تفسیر نمونه

سورهٔ الأحقاف، آیات ۱۷ تا ۱۹، آیت الله العظمی مکارم شیرازی

برگشت به آیه‌ها

17وَ الَّذِی قالَ لِوالِدَیْهِ أُفّ لَکُما أَ تَعِدانِنِی أَنْ أُخْرَجَ وَ قَدْ خَلَتِ الْقُرُونُ مِنْ قَبْلِی وَ هُما یَسْتَغِیثانِ اللّهَ وَیْلَکَ آمِنْ إِنَّ وَعْدَ اللّهِ حَقٌّ فَیَقُولُ ما هذا إِلاّ أَساطِیرُ الْأَوَّلِینَ

18أُولئِکَ الَّذِینَ حَقَّ عَلَیْهِمُ الْقَوْلُ فِی أُمَم قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ إِنَّهُمْ کانُوا خاسِرِینَ

19وَ لِکُلّ دَرَجاتٌ مِمّا عَمِلُوا وَ لِیُوَفِّیَهُمْ أَعْمالَهُمْ وَ هُمْ لایُظْلَمُونَ

ترجمه:

17 ـ و کسى که به پدر و مادرش مى گوید: «اُف بر شما! آیا به من وعده مى دهید که من روز قیامت مبعوث مى شوم»؟! در حالى که پیش از من اقوامى بودند (و مبعوث نشدند)! و آن دو فریاد مى کشند و خدا را به یارى مى طلبند که: «واى بر تو! ایمان بیاور که وعده خدا حق است»! اما او پیوسته مى گوید: «اینها چیزى جز افسانه هاى پیشینیان نیست»!

18 ـ آنها کسانى هستند که فرمان عذاب درباره آنان همراه اقوام (کافرى) که پیش از آنان از جن و انس بودند مسلّم شده، چرا که همگى زیانکار بودند!

19 ـ و براى هر کدام از آنها درجاتى است بر طبق اعمالى که انجام داده اند، تا خداوند کارهایشان را بى کم و کاست به آنان تحویل دهد; و به آنها هیچ ستمى نخواهد شد!

تفسیر:

پایمال کنندگان حقوق پدر و مادر!

در آیات قبل، سخن از مؤمنانى در میان بود که در پرتو ایمان و عمل صالح، و شکر نعمت هاى حق، و توجه به حقوق پدر و مادر و فرزندان، به مقام قرب الهى راه مى یابند، و مشمول الطاف خاص او مى شوند.

اما در آیات مورد بحث، سخن از کسانى است که در نقطه مقابل آنها قرار دارند، افرادى بى ایمان، حق نشناس و عاق پدر و مادر، مى فرماید: «و آن کسى که به پدر و مادرش مى گوید: اف بر شما! آیا به من وعده مى دهید که من روز قیامت مبعوث مى شوم؟ در حالى که قبل از من اقوام زیادى بودند و مردند و هرگز مبعوث نشدند»! (وَ الَّذِی قالَ لِوالِدَیْهِ أُفّ لَکُما أَ تَعِدانِنِی أَنْ أُخْرَجَ وَ قَدْ خَلَتِ الْقُرُونُ مِنْ قَبْلِی).(1)

اما پدر و مادر مؤمن در مقابل این فرزند خیره سر، تسلیم نمى شوند «آنها فریاد مى کشند و خدا را به یارى مى طلبند که، واى بر تو اى فرزند! ایمان بیاور که وعده خدا حق است» (وَ هُما یَسْتَغِیثانِ اللّهَ وَیْلَکَ آمِنْ إِنَّ وَعْدَ اللّهِ حَقٌّ).

اما او همچنان به لجاجت و خیره سرى خود ادامه مى دهد، و با تکبر و بى اعتنائى «مى گوید: اینها چیزى جز افسانه هاى پیشینیان نیست»! (فَیَقُولُ ما هذا إِلاّ أَساطِیرُ الْأَوَّلِینَ).

این که مى گوئید: معادى و حساب و کتابى در کار است از خرافات و داستان هاى دروغین اقوام گذشته است، و من هرگز در برابر آن تسلیم نخواهم شد .

اوصافى که از این آیه، درباره آن گروه، استفاده مى شود چند وصف است: بى احترامى و اسائه ادب نسبت به مقام پدر و مادر; زیرا «اف» در اصل به معنى هر چیز کثیف و آلوده است، و در مقام توهین و تحقیر گفته مى شود.(2)

بعضى نیز گفته اند: به معنى چرکى است که در زیر ناخن جمع مى شود که هم آلوده است و هم ناچیز.(3)

دیگر این که: نه تنها ایمانى به قیامت و روز رستاخیز ندارند، بلکه آن را به باد مسخره گرفته، جزء افسانه ها و پندارهاى خرافى مى شمرند.

وصف دیگرشان، این است: گوش شنوا ندارند، تسلیم در برابر حق نیستند و روحشان از غرور و جهل و خودخواهى انباشته است.

آرى، پدر و مادر دلسوز او هر چه تلاش و کوشش مى کنند، که او را از گرداب جهل و بى خبرى نجات دهند، تا این فرزند دلبند گرفتار عذاب دردناک الهى نشود، او همچنان در کفر خود پافشارى مى کند و اصرار مىورزد، و سرانجام ناچار او را رها مى کنند.

* * *

همان گونه که در آیات گذشته، پاداش مؤمنان صالح العمل، بیان شده، در اینجا سرانجام کار کافران جسور و خیره سر را، نیز بیان کرده، مى فرماید: «آنها کسانى هستند که فرمان عذاب الهى، درباره آنان مسجل شده، و همراه اقوام کافر از جن و انس، که قبل از آنها بودند گرفتار مجازات دردناک مى شوند و اهل دوزخند» (أُولئِکَ الَّذِینَ حَقَّ عَلَیْهِمُ الْقَوْلُ فِی أُمَم قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ).(4)

«چرا که آنها همه از زیانکاران بودند» (إِنَّهُمْ کانُوا خاسِرِینَ).

چه زیانى از این بدتر، که تمام سرمایه هاى وجود خود را از دست دادند و خشم و غضب خدا را براى خود خریدند.

در مقایسه این دو گروه دوزخى و بهشتى، در این آیات به این امور برخورد مى کنیم.

آنها مدارج رشد تکامل خود را طى مى کنند، در حالى که اینها همه سرمایه هاى خویش را از دست مى دهند و زیانکارند.

آنها حق شناسند و شکرگزار، حتى در برابر پدر و مادر، اما اینها حق نشناسند و جسور و بى ادب، حتى نسبت به والدینشان.

آنها «همراه مقربان خداوند» در بهشتند، و اینها در «زمره اقوام بى ایمان» در دوزخند، و هر یک به گروه همجنس خود ملحق مى شوند.

آنها از لغزش هاى خود توبه مى کنند و در برابر حق تسلیم اند، اما اینها طغیانگرند و سرکش، و خودخواه و متکبر.

قابل توجه این که: این گروه لجوج در انحرافات خود بر وضع اقوام پیشین تکیه مى کنند، و در دوزخ نیز با همانها محشور خواهند بود.

* * *

در آخرین آیه مورد بحث، نخست به تفاوت درجات و مراتب هر یک از این دو گروه، اشاره کرده، مى گوید: «براى هر کدام از آنها درجاتى است بر طبق اعمالى که انجام داده اند» (وَ لِکُلّ دَرَجاتٌ مِمّا عَمِلُوا).(5)

چنان نیست که بهشتیان یا دوزخیان، همه در یک درجه باشند، بلکه آنها نیز به تفاوت اعمالشان، و به تناسب خلوص نیّت و میزان معرفتشان، مقامات متفاوتى دارند، و اصل عدالت، دقیقاً در اینجا حاکم است.

«دَرَجات» جمع «درجه» معمولاً به پله هائى گفته مى شود، که از آن به سمت بالا مى روند و «دَرَکات» جمع «درک» (بر وزن مرگ) به پله هائى گفته مى شود، که از آن به طرف پائین حرکت مى کنند، لذا در مورد بهشت، درجات، و در مورد دوزخ، درکات گفته مى شود، ولى، در آیه مورد بحث که هر دو با هم ذکر شده، با توجه به اهمیت مقام بهشتیان هر دو به عنوان «درجات» آمده و به اصطلاح از باب «تغلیب» است.(6)

سپس، مى افزاید: «هدف این است که خداوند اعمال آنها را بى کم و کاست به آنان تحویل دهد» (وَ لِیُوَفِّیَهُمْ أَعْمالَهُمْ).

این تعبیر، اشاره دیگرى است به مسأله «تجسم اعمال»، که در آنجا اعمال آدمى با او خواهد بود، اعمال نیکش مایه رحمت، و آرامش او است، و اعمال زشتش مایه بلا و ناراحتى و رنج و عذاب.

و در پایان، به عنوان تأکید مى گوید: «و به آنها هیچ ستمى نخواهد شد» (وَ هُمْ لایُظْلَمُونَ).

چرا که اعمال خودشان را دریافت مى دارند، با این حال چگونه ظلم و ستم تصور مى شود؟

به علاوه «درجات» و «درکات» آنها، دقیقاً تعیین شده، و حتى کمترین عمل خوب و بد، در سرنوشت آنها مؤثر است، با این شرایط، ظلم معنى ندارد.

* * *

1 ـ «وَ الَّذِی قالَ...» مبتداست وخبر آن به اعتقاد بسیارى از مفسران «اُولئِکَ الَّذِیْنَ...» مى باشد که در آیه بعد آمده، و مفرد بودن «مبتدا» با جمع بودن «اُولئِکَ» منافات ندارد; چرا که منظور از آن جنس است، ولى این احتمال نیز وجود دارد که خبر آن محذوف باشد و در تقدیر چنین است: «وَ فِى مُقابِلِ الَّذِیْنَ مَضى وَصْفَهُمُ الَّذِى قالَ لِوالِدَیْهِ»، و در این صورت آیه بعد، مستقل است، همان گونه که آیه «اُولئِکَ الَّذِیْنَ نَتَقَبَّلُ عَنْهُم...» استقلال دارد.

2 ـ «مفردات راغب».

3 ـ در زمینه معنى «اف» بحث هاى دیگرى در جلد 12، صفحه 83 آورده ایم (سوره اسراء، آیه 23).

4 ـ جمله «حَقَّ عَلَیْهِمُ الْقَوْلُ» اشاره به سخنى است که خداوند در مورد مجازات کافران و مجرمان فرموده، و در تقدیر چنین است: «حَقَّ عَلَیْهِمُ الْقَوْلُ بِأَنَّهُمْ أَهْلُ النّارِ...» و «فِى أُمَم» حال است.

5 ـ «مِنْ» در جمله «مِمّا عَمِلُوا» به اصطلاح «ابتدائیه» است و یا به معنى تعلیل «مِن أَجْلِ ما عَمِلُوا».

6 ـ «درک» (با سکون وسط) و «درک» (با فتحه) هر دو به معنى پائین ترین عمق نیز آمده، وگاه «درک» (با فتحه) به معنى خسارت و «درک» (با سکون) به معنى فهمیدن و ادراک چیزى (به تناسب رسیدن به عمق و حقیقت آن) نیز اطلاق شده است.

نکته:

چگونه این آیه از سوى «بنى امیه» تحریف شد؟

در حدیثى آمده است: «معاویه» نامه اى به «مروان» (والى مدینه) نوشت، تا از مردم براى فرزندش «یزید» بیعت بگیرد، «عبد الرحمن» فرزند «ابوبکر» در مجلس حاضر بود، گفت: «معاویه» مى خواهد این کار را همانند «هرقل» و «کسرى» (پادشاهان روم و ایران) انجام دهد که پدران، فرزندان خود را (هر چند نااهل و آلوده بودند) به جانشینى خود برمى گزیدند.

«مروان» از روى منبر فریاد زد خاموش باش! تو همان کسى هستى که این آیه در حق تو آمده است: «وَ الَّذِی قالَ لِوالِدَیْهِ أُفٍّ لَکُما».

«عایشه» حضور داشت، رو به او کرد گفت: «دروغ مى گوئى، من مى دانم این آیه در حق چه کسى نازل شده است؟ اگر مى خواهى تا نام و نسبش را بگویم، ولى رسول خدا پدر تو را لعنت کرده در حالى که تو در پشت پدر بودى، بنابراین تو نتیجه لعنت رسول خدائى».(1)

آرى، گناه «عبد الرحمن» این بود که از یکسو، به «امیرمؤمنان على»(علیه السلام)عشق مىورزید، کارى که براى «بنى امیه» بسیار ناخوشایند بود.

و از سوى دیگر، با موروثى شدن خلافت، و تبدیل آن به سلطنت، شدیداً مخالف بود، و بیعت گرفتن براى «یزید» را نوعى حرکت کسرائى و هرقلى مى دانست.

لذا، از طرف دشمنان قسم خورده اسلام، یعنى «آل امیه»، مورد حمله واقع شد، و آیات قرآن مجید را در مورد او تحریف کردند.

و چه پاسخ مناسبى «عایشه» به «مروان» داد: که خداوند پدر تو را لعنت کرد در حالى که تو در پشت او بودى (اشاره به آیه 60 سوره «اسراء»: وَ الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِى الْقُرْآنِ).(2)

* * *

1 ـ تفسیر «ابوالفتوح رازى»، جلد 10، صفحه 159 ـ همین روایت را «قرطبى» با تفاوت مختصرى نقل کرده است (جلد 9، صفحه 6017).

2 ـ براى تفسیر این آیه به جلد 12 تفسیر «نمونه»، صفحه 171 مراجعه شود ـ ضمناً باید توجه داشت که «مروان فرزند حکم»، فرزند «ابى العاص» و او هم فرزند «امیه» است.

منبع و اجازهٔ این تفسیر

منبع: Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi) · Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shiraziاجازه: Notice of the publisher: use with mention of the source is permitted (not an open licence)

این تفسیر برداشتِ نویسندهٔ آن است، نه نظر سراج.

کجای منبع: https://quran.makarem.ir/fa/interpretation?sura=46&verse=17، کد متن 185d6c668284

جزئیات منبع و اجازهٔ این تفسیر

Tafsir Nemooneh (تفسیر نمونه), the Persian commentary of the Quran written under Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi with a group of co-authors, as published on https://quran.makarem.ir/, the Quran and tafsir site of the office of آیت الله العظمی مکارم شیرازی: one page per ayah (/fa/interpretation?sura=…&verse=…). Part 06: surah 44 ayah 1 to surah 74 ayah 56, 236 passages. Terms: the footer notice of that site, «استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.» (Use of the content with mention of the source is permitted.); a notice of the publisher, not an open licence. Passages: the site serves one commentary for a passage on the page of each of its ayahs; consecutive ayahs of one surah whose pages serve the same commentary form one record with that range. An ayah whose page serves no commentary of its own joins a neighbouring passage only when that passage quotes it. Changes: only the HTML markup of the commentary block was removed: block elements became paragraphs separated by one blank line, a line-break tag a line feed, inline tags gave their text unchanged; the character references (  « » >) were replaced by the characters they name; white space of the markup was collapsed to one space and dropped at the edges of a paragraph; the footnotes stay where the page has them, after the text, with their markers; nothing else was changed. Not taken: the ayah and its translation shown above the commentary. Retrieved 2026-10-16 to 2026-10-23: 6248 requests one at a time, at least 6 seconds apart (6236 answered 200, one per ayah); the list of the requests (raw/index.jsonl) has SHA-256 ad7f694f4fd24e1501a679a2db6df2c800c78c6d4d0773cf3a1e883e6fe16f4c.

منبع
Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi)
ناشر
Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi
نسخهٔ منبع
retrieved-2026-10-17
کد مجموعه
makarem-tafsir-nemooneh-2026-10-23-part06
زبان و مذهب
فارسی، شیعهٔ دوازده‌امامی
تأیید نمایش
تعداد متن‌ها
۲۳۶
باز کردن منبع