تفسیر نمونه

سورة الماعون، الآيات ١ إلى ٧، آیت الله العظمی مکارم شیرازی

العودة إلى الآيات

1أَ رَأَیْتَ الَّذی یُکَذِّبُ بِالدِّینِ

2فَذلِکَ الَّذی یَدُعُّ الْیَتیمَ

3وَ لا یَحُضُّ عَلى طَعامِ الْمِسْکینِ

4فَوَیْلٌ لِلْمُصَلِّینَ

5الَّذینَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ

6الَّذینَ هُمْ یُراءوُنَ

7وَ یَمْنَعُونَ الْماعُونَ

ترجمه:

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

1 ـ آیا کسى که روز جزا را پیوسته انکار مى کند دیدى؟!

2 ـ او همان کسى است که یتیم را با خشونت مى راند.

3 ـ و (دیگران را) به اطعام مسکین تشویق نمى کند!

4 ـ پس واى بر نمازگزارانى که،

5 ـ در نماز خود سهل انگارى مى کنند!

6 ـ همان کسانى که ریا مى کنند.

7 ـ و دیگران را از وسائل ضرورى زندگى منع مى نمایند!

تفسیر:

اثرات شوم انکار معاد

در این سوره، نخست پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) را مخاطب قرار داده و اثرات شوم انکار روز جزا در اعمال منکران را بازگو مى کند.

«آیا دیدى کسى را که روز جزا را پیوسته انکار مى کند»؟! (أَ رَأَیْتَ الَّذی یُکَذِّبُ بِالدِّینِ).

* * *

سپس، بى آن که در انتظار پاسخ این سؤال بماند، مى افزاید:

«او همان کسى است که یتیم را با خشونت مى راند»! (فَذلِکَ الَّذی یَدُعُّ الْیَتیمَ).

* * *

«و دیگران را به اطعام مسکین و مستمند تشویق نمى کند» (وَ لا یَحُضُّ عَلى طَعامِ الْمِسْکینِ).

منظور از «دین» در اینجا «جزا» یا «روز جزا» است، و انکار روز جزا و دادگاه بزرگ آن، بازتاب وسیعى در اعمال انسان دارد، که در این سوره به پنج قسمت از آن اشاره شده است از جمله:

«راندن یتیمان با خشونت»، «عدم تشویق دیگران به اطعام افراد مسکین»، یعنى نه خود انفاق مى کند و نه دیگران را دعوت به این کار مى نماید.

بعضى نیز احتمال داده اند: منظور از «دین» در اینجا قرآن یا تمام آئین اسلام است، ولى معنى اول مناسب تر به نظر مى رسد، و نظیر آن را در سوره «انفطار» آیه 9 است: «کَلاّ بَلْ تُکَذِّبُونَ بِالدِّین»، و سوره «تین» آیه 7 مى باشد: «فَما یُکَذِّبُکَ بَعْدُ بِالدِّین» نیز آمده است، که به قرینه آیات دیگر آن سوره ها، منظور از دین، روز جزا است.

«یَدُعُّ» از ماده «دَعّ» (بر وزن حدّ) به معنى دفع شدید و راندن توأم با خشونت و عنف است.

و «یَحُضُّ» از ماده «حَضّ» به معنى تحریض و ترغیب دیگران بر چیزى است، «راغب» در «مفردات» مى گوید: «حَصّ» تشویق در حرکت و سیر است، ولى «حَضّ» چنین نیست.(1)

از آنجا که «یَحُضُّ» و «یَدُعُّ» به صورت فعل «مضارع» آمده، نشان مى دهد این کار مستمر آنها در مورد یتیمان و مستمندان است.

باز در اینجا این نکته جلب توجه مى کند که، در مورد «یتیمان» مسأله عواطف انسانى بیشتر مطرح است تا اطعام و سیر کردن; چرا که بیشترین رنج یتیم از دست دادن کانون عاطفه و غذاى روح است، و تغذیه جسمى در مرحله بعد قرار دارد.

و باز در این آیات، به مسأله اطعام «مستمندان» که از مهمترین کارهاى خیر است، برخورد مى کنیم، تا آنجا که مى فرماید: اگر خود قادر به اطعام مستمند نیست، دیگران را به آن تشویق کند.

تعبیر به «فَذلِکَ» (با توجه به این که «فاء» در اینجا معنى سببیت را مى بخشد) اشاره به این نکته است که: فقدان ایمان به معاد، سبب این

خلافکارى ها مى شود، و به راستى چنین است، آن کس که آن روز بزرگ و آن دادگاه عدل، و آن حساب و کتاب و پاداش و کیفر را در اعماق جان باور کرده باشد، آثار مثبتش در تمام اعمال او ظاهر مى شود، ولى آنها که ایمان ندارند، اثر آن در جرأتشان بر گناه و انواع جرائم کاملاً محسوس است.

* * *

در سومین وصف این گروه، مى فرماید: «واى بر نمازگزاران» (فَوَیْلٌ لِلْمُصَلِّینَ).

* * *

«همان نمازگزارانى که نماز خود را به دست فراموشى مى سپرند» (الَّذینَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ).

نه ارزشى براى آن قائلند، نه به اوقاتش اهمیتى مى دهند، و نه ارکان و شرائط و آدابش را رعایت مى کنند.

«ساهُون» از ماده «سهو» در اصل به معنى خطائى است که از روى غفلت سرزند، خواه در فراهم کردن مقدماتش مقصر باشد یا نه، البته در صورت اول معذور نیست، و در صورت دوم معذور است، ولى در اینجا منظور سهو توأم با تقصیر است.

باید توجه داشت: نمى فرماید: «در نمازشان سهو مى کنند» چون سهو در نماز به هر حال براى هر کس واقع مى شود، بلکه مى فرماید: «از اصل نماز سهو مى کنند» و کل آن را به دست فراموشى مى سپرند.

روشن است، این مطلب اگر یک یا چند بار اتفاق بیفتد، ممکن است از قصور باشد، اما کسى که پیوسته نماز را فراموش مى کند و آن را به دست فراموشى مى سپارد، پیدا است که براى آن اهمیتى قائل نیست، و یا اصلاً به آن ایمان ندارد، و اگر گهگاه نماز مى خواند، از ترس زبان مردم و مانند آن است.

در این که، منظور از «ساهُون» در اینجا چیست؟ علاوه بر آنچه در بالا گفتیم، تفسیرهاى دیگرى نیز گفته اند، از جمله:

این که: منظور تأخیر انداختن نماز از وقت فضیلت است.

و یا این که: منظور اشاره به منافقانى است که نه براى نماز ثوابى معتقد بودند و نه براى ترک آن عقاب.

یا این که: منظور کسانى است که در نمازهاى خود ریا مى کنند (در حالى که این معنى در آیه بعد مى آید).

البته، جمع میان این معانى ممکن است، هر چند تفسیر اول مناسب تر به نظر مى رسد.

به هر حال، وقتى فراموش کنندگان نماز، شایسته «ویل» هستند، آنها که به کلى ترک نماز گفته و تارک الصلوة هستند، چه حالى خواهند داشت؟!

* * *

در چهارمین مرحله، به یکى دیگر از بدترین اعمال آنها اشاره کرده، مى فرماید: «آنها کسانى هستند که پیوسته ریا مى کنند» (الَّذینَ هُمْ یُراءوُنَ).

* * *

و در آخرین مرحله، مى افزاید: «آنها دیگران را از ضروریات زندگى منع مى کنند» (وَ یَمْنَعُونَ الْماعُونَ).

مسلماً، یکى از سرچشمه هاى تظاهر و ریاکارى، عدم ایمان به روز قیامت، و عدم توجه به پاداش هاى الهى است، و گرنه چگونه ممکن است انسان پاداش هاى الهى را رها کند، و رو به سوى خلق، و خوش آیند آنها آورد؟!

«ماعُون» از ماده «مَعْن» (بر وزن شأن) به معنى چیز کم است، و بسیارى از مفسران معتقدند: منظور از آن در اینجا، اشیاء جزئى است که مردم مخصوصاً همسایه ها از یکدیگر به عنوان عاریه یا تملک مى گیرند، مانند مقدارى نمک، آب، آتش (کبریت)، ظروف و مانند اینها.

بدیهى است، کسى که از دادن چنین اشیائى به دیگران خوددارى مى کند، آدم بسیار پست و بى ایمانى است، یعنى آنها به قدرى بخیل اند که، حتى از دادن این اشیاء کوچک مضایقه دارند، در حالى که همین اشیاء کوچک، گاه نیازهاى بزرگى را برطرف مى کند، و منع آن، مشکلات بزرگى در زندگى مردم ایجاد مى نماید.

جمعى نیز گفته اند: منظور از «ماعُون» زکات است، چرا که زکات نسبت به اصل مال غالباً بسیار کم است، گاه ده درصد، گاه پنج درصد، و گاه دو و نیم درصد است.

البته «منع زکات» نیز یکى از بدترین کارها است، چرا که «زکات» بسیارى از مشکلات اقتصادى جامعه را حل مى کند.

در روایتى، از امام صادق(علیه السلام) آمده است که در تفسیر «ماعون» فرمود: هُوَ الْقَرْضُ یُقْرِضُهُ، وَ الْمَتاعُ یُعِیرُهُ، وَ الْمَعْرُوفُ یَصْنَعُهُ: «ماعون وامى است که انسان به دیگرى مى دهد، وسائل زندگى است که به عنوان عاریه در اختیار دیگران مى گذارد، و کمک ها و کارهاى خیرى که انسان انجام مى دهد».(2)

در روایت دیگرى، از همان حضرت این معنى نقل شده، و در ذیل آن آمده است راوى گفت: ما همسایگانى داریم که وقتى وسائلى را به آنها عاریه مى دهیم، آن را مى شکنند و خراب مى کنند، آیا گناه است به آنها ندهیم؟ فرمود: در این صورت مانعى ندارد.(3)

در معنى «ماعون» احتمالات دیگرى نیز گفته اند:، تا آنجا که در تفسیر «قرطبى» بالغ بر دوازده قول در این زمینه نقل شده، که بسیارى از آنها را مى توان در هم ادغام کرد و مهم همان است که در بالا آوردیم.

ذکر این دو کار پشت سر یکدیگر، (ریاکارى و منع ماعون) گوئى اشاره به این است که، آنها آنچه براى خدا است به نیت خلق به جا مى آورند، و آنچه براى خلق است، از آنها دریغ مى دارند، و به این ترتیب، هیچ حقى را به حق دارش نمى رسانند.

این سخن را با حدیثى از پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) پایان مى دهیم، فرمود: مَنْ مَنَعَ الْماعُونَ جارَهُ مَنَعَهُ اللّهُ خَیْرَهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ، وَ وَکَّلَهُ إِلى نَفْسِهِ، وَ مَنْ وَکَّلَهُ إِلى نَفْسِهِ فَما أَسْوَأَ حالُهُ؟!: «کسى که وسائل ضرورى و کوچک را از همسایه اش دریغ دارد، خداوند او را از خیر خود، در قیامت منع مى کند، و او را به حال خود وامى گذارد، و هر کسى خدا او را به خود واگذارد، چه بد حالى دارد»؟.(4)

* * *

نکته ها:

1 ـ جمع بندى بحث هاى سوره ماعون

در این سوره کوتاه، مجموعه اى از صفات رذیله که در هر کس باشد نشانه بى ایمانى و پستى و حقارت او است آمده، و قابل توجه این که: همه آنها را فرع بر تکذیب دین، یعنى جزا یا روز جزا قرار داده است.

تحقیر یتیمان، ترک اطعام گرسنگان، غفلت از نماز، ریاکارى، و عدم همکارى با مردم، حتى در دادن وسائل کوچک زندگى، این مجموعه را تشکیل مى دهد، و به این ترتیب، افراد بخیل و خودخواه، و متظاهرى را منعکس

مى کند که نه پیوندى با «خلق» دارند، و نه رابطه اى با «خالق»، افرادى که نور ایمان و احساس مسئولیت در وجودشان نیست، نه به پاداش الهى مى اندیشند و نه از عذاب او بیمناکند.

* * *

2 ـ تظاهر و ریا، بلاى بزرگ اجتماعى

ارزش هر عمل، بستگى به «انگیزه» آن دارد، و یا به تعبیر دیگر، از دیدگاه اسلام، اساس هر عمل را، «نیت» تشکیل مى دهد، آن هم «نیت خالص».

اسلام قبل از هر چیز، پرونده نیت را مورد بررسى قرار مى دهد، و لذا در حدیث معروفى از پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) آمده است: إِنَّمَا الأَعْمالُ بِالنِّیّاتِ، وَ لِکُلِّ امْرِئ مَا نَوى: «هر عملى بستگى به نیت دارد، و بهره هر کس مطابق نیتى است که در عمل دارد».

و در ذیل این حدیث آمده است: «آن کس که براى خدا جهاد کند، اجرش بر خداوند بزرگ است، و کسى که براى متاع دنیا پیکار کند، یا حتى نیت به دست آوردن «عقال» (طناب کوچکى که پاى شتر را با آن مى بندند) کرده باشد، بهره اش فقط همان است».(5)

اینها همه به خاطر آن است که: «نیت» همیشه به عمل شکل مى دهد، آن کس که براى خدا کارى انجام مى دهد، شالوده آن را محکم مى کند، و تمام تلاش او این است که مردم از آن بهره بیشتر گیرند، ولى کسى که براى تظاهر و ریاکارى عملى انجام مى دهد، تنها به ظاهر و زرق و برق آن مى پردازد، بى آن که به عمق و باطن و شالوده و بهره گیرى نیازمندان اهمیت دهد.

جامعه اى که به ریاکارى عادت کند، نه فقط از خدا و اخلاق حسنه و ملکات فاضله دور مى شود، بلکه تمام برنامه هاى اجتماعى او از محتوا تهى مى گردد، و در یک مشت ظواهر فاقد معنى خلاصه مى شود، و چه دردناک است سرنوشت چنین انسان، و چنین جامعه اى؟!

روایات در مذمت «ریا» بسیار زیاد است، تا آنجا که آن را نوعى شرک نامیده اند، و ما در اینجا به ذکر سه روایت تکان دهنده قناعت مى کنیم:

1 ـ در حدیثى از پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) آمده است: سَیَأْتِی عَلَى النّاسِ زَمانٌ تَخْبُثُ فِیهِ سَرائِرُهُمْ، وَ تَحْسُنُ فِیهِ عَلانِیَتُهُمْ، طَمَعاً فِی الدُّنْیا لا یُرِیدُونَ بِهِ ما عِنْدَ رَبِّهِمْ، یَکُونُ دِینُهُمْ رِیاءً، لا یُخالِطُهُمْ خَوْفٌ، یَعُمُّهُمُ اللّهُ بِعِقاب فَیَدْعُونَهُ دُعاءَ الْغَرِیقِ فَلا یَسْتَجِیبُ لَهُمْ!:

«زمانى بر مردم فرا مى رسد که به خاطر طمع در دنیا، باطن هاى آنها زشت و آلوده مى شود، و ظاهرشان زیبا، این در حالى است که علاقه اى به پاداش هاى پروردگارشان ندارند، دین آنها ریا مى شود، و خوف خدا، در دل آنها وجود ندارد، خداوند همه آنها را به عذاب سختى گرفتار مى کند، و هر قدر خدا را مانند شخص غریق بخوانند، هرگز دعایشان مستجاب نمى شود».(6)

2 ـ در حدیث دیگرى از امام صادق(علیه السلام) مى خوانیم که به یکى از یارانش به نام «زراره» فرمود: مَنْ عَمِلَ لِلنّاسِ کانَ ثَوابُهُ عَلَى النّاسِ، یا زُرارَةُ! کُلُّ رِیاء شِرْکٌ!: «کسى که براى مردم عمل کند، ثوابش بر مردم است، اى زراره! هر ریائى شرک است»!.(7)

3 ـ در حدیث دیگرى از پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) آمده است:

إِنَّ الْمُرائِیَ یُدْعى یَوْمَ الْقِیامَةِ بِأَرْبَعَةِ أَسْماء: یا کافِرُ! یا فاجِرُ! یا غادِرُ! یا خاسِرُ! حَبِطَ عَمَلُکَ، وَ بَطَلَ أَجْرُکَ، فَلا خَلاصَ لَکَ الْیَوْمَ، فَالْتَمِسْ أَجْرَکَ مِمَّنْ کُنْتَ تَعْمَلُ لَهُ!:

«شخص ریاکار، در روز قیامت با چهار نام صدا مى شود: اى کافر! اى فاجر! اى حیله گر! واى زیانکار! عملت نابود شد، و اجرت باطل گشت، امروز هیچ راه نجاتى ندارى، پاداش خود را از کسى بخواه که از براى او عمل کردى»!.(8)

* * *

خداوندا! خلوص نیت، سخت مشکل است، خودت ما را در این راه یارى فرما!

پروردگارا! آن چنان ایمانى به ما مرحمت کن که جز به ثواب و عقاب تو نیندیشیم و رضا و خشنودى و غضب خلق در راه تو براى ما یکسان باشد!

بارالها! هر خطائى در این راه تاکنون کرده ایم بر ما ببخش!

آمِیْنَ یا رَبَّ الْعالَمِیْنَ

پایان سوره ماعون(9)

1 ـ «مفردات»، ماده «حض».

2 و 3 ـ «نور الثقلین»، جلد 5، صفحه 679.

4 ـ «نور الثقلین»، جلد 5، صفحه 679، حدیث 20.

5 ـ «وسائل الشیعه»، جلد 1، صفحه 35، ابواب مقدمة العبادات، باب 5، حدیث 10.

6 ـ «اصول کافى»، جلد 2، صفحه 296، باب الرّیا، حدیث 14.

7 ـ «وسائل الشیعه»، جلد 1، صفحه 49، ذیل حدیث 11 (جلد 1، صفحه 67، چاپ آل البیت).

8 ـ «وسائل الشیعه»، جلد 1، صفحه 51، ذیل حدیث 16 (جلد 1، صفحه 69، چاپ آل البیت).

9 ـ تصحیح: 21 / 3 / 1383.

مصدر هذا التفسير وإذنه

المصدر: Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi) · Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shiraziالإذن: Notice of the publisher: use with mention of the source is permitted (not an open licence)

هذا التفسير فهمُ مؤلفه، لا رأيُ سراج.

موضعه في المصدر: https://quran.makarem.ir/fa/interpretation?sura=107&verse=1، رمز النص 33645648ac19

التفاصيل مصدر هذا التفسير وإذنه

Tafsir Nemooneh (تفسیر نمونه), the Persian commentary of the Quran written under Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi with a group of co-authors, as published on https://quran.makarem.ir/, the Quran and tafsir site of the office of آیت الله العظمی مکارم شیرازی: one page per ayah (/fa/interpretation?sura=…&verse=…). Part 07: surah 75 ayah 1 to surah 114 ayah 6, 95 passages. Terms: the footer notice of that site, «استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.» (Use of the content with mention of the source is permitted.); a notice of the publisher, not an open licence. Passages: the site serves one commentary for a passage on the page of each of its ayahs; consecutive ayahs of one surah whose pages serve the same commentary form one record with that range. An ayah whose page serves no commentary of its own joins a neighbouring passage only when that passage quotes it. Changes: only the HTML markup of the commentary block was removed: block elements became paragraphs separated by one blank line, a line-break tag a line feed, inline tags gave their text unchanged; the character references (  « » >) were replaced by the characters they name; white space of the markup was collapsed to one space and dropped at the edges of a paragraph; the footnotes stay where the page has them, after the text, with their markers; nothing else was changed. Not taken: the ayah and its translation shown above the commentary. Retrieved 2026-10-16 to 2026-10-23: 6248 requests one at a time, at least 6 seconds apart (6236 answered 200, one per ayah); the list of the requests (raw/index.jsonl) has SHA-256 ad7f694f4fd24e1501a679a2db6df2c800c78c6d4d0773cf3a1e883e6fe16f4c.

المصدر
Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi)
الناشر
Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi
نسخة المصدر
retrieved-2026-10-17-to-2026-10-23
رمز المجموعة
makarem-tafsir-nemooneh-2026-10-23-part07
اللغة والمذهب
الفارسية، الشيعة الإمامية الاثنا عشرية
الموافقة على العرض
عدد النصوص
٩٥
فتح المصدر