تفسیر نمونه

سورهٔ البقرة، آیات ۲۳۶ تا ۲۳۷، آیت الله العظمی مکارم شیرازی

برگشت به آیه‌ها

چگونگى اداى مهر

باز در ادامه احکام طلاق، در این دو آیه، احکام دیگرى بیان شده است.

نخست مى فرماید: «گناهى بر شما نیست اگر زنان را قبل از این که با آنها تماس پیدا کنید (آمیزش جنسى انجام دهید) و یا تعیین مهر نمائید، طلاق دهید» (لا جُناحَ عَلَیْکُمْ إِنْ طَلَّقْتُمُ النِّساءَ ما لَمْ تَمَسُّوهُنَّ أَوْ تَفْرِضُوا لَهُنَّ فَریضَةً).(1)

البته این، در صورتى است که مرد یا زن و مرد، بعد از عقد ازدواج و پیش از عمل زناشویى، متوجه شوند به جهاتى نمى توانند با هم زندگى کنند، چه بهتر که در این موقع با طلاق از هم جدا شوند; زیرا در مراحل بعد، کار مشکل تر مى شود.

به هر حال این تعبیر، پاسخى است براى آنها که تصور مى کردند: طلاق قبل از عمل زناشویى یا قبل از تعیین مهر، صحیح نیست، قرآن مى گوید: چنین طلاقى گناهى ندارد و صحیح است (و اى بسا جلو مفاسد بیشترى را بگیرد).

بعضى، نیز «جُناحَ» را در اینجا به معنى «مَهْر» گرفته اند که بر دوش شوهر سنگینى مى کند، یعنى به هنگام طلاق قبل از عمل زناشویى و تعیین مهر، هیچ گونه مهرى بر عهده شما نیست.

گر چه بعضى از مفسران(2) شرح زیادى درباره این تفسیر گفته اند، ولى به کار بردن کلمه «جُناحَ»، به معنى مهر، مأنوس نیست.

بعضى نیز احتمال داده اند: معنى جمله بالا این است: طلاق زن ها قبل از آمیزش در همه حال جایز است (خواه در حال عادت ماهیانه باشند یا نه) در حالى که بعد از آمیزش، حتماً باید در حال پاکى خالى از آمیزش باشد.(3)

این تفسیر بسیار بعید به نظر مى رسد; زیرا با جمله «أَوْ تَفْرِضُوا لَهُنَّ فَرِیْضَةً» سازگار نیست.

آن گاه به بیان حکم دیگرى در این رابطه مى پردازد، مى فرماید: «در چنین حالى باید آنها را (با هدیه مناسبى) بهره مند سازید» (وَ مَتِّعُوهُنَّ).

بنابراین، اگر نه مهرى تعیین شده و نه آمیزشى حاصل گشته، شوهر باید هدیه اى که مناسب با شئون زن باشد، بعد از طلاق به او بپردازد، ولى در پرداخت این هدیه، قدرت و توانائى شوهر نیز باید در نظر گرفته شود، لذا در دنباله آیه مى گوید: «بر آن کس که توانائى دارد به اندازه توانائیش، و بر آن کس که تنگدست است به اندازه خودش هدیه شایسته اى لازم است، و این حقى است بر نیکوکاران» (عَلَى الْمُوسِعِ قَدَرُهُ وَ عَلَى الْمُقْتِرِ قَدَرُهُ مَتاعاً بِالْمَعْرُوفِ حَقّاً عَلَى الْمُحْسِنینَ).

«مُوسِع» به معنى توانگر، و «مُقْتِر» به معنى تنگدست است (از ماده «قَتْر» به معنى بخل و تنگ نظرى نیز آمده است) مانند: «وَ کان الإِنْسانُ قَتُوراً».(4)

بنابراین، توانگران باید به اندازه خود و تنگدستان نیز درخور توانایى شان این هدیه را بپردازند، و شئون زن نیز در این جهت، در نظر گرفته شده است.

جمله «مَتاعاً بِالْمَعْرُوفِ» مى تواند اشاره اى به همه اینها باشد، یعنى هدیه اى به طور شایسته، دور از اسراف و بخل، و مناسب حال دهنده و گیرنده.

از آنجا که این هدیه، اثر قابل ملاحظه اى در جلوگیرى از حسّ انتقام جویى دارد، و همچنین در رهایى زن از عقده هایى که ممکن است، بر اثر گسستن پیوند زناشویى، حاصل شود، در آیه فوق آن را وابسته به روحیه نیکوکارى و احسان کرده و مى گوید: حَقّاً عَلَى الْمُحْسِنینَ:(5) «این عمل بر نیکوکاران لازم است» یعنى باید آمیخته با روح نیکوکارى و مسالمت باشد.

ناگفته پیدا است تعبیر به «محسنین» (نیکوکاران) نه به خاطر این است که حکم مزبور جنبه الزامى ندارد، بلکه براى تحریک احساسات خیرخواهانه افراد در راه انجام این وظیفه است، و گرنه همان طور که اشاره شد این حکم جنبه الزامى دارد.

نکته جالب دیگرى که از آیه استفاده مى شود، این است: قرآن از هدیه اى که مرد باید به زن بپردازد، تعبیر به «مَتاع» کرده است و «متاع» در لغت به معناى چیزهائى است که انسان از آنها بهره مند و متمتع مى شود، و غالباً به غیر پول و وجه نقد اطلاق مى گردد; زیرا از پول به طور مستقیم نمى توان استفاده کرد بلکه باید تبدیل به متاع شود روى همین جهت، قرآن از هدیه تعبیر به متاع کرده است.

و این موضوع از نظر روانى اثر خاصى دارد; زیرا بسیار مى شود هدیه اى از اجناس قابل استفاده مانند خوراک و پوشاک و نظایر آن که براى اشخاص برده مى شود هر چند کم قیمت باشد، اثرى در روح آنها مى گذارد که اگر آن را تبدیل به پول کنند هرگز آن اثر را نخواهد داشت، و لذا در روایاتى که در این زمینه به ما رسیده مى بینیم غالباً ائمه اطهار(علیهم السلام) نمونه هاى هدیه را امثال لباس، مواد غذائى و یا زمین زراعتى ذکر کرده اند.(6)

ضمناً از آیه، به خوبى استفاده مى شود: در ازدواج دائم تعیین مهر از قبل لازم نیست و طرفین مى توانند بعد از عقد، روى آن توافق کنند.(7)

و نیز استفاده مى شود: اگر قبل از تعیین مهر و آمیزش جنسى، طلاق صورت گیرد مهر واجب نخواهد بود و «هدیه» مزبور، جانشین «مهر» مى شود.

باید توجه کرد: زمان و مکان در مقدار «هدیه مناسب» مؤثر است.

* * *

در آیه بعد، سخن از زنانى به میان آمده که براى آنها تعیین مهر شده است ولى قبل از آمیزش و عروسى، جدا مى شوند، مى فرماید: «اگر آنها را طلاق دهید پیش از آن که با آنان تماس پیدا کنید (و آمیزش انجام شود) در حالى که مهرى براى آنها تعیین کرده اید، لازم است نصف آنچه را تعیین کرده اید به آنها بدهید» (وَ إِنْ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَمَسُّوهُنَّ وَ قَدْ فَرَضْتُمْ لَهُنَّ فَریضَةً فَنِصْفُ ما فَرَضْتُمْ).

این حکم قانونى مسأله است، که به زن حق مى دهد نصف تمام مهریه را بدون کم و کاست، بگیرد هر چند آمیزشى حاصل نشده باشد.

ولى بعداً به سراغ جنبه هاى اخلاقى و عاطفى مى رود و مى فرماید: «مگر این که آنها حق خود را ببخشند (و یا اگر صغیر و سفیه هستند، ولىّ آنان یعنى) آن کس که گره ازدواج به دست او است آن را ببخشد» (إِلاّ أَنْ یَعْفُونَ أَوْ یَعْفُوَا الَّذی بِیَدِهِ عُقْدَةُ النِّکاحِ).

روشن است ولىّ در صورتى مى تواند از حق صغیر صرف نظر کند که مصلحت صغیر ایجاب نماید.

بنابراین، حکم پرداخت نصف مهر، صرف نظر از مسأله عفو و بخشش است.

از آنچه گفتیم، روشن مى شود: منظور از الَّذی بِیَدِهِ عُقْدَةُ النِّکاحِ: «کسى که گره ازدواج به دست او است» ولىّ صغیر یا سفیه است; زیرا او است که حق دارد اجازه ازدواج بدهد، ولى بعضى از مفسران چنین پنداشته اند: منظور شوهر است، یعنى هر گاه شوهر تمام مهر را قبلاً پرداخته باشد (آن چنان که در میان بسیارى از اعراب معمول بوده) حق دارد نصف آن را باز پس گیرد مگر این که ببخشد و صرف نظر کند.

اما دقت در آیه، نشان مى دهد: صحیح همان تفسیر اول است; زیرا روى سخن در آیه با شوهران است، به همین دلیل، آنها را مخاطب قرار داده و مى گوید: وَ اِنْ طَلَّقْتُمُوهُنَّ: «اگر آنها را طلاق دادید» در حالى که جمله «أَوْ یَعْفُوَا الَّذی بِیَدِهِ عُقْدَةُ النِّکاحِ» به صورت فعل غائب ذکر شده و مناسب نیست که منظور از آن، شوهران باشند.

آرى، در جمله بعد مى گوید: «عفو و گذشت شما (و پرداختن تمام مهر) به پرهیزگارى نزدیک تر است و نیکوکارى و فضل را در میان خود فراموش نکنید که خداوند به آنچه انجام مى دهید بینا است» (وَ أَنْ تَعْفُوا أَقْرَبُ لِلتَّقْوى وَ لا تَنْسَوُا الْفَضْلَ بَیْنَکُمْ إِنَّ اللّهَ بِما تَعْمَلُونَ بَصیرٌ).

به طور مسلّم، مخاطب در این جمله شوهرانند و در نتیجه در جمله قبل سخن از گذشت اولیاء، و در این جمله، سخن از گذشت شوهران است.

و جمله «وَ لا تَنْسَوُا الْفَضْلَ بَیْنَکُمْ» خطابى است به عموم مسلمانان، که روح گذشت و بزرگوارى را در تمام این موارد، فراموش نکنند.

روایاتى که از پیشوایان معصوم(علیهم السلام) به ما رسیده است، نیز آیه را به همین صورت تفسیر مى کند،(8) و مفسران شیعه با توجه به مضمون آیه و روایات اهل بیت(علیهم السلام) نیز، همین نظر را انتخاب کرده اند و گفته اند: منظور از این عبارت، اولیاء زوجه هستند، البته مواردى پیش مى آید که سر سختى کردن در گرفتن نصف مهر، آن هم قبل از عروسى، ممکن است احساسات شوهر و اقوامش را جریحه دار کند و در صدد انتقام جویى بر آیند، و ممکن است حیثیت و آبروى زن را در معرض خطر قرار دهد، این جا است که گاه، پدر براى حفظ مصلحت دختر خود، لازم مى بیند که از حق او گذشت نماید.

جمله وَ أَنْ تَعْفُوا أَقْرَبُ لِلتَّقْوى: «عفو و گذشت شما به پرهیزکارى نزدیک تر است»، وظیفه مردان را در برابر زنان مطلقه خود بیان مى کند، که اگر تمام مهر را پرداخته اند چیزى پس نگیرند و اگر نپرداخته اند همه آن را بپردازند و از نیمى که حق آنها است صرف نظر کنند; زیرا مسلّم است دختر، یا زنى که بعد از عقد یا پیش از عروسى از شوهر خود جدا مى شود، ضربه سختى مى خورد و از نظر اجتماعى و روانى مواجه با مشکلاتى است، و بى شک گذشت شوهر و پرداخت تمام مهر، تا حدّى مرهم بر این جراحات مى گذارد.

لحن مجموعه آیه، بر اصل اساسى «معروف» و «احسان»، در این مسائل تأکید مى کند، که حتى طلاق و جدائى آمیخته با نزاع و کشمکش و تحریک روح انتقام جویى نباشد، بلکه بر اساس بزرگوارى، احسان، عفو و گذشت، قرار گیرد; زیرا اگر مرد و زنى نتوانند، با هم زندگى کنند و به دلائلى از هم جدا شوند دلیلى ندارد میان آنها عداوت و دشمنى حاکم گردد.

* * *

1 ـ «مَسّ» در لغت به معنى تماس پیدا کردن و در اینجا کنایه از عمل زناشوئى است، و «فَرِیضَة» به معنى واجب است و در اینجا منظور، مهر است.

2 ـ تفسیر «کبیر»، جلد 6، صفحه 137 (صفحه 473، چاپى دیگر)، ذیل آیه مورد بحث.

3 ـ تفسیر «کبیر»، جلد 6، صفحه 137 (صفحه 473، چاپى دیگر)، ذیل آیه مورد بحث.

4 ـ اسراء، آیه 100.

5 ـ «حَقّاً» مى تواند صفت «مَتاعاً» بوده باشد، یا حال، و یا مفعول مطلق براى فعل محذوفى ـ «مَتاعاً» نیز مفعول مطلق است، براى جمله «وَ مَتَّعُوهُنَّ».

6 ـ «بحار الانوار»، جلد 100، صفحه 356، و جلد 101، صفحه 142 ـ «وسائل الشیعه»، جلد 21، صفحه 308 به بعد، باب 49، «بابُ مِقْدارِ الْمُتْعَةِ لِلْمُطَلَّقَةِ» (چاپ آل البیت).

7 ـ البته اگر در ازدواج دائم تعیین مهر نکنند مهر ساقط نمى شود، بلکه «مَهْرُ الْمِثْل» (مهرى معادل مهر زنان شبیه او) تعلق مى گیرد، مگر این که قبل از آمیزش جنسى طلاق داده شود، در این صورت تنها هدیه اى که در بالا اشاره شد، واجب مى گردد.

8 ـ «کافى»، جلد 1، صفحه 106 (دار الکتب الاسلامیة) ـ «وسائل الشیعه»، جلد 19، صفحه 168، و جلد 21، صفحات 315 و 317 (چاپ آل البیت) ـ «بحار الانوار»، جلد 100، صفحات 358 و 359 ـ «من لایحضره الفقیه»، جلد 3، صفحات 88 و 506 (انتشارات جامعه مدرسین، 1413 هـ ق).

منبع و اجازهٔ این تفسیر

منبع: Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi) · Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shiraziاجازه: Notice of the publisher: use with mention of the source is permitted (not an open licence)

این تفسیر برداشتِ نویسندهٔ آن است، نه نظر سراج.

کجای منبع: https://quran.makarem.ir/fa/interpretation?sura=2&verse=236، کد متن fde947d8fc37

جزئیات منبع و اجازهٔ این تفسیر

Tafsir Nemooneh (تفسیر نمونه), the Persian commentary of the Quran written under Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi with a group of co-authors, as published on https://quran.makarem.ir/, the Quran and tafsir site of the office of آیت الله العظمی مکارم شیرازی: one page per ayah (/fa/interpretation?sura=…&verse=…). Part 01: surah 1 ayah 1 to surah 4 ayah 176, 372 passages. Terms: the footer notice of that site, «استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.» (Use of the content with mention of the source is permitted.); a notice of the publisher, not an open licence. Passages: the site serves one commentary for a passage on the page of each of its ayahs; consecutive ayahs of one surah whose pages serve the same commentary form one record with that range. An ayah whose page serves no commentary of its own joins a neighbouring passage only when that passage quotes it. Changes: only the HTML markup of the commentary block was removed: block elements became paragraphs separated by one blank line, a line-break tag a line feed, inline tags gave their text unchanged; the character references (  « » >) were replaced by the characters they name; white space of the markup was collapsed to one space and dropped at the edges of a paragraph; the footnotes stay where the page has them, after the text, with their markers; nothing else was changed. Not taken: the ayah and its translation shown above the commentary. Retrieved 2026-10-16 to 2026-10-23: 6248 requests one at a time, at least 6 seconds apart (6236 answered 200, one per ayah); the list of the requests (raw/index.jsonl) has SHA-256 ad7f694f4fd24e1501a679a2db6df2c800c78c6d4d0773cf3a1e883e6fe16f4c.

منبع
Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi)
ناشر
Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi
نسخهٔ منبع
retrieved-2026-10-16
کد مجموعه
makarem-tafsir-nemooneh-2026-10-23-part01
زبان و مذهب
فارسی، شیعهٔ دوازده‌امامی
تأیید نمایش
تعداد متن‌ها
۳۷۲
باز کردن منبع