تفسیر نمونه

سورهٔ ابراهيم، آیات ۲۸ تا ۳۰، آیت الله العظمی مکارم شیرازی

برگشت به آیه‌ها

28 أَلَمْ تَرَى إِلَى الَّذِینَ بَدَّلُوا نِعْمَةَ اللهِ کُفْراً وَأَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دَارَ الْبَوَارِ

29 جَهَنَّمَ یَصْلَوْنَهَا وَبِئْسَ الْقَرَارُ

30 وَجَعَلُوا للهِِ أَندَاداً لِیُضِلُّوا عَنْ سَبِیلِهِ قُلْ تَمَتَّعُوا فَإِنَّ مَصِیرَکُمْ إِلَى النَّارِ

28. آیا ندیدى کسانى را که (شکر) نعمت خدا را به کفران تبدیل کردند، و قوم خود را به سراى نیستى و نابودى کشاندند؟!

29. (سراى نیستى و نابودى، همان) دوزخ است که آنها در آتش آن وارد مى شوند; و چه بدقرارگاهى است!

30. آنها براى خدا همتایانى قرار داده اند، تا (مردم را) از راه او (منحرف و) گمراه سازند; بگو: «(چند روزى از زندگى دنیا و لذّات آن) بهره گیرید; امّا سرانجام کار شما (رفتن) به سوى آتش (دوزخ) است!»

تفسیر:

سرانجامِ کفران نعمت ها

در این آیات روى سخن به پیامبر است و در حقیقت ترسیمى از یکى از موارد شجره خبیثه در آن به چشم مى خورد. مى فرماید: «آیا ندیدى کسانى را که

نعمت خدا را به کفران تبدیل کردند» (أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللهِ کُفْرًا).

«و قوم خود را به سراى نیستى و نابودى کشاندند؟» (وَ أَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دَارَالْبَوَارِ).

اینها همان ریشه هاى شجره خبیثه و رهبران کفر و انحرافند که نعمت هایى همچون وجود پیامبر را ـ که نعمتى بالاتر از آن نبوده است، در دامانشان قرار گرفت که مى توانستند با استفاده از آن در مسیر سعادت، یک شبه ره صدساله را طى کنند ـ به خاطر تعصّب کورکورانه و لجاجت و خودخواهى و خودپرستى کنار نهادند و در نتیجه نه تنها خودشان، که قومشان را نیز در این عمل وسوسه کردند و هلاکت و بدبختى را براى آنها به ارمغان آوردند.

گرچه مفسّران بزرگ به پیروى از روایاتى که در منابع اسلامى وارد شده است گاه این نعمت را به وجود پیامبر(صلى الله علیه وآله) و گاه به ائمّه اهل بیت(علیهم السلام) تفسیر کرده و کفران کنندگان این نعمت را گاه بنى امیّه و بنى مغیره و گاه همه کافران عصر پیامبر معرّفى نموده اند ولى مسلّماً مفهوم آیه وسیع است و اختصاص به گروه معیّنى ندارد و همه کسانى را که نعمتى از نعمت هاى خدا را کفران کرده و از آن سوءِاستفاده کنند شامل مى شود.

ضمناً آیه مورد بحث این واقعیّت را ثابت مى کند که استفاده از نعمت هاى الهى به خصوص نعمت رهبرى پیشوایان بزرگ که از مهم ترین نعمت هاست، ثمره اش عاید خود انسان مى شود و کفران نعمت ها و پشت کردن به رهبرى چنین پیشوایانى، پایانى جز هلاکت و سرنگون شدن به «دارالبوار» ندارد.

*

قرآن سپس «دارالبوار» را چنین تفسیر مى کند: همان «جهنّم است که آنان در

آتش آن وارد مى شوند; و بد قرارگاهى است» (جَهَنَّمَ یَصْلَوْنَهَا وَ بِئْسَ الْقَرَارُ).(1)

*

در آیه بعد به یکى از بدترین انواع کفران نعمت که مشرکان مرتکب مى شدند اشاره کرده مى گوید: «آنان براى خدا همتایانى قرار داده اند تا (مردم را) از راه او (منحرف و) گمراه سازند» (وَ جَعَلُوا لِلَّهِ أَندَادًا لِیُضِلُّوا عَنْ سَبِیلِهِ).

و چند روزى در سایه شرک و کفر و منحرف ساختن افکار مردم از آیین حق، بهره اى از زندگى مادّى و ریاست و حکومت بر مردم ببرند.

اى پیامبر، «بگو: (چند روزى از زندگى دنیا و لذّات آن) بهره گیرید، امّا عاقبت کار شما به سوى آتش (دوزخ) است» (قُلْ تَمَتَّعُوا فَإِنَّ مَصِیرَکُمْ إِلَى النَّارِ).

در حالى که نه زندگى شما زندگى است، که بدبختى است و نه ریاست و حکومت شما ارزشى دارد، که تبهکارى و دردسر و مصیبت است. ولى با این همه زندگى شما در برابر سرانجامى که دارید، تمتّع محسوب مى شود. در آیه 8 سوره زمر مى خوانیم: قُلْ تَمَتَّعْ بِکُفْرِکَ قَلِیلاً إِنَّکَ مِنْ أَصْحَابِ النَّارِ: «بگو: اندکى از کفر خود بهره گیر که سرانجام از اصحاب آتشى».

نکته ها:

1. در تعبیرات معمولى گفته مى شود فلان شخص نعمت خدا را کفران کرد، ولى در آیه مورد بحث مى خوانیم که آنها نعمت خدا را به کفر و کفران تبدیل کردند. این تعبیر خاص ممکن است به خاطر یکى از دو مطلب باشد:

الف) منظور تبدیل شکر نعمت به کفران است، یعنى آنها لازم بود که در برابرنعمت هاى پروردگار شکرگزار باشند امّا شکر را تبدیل به کفران کردند (در حقیقت کلمه شکر در تقدیر است و عبارت چنین بوده: الّذینَ بَدّلوا شُکرَ نِعمَتَ اللهِ کُفراً).

ب) منظور این است که آنها خود نعمت را تبدیل به کفر کردند. در حقیقت نعمت هاى الهى وسایلى است که طرز برداشت از آنها بستگى به اراده خود انسان دارد، همان گونه که ممکن است از نعمت ها در مسیر ایمان و خوشبختى و نیکى بهره بردارى کرد، در مسیر کفر و ظلم و بدى هم مى توان آنها را به کار گرفت. نعمت ها همچون موادّ اوّلیه هستند که به کمک آنها همه گونه محصول و فرآورده مى توان تهیّه کرد ولى در اصل براى خیر و سعادت آفریده شده اند.

2. کفران نعمت تنها به این نیست که انسان ناسپاسى خدا گوید، بلکه هر گونه بهره گیرى انحرافى و سوءِاستفاده از نعمت، کفران نعمت است.

اصولاً حقیقت کفران نعمت همین است و ناسپاس گویى در درجه دوم قرار دارد، همان گونه که شکر نعمت ـ چنانکه سابقاً هم گفتیم ـ به معنى صرف نعمت در آن هدفى است که براى آن آفریده شده و سپاس گویى با زبان، در درجه بعد است. اگر هزار بار با زبان «الحمدلله» بگویى ولى عملاً از نعمت سوءِاستفاده کنى، کفران نعمت کرده اى.

در عصرى که ما زندگى مى کنیم بارزترین نمونه تبدیل نعمت به کفران به چشم مى خورد. نیروهاى مختلف جهان طبیعت در پرتو هوش و ابتکار خدادادى بشر، به دست انسان مهار شده و در مسیر منافع او به کار افتاده است.

اکتشافات علمى و اختراعات صنعتى چهره جهان را دگرگون ساخته وبارهاى سنگین از روى دوش انسان ها برداشته شده و بر دوش چرخ کارخانه ها قرار گرفته است.

مواهب و نعمت هاى الهى بیش از هر زمان دیگر است و وسایل نشر اندیشه و گسترش علم و آگاهى از اخبار جهان در دسترس همگان قرار گرفته و مى بایست در چنین روزگار، مردمِ جهان از هر نظر انسان هاى خوشبختى باشند، هم از نظر مادّى و هم از نظر معنوى.

ولى به خاطر تبدیل نعمت هاى بزرگ الهى به کفران و صرف کردن نیروهاى شگرف طبیعت در راه طغیان و بیدادگرى و به کار گرفتن اختراعات و اکتشافات در راه هدف هاى مخرّب، به گونه اى است که هر پدیده تازه صنعتى، نخست مورد بهره بردارى تخریبى قرار مى گیرد و جنبه هاى مثبت آن در درجه بعد است.

خلاصه این ناسپاسى بزرگ که معلول دور افتادن از تعلیمات سازنده پیامبران خداست، سبب شده که قوم و جمعیّت خود را به دارالبوار بکشانند، همان دارالبوارى که مجموعه اى است از جنگ هاى منطقه اى و جهانى با همه آثار تخریبى اش و همچنین ناامنى ها، ظلم ها، فسادها، استعمارها و استثمارها که سرانجام دامان بنیانگذارانش را نیز مى گیرد، چنانکه در گذشته دیدیم و امروز هم با چشم مى بینیم.

و چه جالب قرآن پیش بینى کرده که هر قوم و ملّتى کفران نعمت هاى خدا کنند مسیرشان به سوى دارالبوار است.

3. «انداد» جمع «ند» به معنى «مِثل» است. ولى از بعضى اهل لغت مانند راغب در مفردات و زبیدى در تاج العروس نقل شده که «ند» به چیزى گفته مى شود که شباهت جوهرى به چیز دیگرى دارد، امّا «مثل» به هر شباهتى اطلاق مى گردد. بنابراین «نِدّ» معنى عمیق تر و رساترى از «مثل» دارد.

طبق این معنى، از آیه مورد بحث استفاده مى شود که کوشش پیشوایان کفر بر این بوده که شریکانى براى خدا بتراشند و آنها را در جوهر ذات، شبیه خدا معرّفى کنند تا نظر خلق خدا را از پرستش او بازدارند و به مقاصد شوم خود برسند. در نتیجه گاه سهمى از قربانى ها را براى او قرار مى دادند و گاه بخشى از نعمت هاى الهى ـ مانند بعضى از چارپایان ـ را مخصوص بت ها مى دانستند و گاه با پرستش، آنها را همردیف خدا مى پنداشتند.

و از همه وقیح تر اینکه در مراسم حجّ خود در عصر جاهلیّت، آیین ابراهیم را با انبوهى از خرافات آمیخته بودند و هنگام گفتن «لبّیک» چنین مى گفتند: لبّیکَ لا شَریکَ لَکَ ـ إلاّ شَریکٌ هُوَ لَکَ ـ تَملِکُهُ وَ ما مَلَکَ: «دعوتت را اجابت کردم اى خدایى که شریکى براى تو نیست ـ جز شریکى که براى تو است ـ که هم مالک او هستى و هم مالک مایملک او».(2)

1. «یصلون» از مادّه «صلى» به معنى آتش افروختن، به آتش سوختن، به آتش مبتلا شدن و با آتش کباب کردن آمده است. 2 . تفسیر کبیر، ذیل آیات مورد بحث.

منبع و اجازهٔ این تفسیر

منبع: Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi) · Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shiraziاجازه: Notice of the publisher: use with mention of the source is permitted (not an open licence)

این تفسیر برداشتِ نویسندهٔ آن است، نه نظر سراج.

کجای منبع: https://quran.makarem.ir/fa/interpretation?sura=14&verse=28، کد متن 02ac16f53c7c

جزئیات منبع و اجازهٔ این تفسیر

Tafsir Nemooneh (تفسیر نمونه), the Persian commentary of the Quran written under Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi with a group of co-authors, as published on https://quran.makarem.ir/, the Quran and tafsir site of the office of آیت الله العظمی مکارم شیرازی: one page per ayah (/fa/interpretation?sura=…&verse=…). Part 03: surah 11 ayah 1 to surah 19 ayah 98, 228 passages. Terms: the footer notice of that site, «استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.» (Use of the content with mention of the source is permitted.); a notice of the publisher, not an open licence. Passages: the site serves one commentary for a passage on the page of each of its ayahs; consecutive ayahs of one surah whose pages serve the same commentary form one record with that range. An ayah whose page serves no commentary of its own joins a neighbouring passage only when that passage quotes it. Changes: only the HTML markup of the commentary block was removed: block elements became paragraphs separated by one blank line, a line-break tag a line feed, inline tags gave their text unchanged; the character references (  « » >) were replaced by the characters they name; white space of the markup was collapsed to one space and dropped at the edges of a paragraph; the footnotes stay where the page has them, after the text, with their markers; nothing else was changed. Not taken: the ayah and its translation shown above the commentary. Retrieved 2026-10-16 to 2026-10-23: 6248 requests one at a time, at least 6 seconds apart (6236 answered 200, one per ayah); the list of the requests (raw/index.jsonl) has SHA-256 ad7f694f4fd24e1501a679a2db6df2c800c78c6d4d0773cf3a1e883e6fe16f4c.

منبع
Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi)
ناشر
Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi
نسخهٔ منبع
retrieved-2026-10-16-to-2026-10-17
کد مجموعه
makarem-tafsir-nemooneh-2026-10-23-part03
زبان و مذهب
فارسی، شیعهٔ دوازده‌امامی
تأیید نمایش
تعداد متن‌ها
۲۲۸
باز کردن منبع