تفسیر نمونه

سورهٔ البقرة، آیات ۱۳۸ تا ۱۴۱، آیت الله العظمی مکارم شیرازی

برگشت به آیه‌ها

رنگ هاى غیر خدائى را بشوئید!

به دنبال دعوتى که در آیات سابق از عموم پیروان ادیان، دائر به تبعیت از برنامه هاى همه انبیاء شده بود، در نخستین آیه مورد بحث، به همه آنها فرمان مى دهد: «تنها رنگ خدائى را بپذیرید» (صِبْغَةَ اللّهِ)(1) که همان رنگ ایمان و توحید خالص است.

پس از آن، اضافه مى کند: چه کسى رنگى بهتر از رنگ خدائى دارد، هیچ کس رنگى بهتر از رنگ خدائى ندارد، «چه رنگى از رنگ خدائى بهتر است؟ و ما منحصراً او را پرستش مى کنیم» (وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّهِ صِبْغَةً وَ نَحْنُ لَهُ عابِدُونَ).

و به این ترتیب، قرآن فرمان مى دهد: همه رنگ هاى نژادى، قبیلگى و سایر رنگ هاى تفرقه انداز را از میان بردارند و همگى به رنگ الهى در آیند.

مفسران نوشته اند: در میان مسیحیان معمول بود فرزندان خود را «غسل تعمید» مى دادند، گاه ادویه مخصوص زرد رنگى به آب اضافه مى کردند و مى گفتند: این غسل، مخصوصاً با این رنگ خاص، باعث تطهیر نوزاد از گناه ذاتى که از آدم به ارث برده است مى شود.

قرآن بر این منطق بى اساس، خط بطلان مى کشد و مى گوید: بهتر این است به جاى رنگ ظاهر و رنگ هاى خرافاتى و تفرقه انداز، رنگ حقیقت و خدائى را بپذیرید تا روح و جانتان از هر آلودگى پاک گردد.

راستى چه تعبیر زیبا و لطیفى است! اگر مردم رنگ خدائى را بپذیرند یعنى رنگ وحدت، عظمت، پاکى و پرهیزکارى، رنگ بى رنگى، عدالت، مساوات و برادرى و برابرى، و رنگ توحید و اخلاص، مى توانند در پرتو آن به همه نزاع ها و کشمکش ها که «هر گاه بى رنگى اسیر رنگ شود»، به وجود مى آید، از میان بردارند، و ریشه هاى شرک و نفاق و تفرقه را بر کنند.

در حقیقت این همان بى رنگى و حذف همه رنگ ها است.

در احادیث متعددى از امام صادق(علیه السلام) در تفسیر این آیه نقل شده که «مقصود از: «صِبْغَةَ اللّه» آئین پاک اسلام است».(2)

این حدیث نیز اشاره به همان است که در بالا گفته شد.

* * *

و از آنجا که یهود و غیر آنها گاه، با مسلمانان به محاجه و گفتگو برمى خاستند و مى گفتند: تمام پیامبران از میان جمعیت ما برخاسته، و دین ما قدیمى ترین ادیان و کتاب ما کهن ترین کتب آسمانى است، اگر محمّد(صلى الله علیه وآله) نیز پیامبر بود باید از میان ما مبعوث شده باشد!

گاه مى گفتند: نژاد ما از نژاد عرب براى پذیرش ایمان و وحى آماده تر است; چرا که آنها بت پرست بوده اند و ما نبودیم.

و گاه خود را فرزندان خدا مى نامیدند و بهشت را در انحصار خودشان!

قرآن در آیات فوق، خط بطلان به روى همه این پندارها کشیده، نخست به پیامبر مى گوید: «به آنها بگو آیا درباره خداوند با ما گفتگو مى کنید؟ در حالى که او پروردگار ما و پروردگار شما است» (قُلْ أَ تُحَاجُّونَنا فِی اللّهِ وَ هُوَ رَبُّنا وَ رَبُّکُمْ).

این پروردگار در انحصار نژاد و قبیله اى نیست، او پروردگار همه جهانیان، همه عالم هستى است.

این را نیز بدانید که «ما در گرو اعمال خویشیم و شما هم در گرو اعمال خود» و هیچ امتیازى براى هیچ کس جز در پرتو اعمالش نمى باشد (وَ لَنا أَعْمالُنا وَ لَکُمْ أَعْمالُکُمْ).

با این تفاوت که «ما با اخلاص او را پرستش مى کنیم و موحّد خالصیم» (وَ نَحْنُ لَهُ مُخْلِصُونَ)اما بسیارى از شما توحید را به شرک آلوده کرده اند.

* * *

آیه بعد، به قسمت دیگرى از این ادعاهاى بى اساس پاسخ گفته مى فرماید:

«آیا شما مى گوئید: ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط همگى یهودى یا نصرانى بوده اند»؟ (أَمْ تَقُولُونَ إِنَّ إِبْراهیمَ وَ إِسْماعیلَ وَ إِسْحاقَ وَ یَعْقُوبَ وَ الأَسْباطَ کانُوا هُوداً أَوْ نَصارى).

«آیا شما بهتر مى دانید یا خدا»؟! ( قُلْ أَ أَنْتُمْ أَعْلَمُ أَمِ اللّهُ).

خدا بهتر از همه کس مى داند آنها، نه یهودى بودند، و نه نصرانى.

شما هم کم و بیش مى دانید که بسیارى از این پیامبران قبل از موسى و عیسى در جهان گام گذاردند، و اگر هم ندانید، باز بدون اطلاع، چنین نسبتى را به آنها دادن تهمت است و گناه و کتمان حقیقت «و چه کسى ستمکارتر از آن کس است که شهادت الهى را که نزد او است کتمان کند»؟ (وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ کَتَمَ شَهادَةً عِنْدَهُ مِنَ اللّهِ).

«اما بدانید خدا از اعمال شما غافل نیست» (وَ مَا اللّهُ بِغافِل عَمّا تَعْمَلُونَ).

عجیب است، وقتى انسان روى دنده لجاجت و تعصب مى افتد، حتى مسلمات تاریخ را انکار مى کند، فى المثل آنها پیامبرانى همچون ابراهیم، اسحاق، یعقوب را که قبل از موسى و عیسى به دنیا آمدند و از جهان رفتند، از پیروان موسى یا مسیح مى شمارند و یک واقعیت به این روشنى را کتمان مى کنند، واقعیتى که با سرنوشت مردم و دین و ایمان آنها سر و کار دارد، به همین دلیل، قرآن آنها را ستمکارترین افراد معرفى کرده است، زیرا هیچ ستمى بالاتر از این نیست افرادى آگاهانه حقایق را کتمان کنند و مردم را در بیراهه ها سرگردان سازند.

* * *

در آخرین آیه مورد بحث به گونه دیگرى به آنها پاسخ مى گوید، مى فرماید: به فرض این که همه این ادعاها درست باشد «آنها گروهى بودند که در گذشتند و پرونده اعمالشان بسته شد، و دورانشان سپرى گشت و اعمالشان متعلق به خودشان است» (تِلْکَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَها ما کَسَبَتْ).

«و شما هم مسئول اعمال خویش هستید و هیچ گونه مسئولیتى در برابر اعمال آنها ندارید» (وَ لَکُمْ ما کَسَبْتُمْ وَ لاتُسْئَلُونَ عَمّا کانُوا یَعْمَلُونَ).

خلاصه یک ملت زنده، باید به اعمال خویش متکى باشد، نه به تاریخ گذشته خویش، و یک انسان باید به فضیلت خود متکى باشد; چرا که از فضل پدر تو را چیزى حاصل نمى شود، هر چند پدرت فاضل باشد!.

1 ـ در این که «صِبْغَةَ اللّه» چه محلى از اعراب دارد، مفسران احتمالات متعددى داده اند که از همه روشن تر سه احتمال زیر است:

نخست این که «مفعول مطلق» براى فعل محذوفى باشد (إِصْطَبِغُوا صِبْغَةَ اللّه).

دیگر این که «بدل» بوده باشد از «مِلَّةَ إِبْراهِیم» که در آیات گذشته بوده.

سوم این که «مفعول به» باشد براى فعل محذوفى (إِتَّبِعُوا صِبْغَةَ اللّه).

2 ـ «نور الثقلین»، جلد 1، صفحه 132 ـ «کافى»، جلد 2، صفحه 14 (دار الکتب الاسلامیة) ـ «بحار الانوار»، جلد 3، صفحات 280 و 281.

در احادیثى نیز «صبغة اللّه» به «صَبْغَ الْمُؤْمِنِیْنَ بِالْوَلایَةِ فِى الْمِیْثاقِ» و «مَعْرِفَةُ أَمِیْرِ الْمُؤْمِنِیْنَ(علیه السلام)بِالْوَلایَةِ فِى الْمِیْثاقِ» تفسیر شده است («کافى»، جلد 1، صفحه 422 ـ «بحار الانوار»، جلد 3، صفحه 281، و جلد 23، صفحات 366 و 379 ـ تفسیر «فرات»، صفحه 61 (مؤسسه چاپ و نشر) ـ تفسیر «عیاشى»، جلد 1، صفحه 62 (چاپخانه علمیه).

منبع و اجازهٔ این تفسیر

منبع: Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi) · Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shiraziاجازه: Notice of the publisher: use with mention of the source is permitted (not an open licence)

این تفسیر برداشتِ نویسندهٔ آن است، نه نظر سراج.

کجای منبع: https://quran.makarem.ir/fa/interpretation?sura=2&verse=138، کد متن 5a9636d5c39e

جزئیات منبع و اجازهٔ این تفسیر

Tafsir Nemooneh (تفسیر نمونه), the Persian commentary of the Quran written under Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi with a group of co-authors, as published on https://quran.makarem.ir/, the Quran and tafsir site of the office of آیت الله العظمی مکارم شیرازی: one page per ayah (/fa/interpretation?sura=…&verse=…). Part 01: surah 1 ayah 1 to surah 4 ayah 176, 372 passages. Terms: the footer notice of that site, «استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.» (Use of the content with mention of the source is permitted.); a notice of the publisher, not an open licence. Passages: the site serves one commentary for a passage on the page of each of its ayahs; consecutive ayahs of one surah whose pages serve the same commentary form one record with that range. An ayah whose page serves no commentary of its own joins a neighbouring passage only when that passage quotes it. Changes: only the HTML markup of the commentary block was removed: block elements became paragraphs separated by one blank line, a line-break tag a line feed, inline tags gave their text unchanged; the character references (  « » >) were replaced by the characters they name; white space of the markup was collapsed to one space and dropped at the edges of a paragraph; the footnotes stay where the page has them, after the text, with their markers; nothing else was changed. Not taken: the ayah and its translation shown above the commentary. Retrieved 2026-10-16 to 2026-10-23: 6248 requests one at a time, at least 6 seconds apart (6236 answered 200, one per ayah); the list of the requests (raw/index.jsonl) has SHA-256 ad7f694f4fd24e1501a679a2db6df2c800c78c6d4d0773cf3a1e883e6fe16f4c.

منبع
Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi)
ناشر
Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi
نسخهٔ منبع
retrieved-2026-10-16
کد مجموعه
makarem-tafsir-nemooneh-2026-10-23-part01
زبان و مذهب
فارسی، شیعهٔ دوازده‌امامی
تأیید نمایش
تعداد متن‌ها
۳۷۲
باز کردن منبع