تفسیر نمونه

سورة طه، الآيات ١٢٨ إلى ١٣٠، آیت الله العظمی مکارم شیرازی

العودة إلى الآيات

128أَ فَلَمْ یَهْدِ لَهُمْ کَمْ أَهْلَکْنا قَبْلَهُمْ مِنَ الْقُرُونِ یَمْشُونَ فِی مَساکِنِهِمْ إِنَّ فِی ذلِکَ لاَ یات لاُِولِی النُّهى

129وَ لَوْ لا کَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّکَ لَکانَ لِزاماً وَ أَجَلٌ مُسَمّىً

130فَاصْبِرْ عَلى ما یَقُولُونَ وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ غُرُوبِها وَ مِنْ آناءِ اللَّیْلِ فَسَبِّحْ وَ أَطْرافَ النَّهارِ لَعَلَّکَ تَرْضى

ترجمه:

128 ـ آیا براى هدایت آنان کافى نیست که بسیارى از نسل هاى پیشین را هلاک نمودیم، و اینها در مسکن هاى (ویران شده) آنان راه مى روند؟! مسلماً در این امر، نشانه هاى روشنى براى خردمندان است.

129 ـ و اگر سنت و تقدیر پروردگارت و ملاحظه زمان مقرّر نبود، عذاب الهى به زودى دامان آنان را مى گرفت!

130 ـ پس در برابر آنچه مى گویند، صبر کن! و پیش از طلوع آفتاب، و قبل از غروب آن، تسبیح و حمد پروردگارت را به جا آور; و همچنین (برخى) از ساعات شب و اطراف روز (او را) تسبیح گوى; باشد که (از الطاف الهى) خشنود شوى!

تفسیر:

از تاریخ گذشتگان عبرت بگیرید

از آنجا که در آیات گذشته بحث هاى فراوانى از مجرمان به میان آمد، در نخستین آیات مورد بحث، به یکى از بهترین و مؤثرترین طرق بیدارى که مطالعه تاریخ پیشینیان است اشاره کرده چنین مى گوید: «آیا براى هدایت آنها همین کافى نیست که بسیارى از اقوام گذشته را که در قرون پیشین زندگى مى کردند هلاک کردیم» (أَ فَلَمْ یَهْدِ لَهُمْ کَمْ أَهْلَکْنا قَبْلَهُمْ مِنَ الْقُرُونِ).(1)

همان کسانى که گرفتار مجازات دردناک الهى شدند و «اینها در مساکن ویران شده آنان رفت و آمد دارند» (یَمْشُونَ فِی مَساکِنِهِمْ).

اینها در مسیر رفت و آمد خود، به خانه هاى قوم عاد (در سفرهاى یمن) و مساکن ویران شده قوم ثمود (در سفر شام) و منازل زیر و رو گشته قوم لوط (در سفر فلسطین) مى گذرند، آثار آنها را مى بینند، ولى درس عبرت نمى گیرند، ویرانى هائى که با زبان بى زبانى، ماجراهاى دردناک پیشین را بازگو مى کند و به مردم امروز و آینده هشدار مى دهد، فریاد مى کشد و سرانجام ظلم و کفر و فساد را بیان مى دارد.

آرى «در اینها دلائل روشن و آیات فراوانى است براى صاحبان عقل و اندیشه بیدار» (إِنَّ فِی ذلِکَ لاَ یات لاُِولِی النُّهى).(2)

موضوع عبرت گرفتن از تاریخ پیشینیان از مسائلى است که قرآن و احادیث اسلامى زیاد روى آن تکیه کرده است و حقاً معلم بیدارکننده اى است، چه بسیارند افرادى که از هیچ موعظه اى پند نمى گیرند، اما دیدن صحنه هائى از آثار عبرت انگیز گذشتگان، آنها را تکان مى دهد و بسیار مى شود که مسیر زندگى آنها را دگرگون مى سازد.

در حدیثى از پیامبر گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله) مى خوانیم: أَغْفَلُ النّاسِ مَنْ لَمْ یَتَّعِظْ بِتَغَیُّرِ الدُّنْیا مِنْ حال إِلى حال: «غافل ترین مردم کسى است که از دگرگون شدن دنیا اندرز نگیرد»(3) و از ورق گردانى لیل و نهار اندیشه نکند.

* * *

آیه بعد، در حقیقت پاسخ به سؤالى است که در اینجا مطرح مى شود و آن این که: چرا خداوند همان برنامه اى را که براى مجرمان پیشین ترتیب داد، براى این گروه ترتیب نمى دهد، قرآن مى گوید: «اگر سنت و تقدیر پروردگارت و زمان مقرر نبود، به زودى عذاب الهى دامان آنها را مى گرفت» (وَ لَوْ لا کَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّکَ لَکانَ لِزاماً وَ أَجَلٌ مُسَمّىً).

این سنت الهى که در قرآن، در موارد متعدد به عنوان «کلمه» از آن یاد شده، اشاره اى به فرمان آفرینش دائر بر آزادى انسان ها است; زیرا اگر هر مجرمى بلافاصله و بدون هیچ گونه مهلت مجازات شود، ایمان و عمل صالح، تقریباً جنبه اضطرارى و اجبارى پیدا مى کند، و بیشتر به خاطر ترس و وحشت از مجازاتِ فورى خواهد بود، نه وسیله تکامل که هدف اصلى است.

به علاوه اگر حکم شود که، همه مجرمان فوراً مجازات شوند، کسى در روى زمین زنده نخواهد ماند (وَ لَوْ یُؤاخِذُ اللّهُ النّاسَ بِظُلْمِهِمْ ما تَرَکَ عَلَیْها مِنْ

دَابَّة).(4)

بنابراین، باید مهلتى باشد تا گنهکاران به خود آیند و راه اصلاح در پیش گیرند، و هم فرصتى براى خودسازى، به همه پویندگان راه حق داده شود.

تعبیر به «أَجَلٌ مُسَمّى» به طورى که از مجموعه آیات قرآن استفاده مى شود اشاره به زمان حتمى پایان زندگى انسان است.(5)

به هر حال، ستمکاران بى ایمان و مجرمان جسور، نباید از تأخیر عذاب الهى مغرور شوند، و این واقعیت را نادیده بگیرند که این لطف خدا، این سنت الهى، این قانون تکامل است که میدان را براى آنها گشوده.

* * *

سپس روى سخن را به پیامبر(صلى الله علیه وآله) کرده، مى گوید: «اکنون که بنا نیست این بدکاران فوراً مجازات شوند، تو در برابر آنچه آنها مى گویند صابر و شکیبا باش» (فَاصْبِرْ عَلى ما یَقُولُونَ).

و براى تقویت روحیه پیامبر(صلى الله علیه وآله) و تسلّى خاطر او دستور راز و نیاز با خدا و نماز و تسبیح را داده مى گوید: «قبل از طلوع آفتاب و پیش از غروب آن، همچنین، در اثناء شب و اطراف روز، تسبیح و حمد پروردگارت را به جا آور تا راضى و خشنود شوى» و قلب تو در برابر سخنان دردآور آنها ناراحت نشود (وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ غُرُوبِها وَ مِنْ آناءِ اللَّیْلِ فَسَبِّحْ وَ أَطْرافَ النَّهارِ لَعَلَّکَ تَرْضى).

بدون شک، این حمد و تسبیح مبارزه اى است با شرک و بت پرستى در عین صبر و شکیبائى در برابر بدگوئى ها و سخنان ناهنجار مشرکان.

ولى در این که منظور، حمد و تسبیح مطلق است و یا اشاره به خصوص نمازهاى پنجگانه روزانه، در میان مفسران گفتگو است:

جمعى معتقدند: باید ظاهر عبارت را به همان معنى وسیعش رها کرد و از آن تسبیح و حمد مطلق استفاده نمود.

در حالى که گروهى دیگر آن را اشاره به نمازهاى پنجگانه مى دانند، به این ترتیب که:

«قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ» اشاره به نماز صبح.

و «قَبْلَ غُرُوبِها» اشاره به نماز عصر (یا اشاره به نماز ظهر و عصر است که وقت آنها تا غروب ادامه دارد).

«مِنْ آناءِ اللَّیْلِ» اشاره به نماز مغرب و عشاء و همچنین نماز شب است.

اما تعبیر، به «أَطْرافَ النَّهارِ» یا اشاره به نماز ظهر است; زیرا «اطراف» جمع «طرف» به معنى جانب است و اگر روز را دو نیم کنیم نماز ظهر در یک طرف نیمه دوم قرار گرفته است.

از بعضى از روایات نیز استفاده مى شود که «أَطْرافَ النَّهارِ» اشاره به نمازهاى مستحبى است که انسان در اوقات مختلف روز مى تواند انجام دهد; زیرا «أَطْرافَ النَّهارِ» در اینجا در مقابل «آناءِ اللَّیْلِ» قرار گرفته و تمام ساعات روز را در بر مى گیرد. (مخصوصاً با توجه به این که «اطراف» به صورت جمع آمده در حالى که روز، دو طرف بیشتر ندارد، روشن مى شود اطراف معنى وسیعى دارد که ساعات مختلف روز را شامل مى شود).

احتمال دیگرى نیز در تفسیر آیه وجود دارد که اشاره به اذکار خاصى باشد که در روایات اسلامى در این ساعات مخصوص، وارد شده است، مثلاً در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) در تفسیر آیه فوق مى خوانیم: امام(علیه السلام) فرمود:

«بر هر مسلمانى لازم است قبل از طلوع آفتاب و قبل از غروب آن ده بار این ذکر را بگوید: «لا إِلهَ إِلاَّ اللّهُ وَحْدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ لَهُ الْمُلْکُ وَ لَهُ الْحَمْدُ یُحْیِی وَ یُمِیتُ وَ یُمِیتُ وَ یُحْیِی وَ هُوَ حَیٌّ لا یَمُوتُ بِیَدِهِ الْخَیْرُ وَ هُوَ عَلَى کُلِّ شَیْء».(6)

ولى این تفسیرها با هم منافاتى ندارد، و ممکن است آیه، هم اشاره به تسبیحات، و هم اشاره به نمازهاى واجب و مستحب در روز و شب باشد، و به این ترتیب، تضادى در میان روایاتى که در این زمینه رسیده نخواهد بود; زیرا در بعضى از روایات به اذکار مخصوص، و در بعضى به نماز تفسیر شده است.

ذکر این نکته نیز لازم است که جمله «لَعَلَّکَ تَرْضى» در واقع نتیجه حمد و تسبیح پروردگار، و شکیبائى در مقابل گفته آنها است; چرا که این حمد و تسبیح و نمازهاى شب و روز، پیوند انسان را با خدا آن چنان محکم مى کند که به هیچ چیز جز، او نمى اندیشد، از حوادث سخت نمى هراسد، با داشتن چنین تکیه گاه محکمى از دشمنان واهمه نمى کند ، و به این ترتیب آرامش و اطمینان، روح و جان او را پر مى کند.

تعبیر به: لَعَلَّ: «شاید» ممکن است اشاره به همان مطلبى باشد که در گذشته نیز در تفسیر این کلمه گفته ایم، و آن این که «لَعَلَّ» معمولاً اشاره به شرائطى است که براى گرفتن نتیجه، لازم مى باشد، فى المثل نماز و ذکر خدا به شرطى مایه چنین آرامشى است که با حضور قلب و آداب کامل انجام گیرد.

توجه داشته باشید: گر چه مخاطب در این آیه، پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) است ولى قرائن نشان مى دهد: این حکم جنبه عمومى دارد.

* * *

1 ـ همان گونه که سابقاً نیز گفته ایم «قرون» جمع «قرن» به معنى مردمى است که در یک عصر زندگى مى کنند و گاهى به خود آن زمان نیز قرن گفته مى شود.

2 ـ «نُّهى» از ماده «نهى» در اینجا به معنى «عقل» است چرا که عقل، انسان رااز زشتى ها و بدى ها نهى مى کند.

3 ـ «سفنیة البحار» (ماده عبر)، جلد 2، صفحه 146.

4 ـ نحل، آیه 61.

5 ـ براى توضیح بیشتر به بحث مشروحى که در جلد پنجم، ذیل آیات 1 و 2 سوره «انعام»، (صفحه 148) آورده ایم مراجعه فرمائید، ضمناً از نظر ترکیب نحوى، «أَجَلٌ مُسَمّى» عطف بر «کلمة» مى باشد.

6 ـ «کافى»، جلد 2، صفحه 518.

مصدر هذا التفسير وإذنه

المصدر: Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi) · Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shiraziالإذن: Notice of the publisher: use with mention of the source is permitted (not an open licence)

هذا التفسير فهمُ مؤلفه، لا رأيُ سراج.

موضعه في المصدر: https://quran.makarem.ir/fa/interpretation?sura=20&verse=128، رمز النص 35b3c88f46a3

التفاصيل مصدر هذا التفسير وإذنه

Tafsir Nemooneh (تفسیر نمونه), the Persian commentary of the Quran written under Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi with a group of co-authors, as published on https://quran.makarem.ir/, the Quran and tafsir site of the office of آیت الله العظمی مکارم شیرازی: one page per ayah (/fa/interpretation?sura=…&verse=…). Part 04: surah 20 ayah 1 to surah 30 ayah 60, 243 passages. Terms: the footer notice of that site, «استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.» (Use of the content with mention of the source is permitted.); a notice of the publisher, not an open licence. Passages: the site serves one commentary for a passage on the page of each of its ayahs; consecutive ayahs of one surah whose pages serve the same commentary form one record with that range. An ayah whose page serves no commentary of its own joins a neighbouring passage only when that passage quotes it. Changes: only the HTML markup of the commentary block was removed: block elements became paragraphs separated by one blank line, a line-break tag a line feed, inline tags gave their text unchanged; the character references (  « » >) were replaced by the characters they name; white space of the markup was collapsed to one space and dropped at the edges of a paragraph; the footnotes stay where the page has them, after the text, with their markers; nothing else was changed. Not taken: the ayah and its translation shown above the commentary. Retrieved 2026-10-16 to 2026-10-23: 6248 requests one at a time, at least 6 seconds apart (6236 answered 200, one per ayah); the list of the requests (raw/index.jsonl) has SHA-256 ad7f694f4fd24e1501a679a2db6df2c800c78c6d4d0773cf3a1e883e6fe16f4c.

المصدر
Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi)
الناشر
Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi
نسخة المصدر
retrieved-2026-10-17
رمز المجموعة
makarem-tafsir-nemooneh-2026-10-23-part04
اللغة والمذهب
الفارسية، الشيعة الإمامية الاثنا عشرية
الموافقة على العرض
عدد النصوص
٢٤٣
فتح المصدر