تفسیر نمونه

Surah هود, Verses 66–68, آیت الله العظمی مکارم شیرازی

Back to the verses

66فَلَمّا جاءَ أَمْرُنا نَجَّیْنا صالِحاً وَ الَّذینَ آمَنُوا مَعَهُ بِرَحْمَة مِنّا وَ مِنْ خِزْیِ یَوْمِئِذ إِنَّ رَبَّکَ هُوَ الْقَوِیُّ الْعَزیزُ

67وَ أَخَذَ الَّذینَ ظَلَمُوا الصَّیْحَةُ فَأَصْبَحُوا فی دِیارِهِمْ جاثِمینَ

68کَأَنْ لَمْ یَغْنَوْا فیها أَلا إِنَّ ثَمُودَا کَفَرُوا رَبَّهُمْ أَلا بُعْداً لِثَمُودَ

ترجمه:

66 ـ هنگامى که فرمان (مجازات) ما فرا رسید، صالح و کسانى را که با او ایمان آورده بودند، به رحمت خود (از آن عذاب) و از رسوائى آن روز، رهائى بخشیدیم; چرا که پروردگارت قوى و شکست ناپذیر است!

67 ـ و کسانى را که ستم کرده بودند، صیحه (آسمانى) فرو گرفت; و در خانه هایشان به روى افتادند و مردند.

68 ـ آن چنان که گوئى هرگز ساکن آن دیار نبودند! بدانید قوم ثمود، پروردگارشان را انکار کردند! دور باد قوم ثمود (از رحمت پروردگار)!

تفسیر:

سرانجام قوم ثمود

در این آیات، چگونگى نزول عذاب را بر این قوم سرکش (قوم ثمود) بعد از پایان مدت سه روز، تشریح مى کند، مى فرماید: «هنگامى که فرمان ما دائر به مجازات این گروه فرا رسید، صالح و کسانى را که با او ایمان آورده بودند، در پرتو رحمت خویش رهائى بخشیدیم» (فَلَمّا جاءَ أَمْرُنا نَجَّیْنا صالِحاً وَ الَّذینَ آمَنُوا مَعَهُ بِرَحْمَة مِنّا).

نه تنها از عذاب جسمانى و مادى، که «از رسوائى و خوارى و بى آبروئى که آن روز دامن این قوم سرکش را گرفت نیز، نجاتشان دادیم» (وَ مِنْ خِزْیِ یَوْمِئِذ).(1)

«چرا که پروردگارت قوى و قادر بر همه چیز و مسلط به هر کار است» (إِنَّ رَبَّکَ هُوَ الْقَوِیُّ الْعَزیزُ) هیچ چیز براى او محال نیست، و هیچ قدرتى توانائى مقابله با اراده او را ندارد.

و به همین دلیل، نجات گروهى با ایمان از میان انبوه جمعیتى که غرق عذاب الهى مى شوند، هیچ گونه زحمت و اشکالى براى او تولید نخواهد کرد، این رحمت الهى است که ایجاب مى کند، بى گناهان به آتش گنهکاران نسوزند، و مؤمنان به خاطر افراد بى ایمان گرفتار نشوند.

* * *

«ولى ظالمان را صیحه آسمانى فرو گرفت، و آن چنان این صیحه، سخت، سنگین و وحشتناک بود، که بر اثر آن، همگى آنان در خانه هاى خود به زمین افتادند و مردند» (وَ أَخَذَ الَّذینَ ظَلَمُوا الصَّیْحَةُ فَأَصْبَحُوا فی دِیارِهِمْ جاثِمینَ).

* * *

آن چنان مردند و نابود شدند و آثارشان بر باد رفت «که گوئى هرگز در آن سرزمین ساکن نبودند» (کَأَنْ لَمْ یَغْنَوْا فیها).

«بدانید قوم ثمود نسبت به پروردگار خود کفر ورزیدند، و فرمان هاى الهى را پشت سر انداختند» (أَلا إِنَّ ثَمُودَا کَفَرُوا رَبَّهُمْ).

«دور باد قوم ثمود از لطف و رحمت پروردگار و نفرین بر آنها» (أَلا بُعْداً لِثَمُودَ).

* * *

نکته ها:

1 ـ رحمت الهى بر مؤمنان

باز در این آیات مى بینیم، رحمت الهى نسبت به مؤمنان آن چنان پر بار است که پیش از نزول عذاب، همه آنها را به مکان امن و امانى منتقل مى کند، و هیچ گاه خشک و تر را به عنوان عذاب و مجازات نمى سوزاند.

البته، ممکن است حوادث ناگوارى مانند سیل ها، بیمارى هاى عمومى و زلزله ها رخ دهد، که کوچک و بزرگ را فرا گیرد، ولى، این حوادث حتماً جنبه مجازات و عذاب الهى را ندارد، و گرنه، محال است در منطق عدالت پروردگار حتى یک نفر بى گناه به جرم میلیون ها گناهکار گرفتار شود.

البته، این موضوع، کاملاً امکان دارد که افرادى ساکت و خاموش در میان جمعى گناهکار باشند، و به مسئولیت هایشان در مبارزه با فساد عمل نکنند و به همان سرنوشت گرفتار شوند.

اما، اگر آنها به مسئولیت هایشان عمل کنند، محال است حادثه اى که به عنوان عذاب نازل مى شود، دامن آنها را بگیرد (این موضوع را در بحث هاى مربوط به خداشناسى در رابطه با نزول بلاها و حوادث در کتاب هاى خداشناسى تشریح کرده ایم).(2)

* * *

2 ـ مجازات مادّى یا معنوى

از آیات فوق، به خوبى بر مى آید که مجازات سرکشان و طغیانگران تنها جنبه مادى ندارد، بلکه جنبه معنوى را نیز شامل مى شود; چرا که سرانجام کار آنها و سرنوشت مرگبارشان و زندگى آلوده به ننگشان به عنوان فصول رسواکننده اى در تاریخ ثبت مى شود، در حالى که براى افراد با ایمان سطور طلائى تاریخ رقم مى خورد.

* * *

3 ـ منظور از «صیحه» چیست؟

«صیحه» در لغت به معنى «صداى عظیمى» است، که معمولاً از دهان انسان یا حیوانى بیرون مى آید، ولى اختصاص به آن ندارد، بلکه، هر گونه صداى عظیم را شامل مى شود.

در آیات قرآن، مى خوانیم: چند قوم گنهکار به وسیله صیحه آسمانى مجازات شدند، یکى همین قوم «ثمود» بودند و دیگر قوم «لوط»(3) و دیگر قوم «شعیب».(4)

از آیات دیگر قرآن در مورد قوم ثمود استفاده مى شود که، مجازات آنها به وسیله صاعقه بود: «فَإِنْ أَعْرَضُوا فَقُلْ أَنْذَرْتُکُمْ صاعِقَةً مِثْلَ صاعِقَةِ عاد وَ ثَمُود»(5) و این نشان مى دهد که منظور از «صیحه» صداى وحشتناک صاعقه است.

آیا صداى وحشت انگیز صاعقه مى تواند جمعیتى را نابود کند؟

جواب این سؤال مسلماً مثبت است; زیرا مى دانیم امواج صوتى از حد معینى که بگذرد، مى تواند شیشه ها را بشکند، حتى بعضى از عمارت ها را ویران کند و ارگانیسم درون بدن انسان را از کار بیندازد.

این را شنیده ایم: به هنگامى که هواپیماها دیوار صوتى را مى شکنند (و با سرعتى بیشتر از سرعت امواج صوت، حرکت مى کنند) افرادى بى هوش به روى زمین مى افتند، یا زنانى سقط جنین مى کنند و یا تمام شیشه هاى عمارت هائى که در آن منطقه قرار دارند مى شکند.

طبیعى است، اگر شدت امواج صوت، از این هم بیشتر شود، به آسانى ممکن است اختلالات کشنده اى در اعصاب و رگ هاى مغزى و حرکات قلب تولید کند و سبب مرگ انسان ها شود.

طبق آیات قرآن، پایان این جهان نیز با یک صیحه همگانى خواهد بود، مى فرماید: ما یَنْظُرُونَ إِلاّ صَیْحَةً واحِدَةً تَأْخُذُهُمْ وَ هُمْ یَخِصِّمُونَ: «جز این انتظار نمى کشند که یک صیحه عظیم آسمانى آنها را فراگیرد در حالى که مشغول در امور دنیا هستند».(6)

همان گونه که رستاخیز نیز با صیحه بیدارکننده اى آغاز مى شود، مى فرماید: إِنْ کانَتْ إِلاّ صَیْحَةً واحِدَةً فَإِذا هُمْ جَمیعٌ لَدَیْنا مُحْضَرُون: «صیحه واحدى بیش نیست ناگهان همگى نزد ما احضار مى شوید».(7)

* * *

4 ـ واژه «جاثِم»

«جاثِم» از ماده «جثم» (بر وزن خشم) به معنى نشستن روى «زانو» و همچنین به معنى «افتادن به رو» آمده است.(8)

البته، از تعبیر به «جاثِمِین» چنین استفاده مى شود که: صیحه آسمانى باعث مرگ آنها شد، ولى اجساد بى جانشان به روى زمین افتاده بود، اما از پاره اى از روایات بر مى آید که، آتش صاعقه آنها را سوزاند.

این دو با هم منافات ندارد; زیرا اثر وحشتناک صداى صاعقه فوراً آشکار مى شود، در حالى که آثار سوختگى آن مخصوصاً براى کسانى که در درون عمارت ها بوده باشند بعداً ظاهر مى گردد.

* * *

5 ـ واژه «یَغْنَوا»

«یَغْنَوا» از ماده «غنى» به معنى اقامت در مکان است، و بعید نیست از مفهوم اصلى «غنا» به معنى بى نیازى گرفته شده باشد; زیرا کسى که بى نیاز است منزل آماده اى دارد، و مجبور نیست هر زمان از منزلى به منزل دیگر کوچ کند، جمله «کَأَنْ لَمْ یَغْنَوْا فیها» که درباره قوم «ثمود» و همچنین قوم «شعیب» آمده، مفهومش این است، آن چنان طومار زندگیشان در هم پیچیده شد، که گویا که هرگز از ساکنان آن سرزمین نبودند.

* * *

1 ـ «خِزْى» در لغت به معنى شکستى است که به انسان وارد مى شود، خواه به وسیله خودش باشد یا دیگرى و هر گونه رسوائى و ذلت فوق العاده اى را شامل مى شود.

2 ـ در جلد هفتم تفسیر «نمونه»، صفحات 130 و 131، ذیل آیه 25 سوره «انفال» نیز توضیحاتى آمده است که براى فهم مقصود این گونه آیات مؤثر است ـ به کتاب هاى «آفریدگار جهان» و «در جستجوى خدا» مراجعه فرمائید.

3 ـ حجر، آیه 73.

4 ـ هود، آیه 94.

5 ـ فصلت، آیه 13.

6 ـ یس، آیه 49.

7 ـ یس، آیه 53.

8 ـ براى توضیح بیشتر در این زمینه به جلد ششم تفسیر «نمونه»، صفحه 240، ذیل آیه 78 سوره «اعراف» مراجعه نمائید.

Source and licence of this commentary

Source: Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi) · Office of Grand Ayatollah Naser Makarem ShiraziLicence: Notice of the publisher: use with mention of the source is permitted (not an open licence)

This commentary is its author’s understanding, not Siraj’s view.

Where in the source: https://quran.makarem.ir/fa/interpretation?sura=11&verse=66, text code 65b563a27b6f

Details Source and licence of this commentary

Tafsir Nemooneh (تفسیر نمونه), the Persian commentary of the Quran written under Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi with a group of co-authors, as published on https://quran.makarem.ir/, the Quran and tafsir site of the office of آیت الله العظمی مکارم شیرازی: one page per ayah (/fa/interpretation?sura=…&verse=…). Part 03: surah 11 ayah 1 to surah 19 ayah 98, 228 passages. Terms: the footer notice of that site, «استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.» (Use of the content with mention of the source is permitted.); a notice of the publisher, not an open licence. Passages: the site serves one commentary for a passage on the page of each of its ayahs; consecutive ayahs of one surah whose pages serve the same commentary form one record with that range. An ayah whose page serves no commentary of its own joins a neighbouring passage only when that passage quotes it. Changes: only the HTML markup of the commentary block was removed: block elements became paragraphs separated by one blank line, a line-break tag a line feed, inline tags gave their text unchanged; the character references (  « » >) were replaced by the characters they name; white space of the markup was collapsed to one space and dropped at the edges of a paragraph; the footnotes stay where the page has them, after the text, with their markers; nothing else was changed. Not taken: the ayah and its translation shown above the commentary. Retrieved 2026-10-16 to 2026-10-23: 6248 requests one at a time, at least 6 seconds apart (6236 answered 200, one per ayah); the list of the requests (raw/index.jsonl) has SHA-256 ad7f694f4fd24e1501a679a2db6df2c800c78c6d4d0773cf3a1e883e6fe16f4c.

Source
Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi)
Publisher
Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi
Version of the source
retrieved-2026-10-16-to-2026-10-17
Collection code
makarem-tafsir-nemooneh-2026-10-23-part03
Language and tradition
Persian, Twelver Shia
Approved for display
Number of texts
228
Open the source