تفسیر نمونه

سورة غافر، الآيات ١ إلى ٣، آیت الله العظمی مکارم شیرازی

العودة إلى الآيات

1حم

2تَنْزِیلُ الْکِتابِ مِنَ اللّهِ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ

3غافِرِ الذَّنْبِ وَ قابِلِ التَّوْبِ شَدِیدِ الْعِقابِ ذِی الطَّوْلِ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ إِلَیْهِ الْمَصِیرُ

ترجمه:

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

1 ـ حم.

2 ـ این کتابى است که از سوى خداوند قادر و دانا نازل شده است.

3 ـ خداوندى که آمرزنده گناه، و پذیرنده توبه، داراى مجازات سخت و صاحب نعمت فراوان است; معبودى جز او نیست; و بازگشت (همه) به سوى اوست.

تفسیر:

اوصافى امیدبخش!

در آغاز این سوره، نیز به «حروف مقطعه» برخورد مى کنیم، که در اینجا نوع تازه اى از آن است: «حاء» و «میم».

 در زمینه تفسیرِ این حروف، بحث هاى فراوانى در آغاز سوره هاى «بقره»، «آل عمران»، «اعراف» و بعضى دیگر از سوره ها، داشته ایم، چیزى که در اینجا باید بر آن افزود، این است که: در بعضى از روایات، و همچنین در بسیارى از کلمات مفسران، دو حرف آغاز این سوره، به نامهائى از خدا که با این دو حرف آغاز گردیده، تفسیر شده است، چنان که در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) به «حمید» و «مجید» تفسیر گردیده.(1)

بعضى نیز «ح» را به نام هائى مانند «حمید» و «حلیم» و «حنان»، و «م» را به نام هائى مانند «ملک» و «مالک» و «مجید» تفسیر کرده اند.

این احتمال نیز وجود دارد که، «ح» اشاره به «حاکمیت» و «م» اشاره به «مالکیت» خداوند بوده باشد.

از «ابن عباس» نیز نقل شده که، «حم» از اسمهاى اعظم خدا است.(2)

روشن است این تفسیرها با هم منافاتى ندارد و ممکن است همه، در معنى آیه جمع باشد.

* * *

در آیه بعد، همان گونه که روش قرآن است بعد از ذکر «حروف مقطعه» سخن، از عظمت مقام «قرآن» به میان مى آورد، اشاره به این که این کتاب با این همه عظمت، از حروف ساده «الفبا» ترکیب یافته، بنائى چنان عظیم، از مصالحى چنین کوچک، و این خود دلیل بر اعجاز آن است.

مى فرماید: «این، کتابى است که از سوى خداوندِ قادرِ دانا نازل شده است» (تَنْزِیلُ الْکِتابِ مِنَ اللّهِ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ).

 «عزت» و قدرتش موجب شده که، احدى نتواند با آن برابرى کند، و علمش سبب گردیده که، محتواى آن در اعلى درجه کمال، و فراگیر همه نیازهاى انسان ها در طریق تکامل باشد.

* * *

آیه بعد خدا را به پنج وصف دیگر، از صفات بزرگش، که بعضى امیدآفرین و بعضى خوف آفرین است، توصیف کرده، مى گوید: «خداوندى که گناهان را مى آمرزد» (غافِرِ الذَّنْبِ).

«توبه ها را مى پذیرد» (قابِلِ التَّوْبِ).(3)

«مجازاتش شدید است» (شَدِیدِ الْعِقابِ).

«نعمتش فراوان است» (ذِی الطَّوْلِ).(4)

«خداوندى که معبودى جز او نیست» (لا إِلهَ إِلاّ هُوَ).

«و بازگشت (همه شما) به سوى او است» (إِلَیْهِ الْمَصِیرُ).

آرى کسى که واجد این اوصاف است، فقط او شایسته عبودیت است و مالک پاداش و کیفر.

* * *

نکته ها:

1 ـ در دو آیه فوق (آیه 2 و 3) بعد از ذکر نام «اللّه» و قبل از ذکر «معاد» «إِلَیْهِ  الْمَصِیرُ»، هفت وصف از اوصاف الهى بیان شده است که، بعضى از «صفات ذات» و بعضى از «صفات فعل» است و مجموعه اى از توحید و علم و قدرت و رحمت و غضب را بیان مى دارد، و «عزیز» و «علیم» پایه اى است براى نزول این کتاب آسمانى، و «غفران ذنوب» و «قبول توبه» و «شدت عقاب» و «بخشش نعمتها»، مقدمه اى است براى تربیت نفوس و پرستش خداوند یگانه اى که هیچ معبودى جز او نیست.

* * *

2 ـ در میان این اوصاف، «غافر الذنب» مقدم داشته شده و «ذى الطول» (صاحب نعمت و فضل) نیز در آخر آمده، و در این میان «شدید العقاب» است.

در حقیقت غضبش، در میان دو رحمت قرار گرفته!، و از این گذشته در کنار این وصف که حاکى از غضب خداوند است، سه وصف از اوصافش که از رحمت او حکایت دارد بیان شده، و همه اینها دلیل بر این است که، «رحمتش بر غضبش پیشى گرفته» است «یا مَنْ سَبَقَتْ رَحْمَتُهُ غَضَبَهُ».

* * *

3 ـ جمله «إِلَیْهِ الْمَصِیْرُ»، نه تنها اشاره به این است که بازگشت همه در قیامت به سوى او است، بلکه مطلق بودن آن از این حکایت مى کند که، بازگشت همه امور در این جهان و آن جهان، به سوى او و سلسله همه موجودات به دست او است.

* * *

4 ـ قابل توجه این که، جمله «لا إِلهَ إِلاّ هُوَ» که به عنوان آخرین وصف آمده، و حکایت از مقام «توحید عبودیت» و عدم شایستگى غیر او براى پرستش مى کند، به عنوان آخرین صفت، و نتیجه نهائى بیان شده، و لذا در حدیثى از «ابن عباس» آمده است که، مى گوید: او «غافر الذنب» است براى کسى که «لا إِلهَ اِلاَّ اللّهُ» بگوید، «قابل التوب» است، براى کسى که «لا إِلهَ إِلاَّ اللّه» بگوید «شدید العقاب» است براى کسى که «لا إِلهَ إِلاّ اللّه» نگوید، «ذى الطول» و غنى و بى نیاز است از کسى که «لا إِلهَ إِلاّ اللّه» نگوید.

بنابراین، محور همه این صفات، کسانى هستند که، مؤمن به توحید باشند و در گفتار و عمل از این خط اصیل الهى منحرف نشوند.

* * *

5 ـ اسباب آمرزش، در قرآن مجید

در قرآن مجید، امور زیادى به عنوان اسباب مغفرت، و از بین رفتن گناهان معرفى شده است که، به قسمتهائى از آن ذیلاً اشاره مى شود:

1 ـ توبه: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً عَسى رَبُّکُمْ أَنْ یُکَفِّرَ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ: «اى کسانى که ایمان آورده اید به سوى خدا باز گردید، و توبه خالص کنید، امید است خداوند گناهان شما را ببخشد».(5)

2 ـ ایمان و عمل صالح: وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ وَ آمَنُوا بِما نُزِّلَ عَلى مُحَمَّد وَ هُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ کَفَّرَ عَنْهُمْ سَیِّئاتِهِمْ: «کسانى که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند، و نیز به آنچه بر محمّد(صلى الله علیه وآله) نازل شده است، ایمان آوردند، آیاتى که حق است و از سوى پروردگارشان مى باشد خداوند گناهان آنها را مى بخشد».(6)

3 ـ تقوا: إِنْ تَتَّقُوا اللّهَ یَجْعَلْ لَکُمْ فُرْقاناً وَ یُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ: «اگر تقواى الهى پیشه کنید، خداوند براى تشخیص حق از باطل، به شما روشن بینى  مى دهد، و گناهانتان را مى بخشد».(7)

4 ـ هجرت و جهاد و شهادت: فَالَّذِینَ هاجَرُوا وَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیارِهِمْ وَ أُوذُوا فِی سَبِیلِی وَ قاتَلُوا وَ قُتِلُوا لَأُکَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَیِّئاتِهِمْ: «کسانى که هجرت کنند و از خانه و وطن خود رانده شوند، و در راه من آزار بینند و پیکار کنند، و مقتول گردند گناهانشان را مى بخشم».(8)

5 ـ انفاق مخفى: إِنْ تُبْدُوا الصَّدَقاتِ فَنِعِمّا هِیَ وَ إِنْ تُخْفُوها وَ تُؤْتُوهَا الْفُقَراءَ فَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ یُکَفِّرُ عَنْکُمْ مِنْ سَیِّئاتِکُمْ: «اگر انفاق هاى خود را در راه خدا آشکار سازید، خوب است، و اگر آن را پنهان دارید، و به فقرا بدهید، به سود شما است و از گناهانتان مى بخشد».(9)

6 ـ دادن قرض الحسنة: إِنْ تُقْرِضُوا اللّهَ قَرْضاً حَسَناً یُضاعِفْهُ لَکُمْ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ: «اگر به خداوند قرض الحسنه دهید، آن را براى شما مضاعف مى کند و شما را مى آمرزد».(10)

7 ـ پرهیز از گناهان کبیره، که موجب آمرزش گناهان صغیره است: إِنْ تَجْتَنِبُوا کَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ: «اگر از گناهان کبیره که از آن نهى شده اید، اجتناب کنید، گناهان صغیره شما را خواهیم بخشید».(11)

به این ترتیب، درهاى مغفرت الهى از هر سو، به روى بندگان باز است که هفت در آن، در بالا به استناد هفت آیه قرآن، ذکر شد، تا از کدامین در وارد شویم، و چه خوبتر که از هر در وارد شویم.

* * *

1 ـ «معانى الاخبار» صدوق، صفحه 22 (باب معنى الحروف المقطعه فى اوائل السور).

2 ـ تفسیر «قرطبى» ذیل آیات مورد بحث.

3 ـ «توب» ممکن است جمع «توبه» و یا مصدر، بوده باشد (مجمع البیان).

4 ـ «طول» (بر وزن قول) به معنى نعمت و فضل است، و به معنى توانائى و رسائى و امکانات و مانند آن نیز آمده است. بعضى از مفسران گفته اند «ذى الطول» به کسى گفته مى شود که نعمتى طولانى به دیگرى مى بخشد، بنابراین معناى آن اخص از معناى «منعم» است (مجمع البیان).

5 ـ سوره تحریم، آیه 8.

6 ـ سوره محمّد، آیه 2.

7 ـ سوره انفال، آیه 29.

8 ـ سوره آل عمران، آیه 195.

9 ـ سوره بقره، آیه 271.

10 ـ سوره تغابن، آیه 17.

11 ـ سوره نساء، آیه 31.

مصدر هذا التفسير وإذنه

المصدر: Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi) · Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shiraziالإذن: Notice of the publisher: use with mention of the source is permitted (not an open licence)

هذا التفسير فهمُ مؤلفه، لا رأيُ سراج.

موضعه في المصدر: https://quran.makarem.ir/fa/interpretation?sura=40&verse=1، رمز النص 32bd63eb8a24

التفاصيل مصدر هذا التفسير وإذنه

Tafsir Nemooneh (تفسیر نمونه), the Persian commentary of the Quran written under Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi with a group of co-authors, as published on https://quran.makarem.ir/, the Quran and tafsir site of the office of آیت الله العظمی مکارم شیرازی: one page per ayah (/fa/interpretation?sura=…&verse=…). Part 05: surah 31 ayah 1 to surah 43 ayah 89, 236 passages. Terms: the footer notice of that site, «استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.» (Use of the content with mention of the source is permitted.); a notice of the publisher, not an open licence. Passages: the site serves one commentary for a passage on the page of each of its ayahs; consecutive ayahs of one surah whose pages serve the same commentary form one record with that range. An ayah whose page serves no commentary of its own joins a neighbouring passage only when that passage quotes it. Changes: only the HTML markup of the commentary block was removed: block elements became paragraphs separated by one blank line, a line-break tag a line feed, inline tags gave their text unchanged; the character references (  « » >) were replaced by the characters they name; white space of the markup was collapsed to one space and dropped at the edges of a paragraph; the footnotes stay where the page has them, after the text, with their markers; nothing else was changed. Not taken: the ayah and its translation shown above the commentary. Retrieved 2026-10-16 to 2026-10-23: 6248 requests one at a time, at least 6 seconds apart (6236 answered 200, one per ayah); the list of the requests (raw/index.jsonl) has SHA-256 ad7f694f4fd24e1501a679a2db6df2c800c78c6d4d0773cf3a1e883e6fe16f4c.

المصدر
Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi)
الناشر
Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi
نسخة المصدر
retrieved-2026-10-17
رمز المجموعة
makarem-tafsir-nemooneh-2026-10-23-part05
اللغة والمذهب
الفارسية، الشيعة الإمامية الاثنا عشرية
الموافقة على العرض
عدد النصوص
٢٣٦
فتح المصدر