تفسیر نمونه

سورهٔ الشعراء، آیات ۱۰۵ تا ۱۱۵، آیت الله العظمی مکارم شیرازی

برگشت به آیه‌ها

105کَذَّبَتْ قَوْمُ نُوح الْمُرْسَلِینَ

106إِذْ قالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ نُوحٌ أَ لا تَتَّقُونَ

107إِنِّی لَکُمْ رَسُولٌ أَمِینٌ

108فَاتَّقُوا اللّهَ وَ أَطِیعُونِ

109وَ ما أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْر إِنْ أَجْرِیَ إِلاّ عَلى رَبِّ الْعالَمِینَ

110فَاتَّقُوا اللّهَ وَ أَطِیعُونِ

111قالُوا أَ نُؤْمِنُ لَکَ وَ اتَّبَعَکَ الأَرْذَلُونَ

112قالَ وَ ما عِلْمِی بِما کانُوا یَعْمَلُونَ

113إِنْ حِسابُهُمْ إِلاّ عَلى رَبِّی لَوْ تَشْعُرُونَ

114وَ ما أَنَا بِطارِدِ الْمُؤْمِنِینَ

115إِنْ أَنَا إِلاّ نَذِیرٌ مُبِینٌ

ترجمه:

105 ـ قوم نوح رسولان را تکذیب کردند.

106 ـ هنگامى که برادرشان نوح به آنان گفت: «آیا تقوا پیشه نمى کنید»؟!

107 ـ مسلماً من براى شما پیامبرى امین هستم!

108 ـ تقواى الهى پیشه کنید و مرا اطاعت نمائید!

109 ـ من براى این (دعوت) هیچ مزدى از شما نمى طلبم; اجر من تنها بر پروردگار عالمیان است!

110 ـ پس، تقواى الهى پیشه کنید و مرا اطاعت نمائید!

111 ـ گفتند: «آیا ما به تو ایمان بیاوریم در حالى که افراد پست و بى ارزش از تو پیروى کرده اند»؟!

112 ـ (نوح) گفت: «من چه مى دانم آنها چه کارى داشته اند!

113 ـ حساب آنها تنها با پروردگار من است اگر شما مى فهمیدید!

114 ـ و من هرگز مؤمنان را طرد نخواهم کرد.

115 ـ من تنها انذار کننده اى آشکارم».

تفسیر:

اى نوح! چرا بى سر و پاها گرد تو را گرفته اند؟

بعد از پایان ماجراى ابراهیم، و گفتگوهایش با قوم گمراه خویش، سومین پیامبرى که مطرح شده، نوح(علیه السلام) است.

قرآن در این آیات از قوم نوح به عنوان یک ماجراى آموزنده دیگر سخن به میان مى آورد، و لجاجت، سرسختى و بى شرمى آنها را با عاقبت دردناکشان ضمن چند آیه بازگو مى کند.

نخست مى گوید: «قوم نوح، رسولان را تکذیب کردند» (کَذَّبَتْ قَوْمُ نُوح الْمُرْسَلِینَ).(1)

معلوم است: قوم نوح تنها نوح(علیه السلام) را تکذیب کردند، اما از آنجا که دعوت همه پیامبران از نظر اصول، یکى بود، تکذیب نوح تکذیب همه رسولان محسوب مى شد، و لذا مى فرماید: قوم نوح «مرسلین» را تکذیب کردند.

این احتمال نیز وجود دارد که اصولاً قوم نوح، منکر همه ادیان و مذاهب بودند، و تمام پیامبران الهى را چه قبل از ظهور نوح، و چه بعد از ظهورش تکذیب مى کردند.

* * *

آن گاه به این فراز از زندگى او که شبیه فرازهائى است که در گذشته از ابراهیم و موسى(علیهم السلام) نقل شد، اشاره کرده مى گوید: «به خاطر بیاور هنگامى که برادرشان نوح به آنها گفت: آیا پرهیزگارى پیشه نمى کنید»؟ (إِذْ قالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ نُوحٌ أَ لا تَتَّقُونَ).

تعبیر به «برادر» تعبیرى است که نهایت پیوند محبت آمیز را بر اساس مساوات و برابرى مشخص مى کند، یعنى نوح(علیه السلام) بى آن که بخواهد تفوقى بر آنان بجوید با نهایت صفا و صمیمیت آنها را دعوت به پرهیزکارى کرد.

تعبیر به اخوت و برادرى که نه تنها در مورد نوح(علیه السلام) بلکه درباره بسیارى دیگر از پیامبران (مانند هود، صالح و لوط(علیهم السلام)) آمده است به همه رهبران راه حق الهام مى بخشد که باید در دعوت خود نهایت محبت و صمیمیت توأم با دورى از هر گونه تفوق طلبى را رعایت کنند، تا دل هاى رمیده جذب آئین حق گردد، و هیچ سنگینى احساس نکنند.

* * *

پس از دعوت به تقوا که خمیر مایه هر گونه هدایت و نجات است، اضافه مى کند: «من براى شما فرستاده امینى هستم» (إِنِّی لَکُمْ رَسُولٌ أَمِینٌ).

* * *

«از خدا بترسید، تقوا پیشه کنید و مرا اطاعت نمائید» که اطاعت من اطاعت خدا است (فَاتَّقُوا اللّهَ وَ أَطِیعُونِ).

این تعبیر نشان مى دهد که نوح(علیه السلام) سابقه ممتدى از امانت در میان قوم خود داشت و او را با این صفت والا مى شناختند لذا، مى گوید: به همین دلیل، من در اداى رسالت الهى امینم و خیانتى از من نخواهید دید.

مقدم داشتن «تقوا» بر «اطاعت»، به خاطر این است که: تا ایمان و اعتقادى نسبت به «اللّه» و ترس از او در میان نباشد، اطاعت از فرمان پیامبرش صورت نخواهد گرفت.

* * *

دگر بار نوح(علیه السلام) به دلیل دیگرى بر حقانیت خود، تمسک مى جوید، دلیلى که زبان بهانه جویان را کوتاه مى سازد، مى گوید: «من از شما در برابر این دعوتم مزدى نمى طلبم» (وَ ما أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْر).

«اجر و پاداش من تنها بر پروردگار عالمیان است» (إِنْ أَجْرِیَ إِلاّ عَلى رَبِّ الْعالَمِینَ).

روشن است انگیزه هاى الهى، معمولاً دلیل بر صداقت مدعى نبوت است، در حالى که انگیزه هاى مادى به خوبى نشان مى دهد که، هدف سودجوئى است، مخصوصاً اعراب آن عصر، با این مسأله در مورد کاهنان و افرادى شبیه آنان آشنا بودند.

* * *

باز به دنبال این جمله، همان جمله اى را مى گوید که بعد از تأکید بر رسالت و امانت خویش بیان کرده بود، مى گوید: «از خدا بترسید و مرا اطاعت کنید» (فَاتَّقُوا اللّهَ وَ أَطِیعُونِ).

* * *

اما مشرکان لجوج و مستکبران خیره سر، هنگامى که راه هاى بهانه جوئى را به روى خود مسدود دیدند، به این مسأله چسبیدند و «گفتند: آیا ما به تو ایمان بیاوریم در حالى که افراد پست و بى ارزش از تو پیروى کرده اند»؟! (قالُوا أَ نُؤْمِنُ لَکَ وَ اتَّبَعَکَ الأَرْذَلُونَ).

ارزش یک پیشوا را باید از پیروانش شناخت، و به اصطلاح امامزاده را از زوارش مى شناسند، ما وقتى به پیروان تو نگاه مى کنیم، مشتى بى سر و پا، گمنام و فقیر، تهیدست و پا برهنه که کسب هاى ضعیف و ناچیزى دارند، اطرافت را گرفته اند، با این حال، چگونه انتظار دارى ثروتمندان سرشناس و اشراف با نام و نشان، سر تسلیم بر آستان تو بسایند؟!

اصلاً، هرگز آب ما با این جمعیت در یک جوى نمى رود، ما هیچ گاه بر سر یک سفره ننشسته ایم، و در زیر یک سقف اجتماع نکرده ایم، چه انتظار نامعقولى دارى؟!.

درست است آنها در این تشخیص صائب بودند که پیشوا را باید از طریق پیروان شناخت، ولى اشتباه بزرگشان این بود که، آنها مفهوم و معیار شخصیت را گم کرده بودند.

آنها معیار سنجش ارزش ها را مال و ثروت، لباس و خانه و مرکب زیبا و گران قیمت قرار داده بودند، و از پاکى، تقوا، حق جوئى و صفات عالى انسانیت که در طبقات کم درآمد، بسیار بود و در اشراف بسیار کم، غافل بودند.

روح طبقاتى در بدترین اشکالش بر فکر آنها حاکم بود، به همین دلیل طبقه تهیدست را «اراذل» مى شمردند!(2) و اتفاقاً آنها اگر از زندان جامعه طبقاتى بیرون مى آمدند، به خوبى مى توانستند درک کنند که: ایمان این گروه، خود بهترین دلیل

بر حقانیت و اصالت دعوت این پیامبر است.

* * *

ولى نوح(علیه السلام) آنها را در اینجا فوراً خلع سلاح کرده «گفت: وظیفه من دعوت همگان به سوى حق، و اصلاح جامعه است، من چه مى دانم آنها چه کارى داشته اند»؟! (قالَ وَ ما عِلْمِی بِما کانُوا یَعْمَلُونَ).

گذشته آنها هر چه بوده گذشته، مهم امروز است که دعوت رهبر الهى را «لبیک» گفته اند، در مقام خودسازى برآمده و قلب و دل خود را در اختیار حق گذاشته اند.

* * *

اگر آنها در گذشته کار خوب یا بدى کرده اند، «حسابشان بر پروردگار من است اگر شما مى فهمیدید» و درک و تشخیص مى داشتید (إِنْ حِسابُهُمْ إِلاّ عَلى رَبِّی لَوْ تَشْعُرُونَ).

از این سخن ضمناً استفاده مى شود که آنها مى خواستند علاوه بر مسأله تهیدستى این گروه از مؤمنان را به سوء سابقه اخلاقى و عملى متهم سازند، در حالى که معمولاً فساد و آلودگى در طبقات مرفّه به درجات، بیشتر است، آنها هستند که همه رقم وسائل فساد در اختیار دارند و مست مقام و مالند و کمتر خدا را بنده اند!

اما نوح(علیه السلام) بى آن که در این مسأله با آنها گلاویز شود، مى گوید: من از آنها چیز بدى سراغ ندارم، و اگر هم چنین باشد که شما مى گوئید، حسابشان با خدا است!

* * *

آنچه وظیفه من است این است که: من پر و بال خود را براى همه حق جویان بگشایم «من هرگز ایمان آورندگان را طرد نخواهم کرد» (وَ ما أَنَا بِطارِدِ الْمُؤْمِنِینَ).

این جمله در حقیقت، پاسخ به درخواست ضمنى این ثروتمندان مغرور است که از نوح(علیه السلام) خواسته بودند، این گروه را از خود براند و طرد کند، تا نزد او حاضر شوند!

* * *

و مى افزاید: تنها وظیفه من این است که من مردم را انذار کنم «من فقط بیم دهنده آشکارى هستم» (إِنْ أَنَا إِلاّ نَذِیرٌ مُبِینٌ).

هر کس این هشدار مرا بشنود، و از راه انحراف به صراط مستقیم، بازگردد پیرو من است، هر که باشد و در هر وضع مادى و شرائط اجتماعى.

قابل توجه این که: این ایراد را نه تنها بر نوح(علیه السلام) که نخستین پیامبران اولوا العزم است گرفتند، به پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) نیز که خاتم انبیاء است و همچنین به سایر پیامبران نیز گرفتند.

آنها با عینک سیاهى که بر چشم داشتند منظره این سپید جامگان را تاریک مى دیدند و همواره خواهان طرد و رد آنها بودند، و اصلاً خدا و پیامبرانى را که چنین بندگان و پیروانى داشته باشند، نمى پسندیدند!

اما قرآن چه زیبا در سوره «کهف»، آیه 28 به پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) مى فرماید: وَ اصْبِرْ نَفْسَکَ مَعَ الَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِیِّ یُرِیدُونَ وَجْهَهُ وَ لا تَعْدُ عَیْناکَ عَنْهُمْ تُرِیدُ زِینَةَ الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ لا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنا قَلْبَهُ عَنْ ذِکْرِنا وَ اتَّبَعَ هَواهُ وَ کانَ أَمْرُهُ فُرُطاً:

«با کسانى باش که پروردگار خود را صبح و عصر مى خوانند، و تنها ذات او را مى طلبند، هرگز چشم هاى خود را به خاطر زینت هاى دنیا از آنها برمگیر، و از کسانى که قلبشان را از یاد خود غافل ساخته ایم اطاعت مکن، همانها که پیروى هواى نفس کرده اند و کارهایشان افراطى است»!.

و حتى این ایراد را به رهبران راه حق، در عصر و زمان ما نیز مى کنند که بیشترین رقم طرفداران شما را «مستضعفین» و پابرهنه ها تشکیل مى دهند.

آنها مى خواهند با این سخن عیبى بگذارند در حالى که ناآگاهانه مدح و تمجید مى کنند و اصالت مکتب را امضا مى نمایند.

* * *

1 ـ مؤنث بودن «کَذَّبَتْ» به خاطر این است که: «قوم» به معنى «جماعت» است و جماعت تأنیث لفظى دارد.

بعضى نیز گفته اند: «قوم» ذاتاً کلمه مؤنثى است زیرا مصغّر آن «قویمة» گفته مى شود (اولى را «طبرسى» در «مجمع البیان» و دومى را «فخر رازى» در تفسیرش بیان کرده است).

ولى «آلوسى» در «روح المعانى» مى گوید: لفظ «قوم» هم به صورت مذکر، و هم به صورت مؤنث استعمال مى شود.

2 ـ «اراذل» جمع «ارذل» (بر وزن اهرم) و آن نیز جمع «رذل» به معنى پست و حقیر است.

منبع و اجازهٔ این تفسیر

منبع: Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi) · Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shiraziاجازه: Notice of the publisher: use with mention of the source is permitted (not an open licence)

این تفسیر برداشتِ نویسندهٔ آن است، نه نظر سراج.

کجای منبع: https://quran.makarem.ir/fa/interpretation?sura=26&verse=105، کد متن 3ba4f71ad39a

جزئیات منبع و اجازهٔ این تفسیر

Tafsir Nemooneh (تفسیر نمونه), the Persian commentary of the Quran written under Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi with a group of co-authors, as published on https://quran.makarem.ir/, the Quran and tafsir site of the office of آیت الله العظمی مکارم شیرازی: one page per ayah (/fa/interpretation?sura=…&verse=…). Part 04: surah 20 ayah 1 to surah 30 ayah 60, 243 passages. Terms: the footer notice of that site, «استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.» (Use of the content with mention of the source is permitted.); a notice of the publisher, not an open licence. Passages: the site serves one commentary for a passage on the page of each of its ayahs; consecutive ayahs of one surah whose pages serve the same commentary form one record with that range. An ayah whose page serves no commentary of its own joins a neighbouring passage only when that passage quotes it. Changes: only the HTML markup of the commentary block was removed: block elements became paragraphs separated by one blank line, a line-break tag a line feed, inline tags gave their text unchanged; the character references (  « » >) were replaced by the characters they name; white space of the markup was collapsed to one space and dropped at the edges of a paragraph; the footnotes stay where the page has them, after the text, with their markers; nothing else was changed. Not taken: the ayah and its translation shown above the commentary. Retrieved 2026-10-16 to 2026-10-23: 6248 requests one at a time, at least 6 seconds apart (6236 answered 200, one per ayah); the list of the requests (raw/index.jsonl) has SHA-256 ad7f694f4fd24e1501a679a2db6df2c800c78c6d4d0773cf3a1e883e6fe16f4c.

منبع
Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi)
ناشر
Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi
نسخهٔ منبع
retrieved-2026-10-17
کد مجموعه
makarem-tafsir-nemooneh-2026-10-23-part04
زبان و مذهب
فارسی، شیعهٔ دوازده‌امامی
تأیید نمایش
تعداد متن‌ها
۲۴۳
باز کردن منبع