تفسیر نمونه

سورهٔ سبإ، آیات ۳ تا ۵، آیت الله العظمی مکارم شیرازی

برگشت به آیه‌ها

3وَ قالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لاتَأْتِینَا السّاعَةُ قُلْ بَلى وَ رَبِّى لَتَأْتِیَنَّکُمْ عالِمِ الْغَیْبِ لایَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقالُ ذَرَّة فِى السَّماواتِ وَ لا فِى الأَرْضِ وَ لا أَصْغَرُ مِنْ ذلِکَ وَ لا أَکْبَرُ إِلاّ فِى کِتاب مُبِین

4لِیَجْزِىَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ أُولئِکَ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ کَرِیمٌ

5وَ الَّذِینَ سَعَوْا فِى آیاتِنا مُعاجِزِینَ أُولئِکَ لَهُمْ عَذابٌ مِنْ رِجْز أَلِیمٌ

ترجمه:

3 ـ کافران گفتند: «قیامت هرگز به سراغ ما نخواهد آمد»! بگو: «آرى، به پروردگارم سوگند که به سراغ شما خواهد آمد، خداوندى که از غیب آگاه است و به اندازه سنگینى ذره اى در آسمانها و زمین از علم او دور نخواهد ماند، و نه کوچکتر از آن و نه بزرگتر، مگر این که در کتابى آشکار ثبت است!

4 ـ تا کسانى را که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام داده اند پاداش دهد; براى آنان مغفرت و روزى پر ارزشى است!

5 ـ و کسانى که سعى در (تکذیب) آیات ما داشتند و گمان کردند مى توانند از حوزه قدرت ما بگریزند، عذابى بد و دردناک خواهند داشت!

تفسیر:

به پروردگار سوگند، قیامت خواهد آمد!

آیات گذشته، در عین این که: از توحید و صفات خدا سخن مى گفت، زمینه ساز مسأله «معاد» بود، زیرا چنانکه خواهیم دید: مشکلات بحث معاد جز از طریق علم بى پایان حق، حل نمى شود.

لذا، در آیات مورد بحث، نخست مى گوید: «کافران گفتند: این دروغ است که قیامتى در پیش داریم، هرگز قیامت به سراغ ما نمى آید» (وَ قالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لاتَأْتِینَا السّاعَةُ).

نه تنها ما، براى هیچ یک از انسانها قیامتى در کار نیست!

آنها مى خواستند از این طریق، آزادى عمل پیدا کنند، و هر کارى از دستشان ساخته است، ـ به این امید که حساب و کتاب و عدل و دادى در کار نیست ـ انجام دهند.

اما از آنجا که دلائل قیامت، روشن است، قرآن با یک جمله قاطع و به صورت بیان نتیجه، به پیامبر(صلى الله علیه وآله) مى گوید: «بگو، آرى، به پروردگارم سوگند، که قیامت به سراغ همه شما خواهد آمد» (قُلْ بَلى وَ رَبِّى لَتَأْتِیَنَّکُمْ).

تکیه روى کلمه «ربّ»، به خاطر این است که: «قیامت» از شئون «ربوبیت» است، چگونه ممکن است، خداوند، مالک و مربى انسانها باشد، و آنها را در مسیر تکامل پیش ببرد، اما نیمه کاره رها کند، و با مرگ، همه چیز پایان گیرد، و زندگى او بى هدف و آفرینش وى، هیچ و پوچ شود؟!

در سوره «تغابن» آیه 7 نیز، روى همین وصف، تکیه کرده، مى فرماید: زَعَمَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَنْ لَنْ یُبْعَثُوا قُلْ بَلى وَ رَبِّى لَتُبْعَثُنَّ ثُمَّ لَتُنَبَّؤُنَّ بِما عَمِلْتُمْ: «کافران چنین پنداشتند: هرگز برانگیخته نمى شوند، بگو: آرى به پروردگارم سوگند، همگى، در قیامت مبعوث مى شوید، سپس همه شما از اعمالتان و نتائج آن آگاه  خواهید شد»!

و از آنجا که یکى از اشکالات مخالفان معاد، این بوده که: به هنگام خاک شدن بدن انسان، و پراکنده شدن اجزاى آن در اطراف زمین، چه کسى مى تواند آنها را بشناسد و جمع کند، و به زندگى نوین باز گرداند؟

از سوى دیگر، چه کسى مى تواند حساب این همه اعمال بندگان را در نهان و آشکار و درون و برون نگاه دارد، و به موقع به این حسابها برسد؟

در دنباله آیه اضافه مى کند: «او از تمام امور پنهانى با خبر است، و به اندازه سنگینى ذره اى در تمام آسمانها و زمین از حوزه علم بى پایان او بیرون نخواهد بود» (عالِمِ الْغَیْبِ لایَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقالُ ذَرَّة فِى السَّماواتِ وَ لا فِى الأَرْضِ).(1)

«و نه کوچکتر از ذره، و نه بزرگتر از آن، مگر این که، همه اینها در کتاب مبین ثبت و ضبط است» (وَ لا أَصْغَرُ مِنْ ذلِکَ وَ لا أَکْبَرُ إِلاّ فِى کِتاب مُبِین).

به این ترتیب، نه پراکنده گى ذرات بدن انسانها در زمین، و نه آمیختن آن با موجودات دیگر، و نه حتى ورود این اجزاء در بدن سایر انسانها از طریق مواد غذائى، هیچ یک مشکلى براى اعاده آنها ایجاد نمى کند.

اعمال آنها نیز، در این جهان باقى مى ماند، هر چند تغییر شکل مى دهد، و او از تمام آنها به خوبى آگاه است.

نظیر این تعبیر در سوره «ق» آیات 3 و 4 نیز آمده، آنجا که مى گوید: أَ إِذا مِتْنا وَ کُنّا تُراباً ذلِکَ رَجْعٌ بَعِیدٌ * قَدْ عَلِمْنا ما تَنْقُصُ الأَرْضُ مِنْهُمْ وَ عِنْدَنا کِتابٌ حَفِیظ: «آیا هنگامى که ما مردیم و خاک شدیم باز مى گردیم؟ این بسیار بعید

است، ولى آنها باید بدانند که ما، مى دانیم زمین چگونه اجزاء آنها را کم مى کند، و در خود فرو مى برد، و در نزد ما کتابى است که همه این امور در آن محفوظ است».

در این که منظور از «کتاب مبین» چیست؟ بسیارى از مفسران گفته اند: همان «لوح محفوظ» است، ولى این سؤال مطرح مى شود که، «لوح محفوظ» چیست؟

همان گونه که قبلاً هم گفته ایم: نزدیکترین تفسیرى که براى «لوح محفوظ» مى توان بیان کرد، همان لوح «علم بى پایان پروردگار» است، آرى در این «لوح» همه چیز ثبت و ضبط است، و هیچ گونه تغییر و دگرگونى در آن راه ندارد.

جهان پهناور هستى نیز، انعکاسى از این «لوح محفوظ» است، چرا که همه ذرات وجود ما، و همه گفته ها و اعمال ما در آن محفوظ مى ماند، هر چند ظاهراً چهره عوض مى کند، اما هرگز از میان نمى رود.

* * *

آن گاه، ضمن دو آیه، هدف قیام قیامت را بیان مى کند، و یا به تعبیر دیگر، دلیل بر لزوم چنین عالمى را بعد از جهان کنونى، در برابر منکران شرح مى دهد، مى فرماید: «هدف این است: آنها که ایمان آورده و عمل صالح انجام داده اند پاداش دهد» (لِیَجْزِىَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ).

آرى «براى آنها مغفرت و روزى پر ارزشى است» (أُولئِکَ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ کَرِیمٌ).

آیا اگر مؤمنان صالح العمل، به پاداش خود نرسند، «اصل عدالت» که از اساسى ترین اصول خلقت است تعطیل نمى گردد؟ آیا عدالت پروردگار بدون آن مفهومى مى تواند داشته باشد؟ در حالى که در این جهان، بسیارى از این گونه  افراد را مى بینیم که هرگز، به جزاى اعمال نیک خود نمى رسند، بنابراین، باید جهان دیگرى باشد تا این اصل در آنجا محقق شود.

مقدم داشتنِ «مغفرت» بر «رزق کریم» ممکن است، به خاطر این باشد که، بیشترین نگرانى مؤمنان از لغزشهائى است که احتمالاً داشته اند، لذا قبل از هر چیز، از طریق بیان آمرزش به آنها آرامش خاطر مى بخشد، به علاوه، تا با آب مغفرت الهى شستشو نشوند، شایسته «رزق کریم» و «مقام کریم» نخواهند بود.

«رزق کریم» به معنى هر روزى ارزشمندى است، و گسترده گى مفهوم آن، به حدى است که، همه مواهب الهى را شامل مى شود، حتى «نعمتهائى که هیچ چشمى ندیده، و هیچ گوشى نشنیده و از فکر کسى نگذشته است».

و به تعبیر دیگر بهشت با تمام نعمتهاى معنوى و مادیش در این کلمه جمع است.

گر چه بعضى از مفسران، «کریم» را، به عنوان چیز خوب و بى دردسر تفسیر کرده اند(2) ولى به نظر مى رسد: مفهوم آن از این هم گسترده تر باشد.

* * *

و از آنجا که بخش دیگر عدالت، در مورد مجازات گنهکاران و مجرمان است، در آیه بعد، مى افزاید: «و کسانى که سعى در تکذیب آیات ما و ابطال و انکار آن داشتند، و تصور مى کردند از حوزه قدرت ما مى توانند بگریزند، براى آنها عذابى از بدترین و دردناکترین عذابها خواهد بود» (وَ الَّذِینَ سَعَوْا فِى آیاتِنا مُعاجِزِینَ أُولئِکَ لَهُمْ عَذابٌ مِنْ رِجْز أَلِیمٌ).

در آنجا سخن از «رزق کریم» بود، و در اینجا از «رجز ألیم» است.  «رِجز» (بر وزن کذب) در اصل به معنى «اضطراب» و عدم قدرت بر حفظ تعادل است، لذا هنگامى که شتر، بیمار و ناتوان مى شود، و مجبور است به هنگام حرکت گامهاى خود را کوتاه بر دارد، تا بتواند تعادل خود را کمى حفظ کند، عرب به این حالت «رجز» مى گوید، سپس به هر گونه «گناه» و پلیدى اطلاق شده است.

اطلاق کلمه «رَجَز» (بر وزن مرض) به «اشعار مخصوص جنگى» نیز، به خاطر آن است که مقطعهاى کوتاه و نزدیک به هم دارد.

به هر حال، منظور از «رجز» در اینجا بدترین انواع عذاب است، که با ذکر کلمه «ألیم» نیز تأکید شده است، و انواع مجازاتهاى دردناک جسمانى و روحانى را شامل مى شود.

بعضى به این نکته توجه کرده اند که: در اینجا قرآن به هنگام بیان نعمتهاى بهشتیان کلمه «مِن» را بیان نکرده، تا دلیل بر وسعت آن باشد، ولى این کلمه در مورد عذاب آمده، تا نشانه محدودیت نسبى و بیان رحمت او باشد.

«سَعَوا» از ماده «سعى» به معنى هر گونه تلاش و کوشش است، و در اینجا منظور، کوشش براى تکذیب، و انکار آیات حق، و باز داشتن مردم از گرایش به آئین پروردگار است.

«مُعاجِزِین» از ماده «معاجزه» به معنى عاجز کردن است، و در این گونه موارد، به کسانى اطلاق مى شود که از دست کسى بگریزند، به طورى که او نتواند بر آنها سلطه یابد، بدیهى است، این توصیف براى مجرمان، به خاطر پندارى است که آنها عملاً نشان مى دادند، کار آنها به کسانى شباهت داشت که تصور مى کردند، مى توانند، هر جنایتى خواستند انجام دهند و سپس از حوزه قدرت خداوند فرار نمایند.

* * *

1 ـ «یَعْزُبُ» از ماده «عزوب»، در اصل به معنى «دور شدن از خانواده» براى به دست آوردن مرتع است، سپس به هر نوع پنهان شدن و غائب گشتن، اطلاق شده است، و به همین مناسبت به مردان یا زنانى که از همسر خود دور مانده اند «عزب» یا «عزبه» گفته مى شود.

2 ـ «آلوسى» در «روح المعانى»، ذیل آیات مورد بحث.

منبع و اجازهٔ این تفسیر

منبع: Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi) · Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shiraziاجازه: Notice of the publisher: use with mention of the source is permitted (not an open licence)

این تفسیر برداشتِ نویسندهٔ آن است، نه نظر سراج.

کجای منبع: https://quran.makarem.ir/fa/interpretation?sura=34&verse=3، کد متن 4593acfccabe

جزئیات منبع و اجازهٔ این تفسیر

Tafsir Nemooneh (تفسیر نمونه), the Persian commentary of the Quran written under Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi with a group of co-authors, as published on https://quran.makarem.ir/, the Quran and tafsir site of the office of آیت الله العظمی مکارم شیرازی: one page per ayah (/fa/interpretation?sura=…&verse=…). Part 05: surah 31 ayah 1 to surah 43 ayah 89, 236 passages. Terms: the footer notice of that site, «استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.» (Use of the content with mention of the source is permitted.); a notice of the publisher, not an open licence. Passages: the site serves one commentary for a passage on the page of each of its ayahs; consecutive ayahs of one surah whose pages serve the same commentary form one record with that range. An ayah whose page serves no commentary of its own joins a neighbouring passage only when that passage quotes it. Changes: only the HTML markup of the commentary block was removed: block elements became paragraphs separated by one blank line, a line-break tag a line feed, inline tags gave their text unchanged; the character references (  « » >) were replaced by the characters they name; white space of the markup was collapsed to one space and dropped at the edges of a paragraph; the footnotes stay where the page has them, after the text, with their markers; nothing else was changed. Not taken: the ayah and its translation shown above the commentary. Retrieved 2026-10-16 to 2026-10-23: 6248 requests one at a time, at least 6 seconds apart (6236 answered 200, one per ayah); the list of the requests (raw/index.jsonl) has SHA-256 ad7f694f4fd24e1501a679a2db6df2c800c78c6d4d0773cf3a1e883e6fe16f4c.

منبع
Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi)
ناشر
Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi
نسخهٔ منبع
retrieved-2026-10-17
کد مجموعه
makarem-tafsir-nemooneh-2026-10-23-part05
زبان و مذهب
فارسی، شیعهٔ دوازده‌امامی
تأیید نمایش
تعداد متن‌ها
۲۳۶
باز کردن منبع