تفسیر نمونه

سورة الأنفال، الآيات ٩ إلى ١٤، آیت الله العظمی مکارم شیرازی

العودة إلى الآيات

9إِذْ تَسْتَغیثُونَ رَبَّکُمْ فَاسْتَجابَ لَکُمْ أَنِّی مُمِدُّکُمْ بِأَلْف مِنَ الْمَلائِکَةِ مُرْدِفینَ

10وَ ما جَعَلَهُ اللّهُ إِلاّ بُشْرى وَ لِتَطْمَئِنَّ بِهِ قُلُوبُکُمْ وَ مَا النَّصْرُ إِلاّ مِنْ عِنْدِ اللّهِ إِنَّ اللّهَ عَزیزٌ حَکیمٌ

11إِذْ یُغَشِّیکُمُ النُّعاسَ أَمَنَةً مِنْهُ وَ یُنَزِّلُ عَلَیْکُمْ مِنَ السَّماءِ ماءً لِیُطَهِّرَکُمْ بِهِ وَ یُذْهِبَ عَنْکُمْ رِجْزَ الشَّیْطانِ وَ لِیَرْبِطَ عَلى قُلُوبِکُمْ وَ یُثَبِّتَ بِهِ الأَقْدامَ

12إِذْ یُوحی رَبُّکَ إِلَى الْمَلائِکَةِ أَنِّی مَعَکُمْ فَثَبِّتُوا الَّذینَ آمَنُوا سَأُلْقی فی قُلُوبِ الَّذینَ کَفَرُوا الرُّعْبَ فَاضْرِبُوا فَوْقَ الأَعْناقِ وَ اضْرِبُوا مِنْهُمْ کُلَّ بَنان

13ذلِکَ بِأَنَّهُمْ شَاقُّوا اللّهَ وَ رَسُولَهُ وَ مَنْ یُشاقِقِ اللّهَ وَ رَسُولَهُ فَإِنَّ اللّهَ شَدیدُ الْعِقابِ

14ذلِکُمْ فَذُوقُوهُ وَ أَنَّ لِلْکافِرینَ عَذابَ النّارِ

ترجمه:

9 ـ (به خاطر بیاورید) زمانى را (که از شدت ناراحتى در میدان بدر،) از پروردگارتان کمک مى خواستید; و او خواسته شما را پذیرفت (و گفت): من شما را با یک هزار از فرشتگان، که پشت سر هم فرود مى آیند، یارى مى کنم.

10 ـ ولى خداوند، این را تنها براى شادى و اطمینان قلب شما قرار داد; و گرنه، پیروزى جز از طرف خدا نیست; خداوند توانا و حکیم است!

11 ـ و (یاد آورید) هنگامى را که خواب سبکى که مایه آرامش از سوى خدا بود، شما را فرا گرفت; و آبى از آسمان برایتان فرستاد، تا شما را با آن پاک کند; و پلیدى شیطان را از شما دور سازد; و دل هایتان را محکم، و گام ها را با آن استوار دارد!

12 ـ و (به یاد آر) موقعى را که پروردگارت به فرشتگانى وحى کرد: «من با شما هستم; کسانى را که ایمان آورده اند، ثابت قدم دارید! به زودى در دل هاى کافران ترس و وحشت مى افکنم; ضربه ها را بر بالاتر از گردن (بر سرهاى دشمنان) فرود آرید! و همه انگشتانشان را قطع کنید!

13 ـ این به خاطر آن است که آنها با خدا و پیامبرش دشمنى ورزیدند; و هر کس با خدا و پیامبرش دشمنى کند، (کیفر شدیدى مى بیند; و) خداوند سخت کیفر است!

14 ـ این (مجازات دنیا) را بچشید! و براى کافران، مجازات آتش (در جهان دیگر) خواهد بود!

تفسیر:

درس هاى آموزنده در میدان بدر

این آیات، به قسمت هاى حساسى از جنگ «بدر» و نعمت هاى گوناگونى که خداوند در این صحنه خطرناک نصیب مسلمانان کرد، اشاره مى کند، تا حسّ اطاعت و شکرگزارى آنها را برانگیزد و راه را به سوى پیروزى ها و پیشرفت هاى آینده در برابر آنها بگشاید.

نخست به نعمت یارى فرشتگان اشاره کرده مى فرماید: «به خاطر بیاورید زمانى را که از شدت وحشت و اضطراب ـ که از کثرت نفرات دشمن و فزونى تجهیزات جنگى آنها براى شما پیش آمده بود ـ به خدا پناه مى بردید، دست حاجت به سوى او دراز مى کردید و از وى تقاضاى کمک مى نمودید» (إِذْ تَسْتَغیثُونَ رَبَّکُمْ).

در پاره اى از روایات آمده پیامبر(صلى الله علیه وآله)نیز با مسلمانان در استغاثه و یارى طلبیدن از خداوند هم صدا بود، دست خود را به سوى آسمان بلند کرده عرضه مى داشت: أَللّهُمَّ أَنْجِزْ لِى ما وَعَدْتَنِى اللّهُمَّ إِنْ تُهْلَکْ هذِهِ الْعِصابَةُ لاتُعْبَدُ فِى الأَرْضِ:

«خداوندا، وعده اى را که به من داده اى تحقق بخش! پروردگارا، اگر این گروه مؤمنان نابود شوند، دیگر در روى زمین پرستش نمى شوى»!

و پیامبر(صلى الله علیه وآله) آن قدر به این استغاثه و دعا ادامه داد که عبا از دوشش بر زمین افتاد.(1)

و به دنبال آن مى افزاید: در این هنگام «خداوند تقاضاى شما را پذیرفت و فرمود: من شما را با یک هزار نفر از فرشتگان که پشت سر هم فرود مى آیند، کمک و یارى مى کنم» (فَاسْتَجابَ لَکُمْ أَنِّی مُمِدُّکُمْ بِأَلْف مِنَ الْمَلائِکَةِمُرْدِفینَ).

«مُرْدِفین» از ماده «اِرْداف» به معنى پشت سر هم قرار گرفتن است، بنابراین مفهوم این کلمه این مى شود که فرشتگان پشت سر یکدیگر براى یارى مسلمانان فرود آمدند.

این احتمال نیز در معنى آیه داده شده است که: منظور این است: این گروه هزار نفرى گروه هاى متعدد دیگرى را پشت سر داشتند و به این ترتیب با آیه 124 سوره «آل عمران» که مى گوید: «هنگامى که تو (اى پیامبر) به مؤمنان مى گفتى: آیا کافى نیست که خداوند شما را به سه هزار نفر از فرشتگان یارى کند» تطبیق مى نماید.

ولى ظاهر این است که: عدد فرشتگان در «بدر» یک هزار نفر بوده است، و «مُرْدِفینَ» صفت آن یک هزار نفر است، و آیه سوره «آل عمران» وعده اى بوده است به مسلمانان که حتى اگر لازم شود خداوند عدد بیشترى را به یارى شما مى فرستد.

* * *

آنگاه، براى این که کسى خیال نکند پیروزى به دست فرشتگان و مانند آنها است، مى فرماید: «خداوند این کار را فقط بشارت و براى اطمینان قلب شما قرار داد» (وَ ما جَعَلَهُ اللّهُ إِلاّ بُشْرى وَ لِتَطْمَئِنَّ بِهِ قُلُوبُکُمْ).

«و گرنه پیروزى جز از ناحیه خداوند نیست» (وَ مَا النَّصْرُ إِلاّ مِنْعِنْدِ اللّهِ)، و ما فوق همه این اسباب ظاهرى و باطنى اراده و مشیت او است.

«زیرا خداوند آن چنان قادر و قوى است که هیچ کس نمى تواند در برابر اراده و ایستادگى کند و آن چنان حکیم و دانا است که یارى خود را جز در مورد افراد شایسته قرار نخواهد داد» (إِنَّ اللّهَ عَزیزٌ حَکیمٌ).

* * *

آیا فرشتگان جنگیدند؟

در این که آیا فرشتگان جنگیدند یا خیر، در میان مفسران در این زمینه گفتگوى بسیار شده است:

بعضى معتقدند: فرشتگان رسماً وارد صحنه نبرد شدند و با سلاح هاى مخصوص به خود به لشکر دشمن حمله کردند و عده اى از آنها را به خاک افکندند، پاره اى از روایات را نیز در این زمینه نقل کرده اند.

ولى قرائنى در دست است که نشان مى دهد: نظر گروه دوم که مى گویند: فرشتگان تنها براى دلگرمى و تقویت روحیه مؤمنان نازل شدند، به واقع نزدیک تر است; زیرا:

اوّلاً: در آیه فوق خواندیم که: اینها تمام براى اطمینان قلب شما بوده است تا با احساس این پشت گرمى بهتر مبارزه کنید، نه این که آنها اقدام به جنگ کرده باشند.

ثانیاً: اگر بنا شود فرشتگان، شجاعانه سربازان دشمن را به خاک افکنده باشند، چه فضیلتى براى مجاهدین «بدر» باقى خواهد ماند که این همه در روایات از آنها سخن به میان آمده است؟

ثالثاً: تعداد مقتولین «بدر»، هفتاد نفر بودند که قسمت مهمى از آنها با شمشیر على(علیه السلام) به خاک افتادند، و قسمت دیگرى به دست جنگجویان اسلام که غالباً قاتلین آنها در تاریخ به نام، ذکر شده اند.

بنابراین، براى فرشتگان چه چیز باقى مى ماند؟ و چه کسى را آنها به خاک انداختند؟

* * *

پس از آن، دومین نعمت خود به مؤمنان را یادآور مى شود و مى فرماید: «به خاطر بیاورید هنگامى که خواب سبکى شما را فرو گرفت که مایه آرامش و امنیت روح و جسم شما از ناحیه خداوند گردید» (إِذْ یُغَشِّیکُمُ النُّعاسَ أَمَنَةً مِنْهُ).

«یُغَشِّى» از ماده «غشیان» به معنى پوشاندن و احاطه کردن است، گوئى خواب همچون پرده اى بر آنها افکنده شد و آنها را پوشاند.

«نُعاس» به ابتداى خواب و یا خواب کم، سبک و آرام بخش، گفته مى شود، و شاید اشاره به این است که در عین استراحت آن چنان خواب عمیقى بر شما مسلط نشد که دشمن بتواند از موقعیت استفاده کرده، بر شما شبیخون بزند.

و به این ترتیب، مسلمانان در آن شب پر اضطرار، از این نعمت بزرگى که فرداى آن روز در میدان مبارزه به آنها کمک فراوانى کرد، بهره گرفتند.

سومین موهبتى را که در آن میدان به شما ارزانى داشت این بود: «آبى از آسمان براى شما فرو فرستاد» (وَ یُنَزِّلُ عَلَیْکُمْ مِنَ السَّماءِ ماءً).

«تا به وسیله آن شما را پاک و پاکیزه کند و پلیدى شیطان را از شما دور سازد» (لِیُطَهِّرَکُمْ بِهِ وَ یُذْهِبَ عَنْکُمْ رِجْزَ الشَّیْطانِ).

این پلیدى ممکن است وسوسه هاى شیطانى بوده; و ممکن است پلیدى جسمانى بر اثر جنابت بعضى در آن شب; و یا هر دو.

این آب حیات بخش که در گودالهاى اطراف «بدر» جمع شده بود، و مسلمانان نیاز شدیدى براى شستشو و رفع عطش به آن داشتند، همه این پلیدى ها را شست و با خود برد.

به علاوه «خدا مى خواست با این نعمت دل هاى شما را محکم دارد» (وَ لِیَرْبِطَ عَلى قُلُوبِکُمْ).

و نیز «مى خواست در آن شنزار که پاى شما فرو مى رفت، و لغزنده بود، به وسیله ریزش باران گام هاى شما را محکم کند» (وَیُثَبِّتَ بِهِ الأَقْدامَ).

این احتمال نیز وجود دارد که مراد از «تثبیت اقدام» تقویت روحیه و افزودن میزان پایمردى و استقامت آنها در پرتو این نعمت و یا اشاره به هر دو قسمت بوده باشد.

* * *

چهارمین نعمت از نعمت هاى پروردگار بر مجاهدان جنگ «بدر»، ترس و وحشتى بود که در دل دشمنان افکند و روحیه آنها را سخت متزلزل ساخت در این باره مى فرماید: «به خاطر بیاور هنگامى را که پروردگار تو به فرشتگان وحى فرستاد، که من با شما هستم و شما افراد با ایمان را تقویت کنید و ثابت قدم بدارید» (إِذْ یُوحی رَبُّکَ إِلَى الْمَلائِکَةِ أَنِّی مَعَکُمْ فَثَبِّتُوا الَّذینَ آمَنُوا).

و «به زودى در دل هاى کافران ترس و وحشت مى افکنم» (سَأُلْقیفی قُلُوبِ الَّذینَ کَفَرُوا الرُّعْبَ).

و این راستى عجیب بود که ارتش نیرومند قریش در برابر سپاه کوچک مسلمانان ـ طبق نقل تواریخ ـ آن چنان روحیه خود را باخته بود که جمعى از درگیر شدن با مسلمانان بسیار وحشت داشتند.

گاه پیش خود فکر مى کردند اینها افراد عادى نیستند.

بعضى مى گفتند: مرگ را بر شترهاى خویش حمل کرده و از «یثرب» (مدینه) برایتان سوغات آورده اند.

شک نیست این رعب افکنى در دل دشمن، که از عوامل مؤثر پیروزى بود، بدون حساب نبود.

آن پایمردى مسلمانان.

آن نماز جماعت و شعارهاى گرم و داغشان.

آن اظهار وفادارى مؤمنان راستین و سخنانى همچون سخنان «سعد بن معاذ» که به عنوان نمایندگى از طرف انصار به پیامبر(صلى الله علیه وآله) عرض کرد:

پدر و مادرم به فدایت باد اى رسول خدا! ما به تو ایمان آورده ایم و به نبوت تو گواهى داده ایم که هر چه مى گوئى از طرف خدا است.

هر دستورى را مى خواهى بده و از اموال ما هر چه مى خواهى برگیر!

به خدا سوگند اگر به ما فرمان دهى که در این دریا (اشاره به دریاى احمر که در آن نزدیکى بود) فرو رویم، فرو خواهیم رفت، ما آرزو داریم خداوند به ما توفیق دهد خدمتى کنیم که مایه روشنى چشم تو شود.(2)

آرى، این گونه سخنان که به هر حال در میان دوست و دشمن پخش مى شد به اضافه آنچه قبلاً از استقامت مردان و زنان مسلمان در «مکّه» دیده بودند، همگى دست به دست هم داد، و وحشت براى دشمنان آفرید.

باد شدیدى که به سوى جبهه دشمن مىوزید و رگبارى که بر آنها فرود آمد، و خاطره وحشتناک خواب «عاتِکَه» در «مکّه» و مانند اینها عوامل دیگرى براى وحشت و اضطراب آنها بودند.

سپس فرمانى را که در میدان «بدر» به وسیله پیامبر(صلى الله علیه وآله) به مسلمانان داده بود، به یاد آنها مى آورد، و آن این بود که هنگام نبرد با مشرکان از ضربه هاى غیر کارى بپرهیزید و نیروى خود را در آن صرف نکنید، بلکه ضربه هاى کارى بر پیکر دشمن فرود آرید مى فرماید: «ضربه بر بالاتر از گردن، بر مغزها و سرهاى آنها فرود آرید» (فَاضْرِبُوا فَوْقَ الأَعْناقِ).

«و دست و پاى آنها را از کار بیندازید» (وَ اضْرِبُوامِنْهُمْ کُلَّ بَنان).

«بَنان» جمع «بَنانَة» به معنى سر انگشت دست یا پا و یا خود انگشتان است، و در آیه مورد بحث مى تواند کنایه از دست و پا بوده باشد و یا به معنى اصلیش که انگشتان است; زیرا قطع شدن انگشتان و از کار افتادن آنها اگر در دست باشد قدرت حمل سلاح را از انسان مى گیرد، و اگر در پا باشد، قدرت حرکت را.

این احتمال نیز وجود دارد که اگر دشمن مهاجم پیاده باشد، هدف را سر او قرار دهید و اگر سواره باشد دست و پاى او.

همان طور که در سابق هم اشاره کردیم بعضى این جمله را خطاب به فرشتگان مى دانند ولى قرائن نشان مى دهد: مخاطب در این جمله مسلمانان هستند، و اگر فرشتگان هم مخاطب باشند، ممکن است هدف از ضربه زدن بر مغزها و دست و پا ایجاد رعب و وحشت در آنها باشد آن چنان که دست و پایشان در کار بلغزد، و سرها به زیر آید. (البته این تفسیر بر خلاف ظاهر عبارت است و باید به کمک قرائنى که سابقاً درباره جنگ نکردن ملائکه گفتیم اثبات شود).

* * *

بعد از همه گفتگوها براى این که کسى این فرمان هاى شدید و دستورات قاطع و کوبنده را بر خلاف آئین جوانمردى و رحم و انصاف تصور نکند، مى فرماید: «اینها استحقاق چنین چیزى را دارند; زیرا آنان از در عداوت، دشمنى، عصیان و گردنکشى در برابر خدا و پیامبرش در آمدند» (ذلِکَ بِأَنَّهُمْ شَاقُّوا اللّهَ وَ رَسُولَهُ).

«شاقّوا» از ماده «شِقاق» در اصل به معنى شکاف و جدائى است و از آنجا که شخص مخالف، دشمن و عصیانگر، صف خود را جدا مى کند به عمل او شقاق گفته مى شود.

لذا مى افزاید: «هر کس از در مخالفت و دشمنى با خدا و پیامبرش در آید، گرفتار مجازات دردناک در دنیا و آخرت خواهد شد; زیرا خداوند (همان گونه که رحمتش وسیع و بى انتها است) مجازاتش شدید و دردناک است» (وَ مَنْ یُشاقِقِ اللّهَ وَ رَسُولَهُ فَإِنَّاللّهَ شَدیدُ الْعِقابِ).

* * *

در آخرین آیه مورد بحث، براى تأکید این موضوع مى فرماید: «این مجازات دنیا را بچشید ـ مجازات ضربه هاى سخت در میدان جنگ، کشته شدن، اسارت و شکست و ناکامى ـ و در انتظار مجازات سراى دیگر باشید; زیرا عذاب آتش در انتظار کافران است» (ذلِکُمْ فَذُوقُوهُ وَ أَنَّ لِلْکافِرینَ عَذابَ النّارِ).

* * *

1 ـ «مجمع البیان»، جلد 4، صفحه 525، ذیل آیه مورد بحث ـ «بحار الانوار»، جلد 19، صفحات 221، 226، 256 و 324 - «شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید»، جلد 3، صفحه 259، کتابخانه آیت اللّه مرعشى نجفى، قم، 1404 هـ ق (با تفاوت).

2 ـ «بحار الانوار»، جلد 19، صفحات 218 و 248.

مصدر هذا التفسير وإذنه

المصدر: Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi) · Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shiraziالإذن: Notice of the publisher: use with mention of the source is permitted (not an open licence)

هذا التفسير فهمُ مؤلفه، لا رأيُ سراج.

موضعه في المصدر: https://quran.makarem.ir/fa/interpretation?sura=8&verse=9، رمز النص 1a9a570bba2f

التفاصيل مصدر هذا التفسير وإذنه

Tafsir Nemooneh (تفسیر نمونه), the Persian commentary of the Quran written under Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi with a group of co-authors, as published on https://quran.makarem.ir/, the Quran and tafsir site of the office of آیت الله العظمی مکارم شیرازی: one page per ayah (/fa/interpretation?sura=…&verse=…). Part 02: surah 5 ayah 1 to surah 10 ayah 109, 330 passages. Terms: the footer notice of that site, «استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.» (Use of the content with mention of the source is permitted.); a notice of the publisher, not an open licence. Passages: the site serves one commentary for a passage on the page of each of its ayahs; consecutive ayahs of one surah whose pages serve the same commentary form one record with that range. An ayah whose page serves no commentary of its own joins a neighbouring passage only when that passage quotes it. Changes: only the HTML markup of the commentary block was removed: block elements became paragraphs separated by one blank line, a line-break tag a line feed, inline tags gave their text unchanged; the character references (  « » >) were replaced by the characters they name; white space of the markup was collapsed to one space and dropped at the edges of a paragraph; the footnotes stay where the page has them, after the text, with their markers; nothing else was changed. Not taken: the ayah and its translation shown above the commentary. Retrieved 2026-10-16 to 2026-10-23: 6248 requests one at a time, at least 6 seconds apart (6236 answered 200, one per ayah); the list of the requests (raw/index.jsonl) has SHA-256 ad7f694f4fd24e1501a679a2db6df2c800c78c6d4d0773cf3a1e883e6fe16f4c.

المصدر
Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi)
الناشر
Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi
نسخة المصدر
retrieved-2026-10-16
رمز المجموعة
makarem-tafsir-nemooneh-2026-10-23-part02
اللغة والمذهب
الفارسية، الشيعة الإمامية الاثنا عشرية
الموافقة على العرض
عدد النصوص
٣٣٠
فتح المصدر