تفسیر نمونه

سورة فصلت، الآيات ٢٦ إلى ٢٩، آیت الله العظمی مکارم شیرازی

العودة إلى الآيات

26وَ قالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لاتَسْمَعُوا لِهذَا الْقُرْآنِ وَ الْغَوْا فِیهِ لَعَلَّکُمْ تَغْلِبُونَ

27فَلَنُذِیقَنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا عَذاباً شَدِیداً وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَسْوَأَ الَّذِی کانُوا یَعْمَلُونَ

28ذلِکَ جَزاءُ أَعْداءِ اللّهِ النّارُ لَهُمْ فِیها دارُ الْخُلْدِ جَزاءً بِما کانُوا بِآیاتِنا یَجْحَدُونَ

29وَ قالَ الَّذِینَ کَفَرُوا رَبَّنا أَرِنَا الَّذَیْنِ أَضَلاّنا مِنَ الْجِنِّ وَ الإِنْسِ نَجْعَلْهُما تَحْتَ أَقْدامِنا لِیَکُونا مِنَ الأَسْفَلِینَ

ترجمه:

26 ـ کافران گفتند: «گوش به این قرآن فرا ندهید; و به هنگام تلاوت آن جنجال کنید، شاید پیروز شوید»!

27 ـ به یقین به کافران عذاب شدیدى مى چشانیم، و آنها را به بدترین اعمالى که انجام مى دادند کیفر مى دهیم!

28 ـ این آتش کیفر دشمنان خداست، سراى جاویدشان در آن خواهد بود، کیفرى است به خاطر این که آیات ما را انکار مى کردند.

29 ـ کافران گفتند: «پروردگارا! آنهائى که از جنّ و انس ما را گمراه کردند به ما نشان ده تا زیر پاى خود نهیم (و لگدمالشان کنیم) تا از پست ترین مردم باشند!

تفسیر:

جنجال کنید تا صداى دل نواز قرآن را نشنوند!

به تناسب بحث هائى که درباره بعضى اقوام پیشین، قوم عاد و ثمود، در آیات گذشته آمد، و نیز به تناسب همنشینان بد سیرتى که حقایق را در نظر انسان وارونه جلوه مى دهند، آیات مورد بحث، گوشه اى از انحراف و بداندیشى مشرکان عصر پیامبر(صلى الله علیه وآله) را مجسم مى سازد.

در بعضى از روایات آمده است: هر گاه پیامبر(صلى الله علیه وآله) در «مکّه» صداى خود را به تلاوت قرآن مجید، و کلمات شیرین و جذاب و پر محتواى خداوند، بلند مى کرد، مشرکان مردم را از او دور مى کردند، و مى گفتند: سوت و صفیر بکشید، و صدا را به شعر بلند کنید، تا سخنان او را نشنوند!.(1)

قرآن مجید، در آیات فوق به این معنى اشاره کرده، مى گوید: «کافران گفتند: گوش به این قرآن فرا ندهید و به هنگام تلاوت آن، لغو و باطل سر دهید و جنجال کنید تا غالب شوید»! (وَ قالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لاتَسْمَعُوا لِهذَا الْقُرْآنِ وَ الْغَوْا فِیهِ لَعَلَّکُمْ تَغْلِبُونَ).

این یک روش قدیمى براى مبارزه در برابر نفوذ حق است، که امروز نیز به صورت گسترده تر و خطرناک ترى ادامه دارد، که براى منحرف ساختن افکار مردم و خفه کردن صداى منادیان حق و عدالت، محیط را آنچنان پر از جنجال مى کنند، که هیچ کس صداى آنها را نشنود، و با توجه به این که «وَ الْغَوا» از ماده «لَغْو» معنى گسترده اى دارد، و هر گونه کلام بیهوده اى را شامل مى شود، وسعت این برنامه روشن خواهد شد:    گاه با جار و جنجال و سوت و صفیر.

گاه با داستان هاى خرافى و دروغین.

گاه با افسانه هاى عشقى و هوس انگیز!

و گاه از مرحله سخن نیز فراتر رفته، مراکز سرگرمى و فساد، و انواع فیلم هاى مبتذل، و مطبوعات بى محتواى سرگرم کننده، و بازى هاى دروغین سیاسى و هیجان هاى کاذب، و خلاصه هر چیزى که افکار مردم را از محور حق منحرف سازد، به وجود مى آورند.

و از همه بدتر این که: گاه بحث هاى بیهوده اى در میان دانشمندان یک قوم مطرح مى کنند و چنان آنها را به قیل و قال درباره آن وا مى دارند، که هر گونه مجال تفکر، در مسائل بنیادى از آنها گرفته شود.

ولى آیا مشرکان توانستند، با این اعمالشان بر قرآن غلبه کنند؟ نه!، آنها و شیطنت هایشان بر باد رفت، و قرآن روز به روز گسترده تر و پربارتر شد و در سراسر جهان درخشیدن گرفت.

* * *

آیه بعد به مجازات شدید این گونه افراد، اشاره کرده، مى فرماید: «به طور مسلم به کافران ـ و در صف مقدم آنها، افرادى که مردم را از شنیدن آیات الهى باز مى داشتند ـ عذاب شدیدى مى چشانیم» (فَلَنُذِیقَنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا عَذاباً شَدِیداً).

این عذاب ممکن است در دنیا به صورت اسارت و کشته شدن به دست لشکریان ظفرمند اسلام باشد، و یا در آخرت، و یا هر دو.

«و آنها را به بدترین اعمالى که انجام مى دادند، کیفر مى دهیم» (وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَسْوَأَ الَّذِی کانُوا یَعْمَلُونَ).

چه عملى بدتر از کفر و شرک، و انکار آیات الهى، و مانع شدن مردم از  شنیدن سخنان حق است؟!

با این که مجازات همه اعمال خود را خواهند دید، چرا تنها روى «أَسْوَء» (بدترین آنها) تکیه شده است؟

این تعبیر، ممکن است به خاطر این باشد که موضوع مجازات را با تأکید و تهدید جدى ترى روشن سازد، و نیز اشاره اى باشد، به مانع شدن مردم از شنیدن صداى پیامبر(صلى الله علیه وآله) بزرگ خدا.

تعبیر به «کانُوا یَعْمَلُونَ»، دلیل بر این است که بیشتر روى اعمالى تکیه مى شود که پیوسته آن را ادامه مى دادند، و به عبارت دیگر یک لغزش دفعى نبوده، بلکه یک برنامه همیشگى براى آنها بوده است.

* * *

سپس براى تأکید بیشتر، مى افزاید: «این کیفر دشمنان الهى است، آتش سوزان جهنم»! (ذلِکَ جَزاءُ أَعْداءِ اللّهِ النّارُ).(2)

اما نه آتشى موقتى و زودگذر، بلکه «براى آنها در آتش، خانه ابدى است» (لَهُمْ فِیها دارُ الْخُلْدِ).

آرى «آنها به این عذاب شدید و دردناک، مجازات مى شوند، به خاطر این که آیات ما را انکار مى کردند» (جَزاءً بِما کانُوا بِآیاتِنا یَجْحَدُونَ).(3)

نه تنها آیات الهى را انکار مى کردند، بلکه دیگران را نیز از شنیدن آن باز مى داشتند.

«یَجْحَدُونَ» از ماده «جَحْد» (بر وزن عهد) به طورى که «راغب» در  «مفردات» مى گوید، در اصل به معنى نفى چیزى است که در دل، اثبات آن است، یا اثبات چیزى که در قلب، نفى آن است، و به تعبیر دیگر انکار کردن واقعیات با علم به آنها است و این بدترین نوع کفر است (شرح بیشتر پیرامون این موضوع را در جلد 15 صفحه 412 ذیل آیه 14 سوره «نمل» مطالعه کنید).

* * *

از آنجا که انسان وقتى به بلائى مبتلا مى شود، مخصوصاً اگر بلاى سخت و سنگینى باشد، به فکر مسبب اصلى مى افتد، تا او را پیدا کند و انتقام خود را از او بگیرد، و گاه مى خواهد اگر دستش برسد، عامل اصلى را قطعه قطعه کند، در آخرین آیه مورد بحث، به چنین حالتى که براى کفار در دوزخ پیدا مى شود، اشاره کرده مى فرماید: «کافران مى گویند: پروردگارا! آنهائى که ما را گمراه کردند از جنّ و انس، به ما نشان ده، تا آنها را زیر پاى خود بگذاریم، لگدمالشان کنیم! تا از پست ترین مردم باشند»! (وَ قالَ الَّذِینَ کَفَرُوا رَبَّنا أَرِنَا الَّذَیْنِ أَضَلاّنا مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ نَجْعَلْهُما تَحْتَ أَقْدامِنا لِیَکُونا مِنَ الْأَسْفَلِینَ).

آنها یک عمر بالاى سر ما بودند، و ما را به مسیرهاى بدبختى کشاندند، اکنون آرزوى ما این است که آنها را زیر پا قرار دهیم، تا سوز دل ما فرونشیند! همان کسانى که به ما مى گفتند: گوش به سخنان محمّد(صلى الله علیه وآله) ندهید، او ساحر است، او مجنون است، و هذیان مى گوید، جار و جنجال مى کردند تا ما صداى او را نشنویم و آهنگ دلربایش در دل ما مؤثر نشود، از «رستم و اسفندیار» و افسانه هاى دیگر به هم مى بافتند، تا ما را سرگرم کنند، حالا مى فهمیم که آب حیات جاویدان در سخنان او جارى بوده، و نغمه هاى دلنوازش، همچون «نفس مسیحا»، مردگان را زنده مى کرده، ولى افسوس که دیگر دیر شده است.

بدون شک، منظور از جن و انس در اینجا، گروه شیاطین و انسان هاى اغواگر  شیطان صفت هستند، نه دو شخص معین، و تثنیه بودن فعل، در جائى که فاعل دو گروه باشد، مانعى ندارد، همان گونه که در آیه «فَبِأَىِّ آلاءِ رَبِّکُما تَکَذِّبانِ» آمده است.

بعضى از مفسران در تفسیر جمله «لِیَکُونا مِنَ الْأَسْفَلِینَ» چنین گفته اند: منظور این است که، اغواگران جن و انس، در پائین ترین درکات جهنم قرار گیرند، ولى ظاهر، همان معنى است که قبلاً گفته شد و آن این که: آنها از شدت خشمشان مى خواهند این اغواگران که در دنیا برترین مقام را داشتند، در آنجا زیر پاى پیروانشان قرار گیرند و مقام پست ترین را داشته باشند.

* * *

1 ـ تفسیر «مراغى»، جلد 24، صفحه 125 و تفسیر «روح المعانى»، جلد 24، صفحه 106.

2 ـ «النّارُ» ممکن است «عطف بیان» یا «بدل» براى «جزاء» بوده باشد، یا «خبر» براى «مبتداى محذوف» و در تقدیر «هُوَ النّارُ» است.

3 ـ «جَزاءً» ممکن است مفعول فعل محذوفى باشد «یُجْزَوْنَ جَزاءً» و یا «مفعول لاجله».

مصدر هذا التفسير وإذنه

المصدر: Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi) · Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shiraziالإذن: Notice of the publisher: use with mention of the source is permitted (not an open licence)

هذا التفسير فهمُ مؤلفه، لا رأيُ سراج.

موضعه في المصدر: https://quran.makarem.ir/fa/interpretation?sura=41&verse=26، رمز النص d9b6a84eaec7

التفاصيل مصدر هذا التفسير وإذنه

Tafsir Nemooneh (تفسیر نمونه), the Persian commentary of the Quran written under Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi with a group of co-authors, as published on https://quran.makarem.ir/, the Quran and tafsir site of the office of آیت الله العظمی مکارم شیرازی: one page per ayah (/fa/interpretation?sura=…&verse=…). Part 05: surah 31 ayah 1 to surah 43 ayah 89, 236 passages. Terms: the footer notice of that site, «استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.» (Use of the content with mention of the source is permitted.); a notice of the publisher, not an open licence. Passages: the site serves one commentary for a passage on the page of each of its ayahs; consecutive ayahs of one surah whose pages serve the same commentary form one record with that range. An ayah whose page serves no commentary of its own joins a neighbouring passage only when that passage quotes it. Changes: only the HTML markup of the commentary block was removed: block elements became paragraphs separated by one blank line, a line-break tag a line feed, inline tags gave their text unchanged; the character references (  « » >) were replaced by the characters they name; white space of the markup was collapsed to one space and dropped at the edges of a paragraph; the footnotes stay where the page has them, after the text, with their markers; nothing else was changed. Not taken: the ayah and its translation shown above the commentary. Retrieved 2026-10-16 to 2026-10-23: 6248 requests one at a time, at least 6 seconds apart (6236 answered 200, one per ayah); the list of the requests (raw/index.jsonl) has SHA-256 ad7f694f4fd24e1501a679a2db6df2c800c78c6d4d0773cf3a1e883e6fe16f4c.

المصدر
Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi)
الناشر
Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi
نسخة المصدر
retrieved-2026-10-17
رمز المجموعة
makarem-tafsir-nemooneh-2026-10-23-part05
اللغة والمذهب
الفارسية، الشيعة الإمامية الاثنا عشرية
الموافقة على العرض
عدد النصوص
٢٣٦
فتح المصدر