تفسیر نمونه

Surah البقرة, Verse 261, آیت الله العظمی مکارم شیرازی

Back to the verses

آغاز آیات انفاق ـ انفاق مایه رشد آدمى است!

مسأله انفاق یکى از مهم ترین مسائلى است که اسلام روى آن تأکید دارد، و قرآن مجید تأکید فراوان روى آن نموده است، آیه فوق نخستین آیه از مجموعه آیاتى است که در سوره «بقره» پیرامون انفاق سخن مى گوید، و شاید ذکر آنها پشت سر آیات مربوط به معاد از این نظر باشد که یکى از مهم ترین اسباب نجات در قیامت، انفاق و بخشش در راه خدا است.

بعضى نیز گفته اند: این آیات، پیوندى با آیات جهاد، و انفاق در راه جهاد دارد که قبل از آیات مربوط به معاد و توحید، در همین سوره آمده بود.

نخست مى فرماید: «مَثَلِ کسانى که اموال خود را در راه خدا انفاق مى کنند، همانند بذرى است که هفت خوشه برویاند» (مَثَلُ الَّذینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فی

سَبیلِ اللّهِ کَمَثَلِ حَبَّة أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ).

«و در هر خوشه اى یکصد دانه باشد» (فی کُلِّ سُنْبُلَة مِائَةُ حَبَّة) که مجموعاً از یک دانه هفتصد دانه بر مى خیزد.

تازه پاداش آنها منحصر به این نیست، بلکه: «خداوند آن را براى هر کس بخواهد (و شایستگى در او بیابد و انفاق آنها را از نظر نیّت، اخلاص، کیفیت و کمیت درست ببیند) دو یا چند برابر مى کند» (وَ اللّهُ یُضاعِفُ لِمَنْ یَشاءُ).

و این همه پاداش از سوى خدا عجیب نیست; «چرا که او (از نظر رحمت و قدرت) وسیع و از همه چیز آگاه است» (وَ اللّهُ واسِعٌ عَلیمٌ).

بعضى از مفسران گفته اند: منظور از انفاق در آیه فوق، تنها انفاق در راه جهاد است; زیرا این آیه، در واقع تأکیدى است بر آنچه در آیات گذشته قبل از داستان عزیر و ابراهیم و طالوت، آمده بود، ولى حق این است که مفهوم آیه گسترده است و حتى پیوند آن با آیات گذشته نیز نمى تواند دلیل بر تخصیص این آیه و آیات آینده شود; زیرا فى سبیل اللّه مفهوم وسیعى دارد که هر مصرف نیکى را شامل مى شود.

به علاوه، آیات آینده نشان مى دهد: بحث انفاق در اینجا مستقلاً دنبال مى شود و در روایات اسلامى نیز به تعمیم معنى آیه اشاره شده است.(1)

نکته قابل توجه این که: در این آیه کسانى که در راه خدا انفاق مى کنند به دانه پر برکتى که در زمین مستعدى افشانده شود، تشبیه شده اند، در حالى که قاعدتاً باید عمل آنها تشبیه به این دانه شود، نه خود اینها، و لذا بسیارى از مفسران گفته اند: در آیه محذوفى وجود دارد مانند: کلمه «صَدَقاتِ» قبل از «الَّذِیْنَ»، یا کلمه «باذِر» قبل از «حَبَّة» و مانند آن.

ولى هیچگونه دلیلى بر حذف و تقدیر در آیه نیست، و تشبیه افراد انفاق کننده به دانه هاى پر برکت تشبیه جالب و عمیقى است، گویا قرآن مى خواهد بگوید: عمل هر انسانى پرتوى از وجود او است، و هر قدر عمل گسترش یابد، در حقیقت وجود انسان توسعه یافته است.

به تعبیر دیگر: قرآن عمل انسان را از وجود او جدا نمى داند و هر دو را اشکال مختلفى از یک حقیقت مى شمرد، بنابراین هیچگونه حذف و تقدیرى در آیه نیست و اشاره به این است که: انسان هاى نیکوکار در پرتو نیکى هایشان نمو و رشد معنوى پیدا مى کنند، و این افراد، همچون بذرهاى پر ثمرى هستند که به هر طرف ریشه و شاخه مى گسترانند و همه جا را زیر شاخ و برگ خود مى گیرند.

کوتاه سخن این که: در مورد هر تشبیهى علاوه بر ادات تشبیه سه چیز لازم است: «مُشَبَّه» و «مُشَبَّهٌ بِه» و «وجه تشبیه»، و در اینجا «مُشَبَّه» انسان انفاق کننده است و «مُشَبَّهٌ بِه» بذرهاى پر برکت، و «وجه تشبیه» نمو و رشد آن است، و ما معتقدیم انسانِ انفاق کننده، در پرتو عملش، رشد فوق العاده معنوى و اجتماعى پیدا مى کند، و نیازى به هیچگونه تقدیر نیست.

شبیه این معنى در آیه 265 همین سوره آمده است.

این نکته نیز در میان مفسران مورد بحث است که تعبیر به «أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ فِى کُلِّ سُنْبُلَة مِائَةُ حَبَّة» که اشاره به دانه اى است که هفتصد دانه یا بیشتر، از آن به دست مى آید، یک تشبیه فرضى است که وجود خارجى ندارد (زیرا در مورد دانه هاى گندم هرگز از یک دانه هفتصد دانه برنخاسته است).

و یا منظور دانه هائى همچون دانه هاى ذرت و ارزن است.

ولى جالب این که چند سال قبل که سال پر بارانى بود، در مطبوعات این خبر انتشار یافت که در بعضى از شهرهاى جنوبى، در پاره اى از مزارع بوته هاى گندمى بسیار بلند و پر خوشه دیده شده، که در بعضى موارد در یک بوته، حدود چهار هزار دانه گندم شمارش شده است، و این خود مى رساند که تشبیه بالا، یک تشبیه کاملاً واقعى است نه خیالى.

جمله «یُضاعِفُ» از ماده «ضِعف» (بر وزن شعر) به معنى دو یا چند برابر است، و با توجه به آنچه در بالا اشاره شد که دانه هائى پیدا مى شود که چند هزار دانه محصول مى دهد، این تعبیر نیز یک تشبیه واقعى است.

* * *

نکته:

انفاق مهم ترین طریق حل مشکل فاصله طبقاتى

از مشکلات بزرگ اجتماعى که همواره انسان دچار آن بوده و هم اکنون ـ با تمام پیشرفت هاى صنعتى و مادى که نصیب بشر شده ـ نیز با آن مواجه است مشکل فاصله طبقاتى است، به این معنى که فقر، بیچارگى و تهیدستى در یک طرف و تراکم اموال در طرف دیگر، قرار گیرد.

عده اى آن قدر ثروت بیندوزند که حساب اموالشان را نتوانند داشته باشند و عده دیگرى از فقر و تهیدستى رنج برند، به طورى که تهیه لوازم ضرورى زندگى از قبیل غذا و مسکن و لباس ساده براى آنان ممکن نباشد.

بدیهى است: جامعه اى که قسمتى از آن بر پایه غناء و ثروت و بخش مهم دیگر آن بر فقر و گرسنگى بنا شود، قابل دوام نبوده و هرگز به سعادت واقعى نخواهد رسید. در چنین جامعه اى دلهره، اضطراب، نگرانى، بدبینى و بالاخره دشمنى و جنگ اجتناب ناپذیر است.

گر چه در گذشته این اختلاف در جوامع انسانى بوده است ولى باید گفت: متأسفانه در زمان ما این فاصله طبقاتى به مراتب بیشتر و خطرناک تر شده است; زیرا از یک سو، درهاى کمک هاى انسانى و تعاون به معنى حقیقى، به روى مردم بسته شده و رباخوارى که یکى از موجبات بزرگ فاصله طبقاتى است با شکل هاى مختلف به روى آنها باز است.

پیدایش کمونیسم و مانند آن، و خونریزى ها و جنگ هاى کوچک و بزرگ و وحشتناک که در قرن اخیر اتفاق افتاد و هنوز هم در گوشه و کنار جهان ادامه دارد و غالباً از ریشه اقتصادى مایه مى گیرد و عکس العمل محرومیت اکثریت جوامع انسانى است، گواه این حقیقت است.

با این که دانشمندان و مکتب هاى اقتصادى جهان به فکر چاره و حل این مشکل بزرگ اجتماعى بوده اند و هر کدام راهى را انتخاب کرده اند، کمونیسم از راه الغاى مالکیت فردى، و سرمایه دارى از راه گرفتن مالیات هاى سنگین و تشکیل مؤسسات عام المنفعه (که به تشریفات، بیشتر شبیه است تا به حل فاصله طبقاتى) به گمان خود به مبارزه با آن برخاسته اند، ولى حقیقت این است که: هیچ کدام نتوانسته اند گام مؤثرى در این راه بر دارند; زیرا حل این مشکل با روح مادّى گرى که بر جهان حکومت مى کند، ممکن نیست.

با دقت در آیات قرآن مجید، آشکار مى شود: یکى از اهداف اسلام این است: اختلافات غیر عادلانه اى که در اثر بى عدالتى هاى اجتماعى در میان طبقه غنى و ضعیف پیدا مى شود از بین برود و سطح زندگى کسانى که نمى توانند نیازمندى هاى زندگیشان را بدون کمک دیگران رفع کنند، بالا بیاید، و حداقل لوازم زندگى را داشته باشند.

اسلام براى رسیدن به این هدف، برنامه وسیعى در نظر گرفته است: تحریم رباخوارى به طور مطلق، و وجوب پرداخت مالیات هاى اسلامى از قبیل: زکات، خمس، صدقات و مانند آنها، تشویق به انفاق، وقف، قرض الحسنه و کمک هاى مختلف مالى، قسمتى از این برنامه را تشکیل مى دهد، و از همه مهم تر، زنده کردن روح ایمان و برادرى انسانى در میان مسلمانان است.

* * *

1 ـ مرحوم «طبرسى» در «مجمع البیان» بعد از آن که گسترده بودن مفهوم آیه را شرح مى دهد، مى گوید: «وَ هُوَ الْمَرْوِىُّ عَنْ أَبِى عَبْدِاللّهِ(علیه السلام)» از امام صادق(علیه السلام) نیز همین نقل شده است (مجمع البیان، جلد 1 و 2، صفحه 374 ـ جلد 2، صفحه 646، دار المعرفة، 10 جلدى ـ جلد 2، صفحه 180، مؤسسة الاعلمى للمطبوعات، بیروت، طبع اول، 1415 هـ ق، ذیل آیه مورد بحث).

Source and licence of this commentary

Source: Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi) · Office of Grand Ayatollah Naser Makarem ShiraziLicence: Notice of the publisher: use with mention of the source is permitted (not an open licence)

This commentary is its author’s understanding, not Siraj’s view.

Where in the source: https://quran.makarem.ir/fa/interpretation?sura=2&verse=261, text code 68c7c6fec44d

Details Source and licence of this commentary

Tafsir Nemooneh (تفسیر نمونه), the Persian commentary of the Quran written under Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi with a group of co-authors, as published on https://quran.makarem.ir/, the Quran and tafsir site of the office of آیت الله العظمی مکارم شیرازی: one page per ayah (/fa/interpretation?sura=…&verse=…). Part 01: surah 1 ayah 1 to surah 4 ayah 176, 372 passages. Terms: the footer notice of that site, «استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.» (Use of the content with mention of the source is permitted.); a notice of the publisher, not an open licence. Passages: the site serves one commentary for a passage on the page of each of its ayahs; consecutive ayahs of one surah whose pages serve the same commentary form one record with that range. An ayah whose page serves no commentary of its own joins a neighbouring passage only when that passage quotes it. Changes: only the HTML markup of the commentary block was removed: block elements became paragraphs separated by one blank line, a line-break tag a line feed, inline tags gave their text unchanged; the character references (  « » >) were replaced by the characters they name; white space of the markup was collapsed to one space and dropped at the edges of a paragraph; the footnotes stay where the page has them, after the text, with their markers; nothing else was changed. Not taken: the ayah and its translation shown above the commentary. Retrieved 2026-10-16 to 2026-10-23: 6248 requests one at a time, at least 6 seconds apart (6236 answered 200, one per ayah); the list of the requests (raw/index.jsonl) has SHA-256 ad7f694f4fd24e1501a679a2db6df2c800c78c6d4d0773cf3a1e883e6fe16f4c.

Source
Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi)
Publisher
Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi
Version of the source
retrieved-2026-10-16
Collection code
makarem-tafsir-nemooneh-2026-10-23-part01
Language and tradition
Persian, Twelver Shia
Approved for display
Number of texts
372
Open the source