تفسیر نمونه

سورة النساء، الآيات ١٤٤ إلى ١٤٧، آیت الله العظمی مکارم شیرازی

العودة إلى الآيات

تکیه بر کفار نکنید

در آیات گذشته اشاره به گوشه اى از صفات منافقان و کافران شد و در این آیات، نخست به مؤمنان هشدار داده که کافران (و منافقان) را به جاى مؤمنان تکیه گاه و ولىّ خود انتخاب نکنند، مى فرماید: «اى کسانى که ایمان آورده اید! کافران را به جاى مؤمنان ولىّ و تکیه گاه خود قرار ندهید» (یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْکافِرینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنینَ).

چرا که این عمل، یک جرم، قانون شکنى آشکار و شرک به خداوند است و با توجه به قانون عدالت پروردگار، موجب استحقاق مجازات شدیدى است لذا به دنبال آن مى فرماید: «آیا مى خواهید دلیل روشنى بر ضد خود در پیشگاه پروردگار درست کنید» (أَ تُریدُونَ أَنْ تَجْعَلُوا لِلّهِ عَلَیْکُمْ سُلْطاناً مُبیناً).(1)

* * *

در آیه بعد، براى روشن ساختن حال منافقانى که این دسته از مسلمانان غافل، طوق دوستى آنان را بر گردن مى نهند، و یا حال خود اینها که در عین اظهار اسلام، راه نفاق را پیموده و از درِ دوستى با منافقان در مى آیند، مى فرماید:

«منافقان در پائین ترین و نازل ترین مراحل دوزخ قرار دارند و هیچگونه یاورى براى آنها نخواهى یافت» (إِنَّ الْمُنافِقینَ فِی الدَّرْکِ الأَسْفَلِ مِنَ النّارِ وَ لَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصیراً).(2)

از این آیه به خوبى استفاده مى شود: از نظر اسلام نفاق بدترین انواع کفر، و منافقان دورترین مردم از خدا هستند و به همین دلیل، جایگاه آنها بدترین و پست ترین نقطه دوزخ است، و باید هم چنین باشد.

زیرا خطراتى که از ناحیه منافقان به جوامع انسانى مى رسد، با هیچ خطرى قابل مقایسه نیست.

آنها با استفاده از مصونیتى که در پناه اظهار ایمان پیدا مى کنند، ناجوانمردانه، و آزادانه به افراد بى دفاع حملهور شده، از پشت به آنها خنجر مى زنند، مسلماً حال چنین دشمنان ناجوانمرد و خطرناک که در قیافه دوست آشکار مى شوند، از حال دشمنانى که با صراحت اعلان عداوت کرده و وضع خود را مشخص ساخته اند، به مراتب بدتر است.

در حقیقت «نفاق» راه و رسم افراد بى شخصیت و پست، مرموز و ترسو، و به تمام معنى آلوده است.

* * *

سپس براى این که روشن شود حتى این افرادِ فوق العاده آلوده، راه بازگشت به سوى خدا و اصلاح موقعیت خویشتن را دارند، مى فرماید: «مگر آنها که توبه کرده، اعمال خود را اصلاح نمایند (گذشته را جبران کنند) و به دامن لطف پروردگار چنگ بزنند و دین و ایمان خود را براى خدا خالص گردانند» (إِلاَّ الَّذینَ تابُوا وَ أَصْلَحُوا وَ اعْتَصَمُوا بِاللّهِ وَ أَخْلَصُوا دینَهُمْ لِلّهِ).

و مى افزاید: «چنین کسانى سرانجام اهل نجات خواهند شد و با مؤمنان قرین مى گردند» (فَأُولئِکَ مَعَ الْمُؤْمِنینَ).

قابل توجه این که: در ذیل آیه مى فرماید: اینها همراه مؤمنان خواهند بود، اشاره به این که مقام «مؤمنان ثابت قدم» از آنها برتر و بالاتر است، آنها اصلند و اینها فرع، و از پرتو وجود مؤمنان راستین نور و صفائى مى یابند.

و چنین اعلام مى دارد: «به زودى خداوند پاداش عظیمى به همه افراد با ایمان خواهد داد» (وَ سَوْفَ یُؤْتِ اللّهُ الْمُؤْمِنینَ أَجْراً عَظیماً).

موضوع دیگرى که باید به آن توجه داشت این است که: سرنوشت منافقان را به طور مشخص بیان کرده و پائین ترین مرحله دوزخ شمرده است، در حالى که درباره مؤمنان به «اجر عظیم» که هیچگونه حدّ و مرزى در آن نیست و وابسته به عظمت لطف پروردگار است، اکتفا شده.

* * *

و سرانجام در تعقیب آیات گذشته که مجازات شدید کافران و منافقان در آن منعکس بود، در این آیه به یک «واقعیت مهم» اشاره مى شود و آن این که: مجازات هاى دردناک الهى نه به خاطر آن است که خداوند بخواهد از بندگان عاصى «انتقام» بگیرد و یا «قدرت نمائى» کند، و یا زیانى که از رهگذر عصیان آنها بدو رسیده «جبران» نماید; زیرا همه اینها لازمه نقائص و کمبودها است که ذات پاک خدا از آنها مبرّا است.

بلکه این مجازات ها همگى بازتاب ها و نتایج سوء اعمال و عقائد خود انسان ها است، لذا مى فرماید: «خدا چه نیازى به مجازات شما دارد اگر شما شکرگزارى کنید و ایمان بیاورید»؟ (ما یَفْعَلُ اللّهُ بِعَذابِکُمْ إِنْ شَکَرْتُمْ وَ آمَنْتُمْ).

با توجه به این که: حقیقت شکر به کار بردن هر نعمتى است در راهى که براى آن آفریده شده، روشن مى شود که: منظور از جمله بالا این است: اگر شما ایمان و عمل صالحى داشته باشید و مواهب الهى را در مورد شایسته به کار گیرید و از آن سوء استفاده نکنید، بدون شک کمترین مجازاتى دامن شما را نخواهد گرفت.

و در پایان براى تأکید این موضوع اضافه مى کند: «خداوند هم از اعمال و نیات شما آگاه است و هم در برابر اعمال نیک شما شاکر و پاداش دهنده است» (وَ کانَ اللّهُ شاکِراً عَلیماً).

در آیه فوق، موضوع «شکرگزارى» مقدم بر «ایمان» شده است و این به خاطر آن است که تا انسان نعمت ها و مواهب او را نشناسد و به مقام شکرگزارى نرسد، نمى تواند خود او را بشناسد، چه این که نعمت هاى او وسیله اى هستند براى شناسائى.

در کتب عقائد اسلامى نیز در بحث لزوم شناسائى خدا (وجوب معرفة اللّه) جمعى از محققان از طریق «وجوب شکر منعم» استدلال مى کنند و مسأله وجوب فطرى شکرگزارى را در برابر «نعمت بخش»، طریقى براى لزوم شناسائى او قرار مى دهند (دقت کنید).

* * *

1 ـ «سلطان» در اصل، از ماده «سَلاطة» (بر وزن مقاله) به معنى قدرت بر مقهور ساختن دیگرى، گرفته شده.

کلمه «سلطان» معنى اسم مصدرى را دارد و به هر گونه «تسلط» اطلاق مى شود، و به همین جهت به «دلیل» که باعث تسلط انسان بر دیگرى است نیز «سلطان» گفته مى شود.

و گاهى به صاحبان قدرت نیز «سلطان» گفته مى شود، ولى در آیه فوق، «سلطان» به همان معناى دلیل و حجت است.

2 ـ «درک» (بر وزن مرگ) عمیق ترین نقطه قعر دریا است و به آخرین ریسمان هائى که به یکدیگر مى پیوندند و به قعر دریا مى رسند «دَرَک» (بر وزن فلک) گفته مى شود، و چنین به نظر مى رسد: همه اینها از معنى «درک کردن» و وصول به چیزى گرفته شده است.

و گاهى به پله هائى که به طرف پائین مى رود (مانند پله سرداب) «دَرَک» گفته مى شود، در برابر پله هائى که به سمت بالا (مانند پشت بام) مى رود که به آنها «درجه» اطلاق مى گردد.

مصدر هذا التفسير وإذنه

المصدر: Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi) · Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shiraziالإذن: Notice of the publisher: use with mention of the source is permitted (not an open licence)

هذا التفسير فهمُ مؤلفه، لا رأيُ سراج.

موضعه في المصدر: https://quran.makarem.ir/fa/interpretation?sura=4&verse=144، رمز النص 10530befadfd

التفاصيل مصدر هذا التفسير وإذنه

Tafsir Nemooneh (تفسیر نمونه), the Persian commentary of the Quran written under Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi with a group of co-authors, as published on https://quran.makarem.ir/, the Quran and tafsir site of the office of آیت الله العظمی مکارم شیرازی: one page per ayah (/fa/interpretation?sura=…&verse=…). Part 01: surah 1 ayah 1 to surah 4 ayah 176, 372 passages. Terms: the footer notice of that site, «استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.» (Use of the content with mention of the source is permitted.); a notice of the publisher, not an open licence. Passages: the site serves one commentary for a passage on the page of each of its ayahs; consecutive ayahs of one surah whose pages serve the same commentary form one record with that range. An ayah whose page serves no commentary of its own joins a neighbouring passage only when that passage quotes it. Changes: only the HTML markup of the commentary block was removed: block elements became paragraphs separated by one blank line, a line-break tag a line feed, inline tags gave their text unchanged; the character references (  « » >) were replaced by the characters they name; white space of the markup was collapsed to one space and dropped at the edges of a paragraph; the footnotes stay where the page has them, after the text, with their markers; nothing else was changed. Not taken: the ayah and its translation shown above the commentary. Retrieved 2026-10-16 to 2026-10-23: 6248 requests one at a time, at least 6 seconds apart (6236 answered 200, one per ayah); the list of the requests (raw/index.jsonl) has SHA-256 ad7f694f4fd24e1501a679a2db6df2c800c78c6d4d0773cf3a1e883e6fe16f4c.

المصدر
Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi)
الناشر
Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi
نسخة المصدر
retrieved-2026-10-16
رمز المجموعة
makarem-tafsir-nemooneh-2026-10-23-part01
اللغة والمذهب
الفارسية، الشيعة الإمامية الاثنا عشرية
الموافقة على العرض
عدد النصوص
٣٧٢
فتح المصدر