تفسیر نمونه

سورهٔ محمد، آیات ۲۵ تا ۲۸، آیت الله العظمی مکارم شیرازی

برگشت به آیه‌ها

25إِنَّ الَّذِینَ ارْتَدُّوا عَلى أَدْبارِهِمْ مِنْ بَعْدِ ما تَبَیَّنَ لَهُمُ الْهُدَى الشَّیْطانُ سَوَّلَ لَهُمْ وَ أَمْلى لَهُمْ

26ذلِکَ بِأَنَّهُمْ قالُوا لِلَّذِینَ کَرِهُوا ما نَزَّلَ اللّهُ سَنُطِیعُکُمْ فِی بَعْضِ الْأَمْرِ وَ اللّهُ یَعْلَمُ إِسْرارَهُمْ

27فَکَیْفَ إِذا تَوَفَّتْهُمُ الْمَلائِکَةُ یَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَ أَدْبارَهُمْ

28ذلِکَ بِأَنَّهُمُ اتَّبَعُوا ما أَسْخَطَ اللّهَ وَ کَرِهُوا رِضْوانَهُ فَأَحْبَطَ أَعْمالَهُمْ

ترجمه:

25 ـ کسانى که بعد از روشن شدن هدایت براى آنها، پشت به حق کردند، شیطان اعمال زشتشان را در نظرشان زینت داده و آنها را با آرزوهاى طولانى فریفته است!

26 ـ این به خاطر آن است که آنان به کسانى که نزول وحى الهى را کراهت داشتند گفتند: «ما در بعضى از امور از شما پیروى مى کنیم»!، در حالى که خداوند پنهان کارى آنان را مى داند.

27 ـ حالِ آنها چگونه خواهد بود هنگامى که فرشتگان (مرگ) بر صورت و پشت آنان مى زنند (و جانشان را مى گیرند)؟!

28 ـ این به خاطر آن است که آنها از آنچه خداوند را به خشم مى آورد پیروى کردند، و آنچه را موجب خشنودى اوست کراهت داشتند; از این رو (خداوند) اعمالشان را نابود کرد.

تفسیر:

چرا در قرآن تدبر نمى کنند؟!

این آیات، همچنان به بحث پیرامون منافقان و موضع گیرى هاى مختلف آنها ادامه مى دهد، مى فرماید: «کسانى که بعد از روشن شدن حق بازگشتند و پشت کردند، شیطان اعمال زشتشان را در نظرشان زینت داده، و آنها را به آرزوهاى دور و دراز فریفته است» (إِنَّ الَّذِینَ ارْتَدُّوا عَلى أَدْبارِهِمْ مِنْ بَعْدِ ما تَبَیَّنَ لَهُمُ الْهُدَى الشَّیْطانُ سَوَّلَ لَهُمْ وَ أَمْلى لَهُمْ).

گر چه بعضى احتمال داده اند که، این آیه پیرامون جمعى از کفار اهل کتاب سخن مى گوید، که قبل از قیام پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) نشانه هاى او را بر اساس کتب آسمانیشان مى شمردند، و سخت در انتظار او بودند، اما بعد از قیام او و روشن شدن این نشانه ها، به او پشت کردند و شهوات و منافع مادى، مانع ایمانشان شد.

ولى، قرائنى که در آیات قبل و بعد است به خوبى نشان مى دهد این آیه نیز درباره منافقانى سخن مى گوید که، نزدیک آمدند و دلائل حقانیت پیامبر(صلى الله علیه وآله) را به وضوح دیدند و شنیدند، ولى به خاطر هواپرستى و تسویلات شیطانى به آن پشت کردند.

«سَوَّل» از ماده «سؤل» (بر وزن قفل) به معنى حاجتى است که نفس آدمى نسبت به آن حریص است(1) و «تسویل» معنى «ترغیب و تشویق» نسبت به امورى که به آن حریص است، و نسبت این امر به شیطان، به خاطر وسوسه هائى است که او در جان انسان مى کند، و مانع هدایت او مى شود.

جمله «وَ أَمْلى لَهُمْ»، از ماده «املاء» به معنى ایجاد طول امل و آرزوهاى دور و دراز است، که انسان را به خود مشغول داشته، و از حق بازمى دارد.

* * *

آیه بعد، علت این تسویلات و تزیینات شیطانى را چنین شرح مى دهد: «این به خاطر آن است که آنها به کسانى که از نزول وحى الهى به پیامبر(صلى الله علیه وآله) اسلام ناراحت بودند گفتند: ما در بعضى از امور از شما پیروى مى کنیم» (ذلِکَ بِأَنَّهُمْ قالُوا لِلَّذِینَ کَرِهُوا ما نَزَّلَ اللّهُ سَنُطِیعُکُمْ فِی بَعْضِ الْأَمْرِ).

کار منافق همین است که به دنبال افراد سرخورده و مخالف مى گردد، و اگر در تمام جهات با او قدر مشترک نداشته باشد، به همان مقدار که وجوه مشترک موجود است، همکارى، بلکه اطاعت مى کند.

منافقان «مدینه» نیز به سراغ یهود آمدند، یهود «بنى نضیر» و «بنى قریظه» که پیش از بعثت پیامبر(صلى الله علیه وآله)، از مبلغان اسلام بودند، اما بعد از ظهورش، به خاطر حسد و کبر و به خطر افتادن منافعشان، ظهور اسلام را ناخوشایند دانستند، و از آنجا که مخالفت با پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) و توطئه بر ضد او، قدر مشترکى در میان منافقان و یهود بود، قول همکارى به آنها دادند.

تعبیر «فِى بَعْضِ الاَمْر»، شاید اشاره به این است که: ما تنها در این قسمت با شما همکارى مى کنیم، ولى، شما با بت پرستى مخالفید، و معتقد به رستاخیز هستید، ما در این امور با شما همراه نیستیم.(2)

این سخن، شبیه چیزى است که در آیه 11 سوره «حشر» آمده: أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ نافَقُوا یَقُولُونَ لِإِخْوانِهِمُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ لَئِنْ أُخْرِجْتُمْ لَنَخْرُجَنَّ مَعَکُمْ وَ لا نُطِیعُ فِیکُمْ أَحَداً أَبَداً وَ إِنْ قُوتِلْتُمْ لَنَنْصُرَنَّکُمْ: «آیا منافقان را ندیدى که پیوسته به برادران کفارشان از اهل کتاب مى گفتند: هر گاه شما را (از وطن) بیرون کنند، ما هم با شما بیرون خواهیم رفت و هرگز سخن هیچ کس را درباره شما اطاعت نخواهیم کرد; و اگر با شما پیکار شود، یاریتان خواهیم نمود»؟!

در پایان آیه، آنها را با عبارتى کوتاه تهدید کرده، مى گوید: «خداوند مخفى کارى ها و اسرار آنها را مى داند» (وَ اللّهُ یَعْلَمُ إِسْرارَهُمْ).

هم از کفر باطنى آنها و نفاقشان آگاه است، و هم از توطئه چین ها با کمک یهود، و به موقع آنها را مجازات خواهد کرد.

و نیز از آنچه یهود از حسادت و دشمنى و عناد، مخفى مى داشتند آگاه است، آنها طبق گواهى کتابشان چنان از نشانه هاى پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) آگاه بودند که: او را همچون فرزند خود مى شناختند، و این نشانه ها را قبلاً برملا مى گفتند، ولى، بعد از ظهورش، همه را مخفى و پنهان کردند، خدا از این پنهان کارى آگاه است.

در حدیثى از امام باقر و امام صادق(علیها السلام) آمده است که: منظور از «کَرِهُوا ما نَزَّلَ اللّهُ»، «بنى امیه» هستند که نزول فرمان خداوند را درباره ولایت على(علیه السلام)ناخوش داشتند.(3)

روشن است، این نوعى تطبیق و بیان مصداق است، نه انحصار مفهوم آیه.

* * *

آیه بعد، در حقیقت توضیحى است براى این تهدید سربسته، مى فرماید: «حال آنها چگونه خواهد بود هنگامى که فرشتگان مرگ روحشان را قبض مى کنند در حالى که بر صورت و پشت آنها مى زنند»؟ (فَکَیْفَ إِذا تَوَفَّتْهُمُ الْمَلائِکَةُ یَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَ أَدْبارَهُمْ).(4)

آرى، این فرشتگان مأمورند که در آستانه مرگ، مجازات آنها را شروع کنند تا طعم تلخ کفر و نفاق و لجاجت و عناد را بچشند، به صورت آنها مى کوبند، براى این که رو به سوى دشمنان خدا رفته اند، و بر پشت آنها مى زنند، به خاطر این که، به آیات الهى و پیامبرش، پشت کردند.

این معنى، شبیه چیزى است که در آیه 50 سوره «انفال» درباره کفار و منافقین آمده است: وَ لَوْ تَرى إِذْ یَتَوَفَّى الَّذِینَ کَفَرُوا الْمَلائِکَةُ یَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَ أَدْبارَهُمْ وَ ذُوقُوا عَذابَ الْحَرِیقِ: «و اگر ببینى کافران را هنگامى که فرشتگان (مرگ)، جانشان را مى گیرند و بر صورت و پشت آنها مى زنند و (مى گویند:) بچشید عذاب سوزنده را».

* * *

در آخرین آیه مورد بحث، باز به بیان علت این عذاب الهى در آستانه مرگ آنها پرداخته، مى گوید: «این عذاب و کیفر به خاطر آن است که آنها از آنچه خداوند را به خشم مى آورد، پیروى کردند، و آنچه را موجب خشنودى او است کراهت داشتند، لذا خداوند اعمالشان را حبط و نابود کرد» (ذلِکَ بِأَنَّهُمُ اتَّبَعُوا ما أَسْخَطَ اللّهَ وَ کَرِهُوا رِضْوانَهُ فَأَحْبَطَ أَعْمالَهُمْ).

چرا که شرط قبولى اعمال و هر گونه تلاش و کوشش، رضاى خدا است، بنابراین طبیعى است اعمال کسانى که اصرار در خشم خدا دارند و مخالف با رضاى او هستند، نابود گردد، و با دست خالى، و کوله بار عظیمى از گناهان، این جهان را وداع گویند.

حالِ این گروه، درست مخالف وضعى است که مؤمنان دارند، «همانها که فرشتگان (مرگ) روحشان را مى گیرند در حالى که پاک و پاکیزه اند; به آنها مى گویند: سلام بر شما! وارد بهشت شوید به خاطر اعمالى که انجام مى دادید» (الَّذِینَ تَتَوَفّاهُمُ الْمَلائِکَةُ طَیِّبِینَ یَقُولُونَ سَلامٌ عَلَیْکُمْ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ بِما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ).(5)

قابل توجه این که: در مورد خشم الهى جمله به صورت فعلیه آمده است (ما اَسْخَطَ اللّهَ) و در مورد خشنودى او، به صورت اسمیه (رِضْوانَهُ).

بعضى از مفسران گفته اند: این تفاوت تعبیر، لطیفه اى در بردارد، و آن این که: خشم خدا گاه گاه است، و رضا و رحمتش مستمر است و مدام.

این نکته نیز روشن است که، خشم و غضب و سخط در مورد خداوند، به معنى تأثر نفسانى نیست، همان گونه که رضاى او نیز به معنى انبساط روح نمى باشد، بلکه، همان گونه که در حدیث امام صادق(علیه السلام) آمده: غَضَبُ اللّهِ عِقابُهُ وَ رِضاهُ ثَوابُهُ: «خشم خدا عقاب او است، و رضاى او ثواب او».(6)

* * *

1 ـ و لذا بعضى آن را به معنى «امید و آرزو» تفسیر کرده اند، چنان که درآیه 36 «طه» نیز مى خوانیم: «قَدْ أُوتِیتَ سُؤْلَکَ یا مُوسى».

2 ـ در تفسیر این آیه، احتمالات متعدد دیگرى نیز داده شده که هیچ کدام با آیات قبل و بعد، سازگار نیست، لذا از ذکر آنها صرف نظر شد.

3 ـ «مجمع البیان»، جلد 9، صفحه 105.

4 ـ «کَیْف» خبر مبتداى محذوفى است و در تقدیر چنین است: «فَکَیْفَ حالُهم...».

5 ـ نحل، آیه 32.

6 ـ «توحید» صدوق، صفحه 170، و «المیزان»، جلد 18، صفحه 266.

منبع و اجازهٔ این تفسیر

منبع: Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi) · Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shiraziاجازه: Notice of the publisher: use with mention of the source is permitted (not an open licence)

این تفسیر برداشتِ نویسندهٔ آن است، نه نظر سراج.

کجای منبع: https://quran.makarem.ir/fa/interpretation?sura=47&verse=25، کد متن 2de7126b8ede

جزئیات منبع و اجازهٔ این تفسیر

Tafsir Nemooneh (تفسیر نمونه), the Persian commentary of the Quran written under Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi with a group of co-authors, as published on https://quran.makarem.ir/, the Quran and tafsir site of the office of آیت الله العظمی مکارم شیرازی: one page per ayah (/fa/interpretation?sura=…&verse=…). Part 06: surah 44 ayah 1 to surah 74 ayah 56, 236 passages. Terms: the footer notice of that site, «استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.» (Use of the content with mention of the source is permitted.); a notice of the publisher, not an open licence. Passages: the site serves one commentary for a passage on the page of each of its ayahs; consecutive ayahs of one surah whose pages serve the same commentary form one record with that range. An ayah whose page serves no commentary of its own joins a neighbouring passage only when that passage quotes it. Changes: only the HTML markup of the commentary block was removed: block elements became paragraphs separated by one blank line, a line-break tag a line feed, inline tags gave their text unchanged; the character references (  « » >) were replaced by the characters they name; white space of the markup was collapsed to one space and dropped at the edges of a paragraph; the footnotes stay where the page has them, after the text, with their markers; nothing else was changed. Not taken: the ayah and its translation shown above the commentary. Retrieved 2026-10-16 to 2026-10-23: 6248 requests one at a time, at least 6 seconds apart (6236 answered 200, one per ayah); the list of the requests (raw/index.jsonl) has SHA-256 ad7f694f4fd24e1501a679a2db6df2c800c78c6d4d0773cf3a1e883e6fe16f4c.

منبع
Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi)
ناشر
Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi
نسخهٔ منبع
retrieved-2026-10-17
کد مجموعه
makarem-tafsir-nemooneh-2026-10-23-part06
زبان و مذهب
فارسی، شیعهٔ دوازده‌امامی
تأیید نمایش
تعداد متن‌ها
۲۳۶
باز کردن منبع