تفسیر نمونه

سورهٔ الإسراء، آیات ۱۶ تا ۱۷، آیت الله العظمی مکارم شیرازی

برگشت به آیه‌ها

16وَ إِذا أَرَدْنا أَنْ نُهْلِکَ قَرْیَةً أَمَرْنا مُتْرَفِیها فَفَسَقُوا فِیها فَحَقَّ عَلَیْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْناها تَدْمِیراً

17وَ کَمْ أَهْلَکْنا مِنَ الْقُرُونِ مِنْ بَعْدِ نُوح وَ کَفى بِرَبِّکَ بِذُنُوبِ عِبادِهِ خَبِیراً بَصِیراً

ترجمه:

16 ـ و هنگامى که بخواهیم شهرى را هلاک کنیم، اوامر خود را براى خوشگذرانان آنجا، بیان مى داریم، هنگامى که مخالفت کردند و استحقاق مجازات یافتند، آنها را در هم مى کوبیم.

17 ـ چه بسیار مردمى که در قرون بعد از نوح، زندگى مى کردند; آنها را هلاک کردیم! و کافى است که پروردگارت از گناهان بندگانش آگاه، و نسبت به آن بیناست.

تفسیر:

مراحل چهارگانه مجازات الهى

در تعقیب آخرین آیه بحث گذشته که خاطر نشان مى کرد: «هرگز فرد یا گروهى را بدون بعث رسولان و بیان دستورات خود، مجازات نمى کنیم» در نخستین آیه مورد بحث، همین اصل اساسى به صورت دیگرى تعقیب شده است، مى گوید:

«هنگامى که ما تصمیم بر هلاکت قومى بگیریم، نخست اوامر خود را براى مترفین و سردمداران آنها بیان مى کنیم، سپس هنگامى که به مخالفت و خروج از اطاعت برخیزند، و استحقاق مجازات پیدا کنند، آنها را شدیداً درهم مى کوبیم و هلاک مى کنیم» (وَ إِذا أَرَدْنا أَنْ نُهْلِکَ قَرْیَةً أَمَرْنا مُتْرَفِیها فَفَسَقُوا فِیها فَحَقَّ عَلَیْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْناها تَدْمِیراً).(11)

گر چه، بسیارى از مفسران احتمالات متعددى در تفسیر این آیه داده اند، ولى، به اعتقاد ما آیه، طبق ظاهر آن، یک تفسیر روشن بیشتر ندارد، و آن این که:

خداوند، هرگز قبل از اتمام حجت، و بیان دستوراتش، کسى را مؤاخذه و مجازات نمى کند، بلکه، نخست به بیان فرمانهایش مى پردازد، اگر مردم از در اطاعت وارد شدند و آنها را پذیرا گشتند چه بهتر، که سعادت دنیا و آخرتشان در آن است، و اگر، به فسق و مخالفت برخاستند و همه را زیر پا گذاشتند، اینجا است که: فرمان عذاب درباره آنها تحقق مى پذیرد، و به دنبال آن هلاکت است.

اگر، درست در آیه دقت کنیم، چهار مرحله مشخص، براى این برنامه بیان شده است:

1 ـ مرحله اوامر (و نواهى).

2 ـ مرحله فسق و مخالفت.

3 ـ مرحله استحقاق مجازات.

4 ـ مرحله هلاکت.

و همه این مراحل، با فاء تفریع، به یکدیگر عطف شده اند.

در اینجا این سؤال پیش مى آید: چرا امر شدگان تنها مترفین هستند؟(12)

در پاسخ این سؤال، توجه به یک نکته راه گشا است و آن این که: در بسیارى از جوامع (منظور جامعه هاى ناسالم است ) مترفین، سردمداران اجتماعند و دیگران تابع و پیرو آنها.

به علاوه، در این تعبیر اشاره به نکته دیگرى نیز هست، و آن این که: سرچشمه غالب مفاسد اجتماعى نیز ثروتمندان از خدا بى خبرى هستند که، در ناز، نعمت و عیش و هوس غرقند، و هر نغمه اصلاحى و انسانى و اخلاقى در گوش آنها ناهنجار است، به همین دلیل، همیشه در صف اول، در مقابل پیامبران ایستاده بودند، و دعوت آنها را که به نفع عدل، داد و حمایت از مستضعفان بوده، همیشه بر ضدّ خود مى دیدند.

روى این جهات از آنها بالخصوص یاد شده است; چرا که ریشه اصلى فساد همین گروه اند.

ضمناً «دَمَّرْنا» و «تَدْمِیر» از ماده «دمار» به معنى هلاکت است.

به هر حال، آیه فوق، هشدارى است به همه مردم با ایمان، که مراقب باشند، حکومت خویش را بدست مترفین و ثروتمندان مست شهوت، ندهند و از آنها دنباله روى نکنند که جامعه آنان را سرانجام به هلاکت و نابودى مى کشانند.

* * *

آیه بعد، به نمونه هائى از این مسأله، به صورت یک اصل کلّى اشاره کرده مى گوید: «چه بسیار مردمى که در قرون بعد از نوح(علیه السلام) زندگى مى کردند (و طبق همین سنت) هلاک و نابود شدند» (وَ کَمْ أَهْلَکْنا مِنَ الْقُرُونِ مِنْ بَعْدِ نُوح).

و اضافه مى کند: چنان نیست که ظلم، ستم و گناه فرد یا جمعیتى از دیده تیز بین علم خدا مخفى بماند، «همین مقدار کافى است که خدا از گناهان بندگانش آگاه و نسبت به آن بینا است» (وَ کَفى بِرَبِّکَ بِذُنُوبِ عِبادِهِ خَبِیراً بَصِیراً) .

«قُرُون» جمع «قرن» به معنى جمعیتى است که در عصر واحدى زندگى مى کنند، و سپس به مجموع یک عصر اطلاق شده است.

در این که: قرن چند سال است؟ نظرات گوناگونى داده اند:

بعضى آن را چهل سال، بعضى هشتاد، بعضى صد، و بالاخره بعضى آن را صدوبیست سال دانسته اند، ولى، ناگفته پیدا است: این یک امر قراردادى است که بر حسب قرار دادها متفاوت مى باشد، اما معمول در عصر ما این است که: قرن را به یکصد سال اطلاق مى کنند.(13)

و این که: مخصوصاً روى «قرون بعد از نوح» تکیه شده، ممکن است به خاطر آن باشد که: زندگى انسان ها قبل از نوح(علیه السلام) بسیار ساده بود و این همه اختلافات مخصوصاً تقسیم جوامع به «مترف» و «مستضعف» کمتر وجود داشت، و به همین دلیل کمتر گرفتار مجازات هاى الهى شدند.

ذکر «خَبِیر» و «بَصِیر» (آگاه و بینا) همراه هم اشاره به این است که: «خَبِیر» به معنى آگاه از نیت و عقیده است و «بَصِیر» به معنى بینا نسبت به اعمال.

بنابراین، خدا هم از انگیزه هاى باطنى اعمال اشخاص، با اطلاع است، و هم از خود اعمالشان، و چنین کسى، هرگز ظلم و ستمى درباره هیچ کس روا نمى دارد و حق کسى در حکومتش ضایع نمى شود.

* * *

1 ـ اعراف، آیه 131.

2 ـ «بحار الانوار»، جلد 55، صفحه 322.

3 ـ تفسیر «نمونه»، جلد 6، صفحه 316 به بعد.

4 ـ «وسائل الشیعه»، جلد 21، صفحه 252 (چاپ آل البیت).

5 ـ «سفینة البحار»، جلد 1، صفحه 680 ـ «وسائل الشیعه»، جلد 5، صفحه 303 (چاپ آل البیت)، براى آگاهى بیشتر به باب پنجم از «ابواب المهور» «وسائل الشیعه»، جلد 7، صفحه 9 به بعد رجوع فرمائید.

6 ـ «وسائل الشیعه»، جلد 11، صفحه 387 (چاپ آل البیت) ـ (شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید، جلد 19، صفحه 373، با کمى تفاوت).

7 ـ حاقه، آیه 19.

8 ـ حاقه، آیه 25.

9 ـ «نور الثقلین»، جلد 3، صفحه 144.

10 ـ تفسیر «صافى».

11 ـ «قَوْل» گر چه معنى وسیعى دارد، ولى در این گونه موارد، به معنى فرمان عذاب است.

12 ـ «مترفین» از ماده «ترفه» به معنى نعمت فراوان یعنى متنعمین و ثروتمندان از خدا بى خبر.

13 ـ در ذیل آیه 13 سوره «یونس» نیز به این موضوع اشاره اى کردیم (تفسیر نمونه، جلد 8، صفحه 243).

منبع و اجازهٔ این تفسیر

منبع: Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi) · Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shiraziاجازه: Notice of the publisher: use with mention of the source is permitted (not an open licence)

این تفسیر برداشتِ نویسندهٔ آن است، نه نظر سراج.

کجای منبع: https://quran.makarem.ir/fa/interpretation?sura=17&verse=16، کد متن 7417e9930d1e

جزئیات منبع و اجازهٔ این تفسیر

Tafsir Nemooneh (تفسیر نمونه), the Persian commentary of the Quran written under Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi with a group of co-authors, as published on https://quran.makarem.ir/, the Quran and tafsir site of the office of آیت الله العظمی مکارم شیرازی: one page per ayah (/fa/interpretation?sura=…&verse=…). Part 03: surah 11 ayah 1 to surah 19 ayah 98, 228 passages. Terms: the footer notice of that site, «استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.» (Use of the content with mention of the source is permitted.); a notice of the publisher, not an open licence. Passages: the site serves one commentary for a passage on the page of each of its ayahs; consecutive ayahs of one surah whose pages serve the same commentary form one record with that range. An ayah whose page serves no commentary of its own joins a neighbouring passage only when that passage quotes it. Changes: only the HTML markup of the commentary block was removed: block elements became paragraphs separated by one blank line, a line-break tag a line feed, inline tags gave their text unchanged; the character references (  « » >) were replaced by the characters they name; white space of the markup was collapsed to one space and dropped at the edges of a paragraph; the footnotes stay where the page has them, after the text, with their markers; nothing else was changed. Not taken: the ayah and its translation shown above the commentary. Retrieved 2026-10-16 to 2026-10-23: 6248 requests one at a time, at least 6 seconds apart (6236 answered 200, one per ayah); the list of the requests (raw/index.jsonl) has SHA-256 ad7f694f4fd24e1501a679a2db6df2c800c78c6d4d0773cf3a1e883e6fe16f4c.

منبع
Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi)
ناشر
Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi
نسخهٔ منبع
retrieved-2026-10-16-to-2026-10-17
کد مجموعه
makarem-tafsir-nemooneh-2026-10-23-part03
زبان و مذهب
فارسی، شیعهٔ دوازده‌امامی
تأیید نمایش
تعداد متن‌ها
۲۲۸
باز کردن منبع