تفسیر نمونه

سورهٔ آل عمران، آیات ۸۶ تا ۸۹، آیت الله العظمی مکارم شیرازی

برگشت به آیه‌ها

شأن نزول:

یکى از انصار (مسلمانان مدینه) به نام «حارث بن سوید» دستش به خون بى گناهى به نام «محذر بن زیاد» آلوده گشت، از ترس مجازات، از اسلام برگشت و به «مکّه» فرار کرد (و یازده نفر از پیروان او که مسلمان شده بودند نیز مرتد شدند) پس از ورود به «مکّه» از کار خود سخت پشیمان گشت، و در اندیشه فرو رفت که در برابر این جریان چه کند؟

بالاخره فکرش به اینجا رسید که یک نفر را به سوى خویشان خود به «مدینه» بفرستد تا از پیغمبر(صلى الله علیه وآله) سؤال کنند:

آیا براى او راه بازگشتى وجود دارد یا نه؟

آیات فوق نازل شد، و قبولى توبه او را با شرایط خاصى اعلام داشت، «حارث بن سوید» خدمت پیامبر(صلى الله علیه وآله) رسید و مجدداً اسلام آورد و تا آخرین نفس به اسلام وفادار ماند (ولى یازده نفر دیگر از پیروان او که از اسلام برگشته بودند به حال خود باقى ماندند).(1)

در تفسیر «درّ المنثور» و بعضى تفاسیر دیگر، شأن نزول هاى دیگرى براى آیات فوق نقل شده که تفاوت هاى زیادى با آنچه نقل کردیم ندارد.(2)

تفسیر:

کیفر ارتداد

در آیات گذشته، سخن از آئین اسلام بود که تنها آئین مقبول الهى است در این آیات، سخن از کسانى است که اسلام را پذیرفته و سپس از آن برگشته اند که در اصطلاح «مُرْتَدّ» نامیده مى شوند.

مى فرماید: «چگونه خداوند جمعیتى را هدایت مى کند که بعد از ایمان و گواهى به حقانیت رسول، و آمدن نشانه هاى روشن براى آنها، کافر شدند؟ و خدا جمعیت ستمکاران را هدایت نمى کند»! (کَیْفَ یَهْدِی اللّهُ قَوْماً کَفَرُوا بَعْدَ إیمانِهِمْ وَ شَهِدُوا أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَ جاءَهُمُ الْبَیِّناتُ وَ اللّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الظّالِمینَ).

چرا خداوند آنها را هدایت نمى کند؟ دلیل آن روشن است، آنها پیامبر را با نشانه هاى روشن شناخته اند و به رسالت او گواهى داده اند، بنابراین، در بازگشت و عدول از اسلام در واقع ظالم و ستمگرند، و کسى که آگاهانه ظلم و ستم مى کند لایق هدایت الهى نیست، او زمینه هاى هدایت را در وجود خود از میان برده است.

منظور از «بَیِّنات» در آیه فوق، قرآن مجید و سایر معجزات پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله)است و منظور از «ظالم» در اینجا کسى است که در درجه اول، به خود ظلم کرده و راه ارتداد را پیش گرفته و در درجه بعد، سبب گمراهى دیگران شده است.

* * *

پس از آن مى افزاید: «آنها کیفرشان این است که لعن خداوند و فرشتگان و همه مردم بر آنها است» (أُولئِکَ جَزاؤُهُمْ أَنَّ عَلَیْهِمْ لَعْنَةَ اللّهِ وَ الْمَلائِکَةِ وَ النّاسِ أَجْمَعینَ).

«لَعن» در اصل، به معنى طرد و دور ساختن آمیخته با خشم و غضب است و در مورد خداوند، به معنى دور ساختن از رحمت خویش مى باشد، و اما در مورد فرشتگان و مردم به معنى خشم و تنفر و طرد معنوى یا تقاضا از خداوند درباره دور ساختن این گونه افراد از رحمت است.

آرى، این مرتدان ظالم و ستمگر که آگاهانه این راه را پیموده اند چنان در فساد و گناه فرو مى روند که مورد نفرت همه افراد عاقل و با هدف عالم، اعم از انسان و فرشتگان، بلکه از آن بالاتر مورد خشم و غضب پروردگار قرار مى گیرند.

* * *

و در آیه بعد، به کیفیت و مدت این عذاب اشاره کرده، مى فرماید: «این در حالى است که آنها همواره در این لعن و طرد و نفرت مى مانند، مجازات آنها تخفیف نمى یابد و به آنها مهلت داده نمى شود» (خالِدینَ فیها لا یُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذابُ وَ لا هُمْ یُنْظَرُونَ).

در واقع اگر این لعن و طرد جاودانى نبود، یا جاودانى بود و تدریجاً تخفیف مى یافت، و یا حداقل مهلتى به آنها داده مى شد، تحملش آسان تر بود ولى هیچ یک از اینها درباره آنها نیست، عذابشان دردناک، جاودانى، غیر قابل تخفیف و بدون هیچگونه مهلت است، در واقع نه از آغاز بریده مى شود، نه از پایان و نه شدت آن کاهش مى یابد.

* * *

در آخرین آیه راه بازگشت را به روى این افراد مى گشاید و به آنان اجازه توبه مى دهد; چرا که هدف قرآن در همه جا، اصلاح و تربیت است و یکى از مهم ترین اسباب اصلاح و تربیت، گشودن راه بازگشت به روى بدکاران و آلودگان است مى فرماید: «مگر کسانى که بعد از آن توبه کنند، و اصلاح نمایند و در مقام جبران بر آیند (که توبه آنان پذیرفته مى شود) زیرا خداوند آمرزنده و مهربان است» (إِلاَّ الَّذینَ تابُوا مِنْ بَعْدِ ذلِکَ وَ أَصْلَحُوا فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَحیمٌ).

این آیه، مانند بسیارى از آیات دیگر قرآن، پس از طرح مسأله توبه با جمله «وَ أَصْلَحُوا» این حقیقت را مى فهماند که توبه، تنها ندامت از گذشته و تصمیم بر ترک گناه در آینده نیست، بلکه، شرط قبولى توبه آن است که با اعمال نیک خود در آینده، اعمال زشت پیشین را جبران کند، و لذا در بعضى از آیات قرآن بعد از ذکر توبه، اشاره به ایمان و عمل صالح شده است مانند آیه فوق و آیه 60 سوره «مریم» که مى فرماید: اِلاّ مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً: «مگر کسى که توبه کند، ایمان آورد و عمل صالح انجام دهد» در غیر این صورت، توبه، یک توبهکامل نیست.

بلکه از این تعبیر استفاده مى شود گناه، نقصى در ایمان انسان ایجاد مى کند که بعد از توبه، باید تجدید ایمان کند تا این نقص بر طرف گردد.

* * *

نکته:

آیا توبه «مرتد» پذیرفته مى شود؟

«مرتد» یعنى کسى که اسلام را پذیرفته و سپس از آن باز گشته.

«مرتد» بر دو قسم است: «مرتد فطرى» و «مرتد ملى».

«مرتد فطرى» به کسى گفته مى شود که: از پدر و یا مادر مسلمان تولد یافته و یا به قول بعضى در حالى که نطفه او منعقد شده پدر و یا مادرش مسلمان بوده اند و سپس او اسلام را پذیرفته و بعداً از آن برگشته است.

ولى «مرتد ملى» به کسى گفته مى شود که: از پدر و مادر مسلمان تولد نیافته بلکه خود بعد از بلوغ، اسلام را پذیرفته و سپس از آن باز گشته است.

توبه مرتد ملى پذیرفته مى شود و در حقیقت مجازات او خفیف است; زیرا او مسلمان زاده نیست ولى در مورد «مرتد فطرى» حکم از این شدیدتر و سخت تر است یعنى اگر ارتداد او در دادگاه اسلام ثابت شود، محکوم به اعدام خواهد شد و اموال او به عنوان ارث به ورثه مسلمان او مى رسد و همسر او از او جدا خواهد شد و حتى توبه کردن او نمى تواند جلو این احکام شدید را بگیرد، گر چه اگر واقعاً توبه کند در پیشگاه خداوند قبول مى شود و براى جهان آخرت او مفید است.

باید توجه داشت این سختگیرى تنها در مورد مرتد فطرى آن هم در صورتى است که مرد باشد.

ممکن است کسانى از این سختگیرى تعجب کنند و آن را یک نوع خشونت شدید غیر قابل انعطاف، بدانند که با روح اسلام سازگار نیست.

ولى این حکم یک فلسفه اساسى دارد و آن حفظ جبهه داخلى کشور اسلامى و جلوگیرى از متلاشى شدن آن و نفوذ بیگانگان و منافقان است; زیرا ارتداد در واقع یک نوع قیام بر ضد رژیم کشور اسلامى است که در بسیارى از قوانین دنیاى امروز، نیز مجازات آن اعدام است.

اگر به افراد اجازه داده شود، هر روز مایل بودند خود را مسلمان معرفى کنند، و هر روز مایل نبودند استعفا دهند به زودى جبهه داخلى اسلام از هم متلاشى خواهد شد، و راه نفوذ دشمنان و عوامل و ایادى آنها باز خواهد شد، و هرج و مرج شدیدى در سراسر جامعه اسلامى پدید خواهد آمد.

بنابراین، حکم مزبور، در واقع یک حکم سیاسى است که براى حفظ حکومت و جامعه اسلامى و مبارزه با ایادى و عوامل بیگانه ضرورى است.

از این گذشته، کسى که آیینى همچون اسلام را بعد از تحقیق و پذیرش رها کند، و به سوى آئین هاى دیگرى برود معمولاً انگیزه صحیح و موجهى ندارد، و بنابراین، درخور مجازات هاى سنگین است و اگر مى بینیم این حکم، درباره زنان خفیف تر است به خاطر این است که: همه مجازات ها در مورد آنها تخفیف مى یابد.

* * *

1 ـ «مجمع البیان»، جلد 2، صفحه 471، ذیل آیات مورد بحث ـ «بحار الانوار»، جلد 9، صفحه 72 و جلد 22، صفحه 17 ـ «کنز الدقائق»، جلد 2، صفحه 152، انتشارات جامعه مدرسین، طبع اول، 1407 هـ ق ـ «نور الثقلین»، جلد 1، صفحه 363، مؤسسه اسماعیلیان، طبع چهارم، 1412 هـ ق ـ «درّ المنثور»، جلد 2، صفحه 49، دار المعرفة، طبع اول، 1365 هـ ق.

2 ـ «درّ المنثور»، جلد 2، صفحه 49، دار المعرفة، طبع اول، 1365 هـ ق.

منبع و اجازهٔ این تفسیر

منبع: Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi) · Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shiraziاجازه: Notice of the publisher: use with mention of the source is permitted (not an open licence)

این تفسیر برداشتِ نویسندهٔ آن است، نه نظر سراج.

کجای منبع: https://quran.makarem.ir/fa/interpretation?sura=3&verse=86، کد متن dd735b41c617

جزئیات منبع و اجازهٔ این تفسیر

Tafsir Nemooneh (تفسیر نمونه), the Persian commentary of the Quran written under Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi with a group of co-authors, as published on https://quran.makarem.ir/, the Quran and tafsir site of the office of آیت الله العظمی مکارم شیرازی: one page per ayah (/fa/interpretation?sura=…&verse=…). Part 01: surah 1 ayah 1 to surah 4 ayah 176, 372 passages. Terms: the footer notice of that site, «استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.» (Use of the content with mention of the source is permitted.); a notice of the publisher, not an open licence. Passages: the site serves one commentary for a passage on the page of each of its ayahs; consecutive ayahs of one surah whose pages serve the same commentary form one record with that range. An ayah whose page serves no commentary of its own joins a neighbouring passage only when that passage quotes it. Changes: only the HTML markup of the commentary block was removed: block elements became paragraphs separated by one blank line, a line-break tag a line feed, inline tags gave their text unchanged; the character references (  « » >) were replaced by the characters they name; white space of the markup was collapsed to one space and dropped at the edges of a paragraph; the footnotes stay where the page has them, after the text, with their markers; nothing else was changed. Not taken: the ayah and its translation shown above the commentary. Retrieved 2026-10-16 to 2026-10-23: 6248 requests one at a time, at least 6 seconds apart (6236 answered 200, one per ayah); the list of the requests (raw/index.jsonl) has SHA-256 ad7f694f4fd24e1501a679a2db6df2c800c78c6d4d0773cf3a1e883e6fe16f4c.

منبع
Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi)
ناشر
Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi
نسخهٔ منبع
retrieved-2026-10-16
کد مجموعه
makarem-tafsir-nemooneh-2026-10-23-part01
زبان و مذهب
فارسی، شیعهٔ دوازده‌امامی
تأیید نمایش
تعداد متن‌ها
۳۷۲
باز کردن منبع