آید، سازگارتر است، به خصوص این که، لازمه تفسیر دوم این است که، صیغه امر به معنى اِخبار بوده باشد، و این بر خلاف ظاهر است.

حدیث معروفى که بسیارى از مفسران از پیامبر(صلى الله علیه وآله)نقل کرده اند که فرمود: لَوْ تَعْلَمُونَ مَا أَعْلَمُ لَضَحِکْتُمْ قَلِیلاً وَ لَبَکَیْتُمْ کَثِیراً: «اگر آنچه را من (از کیفرهاى هولناک قیامت) مى دانم، شما هم مى دانستید، کم مى خندیدید و بسیار گریه مى کردید»(2) نیز، شاهد معنى اول است (دقت کنید).

* * *

در آخرین آیه مورد بحث، اشاره به یکى دیگر از روش هاى حساب شده و خطرناک منافقان مى کند، و آن این که: آنها به هنگامى که کار خلافى را آشکارا انجام مى دهند، براى تبرئه خود، ظاهراً در مقام جبران برمى آیند و با این نوسان ها و اعمال ضد و نقیض، چهره اصلى خود را پنهان مى دارند.

آیه مى گوید: «هر گاه خداوند تو را به سوى گروهى از اینها بازگرداند، و از تو اجازه بخواهند که در میدان جهاد دیگرى شرکت کنند، به آنها بگو هیچ گاه با من در هیچ میدان جهادى شرکت نخواهید کرد، و هرگز همراه من با دشمنى نخواهید جنگید»! (فَإِنْ رَجَعَکَ اللّهُ إِلى طائِفَة مِنْهُمْ فَاسْتَأْذَنُوکَ لِلْخُرُوجِ فَقُلْ لَنْ تَخْرُجُوا مَعِیَ أَبَداً وَ لَنْ تُقاتِلُوا مَعِیَ عَدُوّاً).

بدین معنى که پیامبر(صلى الله علیه وآله)، باید آنها را براى همیشه مأیوس کند، و روشن سازد که ـ به اصطلاح ـ حنایشان دیگر رنگى نخواهد داشت، و کسى فریبشان را نخواهد خورد، و چه بهتر که این گونه دام ها را برچینند، و به جاى دیگرى ببرند، که در اینجا دیگر کسى به دامشان نخواهد افتاد!.

ذکر این نکته نیز لازم است که: جمله: طائِفَة مِنْهُم: «گروهى از ایشان»، نشان مى دهد: همه آنان حاضر نبودند از این طریق وارد شوند، و پیشنهاد شرکت در جهاد دیگرى را عرضه بدارند، شاید به خاطر این که بعضى به قدرى رسوا و شرمنده بودند که، حتى حاضر به حضور در محضر پیامبر(صلى الله علیه وآله)و چنین پیشنهادى نمى شدند.

سپس، دلیل عدم قبول پیشنهاد آنها را چنین بیان مى کند: «شما براى نخستین بار راضى شدید از میدان جهاد کناره گیرى کنید، و در خانه ها بنشینید، هم اکنون نیز به متخلفان بپیوندید، و با آنها در خانه ها بنشینید» (إِنَّکُمْ رَضیتُمْ بِالْقُعُودِ أَوَّلَ مَرَّة فَاقْعُدُوا مَعَ الْخالِفینَ).

* * *

نکته ها:

1 ـ شک نیست اگر این گروه از منافقان، پس از تخلّف، پشیمان مى شدند و توبه مى کردند، و سپس براى شستشوى گناه سابق خود، پیشنهاد شرکت در میدان هاى جهاد دیگرى داشتند، خدا از آنها مى پذیرفت، و پیامبر(صلى الله علیه وآله) دست ردّ بر سینه آنها نمى زد، بنابراین، معلوم مى شود این پیشنهاد نیز، یک نوع شیطنت و کار منافقانه بوده است، و به اصطلاح تاکتیکى بوده براى استتار چهره زشت خود، و ادامه اعمال سابق.

* * *

2 ـ کلمه «خالِف» به معنى «متخلف» است، و اشاره به کسانى است که، در میدان جهاد، با عذر و یا بدون عذر، شرکت نداشتند.

بعضى نیز، گفته اند: «خالِف»، به معنى «مخالف» است، اشاره به این که شما هم بروید و با گروه مخالفان همصدا شوید، و این کلمه را به معنى «فاسد» نیز تفسیر کرده اند; چه این که در لغت، «خلوف» به معنى فساد و «خالف» به معنى فاسد آمده است.

این احتمال نیز وجود دارد که، همه معانى بالا از این کلمه در آیه فوق اراده شده باشد; چرا که گروه منافقان و دوستان آنان، داراى تمام این صفات رذیله بوده اند.

* * *

3 ـ باز تذکر این موضوع را لازم مى دانیم که: مسلمانان عصر ما نیز، در برابر منافقان محیط خود، که از روش هاى مشابهى با منافقان اعصار پیشین استفاده مى کنند، باید از همان برنامه محکم پیامبر(صلى الله علیه وآله)پیروى کرده، و یک بار که در دام آنان افتادند، دیگر فریب آنها را نخورند، و به اشک هاى تمساحانه آنها وقعى ننهند، که: «مرد مسلمان هیچ گاه دو بار در یک دام نمى افتد»!.(3)

* * *

1 ـ «مجمع البیان»، ذیل آیه مورد بحث.

2 ـ «بحار الانوار»، جلد 55، صفحه 107، و جلد 56، صفحه 199 ـ «شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید»، جلد 1، صفحه 94 ـ «مجموعه ورّام»، جلد 1، صفحه 269.

3 ـ «لایُلْسَعُ الْمُؤْمِنُ مِنْ جُحْر مَرَّتَیْنِ» («کافى»، جلد 2، صفحه 241، حدیث 38، دار الکتب الاسلامیة ـ «وسائل الشیعه»، جلد 15، صفحه 193، حدیث 20255، چاپ آل البیت ـ «بحار الانوار»، جلد 12، صفحه 277، حدیث 49، و جلد 19، صفحات 345 و 346).

Quelle und Lizenz dieses Kommentars

Quelle: Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi) · Office of Grand Ayatollah Naser Makarem ShiraziLizenz: Notice of the publisher: use with mention of the source is permitted (not an open licence)

Dieser Kommentar gibt das Verständnis seines Verfassers wieder, nicht die Sicht von Siraj.

Stelle in der Quelle: https://quran.makarem.ir/fa/interpretation?sura=9&verse=81, Textcode 377cde96f88b

Details Quelle und Lizenz dieses Kommentars

Tafsir Nemooneh (تفسیر نمونه), the Persian commentary of the Quran written under Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi with a group of co-authors, as published on https://quran.makarem.ir/, the Quran and tafsir site of the office of آیت الله العظمی مکارم شیرازی: one page per ayah (/fa/interpretation?sura=…&verse=…). Part 02: surah 5 ayah 1 to surah 10 ayah 109, 330 passages. Terms: the footer notice of that site, «استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.» (Use of the content with mention of the source is permitted.); a notice of the publisher, not an open licence. Passages: the site serves one commentary for a passage on the page of each of its ayahs; consecutive ayahs of one surah whose pages serve the same commentary form one record with that range. An ayah whose page serves no commentary of its own joins a neighbouring passage only when that passage quotes it. Changes: only the HTML markup of the commentary block was removed: block elements became paragraphs separated by one blank line, a line-break tag a line feed, inline tags gave their text unchanged; the character references (  « » >) were replaced by the characters they name; white space of the markup was collapsed to one space and dropped at the edges of a paragraph; the footnotes stay where the page has them, after the text, with their markers; nothing else was changed. Not taken: the ayah and its translation shown above the commentary. Retrieved 2026-10-16 to 2026-10-23: 6248 requests one at a time, at least 6 seconds apart (6236 answered 200, one per ayah); the list of the requests (raw/index.jsonl) has SHA-256 ad7f694f4fd24e1501a679a2db6df2c800c78c6d4d0773cf3a1e883e6fe16f4c.

Quelle
Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi)
Herausgeber
Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi
Version der Quelle
retrieved-2026-10-16
Code der Sammlung
makarem-tafsir-nemooneh-2026-10-23-part02
Sprache und Richtung
Persisch, Zwölferschia
Zur Anzeige freigegeben
Anzahl der Texte
330
Quelle öffnen