تفسیر نمونه

Surah يونس, Verses 1–2, آیت الله العظمی مکارم شیرازی

Back to the verses

1الر تِلْکَ آیاتُ الْکِتابِ الْحَکیمِ

2أَ کانَ لِلنّاسِ عَجَباً أَنْ أَوْحَیْنا إِلى رَجُل مِنْهُمْ أَنْ أَنْذِرِ النّاسَ وَ بَشِّرِ الَّذینَ آمَنُوا أَنَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْق عِنْدَ رَبِّهِمْ قالَ الْکافِرُونَ إِنَّ هذا لَساحِرٌ مُبینٌ

ترجمه:

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

1 ـ الر، این آیات کتاب استوار و حکمت آمیز است!

2 ـ آیا براى مردم، موجب شگفتى بود که به مردى از آنها وحى فرستادیم که: مردم را (از عواقب کفر) بترسان، و به کسانى که ایمان آورده اند بشارت ده که براى آنها، سابقه نیک (و پاداش) نزد پروردگارشان است؟! (اما) کافران گفتند: «این مرد، ساحر آشکارى است»!.

تفسیر:

رسالت پیامبر

در این سوره، بار دیگر با حروف مقطعه قرآن روبرو مى شویم، که به صورت «الف و لام و راء» ذکر شده است (الر).

ما در آغاز سوره «بقره» و سوره «آل عمران» و «اعراف»، به اندازه کافى در تفسیر این گونه حروف سخن گفته ایم، و به خواست خدا در آینده نیز در موارد مناسب بحث هائى خواهیم داشت، و مطالب تازه اى بر آن خواهیم افزود.

به دنبال آن، نخست اشاره به عظمت آیات قرآن کرده، مى فرماید: «آنها آیات کتاب حکیم است» (تِلْکَ آیاتُ الْکِتابِ الْحَکیمِ).

تعبیر به «آنها» (اسم اشاره بعید)، به جاى «هذِهِ» (اینها) (اسم اشاره به نزدیک)، که نظیر آن در آغاز سوره «بقره» نیز آمده است، از تعبیرات لطیف قرآن محسوب مى شود، و کنایه از عظمت و والا بودن مفاهیم قرآن است.

زیرا مطالب پیش پا افتاده و ساده را، غالباً با اسم اشاره نزدیک مى آورند، اما مطالب مهمى که در سطح بالا، و گوئى بر فراز آسمان ها در یک افق عالى قرار گرفته، با اسم اشاره دور بیان مى کنند.

و اتفاقاً در تعبیرات روزمره، ما نیز از این تعبیر استفاده مى کنیم، و براى عظمت اشخاص، هر چند در حضورشان بوده باشیم، «آن جناب» یا «آن حضرت» مى گوئیم، نه «این جناب» و «این حضرت»، ولى به هنگام تواضع، کلمه «اینجانب» را به کار مى بریم.

توصیف کتاب آسمانى یعنى: قرآن به «حکیم»، اشاره به این است که: آیات قرآن داراى آن چنان استحکام، نظم و حسابى است که، هر گونه باطل و خرافه و هزل را از خود دور مى سازد، جز حق نمى گوید، و جز به راه حق دعوت نمى کند.

* * *

آیه دوم، به تناسب اشاره اى که در آیه قبل به قرآن مجید و وحى آسمانى شده، یکى از ایرادات مشرکان نسبت به پیامبر(صلى الله علیه وآله)را بیان مى کند، همان اشکالى که به طور مکرر در قرآن مجید آمده، و تکرارش نشان مى دهد، از ایرادات مکرّر مشرکان بوده است و آن این که:

چرا وحى آسمانى از ناحیه خدا، بر انسانى نازل شده؟

چرا فرشته اى مأموریت این رسالت بزرگ را به عهده نگرفته است؟!

قرآن در پاسخ این گونه سؤالات مى فرماید: «آیا براى مردم موجب شگفتى بود که ما به مردى از بین آنان وحى فرستادیم» (أَ کانَ لِلنّاسِ عَجَباً أَنْ أَوْحَیْنا إِلى رَجُل مِنْهُمْ).

در واقع جواب ایراد آنها، با کلمه «مِنْهُمْ» (از جنس آنان)، داده شده است یعنى: اگر رهبر و راهنما، هم جنس پیروانش باشد، دردهاى آنها را بداند و از نیازهایشان آگاه گردد، جاى تعجب نیست، تعجب در این است که، از غیر جنس آنها باشد، که بر اثر نا آگاهى از وضعشان، نتواند آنها را رهبرى کند.

سپس، به محتواى این وحى آسمانى اشاره کرده، آن را در دو چیز خلاصه مى کند:

نخست این که: به او وحى فرستادیم که: «مردم را انذار کن و از عواقب کفر و گناه بترسان» (أَنْ أَنْذِرِ النّاسَ).

دیگر این که: «به افراد با ایمان بشارت ده، که براى آنان در پیشگاه پروردگارشان قدم صدق است»! (وَ بَشِّرِ الَّذینَ آمَنُوا أَنَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْق عِنْدَ رَبِّهِمْ).

در این که منظور از «قدم صدق» چیست؟ در میان مفسران بحث است، اما روى هم رفته، یکى از سه تفسیر (یا هر سه با هم)، براى آن قابل قبول است.

نخست این که: اشاره به آن است که ایمان «سابقه فطرى» دارد، و در حقیقت مؤمنان با ابراز ایمان، مقتضاى فطرت خود را تصدیق و تأکید کرده اند; زیرا یکى از معانى «قدم»، «سابقه» است، چنان که مى گویند: لِفُلان قَدَمٌ فِى الإِسْلامِ ـ أَوْ قَدَمٌ فِى الْحَرْبِ: «فلان کس در اسلام، یا در جنگ و مبارزه، سابقه دارد».(1)

دوم این که: اشاره به مسأله معاد و نعمت هاى آخرت باشد; زیرا یکى از معانى «قدم»، «مقام و منزلت» است (به تناسب این که انسان با پاى خود به منزلگاهش وارد مى شود) یعنى: براى افراد با ایمان، مقام و منزلت ثابت و مسلّمى در پیشگاه خدا است، که هیچ چیز نمى تواند آن را تغییر دهد و دگرگون سازد.

سوم این که: «قدم» به معنى «پیشوا و رهبر» است، یعنى براى مؤمنان پیشوا و رهبرى صادق فرستاده شده است.

روایات متعددى که در تفاسیر شیعه و اهل تسنن در ذیل این آیه وارد شده، و «قدم صدق» را به شخص پیامبر(صلى الله علیه وآله)، یا ولایت على(علیه السلام) تفسیر کرده است، مؤید همین معنى است.(2)

همان گونه که گفتیم، ممکن است: هدف از تعبیر فوق بشارت به همه این امور بوده باشد.

در پایان آیه، باز به یکى از اتهاماتى که مشرکان کراراً بر پیامبر(صلى الله علیه وآله) وارد مى کردند، اشاره کرده، مى فرماید: «کافران گفتند: این مرد، ساحر آشکارى است» (قالَ الْکافِرُونَ إِنَّ هذا لَساحِرٌ مُبینٌ).

کلمه «إِنَّ» و «لام تأکید»، و صفت «مُبِین»، همه نشانه تأکیدى است که آنها روى این تهمت داشتند، و تعبیر به «هذا» (اسم اشاره به نزدیک)، براى این بوده که، مقام پیامبر(صلى الله علیه وآله) را تحقیر کنند.

اما این که: چرا نسبت سحر به پیامبر(صلى الله علیه وآله)مى دادند، روشن است; زیرا در برابر سخنان اعجازآمیز، و برنامه هاى و قوانین درخشان، و سایر معجزاتش، پاسخ قانع کننده اى نداشتند، جز این که: فوق العادگى آن را با سحر تفسیر کنند، و به این صورت، پرده جهل و بى خبرى براى ساده لوحان، روى آن بیفکنند.

این گونه تعبیرها، که از ناحیه دشمنان پیامبر(صلى الله علیه وآله)صادر مى شد، خود دلیل روشنى است بر این که: پیامبر(صلى الله علیه وآله)کارهاى خارق العاده اى داشته، که افکار و دل ها را به سوى خود جذب مى کرده است، مخصوصاً تکیه کردن روى سحر در مورد قرآن مجید، خود گواه زنده اى بر جاذبه فوق العاده این کتاب آسمانى است، که براى اغفال مردم، آن را زیر پرده سحر مى پوشاندند.

به خواست خدا در ذیل آیات مناسب، باز در این باره سخن خواهیم گفت.

* * *

1 ـ «بحار الانوار»، جلد 24، صفحات 40 و 41.

2 ـ تفسیر «برهان»، جلد 2، صفحه 177 ـ تفسیر «قرطبى»، جلد 5، صفحه 3145 ـ «کافى»، جلد 1، صفحه 422، و جلد 8، صفحه 364 (دار الکتب الاسلامیة).

Source and licence of this commentary

Source: Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi) · Office of Grand Ayatollah Naser Makarem ShiraziLicence: Notice of the publisher: use with mention of the source is permitted (not an open licence)

This commentary is its author’s understanding, not Siraj’s view.

Where in the source: https://quran.makarem.ir/fa/interpretation?sura=10&verse=1, text code 03bc14d3135d

Details Source and licence of this commentary

Tafsir Nemooneh (تفسیر نمونه), the Persian commentary of the Quran written under Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi with a group of co-authors, as published on https://quran.makarem.ir/, the Quran and tafsir site of the office of آیت الله العظمی مکارم شیرازی: one page per ayah (/fa/interpretation?sura=…&verse=…). Part 02: surah 5 ayah 1 to surah 10 ayah 109, 330 passages. Terms: the footer notice of that site, «استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.» (Use of the content with mention of the source is permitted.); a notice of the publisher, not an open licence. Passages: the site serves one commentary for a passage on the page of each of its ayahs; consecutive ayahs of one surah whose pages serve the same commentary form one record with that range. An ayah whose page serves no commentary of its own joins a neighbouring passage only when that passage quotes it. Changes: only the HTML markup of the commentary block was removed: block elements became paragraphs separated by one blank line, a line-break tag a line feed, inline tags gave their text unchanged; the character references (  « » >) were replaced by the characters they name; white space of the markup was collapsed to one space and dropped at the edges of a paragraph; the footnotes stay where the page has them, after the text, with their markers; nothing else was changed. Not taken: the ayah and its translation shown above the commentary. Retrieved 2026-10-16 to 2026-10-23: 6248 requests one at a time, at least 6 seconds apart (6236 answered 200, one per ayah); the list of the requests (raw/index.jsonl) has SHA-256 ad7f694f4fd24e1501a679a2db6df2c800c78c6d4d0773cf3a1e883e6fe16f4c.

Source
Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi)
Publisher
Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi
Version of the source
retrieved-2026-10-16
Collection code
makarem-tafsir-nemooneh-2026-10-23-part02
Language and tradition
Persian, Twelver Shia
Approved for display
Number of texts
330
Open the source