تفسیر نمونه

سورهٔ نوح، آیات ۱۰ تا ۱۴، آیت الله العظمی مکارم شیرازی

برگشت به آیه‌ها

10فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ إِنَّهُ کانَ غَفّاراً

11یُرْسِلِ السَّماءَ عَلَیْکُمْ مِدْراراً

12وَ یُمْدِدْکُمْ بِأَمْوال وَ بَنِینَ وَ یَجْعَلْ لَکُمْ جَنّات وَ یَجْعَلْ لَکُمْ أَنْهاراً

13ما لَکُمْ لا تَرْجُونَ لِلّهِ وَقاراً

14وَ قَدْ خَلَقَکُمْ أَطْواراً

ترجمه:

10 ـ به آنها گفتم: «از پروردگار خویش آمرزش بطلبید که او بسیار آمرزنده است.

11 ـ تا باران هاى پر برکت آسمان را پى در پى بر شما فرستد،

12 ـ و شما را با اموال و فرزندان فراوان کمک کند و باغ هاى سر سبز و نهرهاى جارى در اختیارتان قرار دهد.

13 ـ چرا شما براى خدا عظمت قائل نیستید؟!

14 ـ در حالى که شما را در مراحل مختلف آفرید (تا از نطفه به انسان کامل رسیدید)!

تفسیر:

پاداش دنیوى ایمان

«نوح» در ادامه بیانات مؤثر خود براى هدایت آن قوم لجوج و سرکش، این بار روى بشارت و تشویق تکیه مى کند، و به آنها وعده مؤکد مى دهد که اگر از شرک و گناه توبه کنند، خدا درهاى رحمت خویش را از هر سو به روى آنها مى گشاید، عرض مى کند: خداوندا «من به آنها گفتم: از پروردگار خویش تقاضاى آمرزش کنید که او بسیار آمرزنده است» (فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ إِنَّهُ کانَ غَفّاراً).

* * *

نه تنها شما را از گناهان پاک مى سازد، که «اگر چنین کنید باران هاى پربرکت آسمان را پى درپى بر شما فرو مى فرستد» (یُرْسِلِ السَّماءَ عَلَیْکُمْ مِدْراراً).(1)

خلاصه، هم باران رحمت معنوى و هم باران پر برکت مادى او شما را فرا مى گیرد.

قابل توجه این که: مى گوید: «آسمان را بر شما مى فرستد» یعنى آن قدر باران مى بارد که گوئى آسمان دارد نازل مى شود! اما چون باران رحمت است، نه ویرانى مى آورد، و نه آسیبى مى رساند، بلکه در همه جا مایه خرمى، سر سبزى و طراوت است.

* * *

سپس، مى افزاید: «و اموال و فرزندان شما را افزون مى کند» (وَ یُمْدِدْکُمْ بِأَمْوال وَ بَنِینَ).

«و براى شما باغ هاى خرم و سرسبز و نهرهاى آب جارى قرار مى دهد» (وَ یَجْعَلْ لَکُمْ جَنّات وَ یَجْعَلْ لَکُمْ أَنْهاراً).

به این ترتیب، یک نعمت بزرگ معنوى، و پنج نعمت بزرگ مادى به آنها وعده داده، نعمت بزرگ معنوى، بخشودگى گناهان و پاک شدن از آلودگى کفر و عصیان است، اما نعمت هاى مادى: ریزش باران هاى مفید، به موقع و پر برکت، فزونى اموال، فزونى فرزندان (سرمایه هاى انسانى)، باغ هاى پر برکت، و نهرهاى آب جارى.

آرى، ایمان و تقوا طبق گواهى قرآن مجید، هم موجب آبادى دنیا و هم آخرت است.

در بعضى از روایات آمده است: وقتى این قوم لجوج از قبول دعوت نوح سر باز زدند، خشکسالى و قحطى آنها را فرا گرفت، و بسیارى از اموال و فرزندانشان هلاک شدند، زنان عقیم گشتند و کمتر بچه مى آوردند، نوح به آنها گفت: اگر ایمان بیاورید، همه این مصائب و بلاها از شما دفع خواهد شد، ولى آنها اعتنائى به او نکردند و همچنان سر سختى نشان دادند تا عذاب نهائى فرا رسید و همه را درو کرد!

* * *

سپس، بار دیگر به انذار باز مى گردد، و مى گوید: «چرا شما از خدا نمى ترسید و براى خدا عظمت قائل نیستید»؟! (ما لَکُمْ لا تَرْجُونَ لِلّهِ وَقاراً).(2)

* * *

«در حالى که خدا شما را آفرینش هاى گوناگون داد» (وَ قَدْ خَلَقَکُمْ أَطْواراً).

نخست «نطفه» بى ارزشى بودید، چیزى نگذشت که شما را به صورت «علقه» و از آن پس به صورت «مضغه» در آورد، سپس شکل و اندام انسانى به شما داد، بعد لباس حیات در اندام شما پوشانید، و به شما روح و حس و حرکت داد، همین گونه مراحل مختلف جنینى را یکى پس از دیگرى پشت سر نهادید، تا به صورت انسانى کامل از مادر متولد شدید، باز اطوار حیات و اشکال مختلف زندگى ادامه یافت، شما همیشه تحت ربوبیت او قرار دارید، و دائماً نو مى شوید، و آفرینش جدیدى مى یابید، چگونه در برابر آستان با عظمت خالق خود سر تعظیم فرود نمى آورید؟.

نه تنها از نظر جسمانى اشکال مختلفى به خود مى گیرید، که چهره روح و جان شما نیز دائماً در تغییر است، هر یک از شما استعدادى دارید، در هر سرى ذوقى و در هر دلى عشقى است، و همه شما دائماً دگرگون مى شوید، احساسات کودکى جان خود را به احساسات جوانى مى دهد، و آن هم جاى خود را به احساسات کهولت و پیرى مى بخشد.

و به این ترتیب، او در همه جا با شما است و در هر گام رهبرى و هدایت مى کند، و با این همه لطف و عنایت او، این همه کفران و بى حرمتى چرا؟

* * *

نکته:

رابطه «تقوا» و «عمران و آبادى»

از آیات مختلف قرآن، از جمله آیات فوق، این نکته به خوبى استفاده مى شود که: ایمان و عدالت مایه آبادى جامعه ها، و کفر، ظلم و گناه مایه ویرانى است.

در آیه 96 «اعراف» مى خوانیم: وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکات مِنَ السَّماءِ وَ الأَرْضِ:

«اگر اهل شهرها و آبادى ها ایمان بیاورند و تقوا پیشه کنند، درهاى برکات آسمان و زمین را به روى آنها مى گشائیم».

و در آیه 41 سوره «روم» مى خوانیم: ظَهَرَ الْفَسادُ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما کَسَبَتْ أَیْدِی النّاسِ:

«فساد در خشکى و دریا بر اثر اعمال مردم ظاهر شد».

و در آیه 30 «شورى» آمده است: وَ ما أَصابَکُمْ مِنْ مُصِیبَة فَبِما کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ:

«هر مصیبتى به شما مى رسد به خاطر اعمال شما است».

و در آیه 66 «مائده» آمده است: وَ لَوْ أَنَّهُمْ أَقامُوا التَّوْراةَ وَ الإِنْجِیلَ وَ ما أُنْزِلَ إِلَیْهِمْ مِنْ رَبِّهِمْ لاَ َکَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ:

«اگر آنها تورات و انجیل و آنچه از طرف پروردگارشان بر آنان نازل شده است بر پا دارند، از آسمان و زمین روزى مى خورند» (و برکات زمین و آسمان آنها را فرا خواهد گرفت) و آیات دیگرى از این قبیل.

این «رابطه» تنها یک رابطه معنوى نیست، بلکه علاوه بر رابطه معنوى که آثارش را به خوبى مى بینیم رابطه مادى روشنى نیز در این زمینه وجود دارد.

کفر و بى ایمانى، سرچشمه عدم احساس مسئولیت، قانون شکنى، و فراموش کردن ارزش هاى اخلاقى است، و این امور، سبب از میان رفتن وحدت جامعه ها، متزلزل شدن پایه هاى اعتماد و اطمینان، هدر رفتن نیروهاى انسانى و اقتصادى، و به هم خوردن تعادل اجتماعى است.

بدیهى است: جامعه اى که این امور بر آن حاکم گردد، به سرعت عقب نشینى مى کند، و راه سقوط و نابودى را پیش خواهد گرفت.

و اگر مى بینیم، جوامعى هستند که با وجود عدم ایمان و تقوا از پیشرفت نسبى وضع مادى برخوردارند، آن را نیز باید مرهون رعایت نسبى بعضى از اصول اخلاقى بدانیم، که میراث انبیاى پیشین و نتیجه زحمات رهبران الهى، دانشمندان و علما در طول قرن ها است.

علاوه بر آیات فوق، در روایات اسلامى نیز روى این معنى زیاد تکیه شده است که: استغفار و ترک گناه، سبب فزونى روزى و بهبودى زندگى مى شود، از جمله:

در حدیثى از على(علیه السلام) آمده: أَکْثِرِ الاِسْتِغْفارَ تَجْلِبْ الرِّزْقَ: «زیاد استغفار کن تا روزى را به سوى خود جلب کنى».(3)

در حدیث دیگرى از پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) چنین نقل شده: مَنْ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَیْهِ نِعْمَةً فَلْیَحْمِدِ اللّهَ تَعالى، وَ مَنْ اِسْتَبْطَأَ الرِّزْقَ فَلْیَسْتَغْفِرِ اللّهَ، وَ مَنْ حَزَنَهُ أَمْرٌ فَلْیَقُلْ: لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّهِ:

«کسى که خداوند نعمتى به او بخشیده، شکر خدا را به جا آورد، و کسى که روزیش تأخیر کرده از خدا طلب آمرزش کند، و کسى که بر اثر حادثه اى غمگین گردد، بگوید: لا حول و لا قوة الا باللّه».(4)

در «نهج البلاغه» نیز مى خوانیم: وَ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ الاِسْتِغْفَارَ سَبَباً لِدُرُورِ الرِّزْقِ وَ رَحْمَةِ الْخَلْقِ، فَقَالَ سُبْحَانَهُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ إِنَّهُ کانَ غَفّاراً یُرْسِلِ السَّماءَ عَلَیْکُمْ مِدْراراً...:

«خداوند سبحان، استغفار را سبب فزونى روزى و رحمت خلق قرار داده، و فرموده: از پروردگارتان طلب آمرزش کنید که او بسیار آمرزنده است ، باران پر برکت آسمان را بر شما مى فرستد».(5)

حقیقت، این است: مجازات بسیارى از گناهان، محرومیت هائى در این جهان است، و هنگامى که انسان از آن توبه کند و راه پاکى و تقوا را پیش گیرد، خداوند این مجازات را از او بر طرف مى سازد.(6)

1 ـ «مِدْرار» از ماده «درّ» (بر وزن جرّ)، در اصل به معنى ریزش «شیر» از پستان مادر است، و سپس به معنى ریزش باران به کار رفته، و «مِدْرار» صیغه مبالغه است.

2 ـ «وقار» به معنى سنگینى و عظمت است، و «تَرْجُونَ» از ماده «رجاء» به معنى امید است که گاه توأم با خوف مى باشد، و مجموع جمله، به این معنى است که: چرا شما در برابر عظمت خدا خاضع نیستید.

3 و 4 ـ تفسیر «نور الثقلین»، جلد 5، صفحه 424.

5 ـ «نهج البلاغه»، خطبه 143.

6 ـ شرح دیگرى در این زمینه تحت عنوان «گناه و ویرانى جامعه ها» ذیل آیه 52 سوره «هود» داشتیم (تفسیر «نمونه»، جلد 9، صفحه 131).

منبع و اجازهٔ این تفسیر

منبع: Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi) · Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shiraziاجازه: Notice of the publisher: use with mention of the source is permitted (not an open licence)

این تفسیر برداشتِ نویسندهٔ آن است، نه نظر سراج.

کجای منبع: https://quran.makarem.ir/fa/interpretation?sura=71&verse=10، کد متن 9c18797d19ab

جزئیات منبع و اجازهٔ این تفسیر

Tafsir Nemooneh (تفسیر نمونه), the Persian commentary of the Quran written under Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi with a group of co-authors, as published on https://quran.makarem.ir/, the Quran and tafsir site of the office of آیت الله العظمی مکارم شیرازی: one page per ayah (/fa/interpretation?sura=…&verse=…). Part 06: surah 44 ayah 1 to surah 74 ayah 56, 236 passages. Terms: the footer notice of that site, «استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.» (Use of the content with mention of the source is permitted.); a notice of the publisher, not an open licence. Passages: the site serves one commentary for a passage on the page of each of its ayahs; consecutive ayahs of one surah whose pages serve the same commentary form one record with that range. An ayah whose page serves no commentary of its own joins a neighbouring passage only when that passage quotes it. Changes: only the HTML markup of the commentary block was removed: block elements became paragraphs separated by one blank line, a line-break tag a line feed, inline tags gave their text unchanged; the character references (  « » >) were replaced by the characters they name; white space of the markup was collapsed to one space and dropped at the edges of a paragraph; the footnotes stay where the page has them, after the text, with their markers; nothing else was changed. Not taken: the ayah and its translation shown above the commentary. Retrieved 2026-10-16 to 2026-10-23: 6248 requests one at a time, at least 6 seconds apart (6236 answered 200, one per ayah); the list of the requests (raw/index.jsonl) has SHA-256 ad7f694f4fd24e1501a679a2db6df2c800c78c6d4d0773cf3a1e883e6fe16f4c.

منبع
Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi)
ناشر
Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi
نسخهٔ منبع
retrieved-2026-10-17
کد مجموعه
makarem-tafsir-nemooneh-2026-10-23-part06
زبان و مذهب
فارسی، شیعهٔ دوازده‌امامی
تأیید نمایش
تعداد متن‌ها
۲۳۶
باز کردن منبع