تفسیر نمونه

سورهٔ القصص، آیات ۶۱ تا ۶۴، آیت الله العظمی مکارم شیرازی

برگشت به آیه‌ها

 61أَ فَمَنْ وَعَدْناهُ وَعْداً حَسَناً فَهُوَ لاقِیهِ کَمَنْ مَتَّعْناهُ مَتاعَ الْحَیاةِ الدُّنْیا ثُمَّ هُوَ یَوْمَ الْقِیامَةِ مِنَ الْمُحْضَرِینَ

62وَ یَوْمَ یُنادِیهِمْ فَیَقُولُ أَیْنَ شُرَکائِیَ الَّذِینَ کُنْتُمْ تَزْعُمُونَ

63قالَ الَّذِینَ حَقَّ عَلَیْهِمُ الْقَوْلُ رَبَّنا هؤُلاءِ الَّذِینَ أَغْوَیْنا أَغْوَیْناهُمْ کَما غَوَیْنا تَبَرَّأْنا إِلَیْکَ ما کانُوا إِیّانا یَعْبُدُونَ

64وَ قِیلَ ادْعُوا شُرَکاءَکُمْ فَدَعَوْهُمْ فَلَمْ یَسْتَجِیبُوا لَهُمْ وَ رَأَوُا الْعَذابَ لَوْ أَنَّهُمْ کانُوا یَهْتَدُونَ

ترجمه:

61ـ آیا کسى که به او وعده نیکو داده ایم و به آن خواهد رسید، همانند کسى است که متاع زندگى دنیا به او داده ایم سپس روز قیامت (براى حساب و جزا) از احضارشدگان خواهد بود؟!

62ـ روزى را که خداوند آنان را ندا مى دهد، و مى گوید: «کجا هستند همتایانى که براى من مى پنداشتید»؟!

63ـ گروهى که فرمان عذاب درباره آنها مسلّم شده است مى گویند: «پروردگارا! ما اینها [= عابدان] را گمراه کردیم; (آرى) ما آنها را گمراه کردیم همان گونه که خودمان گمراه شدیم; ما از آنان به سوى تو بیزارى مى جوئیم; آنان ما را نمى پرستیدند»!

64ـ و به آنها گفته مى شود: «معبودهایتان را بخوانید»! پس معبودهایشان را مى خوانند، ولى جوابى به آنان نمى دهند. و عذاب الهى را مى بینند، و آرزو مى کنند: اى کاش هدایت یافته بودند!

تفسیر:

آنها هواى نفس خویش را مى پرستیدند

در آیات گذشته، سخن از کسانى بود که، به خاطر تمتع و بهره گیرى از نعمتهاى دنیا، کفر را بر ایمان، و شرک را بر توحید ترجیح داده اند، در آیات مورد بحث وضع این گروه را در قیامت، در برابر مؤمنان راستین مشخص مى کند.

نخست، با یک مقایسه، که به صورت استفهام مطرح شده، وجدان همگان را به داورى مى طلبد و مى گوید: آیا کسى که به او وعده نیک داده ایم، و به وعده خود قطعاً خواهد رسید، با کسى که تنها از متاع دنیا به او بهره داده ایم، سپس روز قیامت در پیشگاه پروردگار براى حساب و جزاء احضار مى شود، یکسان است»؟ (أَ فَمَنْ وَعَدْناهُ وَعْداً حَسَناً فَهُوَ لاقِیهِ کَمَنْ مَتَّعْناهُ مَتاعَ الْحَیاةِ الدُّنْیا ثُمَّ هُوَ یَوْمَ الْقِیامَةِ مِنَ الْمُحْضَرِینَ).

بدون شک، هر وجدان بیدار، وعده هاى نیک الهى و مواهب عظیم و جاویدان او را بر بهره گیرى چند روز از نعمتهاى فانى و لذات زودگذر ـ که به دنبال آن درد و رنج جاویدان است ـ ترجیح مى دهد.

جمله «فَهُوَ لاقِیهِ»، تأکیدى است بر این که، وعده الهى تخلف ناپذیر است و باید چنین باشد; چرا که تخلف از وعده، یا به خاطر جهل است یا عجز، که هیچ یک از آنها در ذات خدا راه ندارد.

جمله «هُوَ یَوْمَ الْقِیامَةِ مِنَ الْمُحْضَرِینَ»، اشاره به احضار در محضر خداوند، براى حساب اعمال است، و بعضى آن را به احضار در آتش دوزخ تفسیر کرده اند، ولى تفسیر اول، مناسب تر است.

و به هر حال، این تعبیر نشان مى دهد که این آلودگان، با اکراه و بدون تمایل به این صحنه کشانده مى شوند، و باید هم چنین باشد; چرا که وحشت حساب و  کیفر، تمام وجود آنها را فرا گرفته است.

تعبیر به «حیات دنیا» که بارها در سوره هاى مختلف قرآن مجید آمده، اشاره به پستى این زندگى در مقایسه با «حیات آخرت» و زندگى جاویدان و زوال ناپذیر آن است; زیرا «دنیا» از ماده «دنو» (بر وزن غلو)، در اصل به معنى نزدیکى در مکان یا زمان یا منزلت و مقام است، سپس «دنیا و ادنى» گاه، به موجودات کوچک، که در دسترس قرار دارند، در مقابل موجودات بزرگ اطلاق شده، و گاه، در موضوعات پست، در مقابل خوب و والا، و گاه، به نزدیک، در مقابل دور اطلاق گردیده، و از آنجا که زندگى این جهان، در برابر جهان دیگر، هم کوچک است و هم بى ارزش و هم نزدیک، نام «حیات دنیا» کاملاً متناسب آن است.

* * *

و به دنبال این سخن، صحنه هاى رستاخیز را در برابر کفار مجسم مى کند، صحنه هائى که از تصورش مو بر بدن راست مى شود، و اندام را به لرزه در مى آورد.

مى گوید: «روزى را به خاطر بیاورید که خداوند آنها را ندا مى دهد و مى گوید: کجا هستند شریکانى که براى من مى پنداشتید»؟! (وَ یَوْمَ یُنادِیهِمْ فَیَقُولُ أَیْنَ شُرَکائِیَ الَّذِینَ کُنْتُمْ تَزْعُمُونَ).

بدیهى است، این سؤالى است توبیخى; براى این که در قیامت که روز کنار رفتن پرده ها و حجاب ها است، نه شرک مفهومى دارد و نه مشرکان بر عقیده خود باقیند، این سؤال در حقیقت یک نوع سرزنش و مجازات است، یک نوع توبیخ و عقوبت است.

* * *

اما آنها، به جاى این که: به پاسخ پردازند، معبودهایشان به سخن در مى آیند  و از آنها اظهار تنفر و بیزارى مى کنند; زیرا مى دانیم معبودان، گاه بتهاى سنگ و چوبى بودند، و گاه مقدسینى همچون فرشتگان و «مسیح»، و گاه جن و شیاطین.

در اینجا، گروه سوم به سخن مى آیند که: سخن آنها را در آیه بعد چنین مى خوانیم: «گروهى از معبودان، که فرمان عذاب درباره آنها مسلّم شده، مى گویند: پروردگارا! ما این عابدان را گمراه کردیم، آرى، ما آنها را گمراه کردیم، همان گونه که خود گمراه شدیم (ولى آنها به میل خویش به دنبال ما آمدند) ما از آنها بیزارى مى جوئیم، آنها ما را پرستش نمى کردند» بلکه در حقیقت هواى نفس خویش را مى پرستیدند (قالَ الَّذِینَ حَقَّ عَلَیْهِمُ الْقَوْلُ رَبَّنا هؤُلاءِ الَّذِینَ أَغْوَیْنا أَغْوَیْناهُمْ کَما غَوَیْنا تَبَرَّأْنا إِلَیْکَ ما کانُوا إِیّانا یَعْبُدُونَ).

بنابراین، آیه فوق شبیه آیه 28 سوره «یونس» است که مى گوید: وَ قالَ شُرَکاؤُهُمْ ما کُنْتُمْ إِیّانا تَعْبُدُونَ: «معبودان، در قیامت رو به سوى عبادت کنندگان خود مى کنند و مى گویند: شما ما را پرستش نمى کردید»!

و به این ترتیب، معبودان اغواگر، همچون فرعون و نمرود و شیاطین انس و جن، بیزارى و تنفر خود را از چنین عابدانى اعلام مى دارند، و به دفاع از خویش برمى خیزند، حتى گمراهى آنها را نیز از خود نفى مى کنند، و مى گویند: آنها به میل خود به دنبال ما آمدند.

ولى بدیهى است، نه این نفى اثرى دارد، و نه آن بیزارى و تبرى، و آنها در گناه عابدان خود، قطعاً شریک و سهیم اند.(1)  جالب توجه این است که: در آن روز، هر یک از این منحرفان خلافکار از دیگرى بیزارى مى جویند، و هر کدام سعى دارند گناه خود را به گردن دیگرى افکنند.

این، درست نظیر چیزى است که، نمونه کوچک آن را در دنیا، با چشم خود مى بینیم که جمعى دست به دست هم مى دهند، تا امر خلافى مرتکب شوند، پس از دستگیرى و حضور در محضر دادگاه، از یکدیگر بیزارى مى جویند، و گناه را به گردن دیگرى مى افکنند، این است: سرنوشتِ گروه گمراه و خلافکار در دنیا و آخرت.

همان گونه که در آیه 22 سوره «ابراهیم» مى خوانیم که: «شیطان در روز قیامت به پیروان خود مى گوید: من سلطه اى بر شما نداشتم، من تنها از شما دعوت کردم، شما هم مشتاقانه اجابت کردید، مرا ملامت نکنید خود را ملامت کنید» (وَ ما کانَ لِی عَلَیْکُمْ مِنْ سُلْطان إِلاّ أَنْ دَعَوْتُکُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِی فَلاتَلُومُونِی وَ لُومُوا أَنْفُسَکُمْ).

و در مورد مشرکان، در آیه 30 سوره «صافات» مى خوانیم که آنها، به مناقشه با یکدیگر برمى خیزند، و هر یک دیگرى را مقصر مى شمرد، اما اغواگران، صریحاً در پاسخ مى گویند: «ما بر شما سلطه اى نداشتیم، شما خود گروهى طغیانگر بودید» (وَ ما کانَ لَنا عَلَیْکُمْ مِنْ سُلْطان بَلْ کُنْتُمْ قَوْماً طاغِینَ).

* * *

به هر حال، به دنبال سؤالى که از آنها درباره معبودهایشان مى شود، و آنها در پاسخ عاجز مى مانند، به آنان «گفته مى شود: شما معبودهایتان را که شریک خدا  مى پنداشتید بخوانید» تا به یارى شما برخیزند! (وَ قِیلَ ادْعُوا شُرَکاءَکُمْ).(2)

آنها با این که: مى دانند در آنجا کارى از دست معبودان ساخته نیست، بر اثر شدت وحشت و کوتاه شدن دستشان از همه جا، و یا به خاطر اطاعت فرمان خدا که مى خواهد با چنین کارى، مشرکان و معبودانِ گمراه را، در برابر همگان رسوا سازد، «دست تقاضا به سوى معبودانشان دراز مى کنند، و آنها را به کمک مى خوانند» (فَدَعَوْهُمْ).

ولى پیدا است، «جوابى به آنها نمى دهند» و دعوت آنها را لبیک نمى گویند (فَلَمْ یَسْتَجِیبُوا لَهُمْ).

در این هنگام است که: «عذاب الهى را در برابر چشم خود مى بینند» (وَ رَأَوُا الْعَذابَ).

«و آرزو مى کنند: اى کاش! هدایت یافته بودند» (لَوْ أَنَّهُمْ کانُوا یَهْتَدُونَ).(3)

چرا که هر دست و پائى در آنجا زنند، جز ناکامى و رسوائى نتیجه اى نخواهد داشت; چون تنها راه نجات، ایمان و عمل صالح بوده که آنها فاقد آنند.

* * *

1 ـ این احتمال نیز در تفسیر آیه فوق داده شده که: «پاسخ گوینده»، رؤساى مشرکان و سردمداران شرک و کفر، (یعنى فقط گروهى از عابدان) هستند، آنها ضمن طفره رفتن از پاسخ پروردگار، در مورد معرفى معبودهاى خود، از پیروان خویش سخن مى گویند، و به دفاع از خود برخاسته، عرض مى کنند: «خداوندا! ما خودمان گمراه بودیم که راه شرک پوئیدیم، و این گروه نیز، با میل خود به دنبال ما افتادند و ما آنها را گمراه ساختیم، ولى آنها در حقیقت از ما اطاعت کردند» (توجه داشته باشید در اینجا عبادت به معنى اطاعت است) آنها اطاعت از هواىِ نفسِ خویش مى کردند، ولى تفسیرى که در بالا گفتیم نزدیکتر 2

به نظر مى رسد.

2 ـ تعبیر به «شُرَکاءَکُمْ» با این که این: شریک ها را براى خدا قائل بودند، اشاره به این است که شریک ها را شما ساختید و تعلق به شما دارد.

3 ـ مفسران بزرگ، بحث هاى دامنه دارى در اینجا، در مورد جمله «لَوْ أَنَّهُمْ کانُوا یَهْتَدُونَ» کرده اند، گروه زیادى «لَو» را حرف شرط دانسته اند و سپس درباره جزاى آن به گفتگو پرداخته اند، بعضى جواب آن را جمله اى مى دانند که از «رَأَوُا الْعَذابَ» استفاده مى شود، و تقدیر را چنین گرفته اند: «لَوْ أَنَّهُمْ کانُوا یَهْتَدُونَ لَرَأَوُا الْعَذابَ فِى الدُّنْیا بِعَیْنِ الْیَقِیْنِ» (شبیه آیه «لَتَرَوُنَّ الْجَحِیْمَ» ـ تکاثر، آیه 6) و بعضى تقدیر را چنین گرفته اند: «لَوْ أَنَّهُمْ کانُوا یَهْتَدُونَ فِى الدُّنْیا لَما رَأَوُا الْعَذابَ فِى الآخِرَةِ» و بعضى دیگر جزاهاى دیگرى در تقدیر گرفته اند، اما بعضى معتقدند: اصلاً جوابِ شرط محذوف نیست و جمله «رَأَوُا الْعَذابَ» را جواب شرط مى دانند، بنابراین، مفهوم جمله چنین مى شود: اگر آنها در روز قیامت چشم بینا داشتند و هدایت مى شدند، عذاب را مى دیدند، اما چشم بینا ندارند.

ولى در ماوراى همه این معانى، معنى دیگرى است که، ما در بالا آن را ترجیح دادیم و آن این که: «لَو» براى تمنى باشد، شرح بیشتر آن را در کتب ادبى از جمله «مغنى اللبیب» مى توانید مطالعه فرمائید.

منبع و اجازهٔ این تفسیر

منبع: Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi) · Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shiraziاجازه: Notice of the publisher: use with mention of the source is permitted (not an open licence)

این تفسیر برداشتِ نویسندهٔ آن است، نه نظر سراج.

کجای منبع: https://quran.makarem.ir/fa/interpretation?sura=28&verse=61، کد متن 6ae5b2a45d84

جزئیات منبع و اجازهٔ این تفسیر

Tafsir Nemooneh (تفسیر نمونه), the Persian commentary of the Quran written under Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi with a group of co-authors, as published on https://quran.makarem.ir/, the Quran and tafsir site of the office of آیت الله العظمی مکارم شیرازی: one page per ayah (/fa/interpretation?sura=…&verse=…). Part 04: surah 20 ayah 1 to surah 30 ayah 60, 243 passages. Terms: the footer notice of that site, «استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.» (Use of the content with mention of the source is permitted.); a notice of the publisher, not an open licence. Passages: the site serves one commentary for a passage on the page of each of its ayahs; consecutive ayahs of one surah whose pages serve the same commentary form one record with that range. An ayah whose page serves no commentary of its own joins a neighbouring passage only when that passage quotes it. Changes: only the HTML markup of the commentary block was removed: block elements became paragraphs separated by one blank line, a line-break tag a line feed, inline tags gave their text unchanged; the character references (  « » >) were replaced by the characters they name; white space of the markup was collapsed to one space and dropped at the edges of a paragraph; the footnotes stay where the page has them, after the text, with their markers; nothing else was changed. Not taken: the ayah and its translation shown above the commentary. Retrieved 2026-10-16 to 2026-10-23: 6248 requests one at a time, at least 6 seconds apart (6236 answered 200, one per ayah); the list of the requests (raw/index.jsonl) has SHA-256 ad7f694f4fd24e1501a679a2db6df2c800c78c6d4d0773cf3a1e883e6fe16f4c.

منبع
Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi)
ناشر
Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi
نسخهٔ منبع
retrieved-2026-10-17
کد مجموعه
makarem-tafsir-nemooneh-2026-10-23-part04
زبان و مذهب
فارسی، شیعهٔ دوازده‌امامی
تأیید نمایش
تعداد متن‌ها
۲۴۳
باز کردن منبع