دعاها و زیارتهای مفاتیح نوین
دعا یا زیارت ۲ دعاى کميل
ترجمهٔ فارسی، به نقل از سایت دفتر آیتالله مکارم شیرازی
- بند ۱
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِیمِ
به نام خداوند بخشندۀ مهربان
- بند ۲
اَللّـٰهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِرَحْمَتِکَ الَّتى وَسِعَتْ کُلَّ شَىْءٍ، وَبِقُوَّتِکَ الَّتى قَهَرْتَ بِهٰا کُلَّ شَىْءٍ،
خدایا از تو مى خواهم به آن رحمتت که همه موجودات را فرا گرفته و به آن قدرتت که به وسیله آن بر همه چیز تسلّط یافتى
- بند ۳
وَخَضَعَ لَهٰا کُلُّ شَىْءٍ، وَذَلَّ لَهٰا کُلُّ شَىْءٍ، وَبِجَبَرُوتِکَ الَّتى غَلَبْتَ بِهٰا کُلَّ شَىْءٍ،
و (آن قدرتى که) همه در برابر آن تسلیم و مطیع گردیدند، و به بزرگیت که به وسیله آن همه چیز را مغلوب خود ساختى
- بند ۴
وَبِعِزَّتِکَ الَّتى لاٰ یَقُومُ لَهٰا شَىْءٌ، وَبِعَظَمَتِکَ الَّتى مَلَأَتْ کُلَّ شَىْءٍ،
و به شکوه و قدرتت که کسى توانایى ایستادن در برابر آن را ندارد، و به عظمتت که همه چیز را فرا گرفته،
- بند ۵
وَبِسُلْطٰانِکَ الَّذى عَلاٰ کُلَّ شَىْءٍ، وَبِوَجْهِکَ الْبٰاقى بَعْدَ فَنآءِ کُلِّ شَىْءٍ،
و به فرمانرواییت که همه چیز را زیر پر گرفته و به ذاتت که بعد از نابودى همه موجودات ماندنى است
- بند ۶
وَبِأَسْمٰائِکَ الَّتى مَلَأَتْ اَرْکٰانَ کُلِّ شَىْءٍ، وَبِعِلْمِکَ الَّذى اَحٰاطَ بِکُلِّ شَىْءٍ،
و به نامهایت که اساس هر چیزى را پر کرده است، و به دانشت که بر همه چیز احاطه دارد،
- بند ۷
وَبِنُورِ وَجْهِکَ الَّذى اَضٰآءَ لَهُ کُلُّ شىْءٍ، یٰا نُورُ یٰا قُدُّوسُ، یٰا اَوَّلَ الْأَوَّلِینَ، وَیٰا اٰخِرَ الْاٰخِرینَ،
و به نور ذاتت که همه عالم در پرتوش روشنشده، اى نور، اى پاک از هر عیب، اى آغاز همه آغازها و اى نهایت همه پایانها،
- بند ۸
اَللّـٰهُمَّ اغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تَهْتِکُ الْعِصَمَ، اَللّـٰهُمَّ اغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تُنْزِلُ النِّقَمَ،
بار خدایا، گناهانى را که پرده هاى عصمت (و موانع گناه) را مى درد بر من ببخش، خدایا گناهانى را که رنج و عذاب را فرود مى آورد بر من ببخش،
- بند ۹
اَللّـٰهُمَّ اغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تُغَیِّرُ النِّعَمَ، اَللّـٰهُمَّ اغْفِرْ لىَ الذُّنُوبَ الَّتى تَحْبِسُ الدُّعٰآءَ،
خدایا گناهانى را که موجب تغییر نعمتها مى شود بر من ببخش، خدایا گناهانى را که از (برآورده شدن) دعا جلوگیرى مى کند بر من ببخش،
- بند ۱۰
اَللّـٰهُمَّ اغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تُنْزِلُ الْبَلاٰءَ، اَللّـٰهُمَّ اغْفِرْ لِىَ کُلَّ ذَنْبٍ اَذْنَبْتُهُ، وَکُلَّ خَطیئَةٍ اَخْطَاْتُهٰا،
خدایا گناهانى را که بلا (و مصیبت) را فرود مى آورد، بر من ببخش، خدایا هر گناهى کرده ام و هر خطایى از من سر زده بر من ببخش،
- بند ۱۱
اَللّـٰهُمَّ اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلَیْکَ بِذِکْرِکَ، وَاَسْتَشْفِعُ بِکَ اِلىٰ نَفْسِکَ،
خدایا من با یادت، به تو نزدیک مى شوم، و تو را به درگاهت شفیع مى آورم،
- بند ۱۲
وَاَسْئَلُکَ بِجُودِکَ اَنْ تُدْنِیَنى مِنْ قُرْبِکَ، وَاَنْ تُوزِعَنى شُکْرَکَ، وَاَنْ تُلْهِمَنى ذِکْرَکَ،
و از تو مى خواهم که به کرم و بخششت، مرا به جوار قربت نزدیک کنى و سپاسگزاریت را نصیبم گردانى، و یادت را به من الهام کنى (و در دلم افکنى)،
- بند ۱۳
اَللّـٰهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ سُؤٰالَ خٰاضِعٍ مُتَذَلِّلٍ خاشِعٍ، اَنْ تُسٰامِحَنى وَتَرْحَمَنى،
خدایا همانند شخص فروتنِ فرمانبردارِ ترسان، از تو درخواست مى کنم که (کار را) بر من آسان گیرى و به من رحم کنى،
- بند ۱۴
وَتَجْعَلَنى بِقَسْمِکَ رٰاضِیاً قانِعاً، وَفى جَمیعِ الْأَحْوٰالِ مُتَوٰاضِعاً،
و به آنچه که قسمتم کرده اى راضى و خرسندم سازى و در همه حال فروتنم گردانى،
- بند ۱۵
اَللّـٰهُمَّ وَاَسْئَلُکَ سُؤٰالَ مَنِ اشْتَدَّتْ فٰاقَتُهُ، وَاَنْزَلَ بِکَ عِنْدَ الشَّدٰآئِدِ حٰاجَتَهُ، وَعَظُمَ فیمٰا عِنْدَکَ رَغْبَتُهُ،
خدایا، و از تو درخواست مى کنم همانند درخواست کسى که در شدّت فقر و درماندگى است و در هنگام سختیها نیازش را نزد تو آورده و به آنچه که نزد توست بسیار امیدوار است،
- بند ۱۶
اَللّـٰهُمَّ عَظُمَ سُلْطٰانُکَ، وَعَلاٰ مَکٰانُکَ، وَخَفِىَ مَکْرُکَ، وَظَهَرَ اَمْرُکَ،
خدایا فرمانرواییت بزرگ و مقامت بلند است و تدبیرت پنهان و فرمانت آشکار است
- بند ۱۷
وَغَلَبَ قَهْرُکَ، وَجَرَتْ قُدْرَتُکَ، وَلاٰ یُمْکِنُ الْفِرٰارُ مِنْ حُکُومَتِکَ،
و برتریت چیره و قدرتت (در همه امور) نافذ است، و فرار از قلمرو فرمانرواییت محال است،
- بند ۱۸
اَللّـٰهُمَّ لاٰ اَجِدُ لِذُنُوبى غٰافِراً، وَلاٰ لِقَبٰائِحى سٰاتِراً، وَلاٰ لِشَىْءٍ مِنْ عَمَلِىَ الْقَبیحِ بِالْحَسَنِ مُبَدِّلاً غَیْرَکَ،
خدایا جز تو کسى را براى (آمرزش) گناهانم و پرده پوشى براى زشتیهایم و تبدیل کننده اعمال زشتم به نیکى ها نمى یابم،
- بند ۱۹
لاٰ اِلـٰهَ اِلّٰا اَنْتَ، سُبْحٰانَکَ وَبِحَمْدِکَ، ظَلَمْتُ نَفْسى، وَتَجَرَّأْتُ بِجَهْلى،
معبودى جز تو نیست، پاک و منزّهى تو و ستایشت مى کنم، به خود ستم کرده و به خاطر نادانیم (در انجام گناه) گستاخى کردم
- بند ۲۰
وَسَکَنْتُ اِلىٰ قَدیمِ ذِکْرِکَ لى، وَمَنِّکَ عَلَىَّ،
و به این که همیشه مرا یاد کرده و به من لطف و بخشش نمودى آسوده خاطر بودم.
- بند ۲۱
اَللّـٰهُمَّ مَوْلاٰىَ کَمْ مِنْ قَبیحٍ سَتَرْتَهُ، وَکَمْ مِنْ فٰادِحٍ مِنَ الْبَلاٰءِ اَقَلْتَهُ، وَکَمْ مِنْ عِثٰارٍ وَقَیْتَهُ،
اى خدا، اى مولاى من بسیارى از کارهاى زشتم را پوشاندى، و بسیارى از گرفتاریهاى سخت و کمرشکن را از من بازگرداندى، و از بسیارى از لغزشها حفظم کردى
- بند ۲۲
وَکَمْ مِنْ مَکْرُوهٍ دَفَعْتَهُ، وَکَمْ مِنْ ثَنٰآءٍ جَمیلٍ لَسْتُ اَهْلاً لَهُ نَشَرْتَهُ،
و بسیارى از حوادث ناگوار را از من دور کردى و تعریف و تمجید بسیارى که شایسته آن نبودم (بر زبانها) منتشر ساختى،
- بند ۲۳
اَللّـٰهُمَّ عَظُمَ بَلاٰئى، وَاَفْرَطَ بى سُوءُ حالى، وَقَصُرَتْ بى اَعْمٰالى، وَقَعَدَتْ بى اَغْلاٰلى،
خدایا گرفتاریم بزرگ است و بدى حالم از حد گذشته و اعمالم، دستم را کوتاه کرده و زنجیرهاى (علایق) مرا زمین گیر کرده
- بند ۲۴
وَحَبَسَنى عَنْ نَفْعى بُعْدُ اَمَلى، وَخَدَعَتْنِى الدُّنْیٰا بِغُرُورِهٰا، وَنَفْسى بِجِنٰایَتِهٰا وَمِطٰالى،
و آروزهاى دور و دراز مرا از مصالحم باز داشته و دنیا با ظواهر فریبنده اش و نَفْسم با تبهکارى و سستى اش مرا گمراه کرده است،
- بند ۲۵
یٰا سَیِّدى فَاَسْئَلُکَ بِعِزَّتِکَ اَنْ لاٰ یَحْجُبَ عَنْکَ دُعٰآئى سُوءُ عَمَلى وَفِعالى، وَلاٰ تَفْضَحْنى بِخَفِىِّ مَا اطَّلَعْتَ عَلَیْهِ مِنْ سِرّى،
اى خداى من، به عزّت و جلالت از تو مى خواهم که بدى رفتار و کردارم مانع از اجابت درخواستم نشود و به (افشاىِ) آنچه که از اسرار پنهانى من آگاه هستى رسوایم نکنى،
- بند ۲۶
وَلاٰ تُعٰاجِلْنى بِالْعُقُوبَةِ عَلىٰ مٰا عَمِلْتُهُ فى خَلَوٰاتى، مِنْ سُوءِ فِعْلى وَاِسٰآئَتى، وَدَوٰامِ تَفْریطى وَجَهٰالَتى، وَکَثْرَةِ شَهَوٰاتى وَغَفْلَتى،
و در مجازات رفتار و کردار زشتى که در تنهایى مرتکب آن شده ام و استمرارِ کوتاهى و نادانیم و زیادى شهوت رانى و بى خبرى ام، شتاب نکنى
- بند ۲۷
وَکُنِ اَللّـٰهُمَّ بِعِزَّتِکَ لى فى کُلِّ الْأَحْوٰالِ رَءُوفاً، وَعَلَىَّ فى جَمیعِ الْأُمُورِ عَطُوفاً،
و خدایا به عزّت و جلالت در تمامى حالات نسبت به من مهربان و در همه کارها نسبت به من پر محبّت باش،
- بند ۲۸
اِلٰهى وَرَبّى مَنْ لى غَیْرُکَ، اَسْئَلُهُ کَشْفَ ضُرّى وَالنَّظَرَ فى اَمْرى،
اى معبود و پروردگار من، جز تو چه کسى را دارم که رفع گرفتارى و توجّه در کارم را از او بخواهم،
- بند ۲۹
اِلٰهى وَمَوْلاىَ اَجْرَیْتَ عَلَىَّ حُکْماً اتَّبَعْتُ فیهِ هَوىٰ نَفْسى،
اى خدا و مولاى من، تو بر من حکمى کردى و من در آن پیروى هواى نفس کردم،
- بند ۳۰
وَلَمْ اَحْتَرِسْ فیهِ مِنْ تَزْیینِ عَدُوّى، فَغَرَّنى بِمٰا اَهْوىٰ، وَاَسْعَدَهُ عَلىٰ ذٰلِکَ الْقَضٰآءُ،
و از فریبکارى دشمنم (شیطان) پرهیز نکردم، پس مرا به آنچه دلخواهش بود فریب داد و تقدیر هم او را بر این کار یارى کرد
- بند ۳۱
فَتَجٰاوَزْتُ بِمٰا جَرىٰ عَلَىَّ مِنْ ذٰلِکَ بَعْضَ حُدُودِکَ، وَخٰالَفْتُ بَعْضَ اَوٰامِرِکَ،
و به خاطر آنچه که بر سرم آمد نسبت به بعضى از احکامت بى اعتنایى کرده و بعضى از فرمان هایت را مخالفت کردم،
- بند ۳۲
فَلَکَ الْحَمْدُ عَلَىَّ فى جَمیعِ ذٰلِکَ، وَلاٰ حُجَّةَ لى فیمٰا جَرىٰ عَلَىَّ فیهِ قَضٰآؤُکَ، وَاَلْزَمَنى حُکْمُکَ وَبَلآٰؤُکَ،
پس در تمام این امور (که بر سرم آمده) حمد تو بر من واجب است و در آنچه که به تقدیر تو بر من واقع شده و قضا و آزمایش تو مرا بدان ملزم ساخته، حجّت و برهانى ندارم،
- بند ۳۳
وَقَدْ اَتَیْتُکَ یٰا اِلٰهى بَعْدَ تَقْصیرى وَاِسْرٰافى عَلىٰ نَفْسى، مُعْتَذِراً نٰادِماً، مُنْکَسِراً مُسْتَقیلاً، مُسْتَغْفِراً مُنیباً، مُقِرّاً مُذْعِناً مُعْتَرِفاً،
و اى معبود من در حالى که (در انجام وظیفه) کوتاهى و بر خود زیاده روى (و ستم) کرده ام، با عذر خواهى، پشیمانى، دل شکستگى، پوزش خواهى، آمرزش طلبى و بازگشت کننده، اقرار کننده، فرمانبردار و اعتراف کننده به درگاهت آمده ام،
- بند ۳۴
لاٰ اَجِدُ مَفَرّاً مِمّٰا کٰانَ مِنّى، وَلاٰ مَفْزَعاً اَتَوَجَّهُ اِلَیْهِ فى اَمْرى
نه از آنچه که از من سرزده راه گریزى دارم و نه پناهگاهى که براى (اصلاحِ) کارم به آنجا روى آورم،
- بند ۳۵
غَیْرَ قَبُولِکَ عُذْرى، وَاِدْخٰالِکَ اِیّاىَ فى سَعَةِ رَحْمَتِکَ،
جز این که عذرم را بپذیرى و مرا در رحمت بى انتهایت داخل کنى،
- بند ۳۶
اَللّـٰهُمَّ فَاقْبَلْ عُذْرى، وَارْحَمْ شِدَّةَ ضُرّى، وَفُکَّنى مِنْ شَدِّ وَثٰاقى،
خدایا عذرم را بپذیر و بر شدّت گرفتارى ام رحم کن و از قید و بند (گناهان) رهاییم ده،
- بند ۳۷
یٰا رَبِّ ارْحَمْ ضَعْفَ بَدَنى، وَرِقَّةَ جِلْدى، وَدِقَّةَ عَظْمى،
اى پروردگار من، بر بدن ضعیف و ناتوان و نازکى پوست و استخوان ضعیفم رحم کن،
- بند ۳۸
یٰا مَنْ بَدَءَ خَلْقى وَذِکْرى، وَتَرْبِیَتى وَبِرّى وَتَغْذِیَتى،
اى (خدایى) که مرا آفریدى، در نظر گرفته و پروراندى، نیکى کرده و غذایم دادى،
- بند ۳۹
هَبْنى لاِبـْتِدٰآءِ کَرَمِکَ، وَسٰالِفِ بِرِّکَ بى، یٰا اِلٰهى وَسَیِّدى وَرَبّى،
اکنون به خاطر بخشش نخست، و نیکى پیشینت بر من، مرا ببخش. اى معبود من و اى سرور و پروردگار من،
- بند ۴۰
اَتُرٰاکَ مُعَذِّبى بِنٰارِکَ بَعْدَ تَوْحیدِکَ، وَبَعْدَ مَا انْطَوىٰ عَلَیْهِ قَلْبى مِنْ مَعْرِفَتِکَ،
آیا باور کنم که مرا به آتشِ (غضبت) عذاب مى کنى، بعد از یکتا پرستیم و بعد از آن که نور معرفتت قلب مرا فرا گرفته
- بند ۴۱
وَلَهِجَ بِهِ لِسٰانى مِنْ ذِکْرِکَ، وَاعْتَقَدَهُ ضَمیرى مِنْ حُبِّکَ،
و زبانم به ذکر تو گویا شده و دلم به محبّتت پیوند خورده (آیا باور کنم که مرا عذاب مى کنى)
- بند ۴۲
وَبَعْدَ صِدْقِ اعْتِرٰافى وَدُعٰآئى خٰاضِعاً لِرُبُوبِیَّتِکَ،
و بعد از اعتراف صادقانه و دعاى خاضعانه ام به مقام پروردگاریت،
- بند ۴۳
هَیْهٰاتَ اَنْتَ اَکْرَمُ مِنْ اَنْ تُضَیِّعَ مَنْ رَبَّیْتَهُ، اَوْ تُبْعِدَ مَنْ اَدْنَیْتَهُ،
هرگز (باور نمى کنم)، تو بزرگوارتر از آنى که تباه کنى کسى را که پرورانده اى، یا دور کنى کسى را که (به خود) نزدیک کرده اى،
- بند ۴۴
اَوْ تُشَرِّدَ مَنْ آوَیْتَهُ، اَوْ تُسَلِّمَ اِلَى الْبَلآٰءِ مَنْ کَفَیْتَهُ وَرَحِمْتَهُ،
یا آواره کنى کسى را که پناه داده اى، یا گرفتار سازى کسى را که سرپرستى و مهربانى کرده اى،
- بند ۴۵
وَلَیْتَ شِعْرى یٰا سَیِّدى وَاِلٰهى وَمَوْلاىَ، اَتُسَلِّطُ النّٰارَ عَلىٰ وُجُوهٍ خَرَّتْ لِعَظَمَتِکَ سٰاجِدَةً،
کاش مى دانستم اى سرور من و اى معبود و سرپرست من، آیا آتشِ (غضبت) را مسلّط مى کنى بر چهره هایى که در برابر عظمتت به سجده افتاده
- بند ۴۶
وَعَلىٰ اَلْسُنٍ نَطَقَتْ بِتَوْحیدِکَ صادِقَةً، وَبِشُکْرِکَ مٰادِحَةً،
و بر زبانهایى که صادقانه به یگانگیت گویا شده و ثناگوى شکر توست،
- بند ۴۷
وَعَلىٰ قُلُوبٍ اعْتَرَفَتْ بِاِلٰهِیَّتِکَ مُحَقِّقَةً، وَعَلىٰ ضَمٰآئِرَ حَوَتْ مِنَ الْعِلْمِ بِکَ حَتّىٰ صٰارَتْ خاشِعَةً،
و بر دلهایى که از روى یقین به خداییت اقرار دارد و بر دلهایى که علم و معرفت تو آنها را فرا گرفته به گونه اى که (در برابرت) فروتن گردیده،
- بند ۴۸
وَعَلىٰ جَوارِحَ سَعَتْ اِلىٰ اَوْطٰانِ تَعَبُّدِکَ طٰآئِعَةً، وَاَشٰارَتْ بِاسْتِغْفٰارِکَ مُذْعِنَةً،
و بر اعضا و جوارحى که از سر تسلیم به سوى محلّ عبادتت شتابان است، و با آمرزش خواهى از تو فرمانبرداریش را اظهار مى کند،
- بند ۴۹
مٰا هٰکَذَا الظَّنُّ بِکَ، وَلاٰ اُخْبِرْنٰا بِفَضْلِکَ عَنْکَ، یٰا کَریمُ یٰا رَبِّ،
چنین گمانى به تو نیست و چنین خبرى از لطف و بزرگواریت به ما نرسیده است، اى پروردگار بخشنده من،
- بند ۵۰
وَاَنْتَ تَعْلَمُ ضَعْفى عَنْ قَلیلٍ مِنْ بَلاٰءِ الدُّنْیٰا وَعُقُوبٰاتِهٰا، وَمٰا یَجْرى فیهٰا مِنَ الْمَکٰارِهِ عَلىٰ اَهْلِهٰا،
تو ناتوانى مرا در برابر اندک رنج و عذاب دنیا و کیفرهاى ناچیز آن و ناملایماتى که بر اهل آن مى رسد مى دانى،
- بند ۵۱
عَلىٰ اَنَّ ذٰلِکَ بَلاٰءٌ وَمَکْرُوهٌ، قَلیلٌ مَکْثُهُ، یَسیرٌ بَقٰآئُهُ، قَصیرٌ مُدَّتُهُ،
با آن که رنج و عذاب و ناملایمات دنیا ماندگاریش اندک، دوامش کم و زمانش کوتاه است،
- بند ۵۲
فَکَیْفَ احْتِمٰالى لِبَلاٰءِ الْاٰخِرَةِ، وَجَلیلِ وُقُوعِ الْمَکٰارِهِ فیهٰا، وَهُوَ بَلاءٌ تَطُولُ مُدَّتُهُ، وَیَدُومُ مَقٰامُهُ،
پس چگونه رنج و عذاب آخرت و سنگینى و بزرگى ناملایمات آن را تحمّل کنم، در حالى که رنج و عذاب آخرت زمانش طولانى و جایگاهى همیشگى است
- بند ۵۳
وَلاٰ یُخَفَّفُ عَنْ اَهْلِهِ، لِأَنَّهُ لاٰ یَکُونُ اِلَّا عَنْ غَضَبِکَ وَاْنتِقامِکَ وَسَخَطِکَ، وَهٰذٰا مٰا لاٰ تَقُومُ لَهُ السَّمٰـوٰاتُ وَالْأَرْضُ،
و بر اهل عذاب تخفیفى نیست، زیرا که آن عذاب از خشم و انتقام و نارضایتى تو سرچشمه گرفته که آسمان و زمین طاقت آن را ندارد،
- بند ۵۴
یٰا سَیِّدِى فَکَیْفَ لى وَاَنـَا عَبْدُکَ الضَّعیفُ الذَّلیـلُ الْحَقیـرُ الْمِسْکیـنُ الْمُسْتَکینُ،
اى سرور من، چگونه آن را تحمّل کنم در حالى که بنده اى ناتوان، مطیع، کوچک و بینواى درمانده ام،
- بند ۵۵
یٰا اِلٰهى وَرَبّى وَسَیِّدِى وَمَوْلاٰىَ، لِأَىِّ الْأُمُورِ اِلَیْکَ اَشْکُو، وَلِمٰا مِنْهٰا اَضِجُّ وَاَبْکى،
اى معبود و پروردگار من و اى سرور و مولاى من، از کدام گرفتاریم به تو شکایت کنم و براى کدامیک از آنها شیون و گریه کنم،
- بند ۵۶
لِأَلیمِ الْعَذٰابِ وَشِدَّتِهِ، اَمْ لِطُولِ الْبَلاٰءِ وَمُدَّتِهِ،
آیا براى عذاب دردناک و سخت یا براى گرفتارى طولانى؟
- بند ۵۷
فَلَئِنْ صَیَّرْتَنى لِلْعُقُوبٰاتِ مَعَ اَعْدٰآئِکَ، وَجَمَعْتَ بَیْنى وَبَیْنَ اَهْلِ بَلاٰئِکَ، وَفَرَّقْتَ بَیْنى وَبَیْنَ اَحِبّٰآئِکَ وَاَوْلیٰآئِکَ،
پس اگر براى کیفرِ (گناهانم) مرا در زمره دشمنانت شمرده و با گرفتاران (در عذابت) در یک جا قرار دهى، و میان من و دوستان و مقرّبانت جدایى اندازى،
- بند ۵۸
فَهَبْنى یٰا اِلٰهى وَسَیِّدِى وَمَوْلاٰىَ وَرَبّى، صَبَرْتُ عَلىٰ عَذابِکَ، فَکَیْفَ اَصْبِرُ عَلىٰ فِراقِکَ،
پس اى مبعود و سرورم و اى مولا و پروردگارم، گیرم که بر عذاب تو صبر کنم، امّا چگونه فراق تو را تحمّل کنم؟
- بند ۵۹
وَهَبْنى صَبَرْتُ عَلىٰ حَرِّ نٰارِکَ، فَکَیْفَ اَصْبِرُ عَنِ النَّظَرِ اِلىٰ کَرٰامَتِکَ،
و گیرم که بر حرارت آتشِ (غضبت) صبر کنم، امّا چگونه از لطف و کرمت چشم پوشى کنم؟
- بند ۶۰
اَمْ کَیْفَ اَسْکُنُ فِى النّٰارِ وَرَجٰآئى عَفْوُکَ،
یا چگونه در آتش مسکن گزینم در حالى که به عفو تو امیدوارم،
- بند ۶۱
فَبِعِزَّتِکَ یٰا سَیِّدى وَمَوْلاٰىَ اُقْسِمُ صٰادِقاً، لَئِنْ تَرَکْتَنى نٰاطِقاً،
پس اى سرور و مولاى من، به شکوه و قدرت صادقانه ات سوگند مى خورم که اگر مرا در حالى که زبانم گویاست (در دوزخ) رها کنى،
- بند ۶۲
لَأَضِجَّنَّ اِلَیْکَ بَیْنَ اَهْلِهٰا ضَجیجَ الْاٰمِلینَ، وَلَأَصْرُخَنَّ اِلَیْکَ صُرٰاخَ الْمَسْتَصْرِخینَ،
هر آینه در بین دوزخیان همانند آرزومندان، به درگاهت شیون کرده و همانند دادخواهان، تو را به فریادرسى خواهم
- بند ۶۳
وَلَأَبْکِیَنَّ عَلَیْکَ بُکٰآءَ الْفٰاقِدینَ، وَلَأُنادِیَنَّکَ اَیْنَ کُنْتَ یٰا وَلِىَّ الْمُؤْمِنینَ،
و مانند عزیز گم کرده گان، بر (فراقِ) تو گریسته و تو را به صداى بلند مى خوانم، که کجایى اى یاور مؤمنان،
- بند ۶۴
یٰا غٰایَةَ اٰمٰالِ الْعٰارِفینَ، یٰا غِیٰاثَ الْمُسْتَغیثینَ، یٰا حَبیبَ قُلُوبِ الصّٰادِقینَ، وَیٰا اِلـٰهَ الْعٰالَمینَ،
اى منتهاى آرزوىِ خداشناسان، اى فریادرس درمانده گان، اى محبوب دل راستگویان و اى معبود جهانیان،
- بند ۶۵
اَفَتُرٰاکَ سُبْحٰانَکَ یٰا اِلهى وَبِحَمْدِکَ، تَسْمَعُ فیهٰا صَوْتَ عَبْدٍ مُسْلِمٍ سُجِنَ فیهٰا بِمُخٰالَفَتِهِ،
اى معبود من ـ که منزّهى و به ستایش تو مشغولم ـ چگونه باور کنم که مى شنوى صداى بنده مسلمانى را که به سبب نافرمانیش در دوزخ زندانى شده
- بند ۶۶
وَذٰاقَ طَعْمَ عَذٰابِها بِمَعْصِیَتِهِ، وَحُبِسَ بَیْنَ اَطْبٰاقِهٰا بِجُرْمِهِ وَجَریرَتِهِ،
و سختى عذاب دوزخ را به خاطر گناهش مى چشد و در میان طبقات دوزخ به سبب جرم و جنایتش گرفتار شده،
- بند ۶۷
وَهُوَ یَضِجُّ اِلَیْکَ ضَجیجَ مُؤَمِّل لِرَحْمَتِکَ، وَیُنٰادیکَ بِلِسٰانِ اَهْلِ تَوْحیدِکَ، وَیَتَوَسَّلُ اِلَیْکَ بِرُبُوبِیَّتِکَ،
در حالى که همانند آرزومندِ رحمتت به درگاهت شیون کرده و با صداى بلند، به زبان یگانه پرستان تو را مى خواند و به بنده پروریت متوسّل مى شود،
- بند ۶۸
یٰا مَوْلاٰىَ فَکَیْفَ یَبْقىٰ فِى الْعَذٰابِ وَهُوَ یَرْجُو مٰا سَلَفَ مِنْ حِلْمِکَ،
اى مولاى من، چگونه در عذاب بماند با این که به سابقه حلم تو امیدوار است،
- بند ۶۹
اَمْ کَیْفَ تُؤْلِمُهُ النّٰارُ وَهُوَ یَأْمَلُ فَضْلَکَ وَرَحْمَتَکَ،
یا چگونه آتشِ (غضبت) او را بیازارد در حالى که به لطف و رحمتت امید دارد،
- بند ۷۰
اَمْ کَیْفَ یُحْرِقُهُ لَهیبُهٰا وَاَنْتَ تَسْمَعُ صَوْتَهُ وَتَرىٰ مَکانَهُ،
یا چگونه زبانه هاى آتشِ (غضبت) او را بسوزاند در حالى که تو ناله اش را مى شنوى و جایگاهش را (در آتش) مى بینى،
- بند ۷۱
اَمْ کَیْفَ یَشْتَمِلُ عَلَیْهِ زَفیرُهٰا وَاَنْتَ تَعْلَمُ ضَعْفَهُ،
یا چگونه زبانه هاى آتشِ (غضبت) او را بسوزاند، در حالى که تو ناتوانى او را مى دانى،
- بند ۷۲
اَمْ کَیْفَ یَتَقَلْقَلُ بَیْنَ اَطْبٰاقِهٰا وَاَنْتَ تَعْلَمُ صِدْقَهُ،
یا چگونه در میان طبقات دوزخ به خود بپیچد با این که تو صداقت و راستگوییش را مى دانى
- بند ۷۳
اَمْ کَیْفَ تَزْجُرُهُ زَبانِیَتُهٰا، وَهُوَ یُنٰادیکَ یٰا رَبَّهُ،
یا چگونه مأموران او را بیازارند در حالى که به نداى «یا رب» تو را مى خواند،
- بند ۷۴
اَمْ کَیْفَ یَرْجُو فَضْلَکَ فى عِتْقِهِ مِنْهٰا فَتَتْرُکُهُ فیهٰا،
یا چگونه در آزادى خویش از آتش، به لطف تو امیدوار باشد ولى تو او را در آتش رها کنى؟!
- بند ۷۵
هَیْهٰاتَ مٰا ذٰلِکَ الظَّنُ بِکَ، وَلَا الْمَعْرُوفُ مِنْ فَضْلِکَ،
هرگز (باور نمى کنم)، چنین گمانى به تو نیست و چنین چیزى از لطف تو پسندیده نیست،
- بند ۷۶
وَلاٰ مُشْبِهٌ لِمٰا عٰامَلْتَ بِهِ الْمُوَحِّدینَ مِنْ بِرِّکَ وَاِحْسٰانِکَ،
و با نیکى و دستگیرى تو نسبت به یکتاپرستان شباهت و تناسبى ندارد،
- بند ۷۷
فَبِالْیَقینِ اَقْطَعُ لَوْلاٰ مٰا حَکَمْتَ بِهِ مِنْ تَعْذیبِ جٰاحِدیکَ، وَقَضَیْتَ بِهِ مِنْ اِخْلاٰدِ مُعٰانِدیکَ،
من به یقین مى دانم که اگر فرمان تو بر مجازاتِ منکرانت و باقى ماندن دشمنانت (در عذاب) نبود،
- بند ۷۸
لَجَعَلْتَ النّٰارَ کُلَّهٰا بَرْداً وَسَلاٰماً، وَمٰا کٰانَ لِأَحَدٍ فیهٰا مَقَرّاً وَلاٰ مُقٰاماً،
هر آینه آتش دوزخ را سرد و امن قرار مى دادى و هیچ کس در آن منزل و مأوا نداشت،
- بند ۷۹
لٰکِنَّکَ تَقَدَّسَتْ اَسْمٰآؤُکَ، اَقْسَمْتَ اَنْ تَمْلَأَهٰا مِنَ الْکٰافِرینَ، مِنَ الْجِنَّةِ وَالنّٰاسِ اَجْمَعینَ، وَاَنْ تُخَلِّدَ فیهَا الْمُعٰانِدینَ،
ولى اى خدایى که نامهایت مقدّس است، قسم یاد کرده اى که دوزخ را از کافران جنّ و انس پر کنى و براى همیشه دشمنانت را در آن جاى دهى،
- بند ۸۰
وَاَنْتَ جَلَّ ثَنٰاؤُکَ قُلْتَ مُبْتَدِئاً، وَتَطَوَّلْتَ بِالْإِنْعٰامِ مُتَکَرِّماً، اَفَمَنْ کٰانَ مُؤْمِناً کَمَنْ کٰانَ فٰاسِقاً لاٰ یَسْتَوُونَ،
و تویى که ستایشت بزرگ است (در کتاب خود) ابتدءآ فرموده اى و با انعام و کرامت گفته اى: «آیا کسى که با ایمان باشد، همچون کسى است که فاسق است؟! نه هرگز این دو برابر نیستند»،
- بند ۸۱
اِلٰهى وَسَیِّدى فَاَسْئَلُکَ بِالْقُدْرَةِ الَّتى قَدَّرْتَهٰا، وَبِالْقَضِیَّةِ الَّتى حَتَمْتَهٰا وَحَکَمْتَهٰا،
اى مبعود و سرور من، به حقّ آن قدرتى که مقدّر کرده اى و به آن حکمى که لازم کرده و صادر فرموده اى
- بند ۸۲
وَغَلَبْتَ مَنْ عَلَیْهِ اَجْرَیْتَهٰا، اَنْ تَهَبَ لى فى هٰذِهِ اللَّیْلَةِ وَفى هٰذِهِ السّٰاعَةِ،
و بر هر کس که آن را بر او جارى کردى، چیره شدى، از تو مى خواهم که در این شب و در این ساعت بر من ببخشى
- بند ۸۳
کُلَّ جُرْمٍ اَجْرَمْتُهُ، وَکُلَّ ذَنْبٍ اَذْنَبْتُهُ، وَکُلَّ قَبِیحٍ اَسْرَرْتُهُ،
هر خلافى که مرتکب شده ام و هر گناهى که از من سرزده و هر کار زشتى که پنهان کرده ام
- بند ۸۴
وَکُلَّ جَهْلٍ عَمِلْتُهُ، کَتَمْتُهُ اَوْ اَعْلَنْتُهُ، اَخْفَیْتُهُ اَوْ اَظْهَرْتُهُ،
و هر کار جاهلانه اى که در نهان یا آشکارا و مخفیانه یا نمایان انجام داده ام
- بند ۸۵
وَکُلَّ سَیِّئَةٍ اَمَرْتَ بِاِثْباتِهَا الْکِرٰامَ الْکٰاتِبینَ، اَلَّذینَ وَکَّلْتَهُمْ بِحِفْظِ مٰا یَکُونُ مِنّى،
و هر کار بدى را که مأموران ثبت اعمال را به ثبت آن فرمان دادى، همان مأمورانى که بر ثبت و ضبط اعمال من گماشتى
- بند ۸۶
وَجَعَلْتَهُمْ شُهُوداً عَلَىَّ مَعَ جَوارِحى، وَکُنْتَ اَنْتَ الرَّقیبَ عَلَىَّ مِنْ وَرٰآئِهِمْ، وَالشّٰاهِدَ لِمٰا خَفِىَ عَنْهُمْ،
و آنها را به همراه اعضاى بدنم، گواهِ بر من قرار دادى و تو نیز مافوق آنها مراقبم بودى و گواه بودى بر آنچه از آنها پوشیده مانده،
- بند ۸۷
وَبِرَحْمَتِکَ اَخْفَیْتَهُ، وَبِفَضْلِکَ سَتَرْتَهُ،
و به واسطه رحمت و لطفت آن را مخفى کرده و پوشاندى،
- بند ۸۸
وَاَنْ تُوَفِّرَ حَظّى مِنْ کُلِّ خَیْرٍ اَنْزَلْتَهُ، اَوْ اِحْسٰانٍ فَضَّلْتَهُ، اَوْ بِرٍّ نَشَرْتَهُ،
و (از تو مى خواهم) بهره ام را افزون کنى از هر خوبى که فرو فرستاده اى، یا هر احسانى که مرحمت فرموده اى، یا هر نیکى که گسترش داده اى،
- بند ۸۹
اَوْ رِزْقٍ بَسَطْتَهُ، اَوْ ذَنْبٍ تَغْفِرُهُ، اَوْ خَطَأٍ تَسْتُرُهُ،
و یا هر روزیى که گسترانده اى، یا هر گناهى که بخشیده اى، یا هر خطایى که پوشانده اى،
- بند ۹۰
یٰا رَبِّ یٰا رَبِّ یٰا رَبِّ، یٰا اِلٰهى وَسَیِّدى وَمَوْلاٰىَ وَمٰالِکَ رِقّى،
اى پروردگار من، اى پروردگار من، اى پروردگار من! اى معبود و سرور من، و اى مولا و صاحب اختیار من،
- بند ۹۱
یٰا مَنْ بِیَدِهِ نٰاصِیَتى، یٰا عَلیماً بِضُرّى وَمَسْکَنَتى، یٰا خَبیراً بِفَقْرى وَفٰاقَتى،
اى کسى که اختیارم به دست اوست، اى آگاه بر بدحالى و بینوایى ام، اى داناى بر تهیدستى و نیازمندى ام،
- بند ۹۲
یٰا رَبِّ یٰا رَبِّ یٰا رَبِّ، اَسْئَلُکَ بِحَقِّکَ وَقُدْسِکَ، وَاَعْظَمِ صِفٰاتِکَ وَاَسْمٰآئِکَ،
اى پروردگار من، اى پروردگار من، اى پروردگار من! به حق خودت و ذات مقدّس و صفات و نامهاى بزرگت،
- بند ۹۳
اَنْ تَجْعَلَ اَوْقٰاتى مِنَ اللَّیْلِ وَالنَّهٰارِ بِذِکْرِکَ مَعْمُورَةً، وَبِخِدْمَتِکَ مَوْصُولَةً، وَاَعْمٰالى عِنْدَکَ مَقْبُولَةً،
از تو مى خواهم که اوقات شب و روزم را به یادت آباد ساخته و در خدمتت ثابت قدم گردانى و اعمالم را در درگاهت بپذیرى،
- بند ۹۴
حَتّىٰ تَکُونَ اَعْمٰالى وَاَوْرٰادى کُلُّهٰا وِرْداً وٰاحِداً، وَحٰالى فى خِدْمَتِکَ سَرْمَداً،
تا همه کردار و گفتارم یکسان (و براى تو) باشد و همیشه در حال خدمت به تو باشم،
- بند ۹۵
یٰا سَیِّدى یٰا مَنْ عَلَیْهِ مُعَوَّلى، یٰا مَنْ اِلَیْهِ شَکَوْتُ اَحْوٰالى،
اى سرور من، اى کسى که تکیه گاه منى، اى کسى که شکایت احوالِ (پریشان) خویش را به درگاه او برم،
- بند ۹۶
یٰا رَبِّ یٰا رَبِّ یٰا رَبِّ، قَوِّ عَلىٰ خِدْمَتِکَ جَوٰارِحى، وَاشْدُدْ عَلَى الْعَزیمَةِ جَوٰانِحى،
اى پروردگار من، اى پروردگار من، اى پروردگار من! اعضایم را در انجام خدمتت نیرو بخش و دلم را براى آمدن به سویت قوى دار،
- بند ۹۷
وَهَبْ لِىَ الْجِدَّ فى خَشْیَتِکَ، وَالدَّوٰامَ فِى الْإِتِّصٰالِ بِخِدْمَتِکَ،
جدیّت در خشیت و مداومت در خدمتت را عطا فرما،
- بند ۹۸
حَتّىٰ اَسْرَحَ اِلَیْکَ فى مَیٰادینِ السّٰابِقینَ، وَاُسْرِعَ اِلَیْکَ فِى الْبٰارِزینَ،
تا این که در میدان مسابقه (در اطاعت) به سوى تو روانه شوم و در میان پیش تازان، به سوى تو سرعت گیرم
- بند ۹۹
وَاَشْتٰاقَ اِلىٰ قُرْبِکَ فِى الْمُشْتٰاقینَ، وَاَدْنُوَ مِنْکَ دُنُوَّ الْمُخْلِصینَ،
و در صف علاقه مندان، به سوى مقام قربت اشتیاق پیدا کنم، و مانند پاکدلان به تو نزدیک گردم
- بند ۱۰۰
وَاَخٰافَکَ مَخٰافَةَ الْمُوقِنینَ، وَاَجْتَمِعَ فى جِوٰارِکَ مَعَ الْمُؤْمِنینَ،
و مانند اهل یقین از تو بترسم و در جوار رحمتت با مؤمنان گرد هم آییم،
- بند ۱۰۱
اَللّـٰهُمَّ وَمَنْ اَرادَنى بِسُوءٍ فَاَرِدْهُ، وَمَنْ کادَنى فَکِدْهُ،
خدایا، هر کس بدِ مرا خواهد به خودش باز گردان، و هر کس با من حلیه کند، به خویش دچارش کن
- بند ۱۰۲
وَاجْعَلْنى مِنْ اَحْسَنِ عَبیدِکَ نَصیباً عِنْدَکَ، وَاَقْرَبِهِمْ مَنْزِلَةً مِنْکَ، وَاَخَصِّهِمْ زُلْفَةً لَدَیْکَ،
و بهره مندى بهترین بندگانت و مقرّب ترین آنان و مخصوص ترین خاصّانت را به من عطا فرما
- بند ۱۰۳
فَاِنَّهُ لاٰ یُنٰالُ ذٰلِکَ اِلَّا بِفَضْلِکَ، وَجُدْ لى بِجُودِکَ، وَاعْطِفْ عَلَىَّ بِمَجْدِکَ، وَاحْفَظْنى بِرَحْمَتِکَ،
که به راستى جز با لطف تو کسى به این مقام نرسد، و به بخشندگیت ببخش بر من، و به بزرگواریت به من توجّه فرما و به رحمتت مرا حفظ کن،
- بند ۱۰۴
وَاجْعَلْ لِسٰانى بِذِکْرِکَ لَهِجاً، وَقَلْبى بِحُبِّکَ مُتَیَّماً،
و زبانم را به یادت گویا و دلم را به دوستیت بى تاب قرار ده،
- بند ۱۰۵
وَمُنَّ عَلَىَّ بِحُسْنِ اِجٰابَتِکَ، وَاَقِلْنى عَثْرَتى، وَاغْفِرْ زَلَّتى،
و با پذیرش خواسته ام بر من منّت گذار، و از لغزشم بگذر و گناهم را بیامرز،
- بند ۱۰۶
فَاِنَّکَ قَضَیْتَ عَلىٰ عِبٰادِکَ بِعِبٰادَتِکَ، وَاَمَرْتَهُمْ بِدُعٰآئِکَ، وَضَمِنْتَ لَهُمُ الْإِجٰابَةَ،
زیرا که تو بندگانت را به پرستش خویش فرمان داده و به دعا کردن یا امر فرمودى و اجابت دعایشان را ضمانت کردى،
- بند ۱۰۷
فَاِلَیْکَ یٰا رَبِّ نَصَبْتُ وَجْهى، وَاِلَیْکَ یٰا رَبِّ مَدَدْتُ یَدى، فَبِعِزَّتِکَ اسْتَجِبْ لى دُعٰآئى،
پس اى پروردگار من اینک رو به تو و به سویت دست نیاز دراز کرده ام، پس به شکوه و عزّتت قسم، دعایم را اجابت فرما
- بند ۱۰۸
وَبَلِّغْنى مُنٰاىَ، وَلاتَقْطَعْ مِنْ فَضْلِکَ رَجٰآئى، وَاکْفِنى شَرَّ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ مِنْ اَعْدٰآئى،
و به آرزویم برسان وامیدم را به لطف و کرمت ناامید مگردان، و از شرّ دشمنانم، از جنّ و انس حفظ فرما،
- بند ۱۰۹
یٰا سَریعَ الرِّضٰا، اِغْفِرْ لِمَنْ لاٰ یَمْلِکُ اِلَّا الدُّعٰآءَ، فَاِنَّکَ فَعّٰالٌ لِمٰا تَشٰآءُ،
اى (خدایى) که زود راضى مى شوى، کسى را که جز دعا به درگاهت چیز دیگرى ندارد ببخش، که به راستى هر آنچه را بخواهى انجام مى دهى.
- بند ۱۱۰
یٰا مَنِ اسْمُهُ دَوٰآءٌ، وَذِکْرُهُ شِفٰآءٌ، وَطٰاعَتُهُ غِنىً، اِرْحَمْ مَنْ رَأْسُ مٰالِهِ الرَّجٰآءُ، وَسِلاٰحُهُ الْبُکٰآءُ،
اى که نامت دارو و یادت درمان و بندگیت توانگرى است، بر کسى که سرمایه اش امید و اسلحه اش گریه است، رحم کن،
- بند ۱۱۱
یٰا سٰابِغَ النِّعَمِ، یٰا دٰافِعَ النِّقَمِ، یٰا نُورَ الْمُسْتَوْحِشینَ فِى الظُّلَمِ، یٰا عٰالِماً لاٰ یُعَلَّمُ
اى فراوان دهنده نعمتها، اى برطرف کننده گرفتاریها، اى روشنى دلهاى وحشت زده در تاریکیها، اى داناى بى تعلیم،
- بند ۱۱۲
صَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَافْعَلْ بى مٰا اَنْتَ اَهْلُهُ،
بر محمّد و آلش درود فرست و آنچه را که تو لایق آنى درباره من انجام ده
- بند ۱۱۳
وَ صَلَّى اللهُ عَلىٰ رَسُولِهِ وَالْأَئِمَّةِ الْمَیٰامینِ مِنْ اٰلِهِ، وَسَلَّمَ تَسْلیماً کَثیراً.
و درود و رحمت خدا بر پیامبر و امامان با برکت از خاندانش، و سلام و تحیّت فراوان بر آنان باد.