تفسیر نمونه

Surah البقرة, Verses 168–169, آیت الله العظمی مکارم شیرازی

Back to the verses

شأن نزول:

از «ابن عباس» نقل شده بعضى از طوائف عرب، همانند «ثقیف»، «خزاعه» و غیر آنها قسمتى از انواع زراعت و حیوانات را بدون دلیل بر خود حرام کرده بودند (حتى تحریم آن را به خدا نسبت مى دادند) آیات فوق نازل شد و آنها را از این عمل ناروا باز داشت.(1)

* * *

تفسیر:

گام هاى شیطان!

در آیات گذشته نکوهش شدیدى از شرک و بت پرستى شده بود، یکى از انواع شرک این است که: انسان، غیر خدا را قانونگذار بداند، و نظام تشریع و حلال و حرام را در اختیار او قرار دهد، آیات مورد بحث این عمل را یک کار شیطانى معرفى کرده، مى فرماید: «اى مردم از آنچه در زمین است حلال و پاکیزه بخورید» (یا أَیُّهَا النّاسُ کُلُوا مِمّا فِی الأَرْضِ حَلالاً طَیِّباً).

«و از گام هاى شیطان پیروى نکنید، که او دشمن آشکار شما است» (وَ لاتَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبینٌ).

قابل توجه این که خطاب هائى که در قرآن مربوط به استفاده از غذاها است کم نیست، و معمولاً با دو قید «حلال» و «طیّب» همراه است.

«حلال» چیزى است که ممنوعیتى نداشته باشد، و «طیّب» به چیزهاى پاکیزه گفته مى شود که موافق طبع سالم انسانى است، نقطه مقابل «خبیث» که طبع آدمى از آن تنفر دارد.

«خُطُوات» جمع «خُطوة» (بر وزن قُربه) به معنى گام و قدم است و خطوات شیطان گام هائى است که شیطان براى وصول به هدف خود و اغواء مردم بر مى دارد.

جمله «لاتَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ» در پنج مورد از قرآن مجید به چشم مى خورد که دو مورد آن در مورد استفاده از غذاها و روزى هاى الهى است، و در واقع به انسان ها هشدار مى دهد این نعمت هاى حلال را در غیر مورد، مصرف نکنند، این نعمت هاى الهى را وسیله اى براى اطاعت و بندگى قرار دهند نه طغیان و فساد در ارض.

پیروى از این گام هاى شیطان در حقیقت همان چیزى است که در آیات دیگر قرآن به دنبال دستور استفاده از غذاهاى حلال ذکر شده است مانند: کُلُوا وَ اشْرَبُوا مِنْ رِزْقِ اللّهِ وَ لاتَعْثَوْا فِی الأَرْضِ مُفْسِدین: «از روزى هاى الهى بخورید و بنوشید، اما فتنه و فساد در زمین به راه نیندازید».(2)

و مانند: کُلُوا مِنْ طَیِّباتِ ما رَزَقْناکُمْ وَ لاتَطْغَوْا فیه: «از روزى هاى پاکیزه اى که به شما ارزانى داشته ایم بخورید، اما در آن طغیان و سرکشى ننمائید».(3)

خلاصه این که این مواهب و امکانات باید نیروئى بر اطاعت باشد، نه وسیله اى براى گناه.

جمله «إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبینٌ» که متجاوز از ده بار در قرآن مجید به دنبال نام شیطان آمده است براى این است که تمام نیروهاى انسان را براى مبارزه با این دشمن بزرگ و آشکار بسیج کند.

* * *

آیه بعد، دلیل روشنى بر دشمنى سرسختانه شیطان که جز بدبختى و شقاوت انسان هدفى ندارد بیان کرده، مى گوید: «او شما را فقط به انواع بدى ها و زشتى ها دستور مى دهد» (إِنَّما یَأْمُرُکُمْ بِالسُّوءِ وَ الْفَحْشاءِ).

«و نیز شما را وادار مى کند که به خدا افترا ببندید، و چیزهائى را که نمى دانید به او نسبت دهید» (وَ أَنْ تَقُولُوا عَلَى اللّهِ ما لا تَعْلَمُونَ).

بنابراین، برنامه هاى شیطانى در این سه امر، خلاصه مى شود: «بدى ها» و «زشتى ها» و «گفتن سخنان ناروا و بى مدرک در برابر ذات پاک پروردگار».

«فَحْشاء» از ماده «فحش» به معنى هر کارى است که از حد اعتدال خارج گردد و صورت «فاحش» به خود بگیرد، بنابراین شامل تمامى منکرات و قبائح واضح و آشکار مى گردد.

اما این که مى بینیم این لفظ امروز در مورد اعمال منافى عفت یا در مورد گناهانى که حد شرعى دارد به کار مى رود در واقع از قبیل استعمال لفظ «کلى» در بعضى از مصادیق آن است.

جمله «تَقُولُوا عَلَى اللّهِ ما لا تَعْلَمُونَ»، ممکن است اشاره به تحریم پاره اى از غذاهاى حلال باشد، که اعراب، در جاهلیت به خدا نسبت مى دادند، حتى به گفته بعضى از مفسران بزرگ، رسوبات این طرز تفکر در میان جمعى از تازه مسلمانان باقى مانده بود.(4)

و یا معنى وسیع ترى دارد که نسبت دادن شریک و شبیه، به خدا را نیز شامل مى شود.

به هر حال، این جمله اشاره به آن است که این گونه کارها حد اقل قول بدون علم است آن هم در برابر خداوند بزرگ، و این کارى است که با هیچ منطق و عقل و خردى سازگار نمى باشد.

اصولاً اگر مردم مقید باشند هر سخنى را که مى گویند متکى به یک مدرک قطعى بوده باشد، بسیارى از نابسامانى ها و بدبختى ها از جامعه بشرى برچیده مى شود.

در واقع، تمام خرافات در ادیان و مذاهب الهى از همین رهگذر به وسیله افراد بى منطق نفوذ کرده است، و قسمت مهمى از انحرافات عقیدتى و عملى به خاطر عدم رعایت همین اصل اساسى است.

لذا این کار ـ در برابر بدى ها و زشتى ها ـ یک عنوان مستقل از خطوات شیطانى را در آیه فوق به خود اختصاص مى دهد.

* * *

نکته ها:

1 ـ اصل حلیّت

این آیه، دلیل بر این است که اصل اولى در همه غذاهائى که روى زمین وجود دارد حلیت است، و غذاهاى حرام جنبه استثنائى دارد، بنابراین، حرام بودن چیزى دلیل مى خواهد، نه حلال بودن آن.

و از آنجا که قوانین تشریعى باید با قوانین تکوینى هماهنگ باشد، طبع آفرینش نیز این چنین اقتضاء مى کند.

به عبارت روشن تر آنچه خدا آفریده حتماً فائده اى داشته و براى استفاده بندگان بوده، بنابراین، معنى ندارد اصل اولى تحریم باشد.

نتیجه این که: هر غذائى که ممنوعیت آن با دلیل صحیح ثابت نشده مادام که منشأ فساد و زیان و ضررى براى فرد و اجتماع نباشد، طبق آیه شریفه فوق حلال است.

* * *

2 ـ انحرافات تدریجى

جمله خُطُواتِ الشَّیْطان «گام هاى شیطان» گویا اشاره به یک مسأله دقیق تربیتى دارد، و آن این که انحراف ها و تبهکارى ها غالباً به طور تدریج در انسان نفوذ مى کند، نه به صورت دفعى و فورى، مثلاً براى آلوده شدن یک جوان به مواد مخدر، قمار و شراب، معمولاً مراحلى وجود دارد:

نخست، به صورت تماشاچى در یکى از این جلسات شرکت مى کند و انجام این کار را ساده مى شمرد.

گام دوم، شرکت تفریحى در قمار (بدون برد و یا باخت) و یا استفاده از مواد مخدر به عنوان رفع خستگى و یا درمان بیمارى و مانند آن است.

گام سوم، استفاده از این مواد، به صورت کم و به قصد این که در مدت کوتاهى از آن صرف نظر کند.

سرانجام گام ها یکى پس از دیگرى برداشته مى شود و شخص، به صورت یک قمار باز حرفه اى خطرناک و یا یک معتاد سخت و بینوا در مى آید.

وسوسه هاى شیطان، معمولاً به همین صورت است، انسان را قدم به قدم و تدریجاً در پشت سر خود به سوى پرتگاه مى کشاند، این موضوع منحصر به شیطان اصلى نیست، تمام دستگاه هاى شیطانى و آلوده براى پیاده کردن نقشه هاى شوم خود از همین روش، خطوات «گام به گام» استفاده مى کنند، لذا قرآن مى گوید: از همان گام اول، باید به هوش بود و با شیطان همراه نشد.

این نکته، نیز قابل توجه است که: در احادیث اسلامى کارهاى خرافى و بى منطق به عنوان «خطوات شیطان» معرفى شده است:

مثلاً در حدیثى مى خوانیم: مردى قسم یاد کرده بود که فرزند خود را (براى خدا) ذبح کند امام صادق فرمود: ذلِکَ مِنْ خُطُواتِ الشَّیْطانِ: «این از گام هاى شیطان است».(5)

در حدیث دیگرى از امام باقر(علیه السلام) مى خوانیم: کُلُّ یَمِین بِغَیْرِ اللّهِ فَهِو مِنْ خُطُواتِ الشَّیْطانِ: «هر سوگندى به غیر نام خدا باشد از گام هاى شیطان است».(6)

باز در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) چنین مى خوانیم: «هر کس سوگند به ترک چیزى خورد که انجام آن بهتر است، اعتنا به این سوگند نکند و آن کار خیر را به جا آورد، کفاره هم ندارد و این از خطوات شیطان است».(7)

* * *

3 ـ شیطان یک دشمن قدیمى

این که در آخر آیه فوق شیطان دشمن آشکار معرفى شده است، یا به خاطر دشمنى او از روز اول با «آدم» است که به واسطه نافرمانى در برابر سجده آدم همه چیز خود را از دست داد.

و یا به خاطر این است که: دستورات او همچون قتل و جنایت و تبهکارى براى همه آشکار است، همه مى دانند این قبیل برنامه ها از یک دوست نیست، بلکه دعوت هائى است از یک دشمن خطرناک که جز بدبختى انسان چیزى نمى خواهد.

و یا به واسطه این است که: شیطان صریحاً دشمنى خود را با انسان خبر داده و کمر عداوت او را بسته است، و اعلام نموده: لاَ ُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعینَ: «مى کوشم تا همه را گمراه کنم»!(8)

* * *

4 ـ چگونگى وسوسه شیطان

در اینجا سؤالى مطرح است و آن این که آیه مى گوید: «شیطان به شما امر مى کند که به سوى بدى ها و فحشاء بروید» مسلماً مراد از «امر» همان وسوسه هاى شیطان است، در حالى که ما به هنگام انجام بدى ها هیچ گونه احساس امر و تحریک از بیرون وجودمان نمى کنیم، و کوشش شیطان براى گمراه ساختن خود هرگز قابل لمس نیست.

پاسخ این است: همان طور که از واژه «وسوسه» هم استفاده مى شود، تأثیر شیطان در وجود انسان، یک نوع تأثیر خفى و ناآگاه است که در بعضى از آیات از آن تعبیر به «ایحاء» شده است.

در آیه 121 سوره «انعام» مى خوانیم: وَ إِنَّ الشَّیاطینَ لَیُوحُونَ إِلى أَوْلِیائِهِم: «شیاطین به دوستان خود و کسانى که آماده پذیرش دستورات آنها هستند وحى مى کنند»!

همان طورى که مى دانیم «وحى» در اصل همان صداى مخفى، مرموز و احیاناً تأثیرهاى ناآگاهانه است.

منتها انسان به خوبى مى تواند «الهامات الهى» را از «وسوسه هاى شیطانى» تشخیص دهد; زیرا علامت روشنى براى تشخیص آن وجود دارد، و آن این که: الهامات الهى چون با فطرت پاک انسان، و ساختمان جسم و روح او آشنا است، هنگامى که در قلب پیدا مى شود، یک حالت انبساط و نشاط به او دست مى دهد.

در حالى که وسوسه هاى شیطان چون هماهنگ با فطرت و ساختمان او نیست به هنگام ایجاد در قلبش، احساس تاریکى، ناراحتى و سنگینى در خود مى کند و اگر تمایلات او طورى تحریک گردد که در هنگام انجام گناه، این احساس براى او پیدا نشود بعد از انجام عمل براى او دست مى دهد، این است فرق بین الهامات شیطانى و الهامات الهى.

* * *

1 ـ «بحار الانوار»، جلد 62، صفحه 97 ـ تفسیر «قرطبى»، جلد 2، صفحه 207، ذیل آیه مورد بحث ـ «مجمع البیان»، ذیل آیه مورد بحث ـ «بحر المحیط»، جلد 2، صفحه 97، ذیل آیه مورد بحث.

2 ـ بقره، آیه 60.

3 ـ طه، آیه 81.

4 ـ تفسیر «المیزان»، جلد 1، صفحه 425.

5 ـ «المیزان»، جلد 1، صفحه 420 ـ «التهذیب»، جلد 8، صفحه 288 (دار الکتب الاسلامیة) ـ «وسائل الشیعه»، جلد 23، صفحات 222، 282 و 325 (آل البیت) ـ «بحار الانوار»، جلد 101، صفحات 223 و 235.

6 ـ «المیزان»، جلد 1، صفحه 420 ـ «وسائل الشیعه»، جلد 22، صفحه 46، و جلد 23، صفحات 234 و 235 (چاپ آل البیت) ـ «بحار الانوار»، جلد 62، صفحه 99، و جلد 101، صفحه 223.

7 ـ «المیزان»، جلد 1، صفحه 420 ـ «کافى»، جلد 7، صفحات 443 و 446 (دار الکتب الاسلامیة) ـ «وسائل الشیعه»، جلد 23، صفحات 240 و 251 (چاپ آل البیت) ـ «بحار الانوار»، جلد 101، صفحه 236.

8 ـ حجر، 39 ـ ص، 82.

Source and licence of this commentary

Source: Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi) · Office of Grand Ayatollah Naser Makarem ShiraziLicence: Notice of the publisher: use with mention of the source is permitted (not an open licence)

This commentary is its author’s understanding, not Siraj’s view.

Where in the source: https://quran.makarem.ir/fa/interpretation?sura=2&verse=168, text code 9cd5946469cc

Details Source and licence of this commentary

Tafsir Nemooneh (تفسیر نمونه), the Persian commentary of the Quran written under Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi with a group of co-authors, as published on https://quran.makarem.ir/, the Quran and tafsir site of the office of آیت الله العظمی مکارم شیرازی: one page per ayah (/fa/interpretation?sura=…&verse=…). Part 01: surah 1 ayah 1 to surah 4 ayah 176, 372 passages. Terms: the footer notice of that site, «استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.» (Use of the content with mention of the source is permitted.); a notice of the publisher, not an open licence. Passages: the site serves one commentary for a passage on the page of each of its ayahs; consecutive ayahs of one surah whose pages serve the same commentary form one record with that range. An ayah whose page serves no commentary of its own joins a neighbouring passage only when that passage quotes it. Changes: only the HTML markup of the commentary block was removed: block elements became paragraphs separated by one blank line, a line-break tag a line feed, inline tags gave their text unchanged; the character references (  « » >) were replaced by the characters they name; white space of the markup was collapsed to one space and dropped at the edges of a paragraph; the footnotes stay where the page has them, after the text, with their markers; nothing else was changed. Not taken: the ayah and its translation shown above the commentary. Retrieved 2026-10-16 to 2026-10-23: 6248 requests one at a time, at least 6 seconds apart (6236 answered 200, one per ayah); the list of the requests (raw/index.jsonl) has SHA-256 ad7f694f4fd24e1501a679a2db6df2c800c78c6d4d0773cf3a1e883e6fe16f4c.

Source
Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi)
Publisher
Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi
Version of the source
retrieved-2026-10-16
Collection code
makarem-tafsir-nemooneh-2026-10-23-part01
Language and tradition
Persian, Twelver Shia
Approved for display
Number of texts
372
Open the source