تفسیر نمونه

Surah النحل, Verses 51–55, آیت الله العظمی مکارم شیرازی

Back to the verses

51وَ قالَ اللّهُ لاتَتَّخِذُوا إِلهَیْنِ اثْنَیْنِ إِنَّما هُوَ إِلهٌ واحِدٌ فَإِیّایَ فَارْهَبُونِ

52وَ لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ الأَرْضِ وَ لَهُ الدِّینُ واصِباً أَ فَغَیْرَ اللّهِ تَتَّقُونَ

53وَ ما بِکُمْ مِنْ نِعْمَة فَمِنَ اللّهِ ثُمَّ إِذا مَسَّکُمُ الضُّرُّ فَإِلَیْهِ تَجْئَرُونَ

54ثُمَّ إِذا کَشَفَ الضُّرَّ عَنْکُمْ إِذا فَرِیقٌ مِنْکُمْ بِرَبِّهِمْ یُشْرِکُونَ

55لِیَکْفُرُوا بِما آتَیْناهُمْ فَتَمَتَّعُوا فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ

ترجمه:

51 ـ خداوند فرمان داده: «دو معبود (براى خود) انتخاب نکنید; معبود (شما) همان خداى یگانه است; تنها از (کیفر) من بترسید»!

52 ـ آنچه در آسمانها و زمین است، از آنِ اوست; و دین خالص (نیز) همواره از آنِ او مى باشد; آیا از غیر او مى ترسید؟!

53 ـ آنچه از نعمتها دارید، همه از سوى خداست! و هنگامى که ناراحتى به شما رسد، فقط او را مى خوانید.

54 ـ (اما) هنگامى که ناراحتى و رنج را از شما برطرف مى سازد، ناگاه گروهى از شما براى پروردگارشان همتا قائل مى شوند.

55 ـ (بگذار) تا نعمتهائى را که به آنها داده ایم کفران کنند! چند روزى بهره گیرند، اما به زودى خواهید دانست.

تفسیر:

دین یکى و معبود یکى!

در تعقیب بحث توحید و خداشناسى از طریق نظام آفرینش، آیات مورد بحث به نفى شرک مى پردازد، تا با تقارن این دو به یکدیگر، حقیقت آشکارتر شود.

در آغاز مى گوید: «خدا دستور داده که دو معبود براى خود انتخاب نکنید» (وَ قالَ اللّهُ لاتَتَّخِذُوا إِلهَیْنِ اثْنَیْنِ).

«معبود تنها یکى است» (إِنَّما هُوَ إِلهٌ واحِدٌ).

وحدت نظام آفرینش و وحدت قوانین حاکم بر آن، خود دلیلى بر وحدت آفریدگار و وحدت معبود است.

اکنون که چنین است، «تنها از کیفر من بترسید و از مخالفت فرمان من بیم داشته باشید نه غیر آن» (فَإِیّایَ فَارْهَبُونِ).

مقدم شدن کلمه «إِیّاىَ» دلیل بر حصر است مانند: «اِیّاکَ نَعْبُدُ» یعنى تنها و تنها باید از مخالفت و کیفر من ترس داشته باشید.

جالب این که: در این آیه، تنها نفى دو معبود شده است، در حالى که مى دانیم مشرکان عرب، بتها و معبودهاى بسیار زیادى داشته، و بتخانه هاى آنها مملو از انواع و اشکال بتهاى مختلف بود، این تعبیر، ممکن است اشاره به یکى از چند نکته و یا همه نکات زیر باشد:

1 ـ آیه مى گوید حتى پرستش دو معبود غلط است تا چه رسد به پرستش معبودهاى متعدد و به تعبیر دیگر، حداقل را بیان کرده تا بقیه به طور مؤکدترى نفى شوند; زیرا هر عددى را بخواهیم ما فوق واحد انتخاب کنیم باید از دو بگذریم.

2 ـ در اینجا همه معبودهاى باطل، یکى محسوب شده، مى گوید: آنها را در مقابل حق قرار ندهید، و دو معبود (حق و باطل) را نپرستید.

3 ـ عربهاى جاهلى در حقیقت دو معبود براى خود انتخاب کرده بودند: معبودى که خالق و آفریننده جهان است یعنى اللّه که به او اعتقاد داشتند، و دیگر معبودى که او را واسطه میان خود و اللّه و منشأ خیر و برکت و نعمت، مى دانستند، یعنى بتها.

4 ـ ممکن است آیه فوق، ناظر به نفى عقیده «ثنویین» (دوگانه پرستان) همانها که قائل به خداى خیر و خداى شر بودند، باشد، چرا که آنها منطقى هر چند ضعیف و نادرست براى خود در این دوگانه پرستى داشتند ولى بت پرستان عرب، حتى این منطق ضعیف را هم نداشتند.

مفسر بزرگ مرحوم «طبرسى» در ذیل همین آیه جمله لطیفى از بعضى از حکماء نقل مى کند و آن این که: «پروردگار به تو دستور داده است: دو معبود را مپرست، اما تو آن همه معبود براى خود ساختى، نفس سرکش تو بتى است، و هوى و هوست بت دیگر، و دنیا و هدفهاى مادیت بتهاى دیگر، تو حتى در برابر انسانها سجده مى کنى تو چگونه یگانه پرستى»؟!

* * *

و به دنبال این دستور، ضمن سه آیه، دلیل توحید عبادت را با چهار بیان مشخص مى کند:

نخست مى گوید: «آنچه در آسمانها و زمین است از آن او است» (وَ لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ الأَرْضِ).

آیا در مقابل کسى که مالک عالم هستى است باید سجده کرد؟ یا بتهاى فاقد همه چیز؟

آن گاه اضافه مى کند: نه تنها آسمانها و زمین از آن او است که «همواره دین و تمام قوانین نیز از ناحیه او مى باشد» (وَ لَهُ الدِّینُ واصِباً).

هنگامى که ثابت شد عالم هستى از آن او است و قوانین تکوینى را او ایجاد کرده مسلّم است: قوانین تشریعى هم باید به وسیله او تعیین گردد، و طبعاً اطاعت نیز مخصوص او است.

«واصِب» در اصل از ماده «وصوب» به معنى دوام گرفته شده است، و بعضى آن را به معنى «خالص» تفسیر کرده اند (طبعاً تا چیزى خالص نباشد دوام پیدا نخواهد کرد) و ممکن است تعبیر آیه فوق اشاره به هر دو جهت باشد، یعنى همیشه و هر زمان دین خالص از آن خدا است، و کسانى که دین را به معنى اطاعت گرفته اند، «واصِب» را به معنى واجب دانسته اند یعنى تنها باید اطاعت فرمان خدا کرد.

در روایتى مى خوانیم: شخصى تفسیر این جمله را از امام صادق(علیه السلام) سؤال کرد، امام فرمود: «واصب» یعنى واجب.(1)

ولى، روشن است: این معانى همه لازم و ملزوم یکدیگرند.

و در پایان این آیه مى فرماید: آیا با این حال که همه قوانین و دین و اطاعت از آن خدا است «از غیر او پرهیز مى کنید»؟ (أَ فَغَیْرَ اللّهِ تَتَّقُونَ).

مگر بتها مى توانند به شما زیانى برسانند؟ یا نعمتى به شما ببخشند؟ که از مخالفتشان بیم دارید و عبادتشان را لازم مى شمرید؟!

* * *

«با این که آنچه از نعمتها دارید همه از ناحیه خدا است» (وَ ما بِکُمْ مِنْ نِعْمَة فَمِنَ اللّهِ).

این در حقیقت سومین، بیان است براى لزوم پرستش معبود یگانه، یعنى اللّه، و منظور این است: اگر پرستش بتها به خاطر شکر نعمت است، که بتها به شما نعمتى نداده اند که شکرش لازم باشد، بلکه سر تا پاى وجود شما را نعمتهاى خدا فرا گرفته است، با این حال بندگى او را رها مى کنید و به سراغ بتها مى روید!

علاوه بر این «هنگامى که ناراحتیها، مصائب، بلاها و رنجها به سراغ شما مى آید براى دفع آنها تنها دست تضرع به درگاه او برمى دارید و او را مى خوانید» (ثُمَّ إِذا مَسَّکُمُ الضُّرُّ فَإِلَیْهِ تَجْئَرُونَ).

از این رو اگر پرستش بتها به خاطر دفع ضرر، و حل مشکلات است، آن هم که از ناحیه خدا است و شما نیز عملاً ثابت کرده اید که در سخت ترین حالات زندگى، همه چیز را رها مى کنید و تنها به درگاه او مى روید.

و این چهارمین بیان براى مسأله توحید عبادت است.

«تَجْئَرُونَ» در اصل از ماده «جُؤار» (بر وزن غبار) به معنى آواى چهار پایان و وحوش است که بى اختیار به هنگام درد و رنج سر مى دهند و سپس به عنوان کنایه در همه ناله هائى که بى اختیار از درد و رنج برمى خیزد به کار رفته است.

انتخاب این تعبیر در اینجا مخصوصاً این نکته را مى رساند که در آن زمان که مشکلات فوق العاده زیاد مى شود و کارد به استخوان مى رسد و بى اختیار فریاد درد و رنج مى کشید، آیا در آن زمان جز «اللّه» را مى خوانید؟!

پس چرا در حال آرامش و مشکلات کوچک دست به دامن بت مى زنید؟!

* * *

آرى، در این گونه موارد، خداوند نداى شما را مى شنود و به آن پاسخ مى گوید و مشکلاتتان را برطرف مى سازد «سپس هنگامى که زیان و رنج را از شما بر طرف ساخت گروهى از شما براى پروردگارشان شریک قرار مى دهند» و به سراغ بتها مى روند (ثُمَّ إِذا کَشَفَ الضُّرَّ عَنْکُمْ إِذا فَرِیقٌ مِنْکُمْ بِرَبِّهِمْ یُشْرِکُونَ).

در حقیقت، قرآن به این نکته باریک اشاره مى کند که فطرت توحید در وجود همه شما هست، ولى در حال عادى، پرده هاى غفلت و غرور و جهل و تعصب و خرافات آن را مى پوشاند، اما به هنگامى که تند باد حوادث و طوفانهاى بلا مىوزد، این پرده ها کنار مى روند و نور فطرت آشکار مى گردد و مى درخشد.

درست در همین حال است که خدا را با تمام وجود و با اخلاص کامل مى خوانید، خدا نیز پرده هاى بلا و رنج و مصیبت را از شما دور مى سازد که این گشودن پرده هاى رنج، نتیجه گشوده شدن پرده هاى غفلت است (توجه داشته باشید در آیه، تعبیر به «کَشَفَ الضّرَّ» شده است که به معنى کنار زدن پرده هاى مشکلات است).

ولى، هنگامى که طوفان فرو نشست و به ساحل آرامش باز گشتید، از نو همان غفلت و غرور، و همان شرک و بت پرستى خودنمائى مى کند.

* * *

در آخرین آیه مورد بحث، پس از ذکر دلائل منطقى فوق و روشن شدن حقیقت، با لحنى تهدیدآمیز، چنین مى گوید: بروند و همه «نعمتهائى را که به شما داده ایم کفران کنید و چند روزى از این متاع دنیا بهره مند شوید ولى به زودى خواهید دانست نتیجه و پایان کارتان چیست» (لِیَکْفُرُوا بِما آتَیْناهُمْ فَتَمَتَّعُوا فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ).

این درست به آن مى ماند که: انسان شخص متخلف و منحرفى را با دلائل مختلف، نصیحت و ارشاد کند و سرانجام چون امکان دارد این نصایح و اندرزها در او اثر نکند، با یک جمله تهدید آمیز گفتار خود را پایان داده و مى گوید: با توجه به این مطالبى که گفتم باز هم هر چه از دستت بر مى آید بکن ولى نتیجه کارت را به زودى خواهى دید.

بنابراین «لام» در «لِیَکْفُرُوا» لام امر است، امرى که براى تهدید بیان شده، همانند: «تَمَتَّعُوا» که آن هم امر است به عنوان تهدید، با این تفاوت که «لِیَکْفُرُوا» صیغه غائب است و «تَمَتَّعُوا» مخاطب، گوئى نخست آنها را غائب فرض کرده، مى گوید: اینها بروند و همه این نعمتها را کفران کنند، و با این تهدید، حالت توجه مختصرى براى آنها پیدا شده به طورى که به صورت مخاطب در آمده اند و به آنها مى گوید چند روزى از این نعمتهاى دنیا بهره گیرید اما روزى خواهید دید که چه اشتباه بزرگى مرتکب شده اید و سرانجام کارتان به کجا مى رسد!.

در واقع این آیه شبیه به آیه 30 سوره «ابراهیم» است: قُلْ تَمَتَّعُوا فَإِنَّ مَصِیرَکُمْ إِلَى النّارِ: «بگو چند روزى از لذات این جهان بهره گیرید که سر انجام کار شما آتش دوزخ است»!(2)

* * *

1 ـ تفسیر «برهان»، جلد 2، صفحه 373.

2 ـ جمعى از مفسران، احتمال داده اند: جمله «لِیَکْفُرُوا» به عنوان غایت و نتیجه شرک و کفرانى است که در آیه قبل به آنها نسبت داده شده است. بنابراین، معنى چنین مى شود: آنها پس از نجات از چنگال حوادث و مشکلات، راه توحید را رها کرده، و در شرک گام مى نهند تا نعمتهاى ما را انکار و کفران کنند.

Source and licence of this commentary

Source: Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi) · Office of Grand Ayatollah Naser Makarem ShiraziLicence: Notice of the publisher: use with mention of the source is permitted (not an open licence)

This commentary is its author’s understanding, not Siraj’s view.

Where in the source: https://quran.makarem.ir/fa/interpretation?sura=16&verse=51, text code 43285f7db8b7

Details Source and licence of this commentary

Tafsir Nemooneh (تفسیر نمونه), the Persian commentary of the Quran written under Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi with a group of co-authors, as published on https://quran.makarem.ir/, the Quran and tafsir site of the office of آیت الله العظمی مکارم شیرازی: one page per ayah (/fa/interpretation?sura=…&verse=…). Part 03: surah 11 ayah 1 to surah 19 ayah 98, 228 passages. Terms: the footer notice of that site, «استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.» (Use of the content with mention of the source is permitted.); a notice of the publisher, not an open licence. Passages: the site serves one commentary for a passage on the page of each of its ayahs; consecutive ayahs of one surah whose pages serve the same commentary form one record with that range. An ayah whose page serves no commentary of its own joins a neighbouring passage only when that passage quotes it. Changes: only the HTML markup of the commentary block was removed: block elements became paragraphs separated by one blank line, a line-break tag a line feed, inline tags gave their text unchanged; the character references (  « » >) were replaced by the characters they name; white space of the markup was collapsed to one space and dropped at the edges of a paragraph; the footnotes stay where the page has them, after the text, with their markers; nothing else was changed. Not taken: the ayah and its translation shown above the commentary. Retrieved 2026-10-16 to 2026-10-23: 6248 requests one at a time, at least 6 seconds apart (6236 answered 200, one per ayah); the list of the requests (raw/index.jsonl) has SHA-256 ad7f694f4fd24e1501a679a2db6df2c800c78c6d4d0773cf3a1e883e6fe16f4c.

Source
Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi)
Publisher
Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi
Version of the source
retrieved-2026-10-16-to-2026-10-17
Collection code
makarem-tafsir-nemooneh-2026-10-23-part03
Language and tradition
Persian, Twelver Shia
Approved for display
Number of texts
228
Open the source