تفسیر نمونه

سورة آل عمران، الآيات ٦٥ إلى ٦٨، آیت الله العظمی مکارم شیرازی

العودة إلى الآيات

شأن نزول:

در اخبار اسلامى آمده است: دانشمندان یهود و نصاراى نجران نزد پیامبر(صلى الله علیه وآله) به گفتگو و نزاع درباره حضرت ابراهیم(علیه السلام) برخاستند.

یهود مى گفتند: او تنها یهودى بوده و نصارى مى گفتند: او فقط نصرانى بود (به این ترتیب هر کدام مدعى بودند که او از ما است تا امتیاز بزرگى براى خود ثابت کنند; زیرا ابراهیم(علیه السلام) پیامبر بزرگ خدا در میان تمام پیروان مذاهب به عظمت شناخته مى شد) آیات فوق نازل شد و آنها را در این ادعاهاى بى اساس تکذیب کرد.(1)

تفسیر:

گفتگوى اهل کتاب درباره ابراهیم(علیه السلام)

در ادامه بحث هاى مربوط به اهل کتاب، در این آیات روى سخن را به آنها کرده، مى فرماید: «اى اهل کتاب! چرا درباره ابراهیم به گفتگو و نزاع مى پردازید (و هر کدام او را از خود مى دانید) در حالى که تورات و انجیل بعد از او نازل شده (و دوران او قبل از موسى(علیه السلام) و مسیح(علیه السلام) بود) آیا اندیشه نمى کنید»؟ (یا أَهْلَ الْکِتابِ لِمَ تُحَاجُّونَ فی إِبْراهیمَ وَ ما أُنْزِلَتِ التَّوْراةُ وَ الإِنْجیلُ إِلاّ مِنْ بَعْدِهِ أَ فَلا تَعْقِلُونَ).

آیا چنین چیزى معقول است که پیامبر پیشین پیرو آئین هاى بعد از خود باشد؟

* * *

در آیه بعد، از طریق دیگرى آنها را مورد سرزنش قرار داده، مى فرماید: «شما کسانى هستید که درباره آنچه نسبت به آن آگاهى داشتید بحث و گفتگو کردید، ولى چرا درباره آنچه به آن آگاهى ندارید، بحث و گفتگو مى کنید»؟ (ها أَنْتُمْ هؤُلاءِ حاجَجْتُمْ فیما لَکُمْ بِهِ عِلْمٌ فَلِمَ تُحَاجُّونَ فیما لَیْسَ لَکُمْ بِهِ عِلْمٌ).

اشاره به این که: شما در مسائل مربوط به مذهب خودتان که از آن آگاهى داشتید بحث و گفتگو کردید و دیدید که حتى در این مباحث گرفتار چه اشتباهات بزرگى شده اید، و چه اندازه از حقیقت دور افتاده اید (و در واقع علم شما جهل مرکب بود).

با این حال، چگونه در چیزى که از آن اطلاع ندارید بحث و گفتگو مى کنید و در نتیجه سخنى مى گوئید که با هیچ تاریخى سازگار نیست.

سپس براى تأکید مطالب گذشته و آماده ساختن براى بحث آینده مى گوید: «خدا مى داند و شما نمى دانید» (وَ اللّهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ).

آرى، او مى داند که در چه تاریخى آئین خود را بر ابراهیم(علیه السلام) نازل کرده، نه شما که در زمان هاى بعد به وجود آمده اید، و بدون اطلاع و مدرک، در این باره قضاوت مى کنید.

* * *

پس از آن، با صراحت تمام، به این مدعیان پاسخ مى گوید که: «ابراهیم نه یهودى بود و نه نصرانى، بلکه موحد خالص، و مسلمان (پاک نهادى) بود» (ما کانَ إِبْراهیمُ یَهُودِیّاً وَ لا نَصْرانِیّاً وَ لکِنْ کانَ حَنیفاً مُسْلِماً).

باید توجه داشت واژه «حَنِیْفاً» از ماده «حَنَف» (بر وزن انف) به معنى شخصى یا چیزى است که تمایل به سوئى پیدا کرده، و در زبان قرآن به کسى گفته مى شود که: از آئین هاى باطل به سوى آئین حق متمایل شده است.

در اینجا خداوند ابراهیم(علیه السلام) را به عنوان «حنیف» توصیف نموده; زیرا او بود که پرده هاى تقلید و تعصب را درید، و در زمان و محیطى که غرق بت پرستى بود هرگز در برابر بت سجده نکرد.

ولى از آنجا که بت پرستان زمان جاهلیتِ عرب، نیز خود را بر دین حنیف ابراهیم(علیه السلام) معرفى مى کردند، و این سخن به قدرى شایع شده بود که یهود و نصارى آنها را «حُنَفاء» مى گفتند (به این ترتیب حنیف درست معنایى بر ضد معناى اصلیش پیدا کرده بود، و با بت پرستى مرادف شده بود) خداوند پس از توصیف ابراهیم(علیه السلام) به عنوان «حنیف و مسلم»، مى فرماید: «او هرگز از مشرکان نبود» (وَ ما کانَ مِنَ الْمُشْرِکینَ).

تا هر گونه ارتباطى میان ابراهیم(علیه السلام) و بت پرستان عرب را نفى کند.

سؤال:

ممکن است گفته شود: اگر ابراهیم(علیه السلام) را نتوانیم پیرو آئین موسى(علیه السلام) و مسیح(علیه السلام) معرفى کنیم به طریق اولى نمى توانیم او را مسلمان بدانیم; زیرا او هزاران سال قبل از ظهور اسلام و پیغمبر اکرم (صلى الله علیه وآله) بوده است؟ پس چرا قرآن او را به عنوان مُسْلِم معرفى کرده است؟

پاسخ این سؤال از نکته اى که قبلاً نیز به آن اشاره کرده ایم روشن مى شود که «مُسْلِم» در اصطلاح قرآن به معنى خصوص پیروان پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) نیست، بلکه اسلام به معنى وسیع کلمه، همان تسلیم در برابر فرمان حق و توحید کامل و خالى از هر گونه شرک و بت پرستى است، که ابراهیم(علیه السلام) پرچمدار آن بود.

* * *

بر این اساس، معلوم شد ابراهیم(علیه السلام) پیرو هیچ یک از این آئین ها نبوده، تنها چیزى که در اینجا باقى مى ماند این است: چه کسانى مى توانند رابطه و پیوند خود را با مکتب ابراهیم(علیه السلام) ـ به عنوان یک سند افتخار ـ اثبات کنند؟

و به تعبیر دیگر چگونه مى توان خود را پیرو این پیامبر بزرگ، که همه پیروان ادیان الهى براى او عظمت قائل هستند دانست؟

در آخرین آیه مورد بحث، به این معنى پرداخته، مى گوید: «سزاوارترین مردم به ابراهیم آنها هستند که از او پیروى کردند و این پیامبر (پیامبر اسلام) و کسانى که به او ایمان آورده اند مى باشند» (إِنَّ أَوْلَى النّاسِ بِإِبْراهیمَ لَلَّذینَ اتَّبَعُوهُ وَ هذَا النَّبِیُّ وَ الَّذینَ آمَنُوا).

بنابراین، مسأله قرابت و خویشاوندى و یا مسأله نژاد، که پیروان ادیان مختلف براى اثبات پیوند خود با ابراهیم(علیه السلام) ذکر مى کردند، هیچگونه ارزشى ندارد و ولایت و ارتباط با پیامبران، تنها از طریق ایمان خالص به خداوند و پیروى از مکتب آنها است و به این طریق، ثابت مى شود که پیوند واقعى، پیوند مکتبى است، چه کسانى که در زمان او زندگى داشتند و از او پیروى کردند (لَلَّذِیْنَ اتَّبَعُوهُ).

و چه کسانى که بعد از او به مکتب و برنامه او وفادارى نشان دادند، مانند «این پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) و پیروان او» (وَ هذَا النَّبِىُّ وَ الَّذِیْنَ آمَنُوا).

اهل کتاب، با عقائد شرک آمیز خود که اساسى ترین اصل دعوت ابراهیم(علیه السلام)یعنى توحید را زیر پا گذارده اند.

و یا بت پرستان عرب که درست در نقطه مقابل آئین ابراهیم(علیه السلام) قرار گرفته اند، چگونه مى توانند خود را پیرو ابراهیم(علیه السلام) و در خط او بدانند؟

آرى، باید اعتراف کنیم که نزدیک ترین افراد به ابراهیم(علیه السلام)، پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله)و پیروان او هستند که در اصول و فروع اسلام به او وفادار ماندند.

و در پایان آیه به آنها که پیرو واقعى مکتب پیامبران بزرگ خدا بودند بشارت مى دهد که «خداوند ولىّ و سرپرست مؤمنان است» (وَ اللّهُ وَلِیُّ الْمُؤْمِنینَ).

* * *

نکته:

مهمترین پیوند، پیوند مکتبى است

در آیه فوق، ضمناً این حقیقت بیان شده است که: هیچ رابطه اى بالاتر از رابطه مکتبى نیست، بلکه ارتباط با مردان خدا و اولیاء اللّه تنها از همین طریق است.

بنابراین، هیچ کس نمى تواند، ادعاى ارتباط با پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) و امامان معصوم(علیهم السلام) کند، مگر از همین طریق.

در روایات اسلامى نیز روى این موضوع، با صراحت تکیه شده است از جمله در حدیثى از على(علیه السلام) مى خوانیم: إِنَّ أَوْلَى النّاسِ بِالأَنْبِیاءِ أَعْمَلُهُمْ بِما جاءُوا بِهِ ثُمَّ تَلا هذِهِ الآْیَةَ (اِنَّ أَوْلَى النّاسِ بِاِبْراهِیْمَ...) وَ قالَ إِنَّ وَلِیَّ مُحَمَّد(صلى الله علیه وآله) مَنْ أَطاعَ اللّهَ وَ إِنْ بَعُدَتْ لُحْمَتُهُ وَ إِنَّ عَدُوَّ مُحَمَّد مَنْ عَصَى اللّهَ وَ إِنْ قَرُبَتْ قَرابَتُهُ:

«سزاوارترین مردم به پیامبران، آنها هستند که به دستورهاى آنها بیش از هر کس عمل مى کنند ـ سپس آیه فوق را تلاوت فرمود ـ و افزود: دوست محمّد کسى است که اطاعت از فرمان خدا کند ـ هر چند نسبش از او دور باشد ـ و دشمن محمّد(صلى الله علیه وآله) کسى است که نافرمانى او کند ـ هر چند قرابت و خویشاوندیش با او نزدیک باشد ـ ».(2)

1 ـ «مجمع البیان»، ذیل آیه مورد بحث ـ «بحار الانوار»، جلد 9، صفحه 70 و جلد 12، صفحه 1 و 2 ـ «احکام القرآن» جصاص، جلد 2، صفحه 20 ـ «جامع البیان» طبرى، جلد 3، صفحه 215، ذیل آیه ـ تفسیر «ابن کثیر»، جلد 2، صفحه 49، ذیل آیات ـ «درّ المنثور»، جلد 2، صفحه 40، دار المعرفة، 1365 هـ ق.

2 ـ «مجمع البیان»، جلد 1 و 2، صفحه 458 (جلد 2، صفحه 318، مؤسسه اعلمى مطبوعات، بیروت، طبع اول، 1415 هـ ق) ذیل آیه (در بعضى از نسخه ها «أَعْلَمُهُمْ» و در بعضى از نسخه ها «أَعْمَلُهُمْ» نقل شده و در تفسیر «نور الثقلین» که از «مجمع» نقل کرده «أَعْمَلُهُمْ» آمده است، «نور الثقلین»، جلد 1، صفحه 353، 2 مؤسسه اسماعیلیان، طبع چهارم، 1412 هـ ق ـ «بحار الانوار»، جلد 64، صفحه 25 و جلد 65، صفحه 83 و جلد 68، صفحه 189 ـ «تأویل الآیات»، صفحه 119، انتشارات جامعه مدرسین، 1409 هـ ق ـ «شرح نهج البلاغه» ابن ابى الحدید، جلد 18، صفحه 252، کتابخانه آیت اللّه مرعشى نجفى، قم، 1404 هـ ق ـ «نهج البلاغه»، صفحه 484، کلمات قصار، حکمت 96.

مصدر هذا التفسير وإذنه

المصدر: Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi) · Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shiraziالإذن: Notice of the publisher: use with mention of the source is permitted (not an open licence)

هذا التفسير فهمُ مؤلفه، لا رأيُ سراج.

موضعه في المصدر: https://quran.makarem.ir/fa/interpretation?sura=3&verse=65، رمز النص 3ada50ea9ca0

التفاصيل مصدر هذا التفسير وإذنه

Tafsir Nemooneh (تفسیر نمونه), the Persian commentary of the Quran written under Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi with a group of co-authors, as published on https://quran.makarem.ir/, the Quran and tafsir site of the office of آیت الله العظمی مکارم شیرازی: one page per ayah (/fa/interpretation?sura=…&verse=…). Part 01: surah 1 ayah 1 to surah 4 ayah 176, 372 passages. Terms: the footer notice of that site, «استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.» (Use of the content with mention of the source is permitted.); a notice of the publisher, not an open licence. Passages: the site serves one commentary for a passage on the page of each of its ayahs; consecutive ayahs of one surah whose pages serve the same commentary form one record with that range. An ayah whose page serves no commentary of its own joins a neighbouring passage only when that passage quotes it. Changes: only the HTML markup of the commentary block was removed: block elements became paragraphs separated by one blank line, a line-break tag a line feed, inline tags gave their text unchanged; the character references (  « » >) were replaced by the characters they name; white space of the markup was collapsed to one space and dropped at the edges of a paragraph; the footnotes stay where the page has them, after the text, with their markers; nothing else was changed. Not taken: the ayah and its translation shown above the commentary. Retrieved 2026-10-16 to 2026-10-23: 6248 requests one at a time, at least 6 seconds apart (6236 answered 200, one per ayah); the list of the requests (raw/index.jsonl) has SHA-256 ad7f694f4fd24e1501a679a2db6df2c800c78c6d4d0773cf3a1e883e6fe16f4c.

المصدر
Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi)
الناشر
Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi
نسخة المصدر
retrieved-2026-10-16
رمز المجموعة
makarem-tafsir-nemooneh-2026-10-23-part01
اللغة والمذهب
الفارسية، الشيعة الإمامية الاثنا عشرية
الموافقة على العرض
عدد النصوص
٣٧٢
فتح المصدر