تفسیر نمونه

سورة البقرة، الآيات ٢١٧ إلى ٢١٨، آیت الله العظمی مکارم شیرازی

العودة إلى الآيات

شأن نزول:

گفته اند: این آیه در مورد «سَرِیّه عبداللّه بن جحش» نازل شده است.(1)

جریان چنین بود: پیش از جنگ «بدر» پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) «عبداللّه بن جحش» را طلبید، نامه اى به او داد و هشت نفر از مهاجرین را همراه وى نمود، به او فرمان داد: پس از آن که دو روز راه پیمود، نامه را بگشاید، و طبق آن عمل کند، او پس از دو روز طى طریق، نامه را گشود و چنین یافت: «پس از آن که نامه را باز کردى تا «نخله» (زمینى که بین «مکّه» و «طایف» است) پیش برو، و در آنجا وضع قریش را زیر نظر بگیر و جریان را به ما گزارش بده».

«عبداللّه» جریان را براى همراهانش نقل نمود و اضافه کرد: پیامبر مرا از مجبور ساختن شما در این راه، منع کرده است، بنابراین، هر کس آماده شهادت است با من بیاید، و دیگران باز گردند، همه با او حرکت کردند، هنگامى که به «نخله» رسیدند به قافله اى از قریش برخورد کردند که «عمرو بن حضرمى» در آن بود، چون روز آخر ماه رجب (یکى از ماه هاى حرام) بود در مورد حمله به آنها به مشورت پرداختند.

بعضى گفتند: اگر امروز هم از آنها دست برداریم وارد محیط حرم خواهند شد و دیگر نمى توان متعرض آنها شد، سرانجام شجاعانه به آنها حمله کردند «عمرو بن حضرمى» را کشتند و قافله را با دو نفر نزد پیامبر(صلى الله علیه وآله) آوردند، پیغمبر به آنان فرمود: من به شما دستور نداده بودم که در ماه هاى حرام نبرد کنید، و دخالتى در غنائم و اسیران نکرد، مجاهدان ناراحت شدند و مسلمانان به سرزنش آنها پرداختند، مشرکان نیز زبان به طعن گشودند که محمّد(صلى الله علیه وآله) جنگ و خونریزى و اسارت در ماه هاى حرام را، حلال شمرده در این هنگام آیه اول نازل شد.

پس از آن که این آیه نازل شد «عبداللّه بن جحش» و همراهانش اظهار کردند در این راه براى درک ثواب جهاد کوشش کرده اند و از پیامبر پرسیدند: آیا اجر مجاهدان را دارند یا نه؟ آیه دوم (اِنَّ الَّذِیْنَ آمَنُوا وَ الَّذِینَ هاجَرُوا...) نازل گردید.(2)

تفسیر:

جنگ در ماه هاى حرام

همان گونه که از شأن نزول بر مى آید، و لحن آیه نیز اجمالاً به آن گواهى مى دهد، آیه نخست، در صدد پاسخگوئى به پاره اى از سؤالات درباره جهاد و استثناهاى آن است.

مى فرماید: «از تو درباره جنگ کردن در ماه هاى حرام سؤال مى کنند» (یَسْئَلُونَکَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرامِ قِتال فیهِ).

پس از آن مى افزاید: «به آنها بگو جنگ در آن (گناه) بزرگى است» (قُلْ قِتالٌ فیهِ کَبیرٌ).

و به این ترتیب، سنتى را که از زمان هاى قدیم و اعصار انبیاى پیشین در میان عرب در مورد تحریم پیکار در ماه هاى حرام (رجب، ذى القعده، ذى الحجه و محرّم) وجود داشته با قاطعیت امضاء مى کند.

آن گاه مى فرماید: چنین نیست که این قانون استثنائى نداشته باشد، نباید اجازه داد گروهى فاسد و مفسد زیر چتر این قانون، هر ظلم، فساد و گناهى را مرتکب شوند، درست است که جهاد در ماه حرام مهم است «ولى جلوگیرى از راه خدا و کفر ورزیدن نسبت به او و هتک احترام مسجد الحرام، و خارج کردن و تبعید نمودن ساکنان آن، نزد خداوند از آن مهمتر است» (وَ صَدٌّ عَنْ سَبیلِ اللّهِ وَ کُفْرٌ بِهِ وَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ إِخْراجُ أَهْلِهِ مِنْهُ أَکْبَرُ عِنْدَ اللّهِ).(3)

سپس مى افزاید: «ایجاد فتنه (و منحرف ساختن مردم از دین خدا) از قتل هم بالاتر است» (وَ الْفِتْنَةُ أَکْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ).

چرا که آن، جنایتى است بر جسم انسان، و این، جنایتى است بر جان و روح و ایمان انسان(4) و بعد چنین ادامه مى دهد: مسلمانان نباید تحت تأثیر تبلیغات انحرافى مشرکان، قرار گیرند; زیرا «آنها دائماً با شما مى جنگند تا اگر بتوانند شما را از دینتان باز گردانند» و به کمتر از این قانع نیستند (وَ لا یَزالُونَ یُقاتِلُونَکُمْ حَتّى یَرُدُّوکُمْ عَنْ دینِکُمْ إِنِ اسْتَطاعُوا).

بنابراین، محکم در برابر آنها بایستید، و به وسوسه هاى آنها در زمینه ماه حرام و غیر آن اعتنا نکنید، پس از آن به مسلمانان در زمینه بازگشت از دین خدا هشدار جدّى داده مى گوید: «هر کس از شما مرتد شود و از دینش برگردد، و در حال کفر بمیرد، تمام اعمال نیک او در دنیا و آخرت، بر باد مى رود و آنها اهل دوزخند و جاودانه در آن مى مانند» (وَ مَنْ یَرْتَدِدْ مِنْکُمْ عَنْ دینِهِ فَیَمُتْ وَ هُوَ کافِرٌ فَأُولئِکَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِی الدُّنْیا وَ الآْخِرَةِ وَ أُولئِکَ أَصْحابُ النّارِ هُمْ فیها خالِدُونَ).

چه مجازاتى از این سخت تر و وحشتناک تر که تمام اعمال نیک انسان نابود شود، نه در دنیا و نه در آخرت به حال او مفید نیفتد، و گرفتار عذاب جاویدان الهى نیز بشود.

روشن است اعمال نیک، هم برکات و آثارى در دنیا دارد و هم در آخرت، افراد مرتد از همه این آثار محروم مى شوند، به علاوه ارتداد سبب مى شود تمام آثار ایمان برچیده شود، همسرانشان جدا گردند و اموالشان به ارث به بازماندگان آنان برسد.

* * *

در آیه بعد، به نقطه مقابل این گروه اشاره کرده و مى فرماید: «کسانى که ایمان آوردند و کسانى که هجرت نمودند و در راه خدا جهاد کردند (و بر ایمان خود استوار ماندند) آنها امید به رحمت پروردگار دارند و خداوند آمرزنده و مهربان است» (إِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ الَّذینَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فی سَبیلِ اللّهِ أُولئِکَ یَرْجُونَ رَحْمَتَ اللّهِ وَ اللّهُ غَفُورٌ رَحیمٌ).

آرى، این گروه، در پرتو این سه کار بزرگ (ایمان، هجرت و جهاد) اگر مرتکب اشتباهاتى نیز بشوند (همان گونه که در شأن نزول در داستان «عبداللّه بن جحش» آمده بود) ممکن است مشمول عنایات و مغفرت الهى گردند.(5)

* * *

نکته:

مسأله «احباط» و «تکفیر»

«حَبْط» در اصل به گفته «راغب» در «مفردات» به معنى این است: چهارپائى آن قدر بخورد که شکمش باد کند و چون این حالت سبب فساد غذا و بى اثر بودن آن مى گردد، این واژه به معنى باطل و بى خاصیت شدن، به کار مى رود، لذا «معجم مقائیس اللغة» معنى آن را «بطلان» ذکر کرده است و به همین دلیل، در آیه 16 سوره «هود» هم ردیف باطل ذکر شده، مى فرماید: أُولئِکَ الَّذینَ لَیْسَ لَهُمْ فِی الآْخِرَةِ إِلاَّ النّارُ وَ حَبِطَ ما صَنَعُوا فیها وَ باطِلٌ ما کانُوا یَعْمَلُون: «دنیاپرستان کسانى هستند که در آخرت جز آتش بهره اى ندارند و آنچه را در دنیا انجام داده اند بر باد مى رود و اعمالشان باطل مى شود».

و اما «اِحباط» در اصطلاح متکلمان و علماء عقائد، عبارت از این است که ثواب اعمال پیشین بر اثر گناهان، از بین برود، نقطه مقابل تکفیر که به معنى از بین رفتن کیفر و آثار گناهان پیشین، به خاطر اعمال نیک آینده است.

در این که آیا احباط و تکفیر در مورد ثواب اعمال صالح و کیفر گناهان صحیح است، یا نه؟ در میان علماء عقائد بحث و گفتگو است. به گفته مرحوم «علامه مجلسى» مشهور میان متکلمان امامیه بطلان احباط و تکفیر است، آنها فقط مى گویند: ثواب مشروط به آن است که انسان با ایمان از دنیا برود، و عقاب مشروط به این است که به هنگام مرگ با اسلام و توبه از دنیا نرود.

ولى علماء معتزله نظر به ظواهر بعضى از آیات و روایات، معتقد به صحت احباط و تکفیرند.(6)

«خواجه نصیر الدین طوسى» در کتاب «تجرید العقائد» احباط را باطل شمرده و با دلیل عقل و نقل بر آن استدلال کرده است، دلیل عقلى او این است که: احباط مستلزم ظلم است (زیرا کسى که ثواب کمترى داشته و گناه بیشترى، پس از احباط به منزله کسى خواهد بود که اصلاً کار نیک نکرده است و این یک نوع ستم در حق او خواهد بود) و اما دلیل نقلى، این است که قرآن با صراحت مى گوید: فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّة خَیْراً یَرَهُ * وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّة شَرّاً یَرَه: «هر کس به مقدار سنگینى ذره اى کار خیر کند آن را مى بیند * و هر کس به مقدار سنگینى ذره اى کار شرّ کند آن را مى بیند».(7)-(8)

در میان دانشمندان معتزله «ابو هاشم» احباط و تکفیر را به هم آمیخته و عنوان موازنه را به وجود آورده است به این معنى که گناه و ثواب را با هم مى سنجد و از یکدیگر کسر مى کند.

ولى حق این است که: احباط و تکفیر امرى ممکن مى باشد و هیچ گونه ظلمى از آن حاصل نمى گردد، و آیات و روایاتى صریحاً بر آن دلالت دارد و به نظر مى رسد: مخالفتِ منکران، بازگشت به یک نوع «نزاع لفظى» مى کند.

توضیح این که: گاه، مى شود انسان سالیان دراز زحمت مى کشد و با مشقت فراوان سرمایه اى مى اندوزد، ولى با یک ندانم کارى و یا یک هوسبازى آن را از دست مى دهد، یعنى «حسنات» سابق «حَبط» مى شود.

و یا به عکس، مرتکب اشتباهات و خسارت هاى زیادى شده و با یک عمل عاقلانه و حساب شده همه را جبران مى کند، این یک نوع «تکفیر» است (تکفیر یک نوع پوشانیدن و جبران کردن است) در مسائل معنوى نیز همین اصل، صادق مى باشد.

* * *

1 ـ «سَرِیّه» به آن دسته از جنگ هاى اسلامى گفته مى شود که پیامبر در آن شرکت نداشت.

بعضى گفته اند: «سَرِیّه» عبارت است از گروهى از لشکر که از 5 تا 300 نفر تشکیل شده باشد.

باید توجه داشت: «سَرِیّه» از «سرى» گرفته شده است که به معنى چیز نفیس و گران بهاست و چون لشکریانى که چنین مأموریت هائى را پیدا مى کنند، از نخبه ها هستند، به این نام نامیده شده اند.

«مطرزى» مى گوید: «سَرَیّه» از «سرى» که به معنى حرکت در شب است، گرفته شده به خاطر این که آنها غالباً مخفیانه حرکت مى کنند.

«ابن حجر» در کتاب «ملتقطات» خود همین مطلب را پذیرفته مى گوید: «سَرِیّه» گروهى از لشکرند که شبانه حرکت مى کنند.

2 ـ «بحار الانوار»، جلد 19، صفحات 188، 189 و 190 ـ «اعلام الورى»، صفحات 73 و 74 (دار الکتب الاسلامیة) ـ تفسیر «ابن کثیر»، جلد 1، صفحه 428، ذیل آیه مورد بحث ـ «سنن کبراى بیهقى»، جلد 13، صفحه 316، حدیث 18362 (جلد 9، صفحات 11 و 12، دار الفکر بیروت).

3 ـ بنا به گفته مرحوم «طبرسى» در «مجمع البیان» و «قرطبى» در تفسیر «الجامع»، «صَدٌّ» مبتداست، و«کُفْرٌ» و «اِخْراجُ أَهْلِهِ» عطف بر آن و «أَکْبَرُ» خبر مى باشد.

4 ـ درباره معنى «فتنه» مشروحاً در ذیل آیه 191 همین سوره بحث کرده ایم.

5 ـ درباره «مرتد فطرى و ملى» در جلد یازدهم، ذیل آیه 106 سوره «نحل» بحث کرده ایم و در همین جلد دوم نیز، ذیل آیه 89 سوره «آل عمران» بحثى خواهد آمد.

6 ـ «بحار الانوار»، جلد 5، صفحه 332 ـ در این مورد در جلد 68 «بحار الانوار»، صفحه 197 به بعد نیز بحث شده است.

7 ـ زلزله، آیات 7 ـ 8.

8 ـ «تجرید العقائد»، صفحه 327، چاپ مصطفوى.

مصدر هذا التفسير وإذنه

المصدر: Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi) · Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shiraziالإذن: Notice of the publisher: use with mention of the source is permitted (not an open licence)

هذا التفسير فهمُ مؤلفه، لا رأيُ سراج.

موضعه في المصدر: https://quran.makarem.ir/fa/interpretation?sura=2&verse=217، رمز النص c696768ca83e

التفاصيل مصدر هذا التفسير وإذنه

Tafsir Nemooneh (تفسیر نمونه), the Persian commentary of the Quran written under Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi with a group of co-authors, as published on https://quran.makarem.ir/, the Quran and tafsir site of the office of آیت الله العظمی مکارم شیرازی: one page per ayah (/fa/interpretation?sura=…&verse=…). Part 01: surah 1 ayah 1 to surah 4 ayah 176, 372 passages. Terms: the footer notice of that site, «استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.» (Use of the content with mention of the source is permitted.); a notice of the publisher, not an open licence. Passages: the site serves one commentary for a passage on the page of each of its ayahs; consecutive ayahs of one surah whose pages serve the same commentary form one record with that range. An ayah whose page serves no commentary of its own joins a neighbouring passage only when that passage quotes it. Changes: only the HTML markup of the commentary block was removed: block elements became paragraphs separated by one blank line, a line-break tag a line feed, inline tags gave their text unchanged; the character references (  « » >) were replaced by the characters they name; white space of the markup was collapsed to one space and dropped at the edges of a paragraph; the footnotes stay where the page has them, after the text, with their markers; nothing else was changed. Not taken: the ayah and its translation shown above the commentary. Retrieved 2026-10-16 to 2026-10-23: 6248 requests one at a time, at least 6 seconds apart (6236 answered 200, one per ayah); the list of the requests (raw/index.jsonl) has SHA-256 ad7f694f4fd24e1501a679a2db6df2c800c78c6d4d0773cf3a1e883e6fe16f4c.

المصدر
Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi)
الناشر
Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi
نسخة المصدر
retrieved-2026-10-16
رمز المجموعة
makarem-tafsir-nemooneh-2026-10-23-part01
اللغة والمذهب
الفارسية، الشيعة الإمامية الاثنا عشرية
الموافقة على العرض
عدد النصوص
٣٧٢
فتح المصدر