تفسیر نمونه

سورهٔ الرعد، آیات ۳۳ تا ۳۴، آیت الله العظمی مکارم شیرازی

برگشت به آیه‌ها

33 أَفَمَنْ هُوَ قَائِمٌ عَلَى کُلِّ نَفْس بِمَا کَسَبَتْ وَجَعَلُوا للهِِ شُرَکَاءَ قُلْ سَمُّوهُمْ أَمْ تُنَبِّئُونَهُ بِمَا لاَ یَعْلَمُ فِی الاَْرْضِ أَمْ بِظَاهِر مِنْ الْقَوْلِ بَلْ زُیِّنَ لِلَّذِینَ کَفَرُوا مَکْرُهُمْ وَصُدُّوا عَنْ السَّبِیلِ وَمَنْ یُضْلِلْ اللهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَاد

34 لَهُمْ عَذَابٌ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَلَعَذَابُ الاْخِرَةِ أَشَقُّ وَمَا لَهُمْ مِنْ اللهِ مِنْ وَاق

33. آیا کسى که بر همه سلطه دارد (و مراقب همه است) و اعمالشان را مى بیند (همچون کسى است که هیچ یک از این صفات را ندارد)؟! آنان براى خدا همتایانى قرار دادند; بگو: «آنها را نام ببرید! آیا چیزى رابه او خبر مى دهید که از وجود آن در روى زمین بى خبر است، یا سخنان ظاهرى و بى محتوا مى گویید؟!» (او همتایى ندارد;) ولى در نظر کافران، دروغ و نیرنگشان جلوه داده شده است، (و مى پندارند واقعیّتى دارد) و آنها (به سبب اعمالشان) از راه (خدا) بازداشته شده اند; و هر کس را خدا گمراه کند، هدایت کننده اى براى او وجود نخواهد داشت.

34. در زندگى دنیا، براى آنها عذابى (دردناک) است; و عذاب آخرت سخت تر است; و در برابر (عذاب) خدا، هیچ نگهدارنده اى براى آنها نیست.

تفسیر:

چگونه خدا را با بت ها قرین مى سازید؟

در این آیات بار دیگر به بحث درباره توحید و شرک بازمى گردد و مردم را با این دلیل روشن مخاطب مى سازد که: «آیا کسى که بالاى سر همه ایستاده (و حافظ همه چیز در پهنه جهان هستى است و همه را زیر پوشش تدبیر خود قرار داده) و اعمال همه را مى بیند» همچون کسى است که هیچ یک از این صفات را ندارد (أَفَمَنْ هُوَ قَائِمٌ عَلَى کُلِّ نَفْس بِمَا کَسَبَتْ).(1)

در حقیقت، جمله فوق به وضوح مى گوید: احاطه او چنان است که گویى خداوند بالاى سر همه ایستاده و آنچه را که انجام مى دهند مى بیند، مى داند، حساب مى کشد، پاداش و کیفر مى دهد و تدبیر و تصرّف مى کند. بنابراین، کلمه «قائم» معنى وسیعى دارد که همه این امور را شامل مى شود; گرچه گروهى از مفسّران هر یک آن را در یک بُعد خلاصه کرده اند.

آن گاه به عنوان تکمیل بحث گذشته و مقدّمه اى براى بحث آینده مى فرماید: «و آنان براى خدا همتایانى قرار دادند» (وَ جَعَلُوا لِلَّهِ شُرَکَاءَ).

سپس از چند راه به آنها پاسخ مى دهد:

نخست اینکه: «بگو: آنان را نام ببرید» (قُلْ سَمُّوهُمْ).

منظور از نام بردن، یا این است که آنها حتّى بى ارزش تر از آن هستند که نام و نشانى داشته باشند، یعنى چگونه یک عدّه موجودات بى نام و نشان و بى ارزش را در ردیف پروردگار قادر متعال قرار مى دهید؟

یا اینکه منظور این است که صفات آنها را بیان کنید ببینیم آیا شایسته عبودیّت هستند؟

درباره «الله» مى گوییم: او خالق، رازق، حیات بخش، عالم و قادر و بزرگ است. آیا این صفات را مى توانید در مورد بت ها به کار برید، یا به عکس اگر بخواهیم از آنها نام ببریم باید بگوییم بت هایى از سنگ و چوب و بى حرکت، فاقد عقل و شعور، نیازمند به عبادت کنندگان خود و خلاصه فاقد همه چیز. این دو را چگونه مى توان همسان قرار داد؟ آیا شرم آور نیست؟

و یا اینکه منظور آن است که کارهاى آنها را برشمرید، آیا تاکنون زیانى به کسى رسانیده اند یا منفعتى؟ مشکلى را گشوده اند؟ یا گرهى در کار کسى زده اند؟

با این حال کدام عقل اجازه مى دهد که آنها را در ردیف خدایى قرار دهند که همه برکات و نعمت ها و سود و زیان ها و پاداش و کیفرها از اوست؟

البتّه هیچ مانعى ندارد که همه این معانى در جمله «سَمّوهُم» (آنها را نام ببرید) جمع باشد.

دوم اینکه چگونه چنین شریکى وجود دارد در حالى که خداوند که به پندار شما شریک آنهاست از وجودشان هیچ اطّلاعى ندارد، با اینکه علمش همه جهان را در برگرفته؟ «آیا چیزى را به او خبر مى دهید که از وجود آن در روى زمین بى خبر است» (أَمْ تُنَبِّـُونَهُ بِمَا لاَ یَعْلَمُ فِى الاَْرْضِ).

این تعبیر در حقیقت بهترین راه براى کوبیدن سخن واهى طرف است و به این مى مانَد که شخصى به شما مى گوید دیشب فلان کس در خانه تو میهمان بوده است و شما در پاسخ مى گویید تو از میهمانى خبر مى دهى که من از آن بى اطّلاعم. یعنى آیا ممکن است کسى میهمان من باشد و من بى خبر و تو از آن آگاه باشى؟

سوم اینکه «یا سخنان ظاهرى (و توخالى که درآن هیچ مفهوم صحیحى نهفته نیست) مى گویید؟» (أَمْ بِظَاهِر مِنَ الْقَوْلِ).

شما در دل، ایمان به چنین چیزى ندارید; به همین دلیل هنگامى که در تنگناهاى سخت زندگى قرار مى گیرید به سراغ «الله» مى روید، زیرا در دل مى دانید که کارى از بت ها ساخته نیست.

همان گونه که خداوند حال آنها را به هنگامى که سوار کشتى مى شوند و طوفان سخت آنها را احاطه مى کند و تنها به خدا رو مى آورند، در آیه 65 سوره عنکبوت بیان فرموده است.

چهارم اینکه مشرکان درک درستى ندارند و چون از هوىوهوس و تقلیدهاى کورکورانه پیروى مى کنند قادر به قضاوت عاقلانه و صحیح نیستند; به همین دلیل به گمراهى کشیده شده اند.

«بلکه در نظر کافران، دروغ هایشان زینت داده شده است (و بر اثر ناپاکىِ درون، چنین مى پندارند که واقعیّتى دارد); و آنها از راه خدا بازداشته شده اند» آنها موجودات بى ارزش و بى نام و نشان را شریک خدا دانسته اند (بَلْ زُیِّنَ لِلَّذِینَ کَفَرُوا مَکْرُهُمْ وَ صُدُّوا عَنِ السَّبِیلِ).

«و هر کس را خدا گمراه کند راهنمایى براى او وجود نخواهد داشت» (وَ مَنْ یُضْلِلِ اللهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَاد).

بارها گفته ایم که این ضلالت به معنى اجبار نیست و مسأله دل بخواهى و بى حساب نمى باشد، بلکه اضلال الهى به معنى عکس العمل کارهاى نادرست و غلط خود انسان است که او را به گمراهى ها مى کشاند و چون این خاصیّت را خدا در چنین اعمالى قرار داده، به خدا نسبت داده مى شود.

*

و در آخرین آیه مورد بحث به مجازات هاى دردناک آنها در دنیا و آخرت که طبعاً شامل شکست و ناکامى و سیه روزى و آبروریزى و غیر آن مى شود اشاره کرده مى فرماید: «در دنیا براى آنها عذابى (دردناک) است و عذاب آخرت

سخت تر است» (لَهُمْ عَذَابٌ فِى الْحَیَوةِ الدُّنْیَا وَلَعَذَابُ الاْخِرَةِ أَشَقُّ).

چراکه همیشگى و جسمانى و روحانى و توأم با انواع ناراحتى هاست.

و اگر گمان کنند راه فرار و وسیله دفاعى در برابر آن دارند، سخت در اشتباهند، «و در برابر (عذاب) خداوند هیچ کس نمى تواند آنان را نگه دارد» (وَ مَا لَهُمْ مِنَ اللهِ مِنْ وَاق).

1. در حقیقت جمله فوق مشتمل بر مبتداست و خبر آن محذوف است و در تقدیر چنین بوده: «أفَمَن هُوَ قائِمٌ عَلى کُلِّ نَفس بِما کَسَبَت کَمَن لَیسَ کَذلِکَ»، یعنى آیا کسى که داراى این صفت است همچون کسى است که فاقد آن است؟

منبع و اجازهٔ این تفسیر

منبع: Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi) · Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shiraziاجازه: Notice of the publisher: use with mention of the source is permitted (not an open licence)

این تفسیر برداشتِ نویسندهٔ آن است، نه نظر سراج.

کجای منبع: https://quran.makarem.ir/fa/interpretation?sura=13&verse=33، کد متن 1a4e5b705518

جزئیات منبع و اجازهٔ این تفسیر

Tafsir Nemooneh (تفسیر نمونه), the Persian commentary of the Quran written under Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi with a group of co-authors, as published on https://quran.makarem.ir/, the Quran and tafsir site of the office of آیت الله العظمی مکارم شیرازی: one page per ayah (/fa/interpretation?sura=…&verse=…). Part 03: surah 11 ayah 1 to surah 19 ayah 98, 228 passages. Terms: the footer notice of that site, «استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.» (Use of the content with mention of the source is permitted.); a notice of the publisher, not an open licence. Passages: the site serves one commentary for a passage on the page of each of its ayahs; consecutive ayahs of one surah whose pages serve the same commentary form one record with that range. An ayah whose page serves no commentary of its own joins a neighbouring passage only when that passage quotes it. Changes: only the HTML markup of the commentary block was removed: block elements became paragraphs separated by one blank line, a line-break tag a line feed, inline tags gave their text unchanged; the character references (  « » >) were replaced by the characters they name; white space of the markup was collapsed to one space and dropped at the edges of a paragraph; the footnotes stay where the page has them, after the text, with their markers; nothing else was changed. Not taken: the ayah and its translation shown above the commentary. Retrieved 2026-10-16 to 2026-10-23: 6248 requests one at a time, at least 6 seconds apart (6236 answered 200, one per ayah); the list of the requests (raw/index.jsonl) has SHA-256 ad7f694f4fd24e1501a679a2db6df2c800c78c6d4d0773cf3a1e883e6fe16f4c.

منبع
Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi)
ناشر
Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi
نسخهٔ منبع
retrieved-2026-10-16-to-2026-10-17
کد مجموعه
makarem-tafsir-nemooneh-2026-10-23-part03
زبان و مذهب
فارسی، شیعهٔ دوازده‌امامی
تأیید نمایش
تعداد متن‌ها
۲۲۸
باز کردن منبع